جمعه 29 شهريور 1398 - 7:39
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

گذر از خارزار

 

گذر از خارزار                          

نويسنده: سميرا اصلان پور                

 انتشارات سوره مهر

چاپ اول: 1387

مجموعه حاضر شامل گزيده نقدهاي ادبي 20 سال گذشته نويسنده در مطبوعات است و در آن هجده اثر از هجده نويسنده مورد نقد و بررسي قرار گرفته است.

نخستين نقد متعلق به آثار اسماعيل فصيح است که ابتدا جايگاه زن در آثار اين نويسنده مورد نقد و بررسي قرار گرفته است. اصلان پور در اين زمينه مي نويسد: چنين به نظر مي رسد که فصيح بيشتر از هر نويسنده ديگري مايل است در آثارش به يک شيوه ي ثابت عمل نمايد يا چهره ها و تيپ هاي مشخص و ثابتي را دنبال کند در تمام آثار اين نويسنده زن، آن هم پاک، درخشان و فوق بشري جاي خاصي دارد اين زن در ميان آلودگي هاي محيط مي درخشد  يا مورد ظلم و ستم قرار مي گيرد و يا مجبور  به آلوده شدن مي شود در ادامه اصلان پور مي پرسد؟ آيا حضور زن، در آثار نويسنده يک حضور واقعي و قابل قبول است يا اينکه نويسنده مي خواهد با اين حضور و ايجاد يک نوع حالت پرستش نسبت به يک موجود فوق بشري، جاي خالي بعضي چيزهاي ديگر را پر کند؟ جاي خالي يک اعتقاد محکم مذهبي، فضاي خالي‌اي که اسماعيل فصيح در «زمستان 62» علناً آن را فرياد مي زند. در چنين حالتي عجيب نيست که ببينيم يک نوع تفکر جنسي، جاي خالي اعتقادات مذهبي را مي گيرد...

در دنباله کتاب حاضر، با عنوان «سفرنامه ديگري از اروپا» نگارنده نگاهي دارد به داستان بلند، «آيينههاي دردار» نوشته هوشنگ گلشيري.

داستان درباره کسي است که از ايران عازم اروپا مي شود تا تعدادي از داستانهايش را براي ايرانيان مقيم کشورهاي اروپايي بخواند اما آنچه او مي خواند داستانهايي از زندگي خودش است...

نگارنده اثر حاضر معتقد است که داستان در وهله‌ي اول با پيچيدگي هايي روبروست چنان که با خواندن صفحات بيشتري از کتاب اين پيچيدگي بيشتر نمايان مي‌شود اما وقتي کتاب به انتها مي‌رسد مشخص مي‌شود که اين پيچيدگي هيچ ارتباطي به آن ابهام ندارد، همچنين در خصوص توصيف ها، نثر و پرداخت، داستان مذکور مطالبي نيز، مطرح شده است.

مولف در بخش ديگري از کتاب به داستان قاصدک نوشته علي مؤذني پرداخته است: زني که همسرش در جبهه دفاع مقدس است براي تسلاي تنها فرزندش اميد، به قاصدک متوسل مي شود.

در قسمتي از نقد اين اثرمي‌خوانيم: زاويه ديد اين داستان، اول شخص و از زبان همسر يکي از رزمندگان است. نخستين دليل براي انتخاب چنين زاويه ديدي دسترسي آسان به احساسات و افکار راوي و بيان آنها براي خواننده است کسي که داستاني نقل مي کند از زندگي خود صحبت مي کند و از همسرش که هر لحظه احتمال شهادت او مي رود يا از فرزند کوچکش که در نبود پدر دلتنگ است بدون شک بايد به راحتي از احساسات خود نسبت به آنها نيز حرف بزند درست نيست که شخصي آن هم زن در اين وضعيت بحراني قرار گرفته باشد و کلمه اي از احساس غم و اندوه عدم حضور همسر و دلتنگي فرزند دلشوره‌اي که براي سرنوشت خود و فرزندش و شهادت احتمالي همسرش دارد، به زبان نياورد.

به زعم او درست است که گفته مي شود بيان احساسات شخصيت ها در داستان بايد به صورت تصويري و غير مستقيم باشد اما اين حرف زماني صادق است که نويسنده راوي باشد يعني از زاويه ديد سوم شخص يا داناي کل استفاده کند نه زماني که راوي، خود در عمق ماجرا و حادثه قرار دارد...

همچنين نويسنده در اين مجموعه نيز نگاهي دارد به زندگي و آثار تعدادي از نويسندگان خارجي نظير جورج اورول، جان اشتاين بک، نجيب محفوظ، هاينريش بل و دن براون: دن براون در نوشتن «راز داوينچي» که رماني درباره‌ي رمزها و نمادهاست تلاش زيادي کرده تا خود نيز نمادگرا باشد البته به زعم نگارنده اين نمادگرايي متظاهرانه نيست و ضمن اينكه پيچيدگي هاي خاص خود را دارد بسيار ساده به نظر مي رسد.

به عقيده ي وي در اين رمان، انواع مسايل فرعي نيز مطرح مي شود مسائلي نظير تحريف مسيحيت، فمنيسم، پرستش نمادهاي جنسي، فراماسونها و...: توجه عجيب دن براون به نمادها و بازي استادانه با آنها، که بخش عمده اي از جذابيت داستان را نيز شکل مي دهد باعث شده که حين خواندن کتاب در برابر سيل ديدگاه هاي مطرح شده در داستان، بي توجه باشيم و به مفاهيم متعددي که پي در پي طرح مي شوند، دقت نکنيم.

به نقل از اثر حاضر، تقدس زدايي، زميني کردن، ادغام و تحريف اديان، و... که در نهايت منجر به معرفي يک دين جهاني بر مبناي تقدس صهيونيسم مي شود از مهمترين ويژگي هاي راز داوينچي است. مسئله ديگري که در رمان، بسيار بر آن تأکيد شده قرار دادن اسامي تعدادي از مشهورترين هنرمندان تاريخ، نظير داوينچي، بوتيچلي و ويکتور هوگو در زمره استادان اعظم دير صهيون است و اينکه آنها مدام در آثار خود به مسئله جام مقدس با ايما و کنايه اشاره کرده اند. مبناي اين انديشه را در طرح جلد رمان که تصويري از تابلوي معروف شام آخر، اثر داوينچي است، مي توان يافت.

نگارنده در مقدمه کتاب حاضر مي نويسد: لازم است که براي عميق و بارور شدن ادبيات کسي آستين بالا بزند و از نقد سالم حمايت و پشتيباني بکند به راستي که نوشتن نقد همچون گذر از خارزار است.

 

 

يكشنبه 6 شهريور 1390 - 13:47


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری