جمعه 2 تير 1396 - 16:32
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

شيما حسن زاده

 

در بحث اخلاق، تنها به کلمه اکتفا نکنيم

 

گفتگو با حسن نقاشي، فيلم­ساز اسطوره شناس


« اين يک حقيقت است که فيلم کوتاه به خاطر نوع بيان و ايجازي که دارد و اينکه مي­تواند بزرگترين پيام­ها را در کوتاهترين زمان به مخاطب منتقل کند، بهترين وسيله براي بيان موضوعاتي مثل اخلاق است و به راحتي مي­تواند اين مفاهيم را به شکل يک پيام بصري در جامعه ترويج کند در عين حال جامعه ما يک جامعه سنتي است که در آن به اخلاق اعتبار و اهميت خاصي مي­دهند و اخلاق جزء اولين شرط­هاي زندگي در ايران است ولي اين مسئله خيل مهم است که چگونه به آن پرداخته شود که حالت شعارگونه نگيرد و همراه با تحقيقات گسترده باشد چرا که ما نه فقط به خاطر مسلمان بودن به اصول اخلاق پايبنديم بلکه از ايران باستان اخلاق مداري جزو فرهنگ ما بوده است و با ظهور اسلام به تکامل رسيده است.» حسن نقاشي تحصيلکرده تاريخ و سينماست و همين موضوع باعث شده است تا به ساخت فيلم با موضوعات اسطوره­شناسي و تاريخ ايران علاقه خاصي نشان داده است و در اين راه هم با موفقيت­هاي زيادي در جشنواره­هاي داخلي و خارجي روبرو شود. وقتي با او براي گفت­وگو پيرامون پروژه اخلاق در هنر به خصوص فيلم­ها و توليداتمان تماس گرفتيم علاقه بسياري نشان داد و انصافاً حرف­هاي زيادي هم داشت.

- موضوع اخلاق، موضوعي است که اين روزها ذهن بسياري از افراد را درگير کرده است و هرکس به نوعي تلاش مي­کند که براي اعتلاي اين واژه که وجودش در جامعه بسيار ضروري است قدم­هائي بردارد. فکر مي­کنيد انتخاب اين موضوع براي ساخت يک مجموعه فيلم کوتاه چقدر مي­تواند مفيد باشد؟

اين يک حقيقت است که فيلم کوتاه به خاطر نوع بيان و ايجازي که دارد و اينکه مي­تواند بزرگترين پيام­ها را در کوتاهترين زمان به مخاطب منتقل کند، بهترين وسيله براي بيان موضوعي مثل اخلاق است و به راحتي مي­تواند اين مفاهيم را به شکل يک پيام بصري در جامعه ترويج کند. در عين حال جامعه ما يک جامعه سنتي است که در آن به اخلاق اعتبار و اهميت خاصي داده مي­شود و اخلاق جزء اولين شرايط زندگي در ايران است ولي اين مسئله مهمي است که چگونه به آن پرداخته شود که حالت شعارگونه نگرفته و همراه با تحقيقات گسترده باشد چرا که ما نه فقط به خاطر مسلمان بودن به اصول اخلاق پايبنديم بلکه از ايران باستان اخلاق مداري جزو فرهنگ ما بوده است و با ظهور اسلام به تکامل رسيده است.

- انتخاب اين موضوع هم شايد به دليل قدمت و ريشه­اي است که در فرهنگ ما داشته؟

قطعاً همين طور است. اگر نگاهي به تاريخ قبل و بعد از اسلام بيندازيد، مي­بينيد که در متون تاريخي آن زمان بارها به موضوع اخلاق اشاره مستقيم شده و مردم را به داشتن اخلاق نيکو توصيه شده است. حالا بايد ديد که اين اخلاق چيست؟ به نظرم به مجموعه رفتارهائي که نشان دهنده هويت يک ملت است اخلاق مي­گويند. جالب است بدانيد از همان زمان قديم و درست از زماني که اخلاق در ساير اقوام هم برابر بود با به خاک و خون کشيدن سرزمين­ها و کشتن انسان­هاي بي­ گناه، در ايران اخلاق با آباداني و آباد کردن و رعايت حقوق انسان­ها و آزادي بيان همراه بوده است. مثلاً در مکتب مغول کسي مي­تواند مکتب مغول باشد که بتواند تخريب کند اما درست همان زماني که مغول به اين اخلاق پايبند بوده است در همين ايران مي­بينيد اخلاقي رايج بوده است که بسيار قابل تأمل بوده است و اين قابليت را دارد که به دنيا ارائه شود. براي اينکه بهتر متوجه اين موضوع شويد بياييد يک برهه از تاريخ را در نظر بگيريد. مثلاً 3 هزار سال پيش. کليه متوني که از آن دوران به جا مانده است مشاهده مي­کنيم که مردم به دينداري، خدامحوري، آباداني و عمران و اخلاق­مداري دعوت شده­اند. حالا بايد ديد که اينها چه اهميتي دارد؟ در همان منشور کوروش که اين روزها به عنوان نماد رعايت حقوق بشر و انسان دوستي و آزادي شناخته مي­شود بارها به احترام به ساير افکار، رعايت حقوق ديگران و عمران و آباداني اشاره شده است اما اين حرف­ها فقط مربوط به کوروش نبوده است بلکه اين­ها شعار مردم پارس بوده است.مردمان پارس معتقد بودند که اگر سرزميني را فتح کردي آنرا آباد کن و به مردمش لطمه نزن و آنها را آزاد بگذار.

- يعني منشور کوروش برآمده از تفکر يک شخص نيست و نمادي از اخلاق ايرانيان در برهه­اي از تاريخ است؟

بله. وقتي داريوش مصر را فتح مي­کند اولين اقدام او تأسيس کتابخانه است اولين چيزي که پادشاهان ايران باستان در کتيبه­هايشان به آن توجه دارند اهورامزدا بوده و هيچ کتيبه­اي به غير از نام خدا با چيز ديگري شروع نمي­شود مثلاً در همان زمان در اطراف شهر پارس در کتيبه آشورباني پال که در 645 قبل از ميلاد، زماني که سرزمين شوش را فتح کرد چنين آمده است: من در مدت يک ماه و 25 روز راه، سرزمين شوش را تبديل به يک سرزمين ويرانه و صحراي بي­حاصل کردم. نداي آسماني و فريادهاي شادي به دست من از آنجا رخت بربست. خاک آنجا را به توبره کشيدم و به ماران و عقربان اجازه دادم آنجا را اشغال کنند اين کتيبه شاهي است که قبل از کوروش و تأسيس دولت پارس به ايران حمله کرده است يا پادشاه بابل که به ايران حمله مي­کند و چنين مي­نويسد: فرمان دادم که 100 هزار چشم درآورند 100 هزار ساق پا شکسته و هزاران پسر و دختر جوان را در آتش سوزاندند و خانه­ها چنان ويران کردند که بانگ زندگي رخت بربندد. حالا کوروش بابل را مي­گيرد و چنين مي­نويسد: من براي صلح کوشيدم. من برده­داري را برانداختم و به بدبختي مردم پايان بخشيدم فرمان دادم که تمام شهر در پرستش خداي خود آزاد هستند فرمان دادم هيچ­کس مردم شهر را از زندگي ساقط نکند. و اينجاست که اهميت منشور کوروش مشخص مي­شود. داريوش هم در کتيبه بيستون مي­گويد: اي مرد! راستي را دوست هستم و بدي را دشمن. دروغگو نيستم. تندخو نيستم. خشم را سخت با اراده نگه مي­دارم و سخت بر هوس خود فرمانروا هستم. کسي عليه ديگري بگويد مرا باور نيايد تا سوگند هر دو را نشنوم اين حرف بزرگي است. شاهي که مي­تواند براي خودش فرمانروائي کند مي­گويد هوسران نيستم و رفتارهاي منفي را نهي مي­کند.

- اهميت اخلاق ايران باستان در مطالعه ايرانيان پس از اسلام چيست؟

اگر نگاهي به عهد باستان بياندازيم مي­بينيم در حالي که قوانين متوحش حيواني پياده مي­شده است در سرزمين ما افرادي حکومت مي­کردند که برآمده از فرهنگ و تمدن خود مردم بوده­اند و فرهنگ خودشان را ترويج مي­­کرده­اند. به همين دليل بوده است که مردم پارس در آن زمان جزء نوادرمردم روزگار خود بوده­اند. اما درباره اينکه چقدر اين نوع نگرش در جامعه و اخلاق­مداري توانسته به پذيرش اخلاق ديني پس از اسلام کمک کند بايد بگويم خيلي زياد. در آن زمان دين­هاي زيادي به ايران آمدند و هرکدام با اخلاق مخصوص به خودشان ظهور کردند اما تنها ديني که از جانب مردم ايران پذيرفته شد و به عنوان دين رسمي کشور پذيرفته شده دين اسلام بود چرا که دين اسلام کامل­ترين دين بوده است و بيشترين سنخيت را با آموزه­هاي اخلاقي مردم ايران داشته است. براي مثال ما در آموزه­هاي زرتشت داريم که خوشبخت کسي است که در پي خوشبختي مردم باشد. و دقيقاً همين آموزه را در دين اسلام هم داريم که اگر مي­خواهي خوشبخت باشي ابتدا به فکر خوشبختي اطرافيان خودت باش. ايرانيان هميشه چيزهاي خوب را پسنديدند و اگر دين اسلام برخلاف ساير اديان در ميان ايرانيان بسيار مقبول افتاد به دليل اين است که اسلام کامل کننده است و باورهاي درست آنان را تکميل مي­کرده است. چرا اينطور بوده است؟ براي اينکه کاستي­هائي در اخلاقشان وجود داشت که براي آنان جوابي نداشتند اما در دين اسلام برايش جواب پيدا کردند. يکي از بهترين سرزمين­هائي که اسلام را پذيرفت و آنرا فرهنگي کرد ايران بود. در زمان ظهور اسلام در ايران، فرهنگ ايراني براي ترويج آن در اختيار اسلام قرار گرفت. مردم ايران دين­مدار بودند به همين دليل هم بود که دين توحيدي را پذيرا شدند و اينجاست که وظيفه من فيلمساز يا محقق به عنوان کسي که از اين تأثيرات باخبر است اين است که اين اطلاعات را در اختيار مخاطبان قرار دهد.

- اما متأسفانه نسل امروز از اين تأثيرات که بين اخلاق ايران باستان و دين اسلام وجود داشته، بي­ خبرند و به نوعي از اين مفهوم فاصله زيادي دارند.

کاملاً با گفته شما موافقم چرا که در زماني که موسوم به عصر ارتباطات است آنقدر هجمه­هاي اطلاعاتي بالا است که کمتر جواني سراغ اين چيزها مي­رود. ويل دورانت در کتاب تاريخ تمدن خود آورده که اگر مي­خواهي ملتي را نابود کني، ارتباط او را با تاريخش قطع کن. با توجه به اين گفته مي­توان فهميد که اطلاع از گذشتگان و تاريخ چقدر مهم و با اهميت است و حالا که در شرايطي هستيم که افراد کمتر سراغ گذشته تاريخي خودشان مي­روند اهميت پروژه­ها­ئي مانند طرح اخلاق در مباحث سينمائي و به طور کلي هنري پررنگ­تر مي­شود الان نياز است که اين نسل بداند ما چه ريشه­اي داريم و باور و اعتقادات گذشتگان ما چه بوده است؟ بايد اين نکته را بدانند که در چه سرزميني زندگي مي­کرده­اند. و ضرورت حفظ اين سرزمين چيست و اينکه از رفتارهاي اخلاق­مدار چقدر مي­توان استفاده کرد. اگر اين نسل بداند که گذشتگانش چه اخلاق­ها و مرام­هائي داشتند و اسلام چه خدماتي را به اين باورها کرده است به اين نتيجه خواهد رسيد که چه گنجينه بزرگي را به عنوان يادگار پيشينيان خود به ارث برده­اند.

- حال که دغدغه حضور اخلاق در توليدات و پروژه­هاي هنري ما اهميت ويژه­اي پيدا کرده است فکر مي­کنيد اين پروژه­ها چه ميزان مي­تواند اثرگذار باشند.

نفس اين دغدغه­ها ارزشمند است اما براي اينکه اثرگذار باشد بايد يک سري موضوعات را رعايت کرد مثلاً بايد از انواع ديدگاه­ها استقبال کرد و براي هر ديدگاهي که معرف فرهنگ ايراني قبل و بعد از حضور اسلام در ايران است را به تصوير بکشيم. براي چه ما امروز منشور کوروش را درمي­آوريم و برايش بزرگداشت مي­گذاريم؟ براي اينکه تمام دنيا او را مي­ شناسند و يا سر در سازمان ملل شعر بني آدم اعضاي يکديگر سعدي نوشته شده است. پس ما اين اندوخته­هاي فرهنگي و اخلاقي را داريم منتها بايد به تمام آنها پرداخته شود چرا که اگر قرار باشد يک سري مفاهيم کليشه­اي و دم دستي را به مخاطب عرضه کنيم به جز يک مجموعه عاري، چيزي از آب درنخواهد آمد. اما آن حرکتي مهم و ماندگار است که با تحقيق و به صورت عمقي ارائه شود تا تأثيراتش هم عمقي باشد. براي ساخت اينگونه فيلم­ها بايد به دنبال راه­هائي بود که معرف واقعي اخلاق باشد. خواهشي که از دوستان و همکاران فيلم­ساز دارم اين است که از نگاه­هاي سطحي و گذرا و جانبدارانه پرهيز کنند و به اين نوع کارش به عنوان سفارش نگاه نکنند باور کنند که چيزي به نام اخلاق وجود دارد و بعد راجع به آن فيلم بسازند تملق و چاپلوسي در کار نباشد و هرآنچه وجود دارد به تصوير کشيده شود. وقتي تملق به ميان بيايد ناخودآگاه سوژه خراب مي­شود. اما اگر با مطالعات قوي و ايمان به اين مسئله که اخلاق بهره­منديم فيلم بسازيم قطعاً اثرگذار خواهد بود ما مردمي هستيم که به اخلاق­مداري زبانزد هستيم. و خيلي حيف است که بخواهيم به کلمه اکتفا کنيم و آثاري توليد کنيم که ارزش معنوي بالائي نداشته باشد اميدوارم دوستان در توليد اين گونه آثار با نگاه کاملاً پژوهشي جلو بروند و منابع معتبري که اتفاقاً زياد هم هستند رجوع کرده و براساس آنان کار را جلو ببرند. کاش به آنچه مي­سازيم ايمان داشته باشيم.           

          

 

سه‌شنبه 15 شهريور 1390 - 14:7


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری