جمعه 28 مهر 1396 - 16:12
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

ميلاد بهاري

 

ادبيات انقلاب را عامه خوان نکرده‌ايم

 

گفت و گو با حجت الاسلام و المسليمن سعيد فخرزاده؛مسئول واحد تاريخ شفاهي مرکز مطالعات و تحقيقات فرهنگ و ادب پايداري حوزه هنري


وارد اتاق که شدم، حجت‌الاسلام فخرزاده با همکاران در حال جمع کردن وسايل دفتر تاريخ شفاهي بود. به حکم حس کنجکاوي خبرنگاري، دليلش را که پرسيدم، گفت: قرار است نقل و مکان کنند به جاي ديگر، به خودم اجازه کنجکاوي مجدد ندادم و نپرسيدم کجا و او هم چيزي نگفت. به دليل وضع بهم ريخته اتاق، مجبور شديم براي انجام مصاحبه به اتاق کنفرانس مرکز آفرينش‌هاي ادبي برويم. هر چند گفتند نيم ساعت بيشتر نباشد و همين طور هم شد. دو هفته‌اي بود که پيگير بودم با حجت الاسلام سعيد فخرزاده؛ مسئول واحد تاريخ شفاهي مرکز مطالعات و تحقيقات فرهنگ و ادب پايداري گفت و گو کنم که به دليل کسالت ايشان هر بار به تعويق مي‌افتاد. اما بالاخره اين قرار ميسر شد. صحبت ما از رويکرد اين واحد در توليد کتاب شروع شد و با بررسي قضيه انتشار بدون مجوز کتاب «سفير هفت هزار روزه» از سوي موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره) پايان يافت. اين گفت و گو را مي‌خوانيد.

 

به عنوان مسئول واحد تاريخ شفاهي حوزه هنري در توليد کتاب‌هاي خاطرات چه آثاري مدنظرتان است؟

قطعاً خاطراتي مدنظر ما است که بتواند يک اطلاعاتي را از انقلاب اسلامي به مردم ما ارائه بدهد.

فقط انقلاب اسلامي يا به حوادث انقلاب مشروطه و يا دوران دفاع مقدس هم مي‌پردازيد؟

پروژه‌اي که آلان مدنظر ما است تنها به نهضت امام خميني (ره) مي‌پردازد. يعني از دهه چهل تا اويل دهه 60. حوادث انقلاب اسلامي را در طي اين سه دهه جمع آوري و بررسي مي‌کنيم و آن‌هايي که لازم است براي مردم انتشار مي‌دهيم.

به چه صورتي اين کار انجام خواهد شد؟

بايد بگويم که يک نگاه سندي و تاريخي وجود دارد و به دنبال اين است که يک سري اطلاعات را از حوادث تاريخي منتشر کند که بيشتر هم مورد رجوع يک قشر خاص؛ پژوهشگران و محققان قرار مي‌گيرد. ولي اعتقاد ما اين است که کاربرد و مصرف علمي از حوادث انقلاب براي جامعه ما فراهم نشده است.

منظورتان از اين که مصرف علمي فراهم نشده است چيست؟

ببينيد اطلاعات تاريخي دو کاربرد دارد. يک کاربرد علمي و يک کاربردي فرهنگي که بيشتر هدفش عبرت آموزي، هويت بخشي به جامعه و آموزش است؛ بنابراين اولين چيزي بايد مدنظر باشيد اين است که بايد جامع باشد و مخاطب عامه بتواند به خوبي از ْآن استفاده کند. با اين نگاه تاکنون امکان و زمينه‌اي فراهم نشده که براي اينکه استفاده علمي از اطلاعات تاريخي صورت بگيرد. ما بنا نداريم که فقط کتاب اسناد و مدارک چاپ کنيم. چون خيلي از نهادها و سازمان‌هاي ديگر اين کار را انجام مي‌دهند. آلان فقط کتاب‌هايي چاپ مي‌کنند که جنبه سند و منبع شدن دارد. اما ما به دنبال اين هستيم که براي مخاطبان عام مان کتاب را منتشر کنيم. مگر ما در ايران چقدر محقق داريم. در خوش‌بينانه‌ترين حالت تنها ده درصد محقق داريم که اين‌ها هم مربوط به همه حوزه‌هاست؛ و در حوزه تاريخي درصدي کمتري هستند. که موضوع انقلاب درصدي کمي هستند و نيازشان به اين گونه کتاب‌هاست؛ بنابراين درصد بالايي از جامعه 99 درصد تقاضا دارند که درباره انقلاب اسلامي بدانند و اطلاعاتي را کسب کنند.

يعني شما آمده‌ايد به گونه‌اي عمل کنيد که مخاطبان عامه هم بتوانند از کتاب‌هايي با موضوع انقلاب آشنا شوند و بتوانند استفاده کنند.

ببيند ما بر اساس نياز سنجي به اين نتيجه رسيده‌ايم که آلان تقاضا به اين‌گونه کتاب‌ها زياد است. مثالي که مي شود در اين باره زد اين است که جاده‌اي را بسازيم ولي فعلاً استفاده‌اي از آن نکنيم. در واقع سرمايه‌اي را در اين جا حبس کرده‌ايم که هنوز استفاده‌اي از آن نمي‌شود. آلان اطلاعات و مطالب تاريخي جمع آوري مي‌شود اما وقتي که بخواهيم اين کتاب‌ها را منتشر کنيم نياز به يک سرمايه گذاري دارد که آلان استفاده خاصي ندارد. يعني آن پژوهشگراني که بايد اين کتاب‌ها را بخوانند کم هستند بنابراين ما هر چه کتاب‌هاي اسناد منتشر کنيم خروجي خاصي ندارد. آلان نياز عمومي مردم به انقلابشان وجود دارد و ما فکر مي‌کنيم بايد به اين نياز پاسخ دهيم و داريم در جهتي حرکت مي‌‎کنيم که کتاب‌هايي منتشر شوند که مصرف عمومي دارد و مردم از آن‌ها استقبال مي‌کنند.

البته دفتر ادبيات انقلاب اسلامي هم اقدام به تدوين کتاب‌هايي در زمينه اسناد تاريخي کرده بود که هنوز هم برخي از مجلدات اين‌ها منتشر نشده و ادامه دارد.

بله همين طور است. در طول اين سال‌ها دايره المعارف‌ها، روزشمار پانزده خرداد، روزشمار انقلاب و فرهنگ نامه‌ها منتشر کرد، اما استقبال عامه از اين گونه کتاب‌ها زياد نبود و در همان چاپ اول و دوم ماندند. اما کتاب‌هايي که در حوزه تاريخ شفاهي با رويکرد تدوين کتاب هاي خاطره نگاري توليد شدند مورد استقبال جامعه و عموم مردم قرار گرفتند و مسئولين نظام هم در سطوح مختلف از اين کتاب‌ها تقدير کردند؛ لذا بايد در اين مسير حرکت کنيم و در اين زمينه تقاضا هم بسيار بالاست.

اين مسئله رويکرد جديد حوزه هنري است؟

رويکرد جديد که نه، اين فرايندي است که طي اين سال‌ها به آن رسيده‌ايم و بايد در اين مسير گام برداريم. توليداتي هم که آلان حوزه هنري دارد اين مسئله را نشان مي‌دهد. خاطره نگاري، خاطرات شفاهي و داستان بيشترين حجم کتاب‌هاي توليدي حوزه هنري را تشکيل مي‌دهند؛ بنابراين بيشترين سرمايه گزاري در زمينه خاطره نگاري است.

البته بايد در نظر گرفت که عنصر جذابيت در خاطره نگاري اهميت زيادي دارد وگرنه با کارهاي تکراري و بعضا بدون خلاقيت‌هاي ادبي نمي‌توان انتظار اين را داشت که مخاطبان از اين‌گونه کتاب‌ها استقبال کنند.

خاطره يک ويژگي و کاربرد دوگانه‌اي دارد و ميان رشته‌اي است. از اين منظر که اطلاعاتي است که از يک حوادث تاريخي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. از منظر ديگر خاطره درباره رابطه انسان و يک پديده است و تنها به دنبال اين نيست که يک اطلاعاتي در مورد يک رويداد بدهد. بلکه در واقع نوع رابطه انسان با آن پديده هم روايت مي‌شود و از عواطف و احساسات آن فرد هم گفته مي‌شود. رابطه انساني يک حادثه در اين واقعه لحاظ مي‌شود و اين جاست که وقتي انسان و احساسات او به ميان مي‌آيد عامه‌تر مي‌شود. از منظر ديگر هم داستان در آن وجود دارد. در واقع اين پردازش‌هاي انساني باعث جذابيت خاطره‌ها مي‌شود و از اين منظر خاطره بيشتر به داستان شبيه و نزديک است و مخاطب به خواندن و شنيدن آن علاقه دارد.

بنابراين در اين جا شما با دو مسئله رو به رو هستيد اولاً اينکه سوژه‌هايي را انتخاب کنيد که براي مخاطب جذاب باشند و در ثاني اين سوژه ها به گونه‌اي پرداخته شوند که مخاطب به خواندن آن‌ها ترغيب شود.

بله همين گونه است. اين را هم در نظر بگيرد که به دليل غلبه فرهنگ شفاهي بر جامعه، آمار مطالعه در کشور ما پايين است. نوشتن و خواندن به دليل همين فرهنگ، سخت است و حتي در ميان سياست مدران ما هم اندکند کساني که خاطرات خود را بنويسند. مردم بيشتر دوست دارند ببيند و بشنود تا بخوانند؛ بنابراين با اين ويژگي جامعه، ما بايد اولاً سوژه‌هايي را انتخاب کنيم که براي مردم جذاب باشد و در ثاني جوري سوژه را تدوين کنيم که مردم عليرغم اينکه علاقه‌اي به خواندن ندارند، به خواندن آن روي بياورند. بنابراين انتخاب سوژه، انتخاب موضوع و پردازش آن خيلي در  جذب مخاطب نقش دارد. البته ما در جمع آوري اطلاعات و ثبت و ضبط خاطرات هيچ محدوديتي نداريم و سعي‌مان اين است که از جنبه‌هاي مختلف و از  جاهاي مختلف جامعه، خاطرات مختلف را ثبت و ضبط کنيم. ولي وقتي اين خاطرات جمع آوري شد سوژه‌هايي را که به نظرمان جذابيت‌هايي دارند و ويژگي مطرح شدن دارند را انتخاب و منتشر مي‌کنيم. لذا بعد از اينکه سوژه‌هاي خاص را پيدا کرديم به سراغ نويسنده‌هايي که به اين موضوعات علاقه‌مند و تبحر دارند مي‌رويم و سوژه را در اختيارش قرار مي‌دهيم و اين متن به عنوان دست مايه اوليه سوژه مورد نظر پيش روي نويسنده قرار مي‌گيرد و بعد از آن بايد مسائل پيراموني و حوادث مختلف توسط او کالبد شکافي شود. ممکن است يک حادثه براي کسي که در جريان آن باشد بديعي باشد، ولي براي مخاطب ما اين مسائل روشن نباشد و داراي ابهاماتي باشد که بايد نويسنده به اين ابهامات پاسخ دهد و نياز مخاطبان را برآورده سازد. مثلاً راوي در جايي اعلام کند که من توسط فلاني شکنجه شدم. ولي اين شکنجه گر براي مخاطب ما روشن نيست و نويسنده بايد براي او ابهامات را رفع کند و اطلاعات ارزشمندي در اين باره در اختيار او بگذارد. پاورقي‌هاي که لازم است بيايد و سوالاتي ديگري که بايد از راوي پرسيده شود انجام شود. بخش‌هايي که خيلي جالب نيستند ناديده گرفته شوند و بر اساس ملزم‌ها و اطلاعاتي که بايد به مخاطب داده شود کتاب توليد شود که اين حداقل دو سال زمان لازم دارد. حتي بعضي کتاب‌هاي ما خيلي بيشتر در حد 4 و 5 سال طول کشيد مثل خاطرات «عزت شاهي» که 5 سال طول کشيد.

خب با اين توضيحات بگوييد در حال حاضر روي چه سوژه‌هايي کار مي‌کنيد؟

 آلان ما در مورد تسخير لانه جاسوسي مطالب و ديتا را جمع آوري مي‌کنيم. آقاي بهشتي پور در حال انجام اين کار هستند. البته در ابتدا يک کتاب در مورد کليت اين مسئله منتشر خواهد شد، ولي در ادامه سوژه‌هاي جذابي که در اين حادثه وجود دارد و مي‌تواند دست مايه کتاب‌هايي ديگري قرار بگيرد، شناسايي و به دست نويسندگان مختلف سپرده مي‌شوند. سوژه بعدي که آلان روي آن کار مي‌کنيم در مورد حضور چهار ماهه امام راحل در پاريس است. اينکه اساساً چه شد که امام به پاريس رفتند و دولت فرانسه چه اقداماتي انجام داد. با توجه به اينکه فرانسه مدعي آزادي خواهي بود. چه برخوردهايي با انقلابيون داشتند، ممانعت‌هايي که براي مبارزان به وجود آوردند، فشارهايي که رسانه‌هاي خارجي به دولت فرانسه مي‌آورند و... که مردم ما از آن‌ها اطلاعي ندارند و براي‌شان جالب است که اين کار هم خودم انجام مي‌دهم. سوژه ديگري که در حال انجامش هستيم و توسط علي اصغر محمدي پيگيري مي‌شود، درباره جريان جنبش دانشجويي است. چون دانشجويان در دوره انقلاب نقش به سزايي چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور داشتند حضور پررنگي داشتند و احساس کرديم که اين حضور بايد ديده شود و لذا در اين باره با دانشجويان چه در تهران و شهرستان‌ها و چه کساني که در خارج از کشور بودند و مبارزه مي‌کردند گفت و گوهايي انجام داده‌ايم و اطلاعات اين جريان جمع آوري شده تا بتوانيم در ادامه سوژه‌هاي مناسب را تشخيص دهيم. سوژه ديگر در مورد نقش زنان در انقلاب است. همان گونه که مي‌دانيد حضور و مبارزه زنان در حوادث انقلاب برجسته بود و در بعضي شهرها آغازگر مبارزات بودند؛ و انقلاب باعث شد که نقش زن تغيير کند که اين مسئله در حوادث انقلاب ديده نشده است. اين کار هم توسط خانم پازوکي انجام مي‌گيرد. بحث ديگر فرهنگ و هنر در جريان انقلاب است که آمديم اساساً از خود حوزه هنري شروع کرديم که چگونه شکل گرفته و چه کارکردهايي داشته و چه حوادثي را در دوره انقلاب از سر گذارنده است. يا شايد مردم عادي ندانند که براي توليد يک سرود انقلابي چه گروه‌هايي کار کرده‌اند و چه کساني اين کار را انجام مي‌دادند. يا عکس‌ها و شعارهايي که نوشته مي‌شد و خطاطي‌هايي که انجام مي‌شد. اين کار هم هنوز شخص خاصي بر عهده نگرفته است. ولي بخش مصاحبه‌ واحد تاريخ شفاهي در حال انجام اين کار هستند و علي اصغر محمدي هم در اين کار دخيل هستند. موضوع ديگر نقش روحانيون در سطح جامعه است. نقش روحانيون در انقلاب در تهران و شهرهاي مختلف و حوادثي که روحانيون مبارز با آن‌ها مواجه بودند و مبارزاتشان با حکومت و متحجرين مذهبي همچون انجمن حجتيه بررسي و اطلاعات اين‌ها هم جمع آوري مي‌شود. مسول اين کار هم آقاي زنجاني است. اين‌ها موضوعاتي است که ما در حال حاضر روي آن تمرکز داريم و کار مي‌کنيم.

بنابراين به جاي اينکه همه وقايع با هم آورده شوند به صورت موضوعي کار شده است؟

به نظر مي‌رسد که اگر ما به صورت موضوعي به وقايع بپردازيم، بعد وقتي اين کارها در کنار هم قرار گرفتند اين موضوعات يک کليت شکل مي‌دهند که مي‌تواند پازل انقلاب اسلامي را شکل بدهد و براي مخاطبان روشن سازد. البته ما سعي‌مان اين است که اطلاعات را به گونه‌اي پر حجم و پر مغز توليد کنيم که فقط به توليد کتاب ختم نشود و بتوانيم در ادامه از روي همين سوژه‌ها توليداتي همچون فيلم و نمايش و انيميشن داشته باشيم. اطلاعات دسته‌بندي مي‌شوند و اگر استقبالي شد اين اطلاعات و سوژه‌ها انجام مي‌دهد. براي هر کدام از اين سوژه‌ها يک مدير مشخص کرده‌ايم که وظيفه هدايت داده‌ها را بر عهده دارد و در واقع اين برآورد را داريم که هر کدام از اين سوژه‌ها تبديل به صدها کتاب شود. مثلاً براي مسئله‌اي همچون تسخير لانه جاسوسي برآورد خود ما اين است که از دل اين اطلاعات صدها کتاب با سوژه‌هاي جذاب توليد شود.

آقاي فخرزاده مسئله‌اي که ديده مي‌شود تفاوت تدوين اطلاعات و حوادث در تهران و شهرستان‌هاست که متأسفانه در سطح شهرستان‌ها اين کار زياد صورت نگرفته است، روي اين مسئله هم تاکيد داريد؟

به نظرم به دليل اينکه اکثر نهادهايي که وظيفه تدوين و ثبت خاطرات و حوادث انقلاب اسلامي را دارند در تهران هستند به نظر مي‌رسد نهضت و انقلاب تهراني شده است. ولي خوشبختانه ويژگي‌ايي که اين کار دارد اين است که به نقش شهرستان‌ها توجه بيشتري شده است. الآن دو سالي است که در اکثر حوزه هنري استان‌ها دفاتر ادبيات پايداري راه اندازي شده است و تلاش مي‌کنيم که در اين زمينه فعاليت بيشتري داشته باشيم و بتوانيم سطح آن‌ها بالا بيايد. کلاس‌هاي آموزشي براي محققان استان‌ها برگزار مي‌کنيم و هم اطلاعات را در اختيارشان قرار مي‌دهيم تا آن‌ها هم از اين اطلاعات استفاده کنند. البته بايد تاکيد کنم که خيلي از کتاب‌هايي که مورد استقبال گرفته سوژه‌هاي آن مربوط به استان‌ها است. مثل کتاب «دا».

در ادامه به مسائل بعد از انقلاب هم خواهيد پرداخت؟

بله مثلاً يکي از سوژه‌هايي که مدنظر ماست. مقاومت‌هايي مردمي است که در دوران انقلاب اسلامي شکل گرفت و بعد همين هسته‌هاي مقاومت به صورت گروه‌هاي مردمي و در دوراني که قواي نظامي کشور از هم پاشيده بود در جنگ حاضر شدند؛ و يا اينکه مثلاً مقاومت خرمشهر چه ربطي به آبادان دارد و اين‌ها سوژه‌هايي است که ريشه در انقلاب دارد و اعتقاد من اين است که ما اگر انقلاب مان را نشناسيم، نمي‌توانيم دفاع مان را بشناسيم. در آينده ما به سمت اين سوژه‌ها خواهيم رفت و نمي‌توان آن‌ها را ناديده گرفت.

 احساس مي‌شود که واحد تاريخ شفاهي حوزه هنري به نوعي با دو دفتر ديگر ادبيات انقلاب اسلامي و ادبيات پايداري هم پوشاني دارد و کاري که هر سه اين دفاتر انجام مي‌دهند خاطره نگاري است

نه چنين چيزي وجود ندارد. هر سه اين دفترهاي ادبيات پايداري، انقلاب اسلامي و واحد تاريخ شفاهي زير مجموعه واحد بزرگ‌تري به نام مرکز مطالعات و تحقيقات ادبيات انقلاب و پايداري هستند که تحت مديريت آقاي سرهنگي قرار دارد. البته امور استان‌ها هم که باز دو شاخه مي‌شود. دفتر تاريخ شفاهي و ادبيات پايداري استان‌ها.

يعني هيچ هم پوشاني وجود ندارد؟

نه اصلاً. چون تمام تصميماتي که در اين دفاتر گرفته مي‌شود بر اساس تصميم جمعي است و همگي اين دفاتر زير مجموعه واحد مطالعات ادبيات پايداري هستند و تنها تقسيم کار صورت گرفته است.

مثلاً شما کتاب‌هاي خاطره توليد مي‌کنيد و دفتر ادبيات انقلاب اسلامي هم همين کار را انجام مي‌دهد.

 ما در واقع بخش خاطرات را انجام مي دهيم و دفتر انقلاب اسلامي کتاب‌هاي پژوهشي مربوط به انقلاب اسلامي را منتشر مي‌کند.

خب بگذريم. گويا موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني قم خاطرات حجت الاسلام سيد تقي موسوي درچه اي را در کتاب ديگري منتشر کرده که دقيقا با متن کتاب «سفير هفت هزار روزه» يکي است؟ توضيح مي‌دهيد که دقيقا چه مشکلي به وجود آمده است و اساسا چه طور ممکن است که ناشر ديگري بدون اجازه کتاب ناشر ديگري را منتشر کند.؟

به نظر من بايد خوانندگان تصميم بگيرند. ما 5 سال روي اين کتاب کار کرديم و وقتي اين کتاب براي اصلاحيه‌هاي پاياني در اختيار آقاي درچه اي قرار مي‌گيرد که ايشان ايرادات متن را ببينند و اصلاح کنند، ظاهراً يک نسخه از اين متن پيش مرحوم درچه اي مي‌ماند که او هم به خاطر دوستي که مسئولين واحد خاطرات موسسه نشر آثار امام خميني داشتند اين نسخه را در اختيار آن‌ها قرار داده‌اند.

آن‌ها قبل از شما منتشر کرده‌اند.

بله، ولي مسئله اين است که آن‌ها همين کتاب را که آقاي روحاني صدر نوشته منتشر کرده‌اند. تنها کاري که کرده‌اند اين است که بدون ويرايشي که ما بعدا روي اين کتاب انجام داديم با اسم مستعار نويسنده منتشر کردند.

کي متوجه اين قضيه شديد؟

بعد از اينکه کتاب «سفير هفت هزار روزه» منتشر شد، باخبر شديم.

چرا شکايت نکرده‌ايد؟ اين مشکل را چگونه مي خواهيد حل کنيد؟

ما دنبال اين هستيم که از مجاري حقوقي اين قضيه را پيگيري و دنبال کنيم. ولي من از اين موسسه در تعجبم که چرا اين کار را انجام داده‌اند. ما بعد از نظر تعديلي آقاي درچه اي، اين کار را ويراستاري کرديم. خانواده آقاي درچه اي هم در جريان بودند و گفتند که آقاي درچه‌اي تنها براي ديدن آن را در اختيار آن‌ها گذاشته است. ولي براي نشري که مزين به نام امام خميني است اين کار خوبيت ندارد.

 

 

 

 

چهارشنبه 16 شهريور 1390 - 9:30


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری