يكشنبه 2 مهر 1396 - 22:53
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

شيما حسن زاده

 

نمايش نور در نگارگري ايراني

 

نگاهي به هنر نگارگري


در فرهنگ اسلامي هنر، عمل هنرمندي است که به نمايش زيبائي منجر مي­شود جمال که همان زيبائي است با هنر يک فرق اساسي دارد جمال چيزي است که با دستگاه ادراکي ملائمت داشته باشد و هنر، خلاقيت اين دستگاه است يعني اگر موجودي زيبا بود الزاماً هنرمند نيست. موجودي هنرمند است که بتواند زيبائي بيافريند و آنچه هنرمند بيافريند جمال و زيبائي است. پس زيبائي عبارت است از شيء محسوس يا نامحسوسي که با دستگاه ادراکي ما هماهنگي باشد کمال گاهي به صورت جمال و گاهي به صورت خلق جمال ظهور مي­کند پس جلال صبغه ديگري از کمال مطلق است کمال گاهي در کارهاي مثبت ظهور مي­کند که نام آن جمال است و گاهي در کارهاي منفي ظهور مي­کند که نام آن جلال است آنجا که جاي قهر است جلال ظهور دارد و جلال کمال است. پس بنابراين تعريف هنر اسلامي محمل ارائه جمال است جاي بروز مهر است و نشانگر کمال است ادراکي از آن لذت ببرد. کمال مطلق ذات اقدس خداوندي است پس صنع اثر هنري به معنوي جلوه­اي از مظاهر الوهيت در آيينه درک انسان است. هنر نگارگري ايران هم به چند دوره تقسيم مي­شود. پس از ظهور اسلام تا استقرار مغول، دوره حکومت مغول­ها تا عصر صفوي، اواخر دوره صفوي تا دوره قاجار و دوره پهلوي تا دوران پس از انقلاب، هنرمندان ايراني ضمن تأثيرپذيري از هنر چين و آسياي ميانه با اين هنر آشنا شدند. نگارگري صفويه به دليل حضور اروپاييان و تأسي هنرمندان ايراني از آنها مي­توان به ظهور سبک اروپائي در اين نقاشي­ها پي برد نگارگري دوران قاجار نيز ترکيبي از سبک­ هاي هنري اروپائي کلاسيک و سبک و تکنيک نگارگري دوران صفوي است. نگارگري دوران پهلوي نيز تقريباً ادامه راه دوران قاجار است اما مينياتورهاي پس از انقلاب آميخته­اي از نگارگري سنتي و طرح­هاي نو است. در تمدن اسلامي هر هنرمند در مرتبه نخست از نقش و نگارها و الحان ازلي محاکات و ابداع مي­کرد تحقيقاً به اين سبب که خود را با آن نمونه­ها و صورت­ها يکي کند و به ميزاني که اين وحدت و يگانگي مربوط به ذات نمونه­ها شد هنر هنرمند کار و اثري زنده بود هنر اسلامي در پي سير و سلوکي است که بيش از هر چيز تابع شناخت شهودي و اشرافي است ترجمه آيه شريفه 35 سوره نور اين است: نور او چون چراغداني است که در آن چراغي، و آن چراغ را در شيشه­اي است آن شيشه گوئي اختر درخشاني است که از درخت خجسته زيتوني نزديک است که روغنش (هرچن به آن آتشي نرسيده باشد) روشني بخشد. روشني روي روشني است. خدا هرکه را که بخواهد با نور خويش هدايت مي­کند. نگارگر ايراني به نمايش نور در اثر خود مي­پردازد زيرا که نهايت جمال، مطلق و ذات اقدس خداوندي است پس چه چيزي برتر از نمايش نور بر پهنه تصوير همان نوري که زيبائي را به بيننده نمايش دهند و البته همين شيوه درک از هنر است که سرفصل تفاوت نگارگري اسلامي و نقاشي غربي است زيرا نگارگر اسلامي عالم را مظهر خدا مي­داند و جائي را در عالم غيب نمي­يابد که از فيض الهي بي­بهره باشد. بنابراين عالم او در حقيقت نوراني و سايه به آن راهي ندارد. شاه طهماسب را شاهزاده­اي هنردوست و بافرهنگ ناميده­اند و حتي گفته شده تحت تعاليم هنري سلطان محمد قرار داشته است. به همين سبب در بخشي از دوران سلطنتش با حمايت از هنر و هنرمندان سبب رونق هنرها از جمله نگارگري در ايران شد. نگارگري اسلامي ايران در اوان عصر صفوي را مي­توان برآيندي باشکوه از سبک­هاي مختلف شرقي و غربي دانست و بي­گمان زمينه و ريشه­هاي شکل­گيري مکتب تبريز عهد صفوي را بايد در مکاتب قديم­تر جستجو کرد ولي در زمان شاه اسماعيل اين مکتب صورت رسمي به خود گرفت زيرا او بود که پس از شکست در جنگ چالدران به تأسيس کارگاه و کتابخانه­اي در تبريز همت گمارد و به پردازش و تدوين کتب خطي مصور به دست هنرمندان اهتمام ورزيد شايد بتوان يکي از دلايل مهم در به بارنشستن مکتب تبريز را جابه­جائي هنرمندان به دليل فتوحات شاه اسماعيل دانست. زيرا اين عوامل سبب انتقام و انتقال و ادغام سنت­هاي هنري شد حمايت شاه اسماعيل از هنرمندان کارگاه يعقوب بيگ آق قويونلو و هنرمندان محلي شهر تبريز از يک سو و مهاجرت استاد بهزاد همراه با جمعي از هنرمندان هرات به شهر تبريز از ديگر سو شيوه نوين و کمال يافته مکتب تبريز را در هنر نگارگري رقم زد. در حقيقت اين شيوه نوين در نقاشي در پي ترکيب سنن مختلف نگارگري پديد آمده است که هم در شيوه­هاي نگارگري هنرمندان محلي تبريز ريشه دوانيده بود و هم در تلفيق با دستاوردهاي بهزاد همراه با کوشش­هاي اين هنرمند در تربيت و پرورش نقاشان محلي تبريز که صادق بيک افشار آنان را وارثان کلک بهزاد مي­نامند شکل گرفت. بدين سان آميزه­اي پرشکوه از قانونمندي و نظم و تعادل به همراه تلألؤ هيجان­انگيز شکل و رنگ و حرکت به نام مکتب تبريز پديد آمد يک نوع وابسته و مربوط به نگارگري تذهيب است تذهيب در لغت­نامه­ها به معناي زر گرفتن و طلا اندوزي است و از آن به واسطه زيبائي در آرامش و زيبا کردن کتب و بعضاً ابنيه مذهبي و موارد بسياري جلوه بخشيدن به ديوان شعر و قطعات خطاطي استفاده مي­شود اين هنر بعد از طلوع اسلام در اختيار حکومت­هاي اسلامي قرار گرفت و نام هنرهاي اسلامي را از آن خود کرد اوج هنر تذهيب را مي­توان در کتاب آرائي دوران تيموري و صفوي جستجو کرد. تذهيب مانند نقاشي داراي مکاتب خاص است که از بين آنها مکتب سلجوقي، تيموري و صفوي و قاجاريه شهرت بيشتري دارد. در کل از اين هنر هم مي­توان به صورت مستقل و هم با نگاتيو گل و مرغ و خطوط خوشنويسي استفاده کرد علاوه بر اينکه اين هنر را مي­ توان به طور مستقل در کاشي­کاري، قلم­زني، خاتم کاري، منبت­کاري نيز مشاهده کرد. از ويژگي­هاي ديگر اين هنر مي­توان به موارد ديگري هم اشاره کرد آشنائي و ممارست با اين هنر باعث تمرکز و آرامش انسان مي­شود و اين آرامش تمرکز زمينه­ي موفقيت در تمام عرصه­ها را فراهم مي­کند غرق شدن در اين هنر در مرحله ابتدائي موجب نزديک شدن به کلام الهي و در وهله بعد باعث تذهيب روح خود هنرمند مي­شود در مساجد از طرح­هاي ارسبک يا اسليمي استفاده مي­شود اين طرح­ها متعلق به دوران اسلامي است بعد از حمله اعراب به ايران در دوره ساماني و ورود به کشورمان ايرانيان به بهترين نحو از اين اشکال موزون براي زيبائي کتب و ابنيه اسلامي استفاده کردند. اسليمي به معناي اسلامي و کلمه­اي عربي است و ارسبک کلمه­اي لاتين و به معناي عرب است حرکات اسليمي به صورت چرخش­هاي حلزوني و نقش فرم­هاي بديع و زيبائي را به وجود مي­آورند تلفيق آن با ختائي­ها بسيار باشکوه مي­شود و جذابيت اين طرح را چند برابر مي­کند ضمناً ختائي از ختن آمده است و براساس يک سري گل و ساقه و برگ که در طبيعت وجود ندارد طراحي شده است اين طرح­ها به صورت مجزا يا باهم روي گنبد و مناره­هاي مساجد به کار مي­روند. طرح اسليمي و ارسبک از آغاز دوران اسلامي تاکنون به طور تقريبي در کليه آثار و رشته­هاي هنري ايراني نيز مورد توجه بوده و در ساير هنرها همچون کاشي­کاري، گچ­بري اماکن مقدس و خب البته در قالب­بافي، منبت­کاري و معرق­ کاري و . . . استفاده مي­شود. با وقوع انقلاب و به بارنشستن حرکت­هاي مردمي اين رشته همچون ديگر رشته­هاي تجسمي از منظر انديشه دستخوش تغييراتي شده. يکي از مهمترين ويژگي­هائي که در تمامي عرصه­هاي هنرهاي تجسمي پس از انقلاب پديد مي­آيد و متأسفانه پس از سال­ها پرشتاب و پر حادثه نخستين، دوباره محو مي­شود ارتباط هنرمندان و آثار آنها با مخاطبان تحت عنوان مسائل سياسي، اجتماعي و فرهنگي کشور است. در نقاشي ايراني دوره­هاي مختلفي ديده مي­شود اين دوره­ها از تأثيرات فرهنگ­هاي يگانه و تصاوير مختلفي به وجود آمده که گاه حتي ناهمگون جلوه مي­کند و ذوق ايراني آنها را به نتيجه جالبي رسانده است. با وقوع انقلاب حرکات جديدي در حوزه نگارگري بوجود آمد و آن رجوع به سنت­هائي است که در فرهنگ ديني وجود دارد پر بيراه نيست که معروف­ترين نقاشي که در حال حاضر نزد اکثريت مردم شناخته شده است استاد فرشچيان باشد. تقريباً همه ايرانيان ظهر عاشورا را ديده­اند اين ارتباط به معناي ارتباط مردمي ميان اثر و آنها است. نگارگري با حضور استادان، وجهه­اي عمومي پيدا کرد و بي­گمان اين مهم در سرلوحه کار اين استادان قرار داشته است که از منظر آنها هنر چيزي نيست مگر درک صريح از جانب آحاد مردم. فرشچيان با استفاده از اشکال هندسي يعني استفاده از مثلث خصوصيات مطلوبي را بوجود آورده است که براي بيان پاکي و خلوص از آن استفاده کرده­اند و با استفاده از آناتومي و حجم پردازي­هاي خاص که در آن صورت گرفته است تلفيقي هوشمندانه و اصيل از نقاشي غرب و نقاشي سنتي به وجود آورده است. در کنار فرشچيان مي­توان از استادان ديگري همچون حسين کاشيان، حسن اسکندرپور، درخشاني و مهدي حسيني نام برد. يکي از سردمداران حفظ و اشاعه هنر نگارگري در ايران پس از انقلاب حوزه هنري است که با برگزاري همايش­ها و نشست­هاي تخصصي سعي در بارور کردن استعدادها و حمايت از پيشکسوتان اين رشته داد. بي­گمان کاستي­هاي موجود با سري برنامه­هائي که نقد به برنامه­ريزي مديريتي داشته مي­ تواند منجر به يک تعامل ميان سياست­گذاران و هنرمندان شود. يکي از مفاهيم و رويکردهائي که در نگارگري پس از انقلاب اتفاق افتاده نقش زن در اين آثار است زن موضوعي است که در ادبيات و هنر هميشه مورد توجه بوده است اين موضوع در هنرهاي تجسمي ايران از ديرباز تاکنون مورد توجه دوره­هاي مختلف از جمله دوره معاصر قرار گرفته است با وجود اينکه حضور زن در منظر جامعه سنتي ايران در پس پرده حجاب است در نقاشي­هاي سنتي نمودي عيني، جدي و ملموس داد. علت اين امر را مي­توان در شعر ايراني جستجو کرد در واقع شعر وارد ساحت تصوير شده است و زيباترين جلوه­ها را در اين دو هنر (نقاشي و شعر) به تصوير مي­کشد.                       

 

چهارشنبه 16 شهريور 1390 - 9:51


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری