جمعه 28 دی 1397 - 14:42
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

اكرم اماني

 

تن پوش بي آستين (معرفي و گزيده ي شعر ولايي)

 


- تن پوش بي آستين (معرفي و گزيده­ي شعر ولايي)

- سعيد بيابانکي

- شرکت سهامي کتابهاي جيبي وابسته به انتشارات اميرکبير، 1389

- شابک: 6- 258- 303- 964- 978

- قيمت: 1200 تومان

«تن پوش بي آستين» پانزدهمين مجموعه از سري مجموعه کتابهاي آستان پاکان به قلم سعيد بيابانکي مي­باشد، که در اين شماره گزيده­اي از شعرهاي مذهبي (مرتبط با خاندان عصمت) چهار تن از شاعران امروز همچون حميدرضا شکارسري، بيژن ارژن، مرتضي اميري اسفندقه و سيد اکبر ميرجعفري پرداخته شده است. هرکدام از اين شاعران در اين حوزه – شعر مذهبي – آثار ارزشمندي خلق کرده­اند. نگارنده در ابتدا چند ويژگي مهم شعر اين شاعران که همگي از شاعران سرشناس و محبوب روزگار ما هستند را آورده است و سپس به گزيده­اي از اشعار آنها اشاره مي­کند. نويسنده در بخش اول به زبان و قالب نو، شاعري با حال و هوايي تازه، نگرش به مذهب از زاويه­اي نو، سپيد اما پرشور و گزيده­ي اشعار حميدرضا شکارسري مي­پردازد. مؤلف درباره­ي زبان و قالب شکارسري چنين مي­گويد: ادبيات و مذهب همواره از يکديگر بهره برده­اند. متون مذهبي به دليل قداست و احترامشان با استفاده از عالي­ترين سطح ادبيات نگاشته شده­اند، و از سوي ديگر، مذهب به عنوان سرچشمه­ي انديشه و منبع الهام، مورد عنايت صاحبان قلم گرفته است. نگاهي به سير شعر مذهبي در بعد از انقلاب اسلامي سويه­ي دوم اين اصل را به شکلي روزافزون در شعر شاعران نشان مي­ دهد. اگرچه پيش از انقلاب نيز شاعراني از جمله طاهره صفارزاده و علي موسوي گرمارودي کار شاعري خود را با الهام از مفاهيم و آموزه­هاي ديني و قرآني آغاز کرده و ادامه داده­اند؛ اما اين روند پس از انقلاب و به علت زمينه­ي مذهبي به وجود آمده در جامعه و تقويت آن از طريق سياست­گذاري­هاي کلان فرهنگي اجتماعي کشور، به گفتمان غالب شعر مي­انجامد و با نام­هايي چون سيد حسن حسيني، سلمان هراتي، محمدرضا عبدالملکيان، محمدحسين جعفريان، عليرضا قزوه و ديگران ادامه مي­يابد. اين امر – حال و هواي تازه – براي شاعري چون حميدرضا شکارسري که در شعرهايش همواره حرکت­هايي نوآورانه به نمايش مي­گذارد مسئوليتي مضاعف بود. از طرفي شعر سپيد هنوز بين مردم شناخته شده نبود و از طرف ديگر شعر سپيد با داعيه­ي نو بودن بايد حال و هواي تازه­اي را با خود به شعر وارد مي­کرد تا بتواند مخاطب شعر فارسي را متقاعد کند از عادتهاي هزار ساله­ي خود دست بکشد و «او» را گوش کند. شعر سپيد به عنوان محصولي تازه بايد با مزيت­هاي نسبي و حتي رقابتي عرضه مي­شد، اما تا رسيدن به اين مرحله هنوز وقت بود و شعر سپيد کش و قوس­هايي را تجربه مي­کرد تا ظرفيت­هايش به خوبي شناسايي شوند.

شکارسري در مرداد سال 1372 در شعري بنام «پرواز» چنين مي­سرايد:

ناگهان زمين چه سوت و کور شد

ناگهان زمان چه گيج و منگ ماند

ناگهان پرکشيدي از کنار خاک

گريه­ات تمام شد

غنچه­ي لب به خنده باز شد

آه! آسمان مثل گونه­ات کبود

کوه مثل پهلويت شکسته بود

 و در ارديبهشت سال 73 در شعر «در کنار تو» چنين مي­سرايد:

بانو! نمي­يابمت

اما کنار تو گريه مرسوم است

مگر مي­توان پهلوي تو بود و شکسته نبود؟

همانطور که در اشعار بالا ملاحظه مي­کنيد شعر اول هنوز مديون وزن است و موسيقي مصوت­هايي مانند «گ» درکلماتي مثل ناگهان، گيج، منگ، گريه و گونه و «ک» در کلماتي مانند: کور، کنار، خاک، کبود، کوه و شکسته به مدد شاعر در جلب مخاطب و ايجاد فرم موسيقيايي آمده­اند.

اما شعر دوم به وجهي رشک برانگيز در فرم و محتوايي تازه رخ مي­نمايد و صراحت جاي خود را به بياني هنرمندانه داده است. «پهلوي شکسته­ي» حضرت زهرا (س) بارها و بارها سوژه­ي شعر شاعران قرار گرفته است اما استفاده­ي بجاي شاعر از دو ايهام «پهلو» و «شکسته بودن» در فاصله­ي دو سطر به طرح و دريافت ذهني اين شاعر در هيئتي نو و تازه کمک کرده است. در شعرهاي آييني و مذهبي شکارسري آنچه خود را عمدتاً به رخ مي­کشد نه بازگويي صرف موضوعات ديني و مذهبي از طريق ذکر حوادث مربوط است و نه بازسرايي  عواطفي که طي ساليان عمر شعر فارسي نسبت به شخصيت­هاي اين حوادث ابراز شده بلکه شعر مذهبي نزد اين شاعر برخورد شخصي حس و انديشه با موضوعات و مفاهيم است. به ديگر بيان، شعر براي شکارسري محملي براي طرح کليات نيست، بلکه بياني است کاملاً شخصي از تجارب حسي و فکري کسي که توانايي درک جهان را از زاويه­اي تازه و شاعرانه دارد. منتها شکارسري در ادامه­­ي روند شاعري­اش فرصت مي­يابد از دريچه­ي ديگري در زبان بهره ببرد و آن نزديکي و رسيدن به زبان مردم - تا حد ممکن - است؛ به گونه­اي که مخاطب شعر امروزي شکارسري با کلماتي مواجه مي­شود از جنس زبان مردم و شايد اين امر يک تمهيد از سوي اين شاعر است براي جلب طيف بيشتري از مخاطبان تا گوش مردم با شکل و ساختارهاي پيشرفته­ي شعر امروز آشنا شود:

قلک­هاي لاغر شما

چه مي­تواند بکند با اين هواپيماي غول پيکر؟

و النگوي ظريف تو با اين هتل­هاي پرستاره؟

حتي حساب­هاي پيدا و پنهان من نيز عددي نيستند

انگار پرواز تهران- مشهدمان يکسال ديگر هم تأخير دارد. . .

طرح، مدفن بي نشان، پرواز، ظهور، در کنار تو، کبود، زلزله، راه روشن، بهاريه، تکثير، اشاره­ي نيزه و بر موج آهو عناوين اشعاري هستند که نگارنده در قسمت گزيده­ي اشعار آنها را آورده و ما نيز بعنوان نمونه به چند بيت از آنها اشاره مي­ کنيم:

ظهور

زماني مي­رسد

که خورشيد کافي نيست

و باران تگرگ مي­بارد

از کوه­هاي يخ معلق

زماني مي­­رسد که خورشيد کافي نيست

و فواره­ها درختان شيشه­اي تردي مي­شوند . . .

بهاريه (تقديم به حضرت ولي عصر (عج))

حاشاله بگشايم

چشم بر بهشت

اگر روياي شيرين تو به خواب بخواندم

خواب، بي روياي تو

چيزي شبيه مرگ نيست

خود مرگ است

لحظه­اي روشن در راه است

 دشت از چشمه پر خواهد شد

خاک شب از ريشه­ي شب بو

هر موقع سال باشد بهار خواهد بود . . .

نگارنده در بخش دوم به اشعار بيژن ارژن مي­پردازد و مي­گويد: ارژن را بيشتر بعنوان يک شاعر رباعي سرا مي­شناسيم، اگرچه او در ساير قالبهاي شعر فارسي طبع آزمايي کرده و در حوزه­ي ترانه سرايي نيز چه به زبان فارسي و چه کُردي آثار موسيقيايي خوبي از طبع او تراوش کرده است. نويسنده ويژگي يک رباعي خوب را چنين برمي­شمارد:

شروع، پايان، مضمون و مفهوم شاعرانه، و از همه مهمتر کشف تازه از ويژگي­هاي يک شعر خوب به شمار مي­روند. اتفاقاً رباعي­هاي خوب همواره اين شانس را داشته­اند که به سرعت منتشر شده و در ذهنها نيز ماندگار شده­اند. ويژگي بارز قالب رباعي وزن متحد و يک شکل آن است و اينکه کلاً با دو بيت تمام مي­شود، يعني شاعر تنها دو بيت فرصت عرض اندام دارد، تازه در وزني که از پيش تعيين شده است. وزن رباعي را بخاطر روان بودن معادل: لا حول و لا قوه الا باالله در نظر گرفته­اند. رباعي يک قالب شعر کوتاه فارسي است که بر اصل غافلگيري مخاطب استوار است و مجموعه­ي اين غافلگيري در مصراع پاياني شعر اتفاق مي­افتد. به بيان ديگر حرف اصلي و مهم­تر شاعر در مصراع چهارم نهفته است و مصراع­هاي اول تا سوم به نوعي زمينه چين بروز مصراع چهارم هستند. سايه­ي سنگين خيام، ابوسعيد، مولانا و عطار بر رباعي شايد به هيچ شاعري جرئت ورود به اين عرصه و زورآزمايي با اين قالب را نداده باشد، ولي بعد از انقلاب و در زمان هشت سال دفاع مقدس بسياري از شاعران به عرصه­ي رباعي سرايي وارد شدند و در واقع تب رباعي سرايي بيشتر شاعران معاصر را فرا گرفت؛ در اين ميان نام­هايي چون: قيصر امين پور، سيدحسن حسيني، سلمان هراتي و وحيد اميري به لحاظ کمي و کيفي در مرتبه­اي بالاتر ايستاده­اند. ورود شاعران به مفاهيم و مضامين آييني در رباعي تقريباً از همان ايام آغاز شد ولي پس از جنگ موج رباعي سرايي مذهبي با ظهور شاعران نسل دوم و سوم شتابي منطقي­تر گرفت که در اين ميان بيژن ارژن يکي از بهترين هاست. شاعري که با بهره­گيري از آموزه­هاي ديني و همچنين رعايت اسلوب قالب رباعي آثاري ارجمند، زيبا و قابل تأمل آفريده است:

زهرا از هرچه گفته آمد سر بود

 ما ديگر گفته­ايم و او ديگر بود

پيوند گل محمدي با سيب است

 او سيب گلاب باغ پيغمبر بود

ذکر اين نکته در انتها ضروري است که ارژن در ساير قالب­هاي شعر کلاسيک طبع آزمايي کرده اما خود او اذعان دارد که به لحاظ کمي و کيفي رباعي­هاي او نسبت به ساير قالبها در رده­ي بالاتري قرار گرفته­اند. عناوين اشعاري که نويسنده در پايان اين بخش از بيژن ارژن آورده عبارتند از: اين شعر ناتمام، جويباري از پرنده و کي مي­شود بيايي:

يا از شهداي کربلا بنويسد

يا داغ دل فاطمه را بنويسد

اين پنج انگشت مثل هم نيست ولي

از پنج تن آل عبا بنويسد

اي شاخه­­­ي نور! نردبانم خاکي است

اي ماه بلند آسمانم خاکي است

من نام تو را با چه زباني ببرم

گلدان شکسته­ام دهانم خاکي است . . .

کي مي­شود بيايي و نيلوفر آوري

گل­هاي رنگ رنگ صفاگستر آوري

باران شوي بهار شوي غنچه غنچه گل

لب وا کني گلاب خوش قمصر آوري

خاکستري بريزي و جنگل به پا کني

بيد و چنار و سرو ز خاکستر آوري

پروانه هيچ نيست که با نور روي خود

خورشيدهاي سوخته­ي پرپر آوري . . .

 نويسنده در بخش سوم به اشعار مرتضي اميري اسفندقه پرداخته و درباره­ي وي چنين مي­گويد: در شعرهاي اميري اسفندقه بخصوص شعرهاي مذهبي و آييني او ما با مفاهيم و مضاميني مواجه هستيم که از ميان دانسته­ها و باورهاي عامه­ي مردم از اين مفاهيم استخراج شده­اند. زبان شعر اميري زباني نسبتاً راحت و روان است. او با توجه به اينکه سالهاي زيادي از عمر خود را در مشهد به سر برده و با شاعران بزرگي چون «فرخ» و «کمال» و «سهي» و «قهرمان» هم نشين بوده به سبک و شيوه­ي اين بزرگان و شاعران گذشته خراسان بزرگ بسيار نزديک است، بخصوص اينکه به قصيده سرايي نيز علاقه­ي وافري داشته و قصايد زيادي را نيز در روزگاري که اين قالب نسبتاً کهن مخاطبان کمتري دارد سروده و منتشر کرده است. اميري بيشتر در قالب­هاي غزل، قصيده و مثنوي طبع آزمايي کرده و کمتر به سراغ قالبهاي ديگر رفته است. اگرچه اميري شاعري خراساني است و طبيعي است که در خراسان با توجه غلبه­ي شعر و زبان کلاسيک و بخصوص سبک خراساني کمتر مي­توان به گونه­هاي ديگر زبان در شعر پرداخت ولي زبان شعر اميري از اين لحاظ خيلي به آن سمت و سو گرايش ندارد و به زبان معيار و روز نزديک­تر است:

گفتيم ماه حج است، ماه طواف و احرام

کعبه به کربلا رفت، افسوس! ما نديديم

شهد سرشار شهادت به تو ارزاني باد

آه از اين مردن شيرين! دهنم آب افتاد

سياه بود و سياهي هر آنچه مي­ديدي

تو را سپرد به آيينه رو سپيدت کرد . . .

در شعرهاي آييني اميري به وفورها با اشارات و تلميحات تاريخي و واقعي روبرو هستيم و طبيعي است ناآشنايي مخاطب با اين تلميحات لذت رمزگشايي شعر و درک آن را از او سلب مي­کند. بسامد اشارات و تلميحات در شعر هر شاعر بيانگر ميزان دانش و آگاهي او نسبت تاريخ و متون ادبي است. البته اين بديهي است که تلميحات در شعر بايد به حوادث و وقايعي اشاره داشته باشد که به سبب شهرت ميان توده­هاي مردم از اعتبار و مقبوليت کافي برخوردارند وگرنه در غير اينصورت جز پيچيده کردن شعر و تنگ­تر کردن دايره­ي مخاطبان شعر ثمري نخواهد داشت. از منظر کسانيکه شعر را ابزاري جهت تحريک مخاطبان مي­دانند شايد اين حسن بحساب آيد و از ديد شعرشناسان اين را مي­توان عيب دانست، چرا که لذت کشف در بازخواني شعر توسط مخاطب در اين گونه شعرها وجود ندارد. در اين گونه شعرها شعر از شعريت دور شده و به شعار و نظم تبديل شده است. اميري در شعرهاي مذهبي­اش کوشيده است از اين فضاي شعارزدگي فاصله بگيرد و در عين حال از حس و حال و عاطفه نيز که عنصر اصلي شعر مذهبي بشمار مي­رود دور نشود:

مگر نديده­اي آن اتفاق روشن را

به اين محله خبرها چه دير مي­آيد؟

ميلاد تولد توحيد و روشني است

اي مادر پدر غرض از روشنا تويي . . .

 سقا، حر1و 2، وارث، ديگر، انتظار، زيارت، فقر، غدير 1 و 2، غريب، شکيب و واقعه عناوين اشعاري هستند که نگارنده در انتهاي بخش آورده است:

حر (1)

عاقبت جان تو در چشمه­ي مهتاب افتاد

پيچشت داد خدا، در نفست تاب افتاد

نور در کاسه­ي ظلمت زده­­­ي چشمت ريخت

خواب از چشم تو اي شيفته­ي خواب افتاد

کارت از پيله­ي پوسيده به پرواز کشيد

عکس پروانه برون از قفس قاب افتاد . . . 

وارث

حسين بود و تو بودي، تو خواهري کردي

حسين فاطمه را گرم، ياوري کردي

غريب تا که نماند حسين بي عباس

به جاي خواهري آنجا برادري کردي

گذشتي از همه چيزت به پاي عشق حسين

چه خواهري تو برادر! که مادري کردي . . .

مؤلف بخش آخر را به سيداکبر ميرجعفري شاعري تصويرساز اختصاص داده است و مي­گويد: ميرجعفري بيشتر در غزلهاي مذهبي­اش زباني تصويري دارد. يعني ذهن خلاق او مضامين مذهبي را با استفاده آرايه­هاي ادبي روي کاغذ مي­نشاند و همين باعث شده در نگاه اول مخاطب احساس کند با شعري فاقد عاطفه و حس و حال روبروست، در صورتيکه با يکي دو بار مرور غزلهاي شاعر به لايه­هاي دروني و حس و حال او که بعضاً بسيار هوشمندانه و انديشمندانه هم هست پي خواهد برد:

اينک شگفت، تيغ و گل از توست هر دو سرخ

ياران در اشتياق کرامت دميده­اند؟

ني مي­زنند بر لب و دندانمان ولي

نيزارها به شرح قيامت دميده­اند

اين رد پاي کيست که تا رود راهي است؟

اين بار صيد سوي کمين گاه رفته است . . .

در اين بيت­ها مشاهده مي­کنيد با استفاده از استعاره، تشبيه و بهره­مندي از زباني نرم شاعر همان مفاهيم و مضاميني را بازسازي کرده که ما بارها در مصايب حضرت سيدالشهدا شنيده­ايم. ولي اين بار به گونه­اي هنري­تر و شاعرانه­تر بروز کرده­اند. ذهن و زبان ميرجعفري کاملاً تصويري و استعاري است. گرچه گوش ما بخصوص در شعرهاي مذهبي اين گونه عادت کرده که به فضاي احساس نزديک باشيم و اين شايد يکي از ملزومات ادبيات مرثيه باشد ولي نبايد از اين نکته غافل بود که پرداختن بيش از اندازه به فضاي احساس ادبيات مذهبي و آئيني ما را در سطح نگه مي­دارد و شاعران را به سمت و سويي سوق مي­دهد که بجاي خلق آثار فاخر و ماندگار به آثاري بپردازند که فقط براي گريستن مناسب است. عناوين ابياتي که نويسنده در انتهاي کتاب بعنوان گزيده­ي اشعار ميرجعفري آورده است عبارت است از: قيام قيامت، ماه، صبح، سفر اول، شرح مفاتيح الجنان، وزش فرات و سنگ صبور.

تا آفتاب از حرکات تو مي­وزد

از سمت سيب، عطر صفات تو مي­وزد

دل مي­دهيم، پنجره را باز کن

باران گرفته يا کلمات تو مي­وزد؟

اينک چقدر بوي شهادت! چه قدر صبح

اينک چقدر از نفحات تو مي­وزد

امشب بهار مي­دهد از خون روشنت

فردا بهشت از برکات تو مي­وزد . . .

   

              

 

يكشنبه 6 شهريور 1390 - 13:52


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری