پنجشنبه 27 مهر 1396 - 10:42
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

پاي منبر معرفت

 

حجت الاسلام داود كميجاني

 

تعصب مذهبي

 

 

امروزه ملت­ها در شرايط ويژه­اي از روابط اجتماعي و بين المللي هستند. از سويي خواه يا ناخواه بايد با يکديگر رابطه داشته باشند و از سويي با وجود تفاوت در نگرش و تعصب در باورها و مذهب ملي خويش، نمي­توانند همديگر را به درستي بفهمند و يا گاه حتي تحمل کنند! در مواردي حتي طرف مقابل به عنوان «کافر» مورد تحريم يا گاه تهاجم قرار مي­گيرد. اين امر آنگاه قابل درک مي­باشد که بدانيم در بطن هر ديني نوعي انحصارگرايي در امر «حقانيّت» (1)و «نجات»(2) وجود دارد و هر دين و مذهبي صريحاً يا تلويحاً، خود را محق دانسته و تعاليم خويش را تنها راه نيل به نجات و رستگاري مي­داند.

البته تعصب مذهبي قدري با تعصب ديني تفاوت دارد، زيرا مذهب به معني مشي و راه زندگي، يک امر درون ديني است و بيشتر به شيوة خاصي از دينداراي اطلاق مي­گردد. در حقيقت دين نگرش خاصي از جهان و ماوراء الطبيعه مي­باشد اما مذهب قرائتي خاص از يک دين است و ماهيت آن بيشتر مربوط به ايدئولوژي مي­باشد. تا جهان بيني. اکثر دين­هاي بزرگ دنيا داراي مذاهب متعددي هستند. معمولاً هر ملتي با توجه به تجربيات معنوي و مباني فکري و فرهنگي خود، نوعي از دينداري را به عنوان مذهب خويش پسنديده و بر صحت آن تأکيد مي­کند.

امروزه «ناسيوناليسم مذهبي» به معناي تعصب جاهلانه بر مذهب خويش و بي­ارزش دانستن اعتقادات مذهبي ديگران، مانع بزرگي بر سر راه گسترش تعامل بين انسان­ها و به اصطلاح «گفتگوي اديان» است. زيرا اين امر به امکان گفتن و شنيدن طرفين نيازمند است، اما اکثر اديان و مذاهب بر اساس مباني اعتقادي خويش، اجازه شنيدن و گوش کردن به سخن طرف مقابل را نمي­دهند. زيرا در سنت­هاي ديني، انتقاد از «خود» جايگاه چنداني ندارد. اين مسئله باعث مي­گردد که هيچگاه زمينه­اي براي پديد آمدن زبان مشترك بين آنها فراهم نگردد. اين امر بر اساس اعتقاد به «يگانگي راه نجات»، که در درون هر ديني و يا مذهبي وجود دارد، تشديد مي­گردد، زيرا به مؤمن توصيه مي­شود كه درِ خانه ديگران نرود و حقيقت را در جاي ديگر جستجو نکند که هر چه خير است در همين جا و در آيين خود اوست.

در اين ميان، پيروان برخي از مذاهب،  در تعصب خويش ملايم­تر و برخي جدي­تر مي­باشند. هم اينک مذاهبي تندرو وجود دارد که پيروانشان همة انسان­هاي ديگر را به نوعي گنهکار و فاسد مي­دانند و حمله کردن به باورها و اعتقادات آنان را ضروري و حتي ريختن خون آنها را جايز مي­پندارد. شايد يکي از بارزترين اين گونه مذاهب در جهان اسلام، پيروان مذهب مجعول «وهابيت» باشد که بر آراء و انديشه­هاي رهبران خود، تعصب جنون آميزي دارند؛ تا حدي که حتي حاضرند جان خويش را در اين راه از دست بدهد. آنان که پيرو «محمد بن عبدالوهاب» (۱۷۰۳-۱۷۹۱م) مي­باشند، در احکام پيرو فقه «حنبلى»­ و از مسلمانان سني مذهب محسوب مي­گردند، ولي در اصول عقايد و بعضى از فروعات اسلامي به روش «ابن تيميه» (متوفي۷۲۸ ق) عمل مى‏کنند. محمد بن وهاب تحت تأثير افکار ابن تيميه، اعتقاد داشت که بسياري از اعمال عبادي و مذهبي مسلمانان، آميخته با مظاهري از شرک شده است و مخصوصاً در توحيد عملي، کافر شده­اند.

وهابيان بر اين اعتقادند که هر کس با عقايد آنان موافق است بايد با آنها همراه شده و به اصطلاح «بيعت» کنند و هر کدام از مسلمانان که از عقايد آنان پيروي نمي­کنند، «کافر حربي» محسوب شده و جان و مال و ناموس آنان ارزشي ندارد.(3)وهابيان در جنگ­هاي عليه ديگر فرق اسلامي، خشونت متعصبانه از خود نشان ­داده­اند چنانکه تا حال باعث کشته شدن بسياري از مسلمانان شده­اند.(4)

البته در اين بين مذاهبي هم هستند که ادعاي وحدت گرايانه دارند اما در حقيقت انحصارگرا و متعصب مي­باشند. بارزترين اين گونه مذاهب در جهان اسلام، شبه مذهب «بهائيت» است که با کمک استعمار، از بين شيعيان اثني عشري (دوازده اماميه) پديد آمده است. پيروان اين فرقه که مورد تکفير تمامي علماي اسلامي شيعه و سني قرار دارند، به اعتقادتي پايبند مي­باشند که آنان را از زمره جامعه اسلامي خارج ساخته است. آنان با ادعاي خاتميت و تمسک به برخي شيوه­هاي وحدت گرايانه مانند قرائت قسمتي از کتب مقدس اديان مختلف در «مشرق الاذکار»هاي (معابدشان) و در حين مراسم عبادي خويش، در حقيقت دوران همه مذاهب را پايان يافته اعلام مي­دارند و آنان را نسخ شده مي­خوانند. حتي در برخي از متون مهم مذهبي­شان صريحاً به ضرورت انهدام مظاهر اديان ديگر تأکيد کرده­اند.(5)

 

 

1-truth

2- salvation

3- سبحاني، جعفر، آئين وهابيت، دفتر جامعة المدرسين، قم، ايران، 1364 ش .

4- چنانکه مثلاً 300 مرد مسلمان از اهالي قريه «فصول» در شهر «احسا» نجد را به جرم کفر، به قتل رساندند و اموال آنان را غارت کرده و نواميس آنان را به اسارت بردند! همچنين در سال 1216 امير سعود سپاهي مرکّب از بيست هزار نفر گردآوري و به شهرهاي شيعه نشين «نجف» و «کربلا» عراق که تربت حضرت علي (ع) و امام حسين (ع) دو امام بزرگ شيعيان در آن قرار داشت حمله کردند تا آنجا را به خيال خود از مظاهر کفر پاک کنند. سپاه وهابي، جنايات بسياري در اين يورش انجام دادند، و علاوه برتخريب حرم اين دو امام و غارت خزانه آن­ها، بيش از5000 نفر از مسلمانان را تنها در شهر کربلا به قتل رساند. ر.ک جعفر سبحاني، آئين وهابيت، دفتر جامعة المدرسين، قم

5- در باب شش از كتاب بيان آمده، «بر هر مسلماني كه در دين بيان به سلطنت مي­رسد، واجب است كه احدي را از غير مؤمن به دين بيان، در زمين خودش باقي نگذارد و همچنين اين حكم (يعني كشتن تمام افراد) بر تمام افراد مؤمنين به دين بيان واجب است». همچنين در باب پنجم از كتاب بيان آمده ­است، «غير از مؤمنين به (کتاب يا دين) بيان هر كس هر چه دارد بايد از او گرفت و اگر بعداً داخل در دين بيان شد بايد به او رد نمود. انهدام و نابودي تمام ابنيه و بقاع مذهبي روي زمين از كعبه و قبور انبيأ و ائمه و تمام مساجد و هر بنايي كه به نام ديانتي ساخته شده، واجب است». ر.ک عبدالحسين نوايي، فتنه باب.

 

 

سه‌شنبه 15 شهريور 1390 - 9:49


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری