پنجشنبه 26 مرداد 1396 - 8:12
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

شيما حسن زاده

 

نويسندگان عاج نشين، در حصار قرار مي گيرند

 

گفتگو با راضيه تجار


او را مي شناسم. آرام و متين گام برمي دارد. مثل هميشه مهربان است و صميمي. همان خصوصياتي که بيش از ويژگي هائي همچون صاحب اثر متعدد بودن و يا شهرت و غيره، يک نويسنده را در دلهاي کساني که قرار است خواننده آثار او باشند محبوب مي سازد و شايد همين صحبت قلبي و مهر دروني است که از لابه لاي واژه ها و جملات و از زبان شخصيت هاي داستاني و با عبور از فضاي داستان به دل خوانندگان راه مي يابد. و اين همان اکسير واقعي اي است که يک نويسنده مردمي را از سايه هنرمندان متمايز مي سازد. با طرح چند سؤال کوتاه پيش از گفتگو سعي مي کنم زمينه آشنائي بيشتر با راضيه تجار براي خواندن سايت ido  فراهم شود. او در سال 1326 در تهران متولد شد. همسرش هنرمند عرصه فيلم و سينما است منوچهرحقاني پرست کارگردان و فيلمبردار. او اولين فيلم سينمائي ديني را با نام (توجيه) ساخته است آنها داراي دو پسر و يک دختر هستند ايمان پسر بزرگشان ليسانس رشته روانشناسي است رشته اي که مادر سالها پيش از دانشگاه الزهرا فارغ التحصيل شده است دختر ايشان نازلي فوق ليسانس زبان فرانسه و پسر کوچک پيمان در رشته کارگرداني و فيلم برداري تحصيل مي کند. خانم تجار يکي از فعالان عرصه ادبيات کشور است برگزاري کارگاه هاي داستان نويسي ايشان در حوزه هنري از سال 67 يکي از فعاليت هاي ويژه ادبي در کشور محسوب مي شود. کلاس هاي ديگر توسط تجار در خانه داستان، فرهنگسراي انقلاب، کانون رضوي و مراکز ديگر برگزار شده است. او داوري مسابقات داستان نويسي در آموزش پرورش، بنياد حفظ آثار و ارزش هاي دفاع مقدس، بنياد جانبازان، بنياد شهيد و سومين جشنواره کتاب سال اصفهان را به عهده داشته. همچون عضو شوراي بررسي داستان حوزه هنري بوده و با مجلات مختلفي همچون زن روز، حوادث، کيهان فرهنگي، سروش و جام جم همکاري داشته است نکته جالب در زندگي تجار سابقه 30 ساله تدريس و مديريت در مقاطع مختلف تحصيلي در آموزش و پرورش است. نرگس ها، زن شيشه اي، هفت بند، سفر به ريشه ها، شعله و شب، از خاک تا افلاک، گمان نبر شعله بميرد، جائي که آسمانش آئينه کاري است، آرام شب به خير، شعله در عشق، ستاره من، سرخ تر از ستاره، آواز پرواز و... تنها گوشه اي از فعاليت ادبي يکي از بزرگترين نويسندگان زن کشورمان است.

- آيا شما هم اين نظر را قبول داريد که قالب داستان کوتاه به ادبيات ما وارد شده و در سابقه ادبي ما چنين قالبي وجود نداشته؟

بله. در حقيقت پدر داستان نويسي کوتاه ايران آقاي جمالزاده است. نويسندگان ما در اين صد سال اخير، با شکل و ساختار قالب داستان کوتاه آشنا شده اند. قبلاً حکايت داشتيم و قصه و مثل و من هم اين سخن را که داستان کوتاه به شکل امروزي يک قالب وارداتي است تأئيد مي کنم.

- نويسندگان ما پس از گذشت سالها که صاحب داستان کوتاه شده اند آيا صاحب سبک هم شده اند؟

داستان کوتاه تعاريف مختلفي دارد. يکي از اين تعاريف انتخاب برشي هنرمندانه از زندگي است. و در اين برش کوتاه هر نويسنده اي بايد پايدار و وفادار به عناصري باشد که يک داستان را داستان مي کند. مثل فضاسازي، شخصيت پردازي، ديالوگ، طرح داستان، زبان و نثر داستاني و امثال اينها، که هر قدر نويسنده در اين انتخاب، قوي پنجه تر عمل کند، داستانش در نهايت، هنري تر خواهد شد. اما بعضي از نويسندگان، به  مرحله اي مي رسند که صاحب سبک مي شوند. و در حقيقت نگاهشان به دنياي داستان، و نوع روايتشان به گونه اي است که مختص خودشان است که همه به اين مرتبه نمي رسند.

- آيا در ميان نويسندگان معاصر، افرادي با اين ويژگي ها داريم؟

فکر کنم داشته باشيم. هدايت، ابراهيم گلستان، دولت آبادي و راضيه تجار هم سبک خودش را دارد.

- سبک خانم تجار چيست؟

در حقيقت، من سبکم را ارائه کردم و اين اهل فن هستند که بايد به اين موضوع برسند. ولي به نظرم يکي از ويژگي هاي آثارم نگاه شاعرانه به مقوله زندگي است. ايجاز، تصوير و خداباوري که در اين آثار تنيده شده است. بقيه اش را ديگران بايد کشف کنند و بگويند.

- به نظرتان داستان کوتاه، در ادبيات امروز ايران جايگاه خود را پيدا کرده يا همچنان مثل زمان مطرح شدن داستان کوتاه در صحنه ادبي ما وجه غالب با ادبيات تقليدي است؟

نويسندگان ما به اين مقام رسيده اند. و صاحب شناخت اين قالب شده اند و اتفاقاً در اين زمينه داستان کوتاه و خصوصاً پس از انقلاب، کارهاي بسيار خوبي خلق شده است و جا دارد که روي اين بخش سرمايه گذاري شود و کارهاي قابل اعتنائي که در اين سه دهه خلق شده اند انتخاب و ترجمه شوند به ويژه اينکه نويسندگان ما با گرايش هاي مذهبي خود توانسته اند بعضي موارد، مثل امدادهاي غيبي، خداباوري، شهادت و جانبازي و مقوله هايي از اين دست را به خوبي در اين قالب ارائه دهند و به نمايش بگذارند.

- داستان نويس درباره مسائل اجتماعي و نيز در قبال مسائل مهم جهاني چه رسالتي بر دوش دارد؟

يقيناً، چون داستان نويس به هر حال آماده کارش را از وقايعي که در اطرافش مي گذرد، مي گيرد درست است که از تخيل هم کمک مي گيرد اما در حقيقت تخيل با آميزه اي از واقعيات جواب لازم را مي دهد و نويسنده اي که بخواهد برج عاج نشين باشد و نسبت به جامعه و اطراف و حتي مسائل جهاني بي تفاوت باشد به هر حال خودش را در حصار قرار داده است. بسياري از مسائلي که نويسندگان مطرح مي کنند بايد برايش به نوعي ملموس باشد و گرنه اگر بخواهد از چيزي که درک درستي از آن ندارد و از چيزي که واقعاً او را به درد نياورده است حرف بزند، فکر مي کنم حرفش به دل نمي نشيند.

- در جامعه ي امروز ما چه سوژه هائي بيشتر قابليت طرح دارند به عبارت ديگر، خواننده بيشتري به ويژه در ميان بانوان خواننده داستان دارد؟

مخاطبين عام- حتي در بين خانم ها- آثاري را طالب هستند که سهل تر و راحت تر و عامه پسندتر هستند. مخاطب خاص است که کارهاي هنري تر، با لايه هاي پنهاني تر را مي پسندند پس نويسنده نبايد فقط نگران مخاطب باشد البته نبايد برج عاج نشين باشد. اما از طرفي هم اگر دغدغه اش اين باشد که کارش را طيف وسيعي بخوانند بايد توان هنري اش را پايين بياورد و به گونه اي بنويسد که اثرش مورد قبول همگان باشد. من معتقدم نويسنده بايد تلاش مضاعفي داشته باشد که کارش از هر نظر قوي، درست با ساختاري مستحکم و از نظر محتوايي بهينه باشد. کار اگر واقعاً محکم باشد مخاطب خودش را هم پيدا مي کند مخاطبي که صاحب شناخت و اهل مطالعه است پيدا مي کند ولي بعضي از کارها که ساده تر هستند به گونه اي نوشته شده اند که خواننده به دنبال اين است که ببيند بعدش چه مي شود و به دنبال هيجان هاي آني و سهل الوصول است، اينگونه داستان ها ممکن است در يک مقطع زماني مورد استقبال قرار گيرد و خواننده خودش را پيدا کند ولي مثل حباب تمام مي شود و مانائي ندارد.  در نهايت مي خواهم بگويم اگر نويسنده اي بتواند به نقطه اي برسد که کارهايش هم ماندگار باشد و هم بتواند مخاطب را به اندازه لازم جذب کند او ديگر توانسته است که بر قله بايستد.

- چرا علاقه مندان به رمان به خصوص ميان خانم ها رمان هاي خارجي را ترجيح مي دهند؟

خانم ها خواندن قصه را دوست دارند شهرزاد هم قصه گو بود و با قصه توانست جان خودش را نجات دهد آرزوي ما اين است که واقعاً مطالعه اتفاق خوشي باشد که در همه خانواده ها رخ مي دهد اما طيف خواننده هاي رمان ميان خانم ها بسيار گسترده و قوي است بعضي از کارهاي سهل الوصول که سرگرمشان کند تعقيب مي کنند و کارهائي که بيشتر نياز به تأمل کردن و فکر مي باشد تا به کشف بيانجامد، شايد در حد حوصله آنها نباشد. اما همان خوانندگان کتاب هاي راحت تر هم تدريجاً از ايستگاه اول به ايستگاه هاي بعدي ارتقاء پيدا مي کنند و کتاب خوانان ما را مي سازند. همان ها هستند که نسل بعدي را هم تربيت مي کنند که آنها هم کتابخوان شوند و اين خوب است. اميدواريم که اکثر خانم ها پس از خواندن کتاب هاي ماجرائي و پرکشش تدريجاً سعي کنند کتاب هاي تحليلي بخوانند کتاب هائي که مغز و لايه هاي پنهان دارد. اما اينکه چرا رمان خارجي؟ البته خانم هاي زيادي هستند که ژورناليستي مي نويسند. قبل از انقلاب پاورقي نويسي يا داستان کوتاه هاي عامه پسند در مجلات رواج زيادي داشت امروزه اينها به صورت کتاب درمي آيند تعداد زيادي از اين خانم هاي نويسنده بازار را پر مي کنند و خانم هائي هم مشتري اينگونه کتاب ها هستند ولي اينها يکبار مصرف است و خوانده مي شود تمام مي شود و کنار گذاشته مي شود اما گروهي ازخانم ها هم هستند که خلائي برايشان وجود دارد که کتاب مقبول خود را در ميان کتاب هاي ايراني با مؤلف ايراني نمي يابند و کتاب هاي خارجي مي خوانند يک علت آن کثرت اين کتاب ها است که از کشورهاي مختلف جهان ترجمه مي شوند و ميزان تأليف کمتر است اين خانم ها به دنبال کارهائي هستند که ممکن است بعضاً شاخص باشد يا جزء کارهاي عامه پسند باشد. ايرادي بر اين خانم ها وارد نيست به نظر من ايراد از ما نويسندگان است که نتوانسته ايم اين خلاء را پر کنيم.

- شما به چه سوژه هائي علاقمنديد و چطور آنها را پيدا مي کنيد؟

سوژه هاي خانوادگي و اجتماعي و نيز سوژه هائي که زاييده جنگ ما بود که آن هم به نوعي باز به جامعه بازمي گردد.

- انديشه تا چه حد در خلق يک اثر مؤثر است؟ با توجه به اينکه داستان نويس نمي تواند شعار بدهد و نه مي تواند مقاله فلسفي بنويسد؟

در داستان يک قالب وجود دارد و يک محتوي. انديشه اي که ما در اين قالب تزريق مي کنيم جايگاه ويژه خودش را دارد و داستاني که تهي از انديشه باشد يقيناً ناقص است. آن انديشه مثل يک نور پنهان باشد بايد در بستر داستان جاري باشد. و نويسنده بايد به صورت بسيار هنرمندانه و غيرمستقيم اين انديشه را در طول داستان از زبان شخصيت ها و با نشان دادن نمادها و نشانه ها براي خواننده تعيين کنند.

- مهمترين نکات که يک داستان نويس نوقلم بايد بداند چيست؟

ابتدا بايد استعدادي را که در درونش است را کشف کند و آنرا باور داشته باشد و براي آن هزينه کند. هزينه کردن هم آن است که وقت بگذارد، پشتکار نشان دهد، انضباط کاري داشته باشد، مطالعه کند و زير نظر يک استاد کار کند.

- آيا در نظر داريد تجربيات ارزشمند خودتان را که طي کلاس ها و کارگاه هاي داستان نويسي کسب کرده ايد به صورت يک کتاب مستقل دربياوريد؟

اين يکي از دغدغه هاي من است چيزي حدود  20 سال است که کارگاه داستان نويسي دارم و هميشه در افرادي که با هم کار کرده ايم يک نوع علاقمندي و رضايت فردي ديده ام.

- يک نويسنده براي تقويت بن مايه هاي فکري خودش چه بايد بکند چون در ادامه نوشتن اين انديشه نويسنده است که نمود پيدا مي کند؟

يک نويسنده به نظرم بايد تجربه هاي نابي از زندگي داشته باشد و به همين دليل هم هست که نويسندگان وقتي به سنين بالاتر مي رسند کارهاي خلاقانه تري ارائه مي دهند. چون تجربه، سن و مخصوصاً کشمکش هايي که در زندگي پيش مي آيد و نيز به هم زدن تعادل و دوري از روزمرگي ها و سفر و همچنين و مطالعه و ديدن فيلم هاي خوب و شنيدن موسيقي خوب و حشر و نشر با افراد جامعه و به موقع خلوت گزيدن، همه اينها مي تواند کارساز باشد و همچنين مطالعه بعضي از آثار قدما نظير مثنوي و حافظ و سعدي از اين دست و نيز آثار فلسفي و روانشناسي.

- به نظر شما جايگاه نقد ادبي عرصه ادبي ما چيست؟ چه از نظر نويسنده ها و چه از نظر منتقدين؟

به نظر من نوشتن و نقد لازم و ملزوم يکديگر هستند منتها نقدها نبايد محفلي باشد.

- منظور از محفلي بودن نقد چيست؟

يعني يک گروهي و تيمي دور هم جمع مي شوند و شروع مي کنند از کارهاي يکديگر تعريف کردن و يا يکي از مذمت کاري مي­کوشد و ديگري هم همچنين. نقد بايد فني باشد به هر حال منتقدين بايد اشراف داشته باشد. کارشناس دقيق و خواننده و مطالعه زياد داشته باشد. حب و بغض نداشته باشد و داوري شان يک داوري صحيح و بهينه­اي باشد که ادبيات را رشد بدهد. ما خوشبختانه افرادي را داريم که کار مي کنند و نظر مي­دهند و نويسندگان را يک گام به جلو مي برند. اما تعدادشان زياد نيست.

 

 

 

يكشنبه 13 شهريور 1390 - 8:27


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری