جمعه 2 تير 1396 - 9:45
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

فيلم كوتاه سكوي پرش به فيلم بلند نيست

 

گفتگو با شهرام مکري، درباره وضعيت فيلم کوتاه در ايران


ما امروزه در صنعت نيمه جان سينماي 35 ميلي متري مان، شاهد تعداد بسيار بالائي از توليدات بلند سينمائي هستيم توليداتي که گرچه مي دانيم به يک دهم توليد صنعت سينماهايي چون هاليوود نمي رسد اما براي بدنه سينمائي کشور ما اگر نگوييم زياد هست، کم هم نيست. اين فيلم ها در طول زمان زياد با هزينه هاي بالا ساخته مي شود در حالي که بسياري از آنان خالي از مفاهيم ارزنده و نيازهاي اخلاقي و اجتماعي جامعه و مخاطبان هستند اگر بخواهيم خوش بينانه بيانديشيم جان مطالبشان در چند دقيقه قابل بيان است؟! در جهان مدرن و با سرعت امروز هر چه بتوانيم از کميت کاسته و به کيفيت برسيم موفق تر بوده ايم. بنابراين فيلم هاي کوتاه زمينه اي بسيار مفيد براي نيل به هدف هستند مفاهيم اخلاقي و اجتماعي هم که در بستر فيلم ها گنجانده مي شوند گنج هاي بي پاياني هستند که مي تواند سينماي ما را سرپا نگه دارد. شهرام مکري کارگردان جواني که از همان آغاز و با دو فيلم کوتاه نخستش توانست خود را به عنوان فيلمسازي باذوق و نوگرا و با تکنيک معرفي کند، گفته هاي بالا را به خوبي درک و تأئيد مي کند. روايتگر (توفان سنجاقک) تدوين گر، فيلم نامه نويس و کارگردان تحسين شده سينماي ايران است که نظرات و واگويه هايش پيرامون سينما و به خصوص فيلم کوتاه معمولا پر مخاطب و جذاب بوده است. بنابراين به سراغ او رفتيم تا نظرش را پيرامون فيلم کوتاه و حرکت هائي که براي شناساندن اين گونه از سينما در کشور انجام مي شود جويا شويم.

 

- فيلم کوتاه مقوله ايست که در جامعه سينمائي ما کم کم جا افتاده است و اين در حالي است که تا قبل از اين حتي کساني که بطور حرفه اي فيلم بلند را دنبال مي کردند، از فيلم کوتاه خيلي استقبال نمي کردند اما به مدد جشنواره هاي مختلف و همچنين حرکت هاي مثبتي که در اين زمينه دنبال شد فيلم کوتاه از مقبوليت بيشتري در بين مخاطبان بهره مند شده است بخشي از اين حرکت هم به برگزاري جشنواره هاي موضوعي فيلم کوتاه برمي گردد. از نظر شما موضوعي کار کردن تا چه اندازه مي تواند به پيشرفت فيلم کوتاه کمک کند و آيا اين مسئله حرکت رو به جلو را به جشنواره ها محدود نخواهد کرد؟

درباره قسمت نخست صحبت هاي شما بايد نکته اي را بگويم. وقتي ما راجع به جا انداختن يک فرهنگ يا يک ديدگاه ممارست و پافشاري داشته باشيم در درازمدت نتيجه اي مطلوب بدست خواهيم آورد. من فکر مي کنم جرياني را که امروز به عنوان فيلم کوتاه از آن نام مي بريم مثل تمام جريان هاي فرهنگي و هنري داخل کشور اوج و فرودهائي داشته است و طول اين سالها کساني بوده اند که به نوعي روي جريان فيلم کوتاه اثر گذاشته اند. اين جريان اگر اشتباه نکنم از اواسط دهه 70 شروع شد و مديريت صحيح بعضي از افراد در رشد و شکوفائي آن بي تأثير نبود. براي اينکه آنها سياستي داشتند که طبق آن مي خواستند به فيلم کوتاه کلان تر از قبل نگريسته شود و به همين دليل براي آن تعريف سينماي مستقل را قائل شدند و اين شعار که فيلم کوتاه سکوي پرش براي رسيدن به فيلم بلند نيست را عملي کردند. ديد حرفه اي به فيلم کوتاه مرهون اين دوره است در اين دوره فيلم سازاني رشد کردند مثل بيژن ميرباقري، آرش رصافي، رهبر قنبري و مجيد برزگر. اينها در دهه بعد خود را به فيلم بلند رساندند، توانستند نگرش شان به فيلم کوتاه را هم به سينما منتقل کنند و مخاطب طي ساليان برگزاري جشنواره هاي مختلف، درباره فيلم کوتاه هر چه بيشتر با اين سينما آشنا شوند. بنابراين مي توان نتيجه گرفت روندي که فيلم کوتاه در اين ساليان طي کرده است يک روندي عادي و رو به جلو بوده است از طرف ديگر سينماي فيلم کوتاه دارد به نحوي خلاء سينماي روشنفکري را پر مي کند يعني وقتي سينماي بلند ما دارد به سمتي پيش مي رود که فقط مي خواهد گيشه را ساپورت کند و به سمت سينماي بازاري تر پيش مي رود جاي خالي سينماي روشنفکرانه از طريق فيلم کوتاه پر مي شود. پس وقتي اين اتفاقات با هم رخ مي دهد باعث مي شود تا سينماي کوتاه ما به يک جايگاه نسبتا خوب دست پيدا کند اما درباره بخش دوم حرف هايتان بايد بگويم که موضوعي ديدن فيلم کوتاه محاسن و معايب خودش را دارد. مهمترين ايراد اين است که ممکن است فيلمساز را سفارش پذير کند. يعني برخي از فيلم سازان به خصوص در عرصه فيلم کوتاه به دليل مشکلات مالي منتظر هستند ببينند  چه فستيوالي چه موضوعي دارد يا  کدام نهاد سفارش مي دهد تا براساس انگيزه­ها و اهداف اين فستيوال ها يا نهادها فيلم بسازند. اين باعث مي شود که فيلمساز از آن نگاه آزاد و خلاقانه دور شده و به يک فيلم ساز سفارشي بدل مي شود البته در نفس سفارشي ساختن اتفاق بدي رخ نمي دهد اما به هر حال براي هميشه جلوي انديشه آزاد را گرفتن اتفاق خوبي نيست. سفارش دادن و سفارشي کار کردن تا جائي خوب است که جلوي رشد و خلاقيت شما را نگيرد. فکر مي کنم در عرصه فيلم کوتاه در چند سال اخير اين مشکل بوجود آمده است که فيلم سازان را به سمت سفارشي کار کردن پيش برده است و اين باعث شده است که فيلم هاي خلاقانه دهه 70 و 80 را ديگر شاهد نباشيم.

- فکر نمي کنيد اين روش براي شناساندن فيلم کوتاه به مخاطب مؤثر باشد؟

مؤثر بودن يا نبودن آن ارتباط مستقيمي دارد با عرضه و تبليغي که درباره آن مي شود. هر فيلمي چه کوتاه و چه بلند اگر خوب تبليغ شده باشد و خوب ديده شود حتما تأثيرگذار خواهد بود اگر ما تأثيرگذاري فيلم کوتاه را کم رنگ مي بينيم شايد به اين دليل است که شيوه عرضه آن شيوه درستي نبوده است. روندي براي فيلم کوتاه وجود دارد که شامل آموزش و توليد و ارائه فيلم است ما بايد اين سه گزينه را کنار هم ببينيم. ممکن است فيلم هاي موضوعي و غيرموضوعي زيادي توليد کنيم ولي در بخش ارائه فيلم نتوانيم خوب عمل کنيم بنابراين فيلم ها ديده نشده و تأثيرگذاري هم نخواهند داشت بنابراين باز هم مي گويم که اگر فيلم کوتاه نتوانسته است تأثيرگذاري خودش را بر روي مخاطب داشته باشد و به دليل ارائه نادرست آن است چرا که اين نوع سينما در ذات خود بسيار آموزنده و تأثيرگذار است.

- ولي در کشور ما ارائه فيلم هاي کوتاه فقط به جشنواره هاي موضوعي محدود مي شود. فکر نمي کنيد اين شيوه مناسب نيست و اگر با نظر من موافقيد فکر مي کنيد چه روشي براي ارائه بهتر بايد در پيش گرفت؟

بازمي گردم به آن چرخه اي که از آن ياد کردم اگر بخش اول را که آموزش است را در نظر نگيريم در توليد و ارائه فيم ها بايد تأثير اين دو بخش را روي هم در نظر بگيريم. يکي از بازارهائي که براي ارائه فيلم ها وجود دارد به طور حتم جشنواره ها هستند ولي اين فقط يکي از بازارهاست و نبايد همه بازار باشد. وقتي همه بازار به ارائه فيلم به جشنواره ها محدود مي شود جشنواره نتيجه اش را بر توليد مي گذارد و در نتيجه توليد براساس سليقه جشنواره ها پيش مي رود. به معناي ديگر وقتي شما جاي ديگري براي ارائه فيلم تان نداريد و تنها جائي که امکان ديده شدن وجود دارد، فستيوال ها هستند به طور ناخودآگاه براساس سليقه فستيوال ها پيش مي رويد. اين قضيه در همه زمينه ها وجود دارد يعني ممکن است به سفارش فستيوال هاي خارجي فيلم بسازيد و يا اينکه اين سليقه مربوط به جشنواره هاي داخلي باشد در صورتي که اگر پروسه ارائه فيلم درست اتفاق بيافتد آن چيزي که پيش مي آيد اين است که شما فيلمي را توليد مي کنيد و براي آن بازار هدف تعيين مي کنيد اين بازار هدف ممکن است نمايش فيلم در خطوط هواپيمائي يا قطارها و يا حتي در ويدئو کلوپ ها باشد هر کدام از اينها که اتفاق بيافتد بر پروسه توليد فيلم قطعاً اثر خواهد گذاشت.

- واقعاً اين گستردگي بازار هدف را براي فيلم­هاي کوتاه هم مي توان لحاظ کرد؟

متأسفانه اتفاقي که در ايران در حال رخ دادن است اين است که بازار فيلم هاي کوتاه بسته شده است به اين معني که اصلاً چيزي در اين باره اصلاً طراحي نشده است. مثلا تلويزيون به عنوان يکي از ارگان هائي که خيلي مي تواند از توليدات اين حوزه حمايت کند، به خاطر روحيه محافظه کارانه اش از نمايش فيلم کوتاه فاصله گرفته است، چرا که اين فيلم ها معمولاً فيلم هاي سرکش تر و غيرمتعارف تري هستند پس وقتي بازار هدف را گم مي کنيم تنها چيزي که باقي مي ماند بازار موجود است اين گزينه براي فيلم سازان داخلي (جشنواره) است. خب حالا به اين توجه کنيد که تعداد جشنواره هاي موضوعي که در کشور برگزار مي شود خيلي بيشتر از جشنواره هاي آزاد هستند هر چند که بيشتر جشنواره هاي موضوعي بخش آزاد هم دارند اما فيلم سازان فکر مي کنند حتما بايد مورد همان موضوع جشنواره فيلم بسازند مضاف بر اينکه جشنواره هاي موضوعي به دليل حمايت هاي بيشتر و اسپانسرهاي قوي تر جايزه هاي بزرگ تري هم دارند و شايد بعضاً سيستم برگزاري آنها حرفه اي تر هم باشد به همين دليل فيلم سازان جذب اين جشنواره ها مي شوند و بر اساس سليقه آنها فيلم توليد مي کنند البته گاهاً فيلم هاي خوبي هم ساخته مي شود ولي تنها نکته اين نوع ارائه، نبود بازارهاي ديگر و وجود بازارهاي ارائه فيلم به صورت جشنواره اي است فکر مي کنم اگر بخواهيم از شر اين آسيب ها رها شويم بايد به فکر بازارهاي ديگري در کنار جشنواره ها باشيم.

- شما که دغدغه به وجود آمدن اين بازارها را داريد چه پيشنهادي مي دهيد؟

تلويزيون مي تواند جايگاه مناسبي براي پخش فيلم کوتاه باشد و يا مي توان از کانال هاي خصوصي در اين باره کمک گرفت. حتي مؤسسه هاي نمايش خانگي هم مي تواند درباره پخش و ايجاد بازار مناسب فعاليت کند حتي بشود به فيلم کوتاه به عنوان يک کالاي فرهنگي نگاه و مثل ساير کشورها عمل کنيم.

- در ادامه بحث موضوعي سازي گاهي اوقات موضوعاتي که در جشنواره ها يا حرکت هائي که براي فيلم کوتاه انجام مي گيرد موضوعاتي هستند فراگير که در همه جاي دنيا به يک شکل نگاه مي شود اما گاهي هم موضوعي به فيلم ساز مي دهند که بسيار نسبي است. مثل موضوع (اخلاق). مي خواهم بدانم طرح اينگونه موضوعات چقدر براي فيلمساز مفيد است و چقدر مضر؟ البته مفيد از اين منظر که به دليل نسبي بودن موضوع دست کارگردان باز است و مي تواند ايده هايش را به تصوير بکشد.

سؤال خوبي است. دست من کارگردان براي قصه پردازي يا نشان دادن المان هاي اخلاقي خيلي باز است در هر حال هر کسي المان هاي اخلاقي خاصي در ذهنش دارد و براساس همين ذهنيات است که فيلم ساخته مي شود از اين جهت هم که دست کارگردان در ساخت اين نوع از فيلم ها خيلي باز است و به تعبيري يک موضوع ديکته شده نيست. همين نسبي بودن گاهي باعث مي شود فيلم ها به سمت شعارزدگي حرکت کنند چرا که اگر تعبير خودشان را از اخلاق مي گفتند و منظور ما هم از اخلاق اين برداشت خاص است آن وقت داشتيم درباره اخلاق شعار مي داديم.

- فقط همين؟

ببينيد ما به اين قبيل مجموعه ها دو مدل نگاه مي کنيم. يا کمي يا کيفي. وقتي نگاه کمي داشته باشيم چيزي که اهميت پيدا مي کند تعداد فيلم ها است مثلاً مي گوييم براي اينکه بتوانيم فلان برنامه را داشته باشيم بايد تعداد 300 فيلم با اين موضوع ساخته شود اما وقتي کيفيت اهميت پيدا مي کند به نظر مي رسد اسم ها با وسواس بيشتري انتخاب مي شوند و خب نتيجه اي متفاوت خواهد داشت.

- خودتان به اين موضوع چگونه نگاه مي کنيد؟

يک واقعيت جالب برايتان بگويم! همين نوع مطرح کردن موضوع است که به من فيلمساز اجازه مي دهد تا اينطور آزاد و خلاقانه به فيلمسازي بپردازد.

- يکي از خواص فيلم کوتاه ايجازي است که دارد و خب در عصري که به عصر ارتباطات مشهور است، بهترين خوراک فرهنگي آن چيزي است که در حداقل زمان، حداکثر اطلاعات را به مخاطب بدهد واقعيتي که کشورهاي ديگر خيلي به آن اهميت مي دهند، در حالي که ما هنوز اندر خم يک کوچه ايم.

جواب اين سؤال دو بخش است بخش اول اينکه مخاطب به هر اندازه که براي ديدن يک اثر وقت گذاشته باشد از آن اثر انتظار دارد و وقتي اين زمان بيشتر مي شود انتظار مخاطب هم بيشتر مي شود نمي توانيم 90 دقيقه مخاطب را پاي فيلم بنشانيم و در انتها حرفي براي او نداشته باشيم چرا که مخاطب از صاحب اثر مي خواهد که با فيلمش حرفي براي گفتن داشته باشد بر عکس اين ماجرا هم اين است که مخاطب با صرف زمان کمتر براي ديدن انتظار کمتري هم خواهد داشت و شايد تصور شود که کار فيلمساز فيلم کوتاه راحت تر است به نظرم سينما سينما است. به همان اندازه که فيلم مدعي است بايد پاسخگو باشد. اما اينکه چه کنيم که فيلم کوتاه به اين صورت جا بيافتند يک بحث ريشه اي است. فکر مي کنم فرهنگ ما دچار مشکل است مشکل از فيلم کوتاه نيست. مردم ما خيلي فيلم بلند هم نمي بينند، تئاتر نمي روند و با مطبوعات هم رابطه خوبي ندارند به عنوان مثال فيلم پرفروش سال در تهران فقط 300 هزار نفر مخاطب دارد اگر همه چيز سر جاي خودش باشد آن وقت مي شود به اين فکر کرد که چرا همه چيز درست است و جاي فيلم کوتاه خالي است مثلاً نگاهي به تيراژ کتاب ها يا مطبوعات بيندازيد حرف من را بهتر متوجه مي شويد. اين نشان مي دهد که فرهنگ در جامعه ما دچار مشکل شده است که بخشي از آن هم فيلم کوتاه است. اما به نظر من همه چيز دچار مشکل است.

 

دوشنبه 7 شهريور 1390 - 13:55


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری