يكشنبه 30 مهر 1396 - 21:0
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

ستاره سعادت

 

اقتضائات کالايي کتاب

 

بي ترديد کتاب يک کالاست. خواه فرهنگي يا تجاري. از اين رو در باب نفس کالا بودن کتاب هيچ مناقشه اي وجود ندارد و مناقشه، تنها در نوع اين کالاست که اين نوع تنها در نحوه عرضه آن تأثير مي‌گذارد و حتي تأثير آن بر چگونگي توليد و نگهداري و حفاظت از آن نخواهد بود.

کتاب به عنوان يک کالا، همانند ديگر کالاها، مجموعه اي از اجزاء تشکيل دهنده دارد. شايد در نگاه اول، کتاب را تشکيل شده از تعدادي کاغذ يک اندازه و يک نوع ببينيم، اما آيا واقعاً اين‌گونه است؟ آيا مي‌توان رنگ‌هاي به کار رفته در صفحه آرايي کتاب يا پوشش‌هاي جلدي آن را ناديد گرفت؟ چنانچه مرکب را از کاغذ حذف کنيم آيا با تعدادي کاغذ سفيد روبه رو نخواهيم بود؟ آيا اين‌طور نيست که اگر چسب‌هاي به کار رفته در صحافي را از کتاب حذف کنيم با تعدادي کاغذ جدا از هم مواجه خواهيم بود؟ شايد در نگاه اول اين موارد چندان با اهميت جلوه نکند، اما زماني که بحث نگهداري و جا به جايي کتاب پيش مي‌آيد اين موارد و حتي مسائل جزئي‌تر نظير نوع مرکب به کار برده شده در چاپخانه هم مهم مي‌نمايد. اما با اين همه بايد گفت کاغذ و بعد از آن مرکب، مهم‌ترين بخش تشکيل دهنده کتاب است. در روزگاراني که نه چاپخانه‌ها داير بودند و نه صحافي در کار بود و نه خبري از گرافيک و طراحي‌هاي رنگارنگ، کاغذهايي که کلماتي را روي خود جا داده بودند، در کنار هم کتاب را خلق مي‌کرد. از اين منظر، شايد بيراهه نرفته باشيم اگر بگوييم تاريخچه کتاب با تاريخ کشف و خلق کاغذ ارتباط تنگاتنگ دارد که اين اولي بر آن است. تا قبل از ساختن کاغذ، مردمان باستان براي ماندگار کردن نظرهاي خود از کنده‌کاري روي سنگ و چوب و لوح‌هاي گلي بهره مي‌گرفتند که براي اين لوح‌ها نمي‌توان نام کتاب را به کار برد، حتي اگر مجموعه اي از آن‌ها را در کنار هم قرار دهيم.

کاغذ چيست؟

دست‌کم از هزاره دوم پيش از ميلاد، آدميان آموختند که مي‌توانند از پوست جانوران «کاغذ چرمي»(پارش من) بسازند. ايرانيان روي پوست گاو، گاوميش و گوسفند و رومي‌ها بر پوست خر وحشي مي‌نوشتند. پوست‌ها پس از دباغي و صيقل کاري به اندازه نازک و نرم از کار در مي‌آمدند که در زيبايي و نيکويي شاهکار به شمار مي‌آمدند. پارش من ايراني ويژگي‌هاي بهتري داشت. براي نمونه، ايرانيان براي از بين بردن بوي ناخوشايند چرم، در روند ساختن پارش من، به آن گلاب مي‌افزودند. اوستا را نخستين بار روي ۱۲ هزار پوست گاو نوشته بودند. اعراب نيز بيش‌تر براي نوشتن قرآن و نوشته‌هاي با اهميت (به دليل گراني) از پوست جانوران استفاده مي‌کردند. استعمال پوست نازک براي کتابت پيش از اسلام معمول بود، مسلمين نيز آن را بکار مي‌بردند ليکن قيمت گزاف آن سبب شد که فقط آن را براي نوشتن نسخ قرآن و قرار نامه‌هاي رسمي و عهد و پيمان‌ها استعمال کنند. اعراب بيش‌تر نوشته‌هاي خود را بر استخوان شانهٔ شتر يا سنگ‌هاي نازک سفيد يا شاخه‌هاي پوست کنده درخت خرما مي‌نوشتند و به دليل گراني کم‌تر از پوست جانوران استفاده مي‌کردند.

اما کاغذ به شکل امروزي آن ورقه نازک همواري است که معمولاً از الياف گياهي ساخته مي‌شود و براي نوشتن و چاپ کردن به کار مي‌رود. کلمه کاغذ از زبان سانسکريت وارد زبان فارسي شده است و لفظ اروپايي براي کاغذ از کلمه پاپيروس يوناني است.

اولين ملتي که در جهان موفق به اختراع کاغذ شد چيني‌ها بودند، در سال ۱۰۵ بعد از ميلاد، شخصي چيني بنام تاسي لون موفق به اختراع کاغذ شد و حدود سال ۶۱۰ م. به ژاپن و در ۷۵۱ م. به سمرقند راه يافت. در اواسط قرن دوم هجري کاغذ از سمرقند به بلاد اسلامي رسيد. مي‌گويند فضل ابن يحيي برمکي نخستين کسي بود که در بغداد کارخانه کاغذسازي داير کرد. در قرن ۴ هـ .ق. کاغذسازي در بغداد رواج تام داشت. بخش عمده کاغذ جهان از مغز چوب به دست مي‌آيد. جسم کاغذ الياف به هم آميخته سلولز است. اختراع کاغذ از پنبه و پارچه کهنه از ابتکار مسلمانان است.

در سال ۱۷۹۹ ميلادي يک جوان فرانسوي بنام لويي دو برت ماشين کوچکي ساخت که کاغذ تهيه مي‌کرد. امروزه کشورهاي سو يس، آلمان و ژاپن در ساخت کاغذ مقدم بر کشورهاي ديگرند و انواع و اقسام کاغذهاي سفيد و رنگي را توليد مي‌کنند.

همان‌گونه که اشاره شد کتاب يک کالاست، براي نگهداري هر کالايي هم بايد نکاتي را در نظر داشت(البته در اينجا منظور، نگهداري کتاب در انبار براي توزيع است نه نگهداري در کتابخانه‌ها). کتاب‌ها بايد در مکاني خنک، دور از تابش مستقيم نور خورشيد و خشک نگهداري شود. هيچ کتابي را نبايد تحت فشار در يکجا قرار داد و يا احياناً با نوار، طناب و يا کش محکم دور آن را بست. هرگونه فشاري بر روي کاغذهاي کتاب، مي‌تواند به آن‌ها آسيب برساند. حال آنکه در کشور ما همواره کتاب‌ها نخ پيچ مي‌شوند. کتاب‌ها را براي نگهداري بايد در طبقه بندي مشخص در قفسه‌هاي استاندارد قرار داد تا از جابه‌جايي مدام و مکرر آن پيش‌گيري کرد که باعث آسيب‌ديدگي کتاب نشود. شايد به همين دليل است که طبقه‌بندي بر اساس کتاب‌هاي پرمخاطب و کم مخاطب بهترين روش براي نگهداري کتاب در انبار معرفي مي‌شود. همواره توصيه مي‌شود آن‌ها را در کارتن‌هاي استاندارد قطع کتاب، نگهداري شود، چرا که کارتن کوچک‌تر از قطع کتاب باعث وارد آمدن فشار به آن شده و به کتاب آسيب مي‌رساند و کارتن بزرگ‌تر از قطع آن هم باعث تحرک کتاب در کارتن هنگام جابه‌جايي مي‌شود. تا امروز اما گويا کارتن حمل کتاب، اصل مهم اما فراموش شده در حمل‌ونقل آن است، هنوز کارتن سيگار مناسب‌ترين کارتن براي حمل‌نقل کتاب معرفي مي‌شود.

مخاطب کالاي کتاب

نکته ديگر اما، بحث مخاطب براي کالايي به نام کتاب است. کتاب به هر عنوان که مورد توجه باشد(کالايي فرهنگي يا تجاري) به طور حتم براي مخاطب مشخصي توليد و منتشر مي‌شود. اينکه اين مخاطب در چه نقطه جغرافيايي قرار دارد و توزيع اين کالا بر اساس محل استقرار مخاطب مسئله مهمي در توزيع آن است. مثالي مشخص در اين مسير به ما کمک خواهد کرد؛ تقريباً همه ما صبح‌ها که از منزل خارج مي‌شويم. اينکه اين مخاطب در چه نقطه جغرافيايي قرار دارد و توزيع اين کالا بر اساس محل استقرار مخاطب مسئله مهمي در توزيع آن است. مثالي مشخص در اين مسير به ما کمک خواهد کرد؛ تقريباً همه ما صبح‌ها که از منزل خارج مي‌شويم ماشين‌هاي حمل و توزيع مواد لبني را ديده‌ايم. آن‌ها در همه شهرها، خيابان‌ها و کوچه‌ها هستند، چرا که مخاطب آن‌ها در همه نقاط کشور ساکن هستند و از طرفي احساس نياز به اين کالا(مواد لبني) در همه مخاطبان آن ايجاد شده و آن‌ها را به مشتري براي اين کالا تبديل کرده است، اما آيا در مورد کتاب هم اين‌گونه است؟ آيا مخاطب کتاب همه مردم يک کشور(از خردسال تا کهن‌سال، بي‌سواد تا باسواد، زن و مرد و ...) هستند؟ آيا همه آن‌ها کتاب را به عنوان يک نياز خود درک کرده‌اند که آن‌ها را به عنوان يک مشتري براي کالايي به نام کتاب مطرح کند؟

نوع نگاه به کتاب به عنوان کالاي فرهنگي يا تجاري در نوع نگاه به مخاطب تأثير مي‌گذارد. چنانچه کتاب را کالايي فرهنگي بدانيم مخاطب براي ما مشتري و هدفمان هم کسب سود از فروش اين کالا نيست، اين‌گونه است که در توزيع آن نگاهي غير از توزيع يک کالاي تجاري خواهيم داشت.

شکل‌هاي جديد کتاب

کتاب، کالايي است که امروزه به شکل‌هاي مختلف عرضه مي‌شود و تنها مجموعه اي کاغذهاي هم‌شکل و هم‌اندازه را نمي‌توان براي آن متصور شد(اگرچه همچنان رايج‌ترين شکل کتاب، همان کتاب‌هاي چاپي است). امروزه کتاب‌هاي گويا يا صوتي روي لوح‌هاي فشرده، شکل جديد از کتاب است که نگهداري و حمل‌ونقل آن هم اقتضائات خاص خود را دارد. توزيع اين‌گونه کتاب هم در کنار دنياي واقعي، در فضاي مجازي هم قابل انجام است که به در دسترس تر قرار گرفتن آن کمک مي‌کند.

 

يكشنبه 13 شهريور 1390 - 9:16


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری