پنجشنبه 8 تير 1396 - 13:38
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

علي الله سليمي

 

آوازهاي جا مانده در کوچه

 

نگاهي به مجموعه شعر«از ابتداي غنچه تا انتهاي يک گل» سروده داوود لطف الله

کتاب«از ابتداي غنچه تا انتهاي يک گل» سروده داوود لطف الله، شاعر نام آشناي کودکان، شامل 14 شعر با مضامين مرتبط با دنياي کودکان است که اخيراً توسط انتشارات سوره مهر در تهران چاپ و منتشر شده است.

اين کتاب محصولي از مرکز آفرينش هاي ادبي حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي است که براي گروه سني کودکان به چاپ رسيده است. شعرهاي گردآوري شده در اين مجموعه با زبان ساده و آهنگين به بيان دغدغه هاي ذهني کودکان در مورد اشياء و پديده هاي پيراموني شان مي پردازد و اغلب حاوي نگاه هاي شاعرانه به موضوعات ساده و گاه پيش پا افتاده است.

اولين شعر کتاب با عنوان«شب کوچه»، برداشت هاي ذهني شاعر از پشت دريچه نگاه يک کودکان به کوچه در شب است. در اين شعر حرکتي از جانب اشياء و موجودات ديده نمي شود و فقط  توصيف شاعر از کوچه است که تماميت شعر را تشکيل مي دهد. مخاطب از پشت شيشه پنجره اي کوچه را شب هنگام همراه توصيف شاعر مي بيند. البته شاعر ابتدا نگاه خود به شب کوچه را بيان مي کند:«من شب کوچه را دوست دارم/ کوچه در شب هميشه قشنگ است/ ديدنش در سکوت شبانه/ از دل نرم شيشه قشنگ است.» (ص 5)

در ادامه، تصوير شبانه کوچه با تصاوير روانه آن مقايسه مي شود که در آن خالي و بي هياهو بودن کوچه در شب بيش از پيش احساس مي شود. چون نگاه شاعر در اين شعر از دريچه ديد يک کودک است، خلاء هاي کوچه در شب اغلب دلمشغولي هاي کودکان در ارتباط با کوچه است:«قلب او خالي است از قدم ها/ از هياهوي فرياد و خنده/ از نفس هاي تند دويدن/ توپ بازي و جيغ برنده.»( صفحه 5) پايان اين شعر هم جمع بندي نگاه شاعر به کوچه در شب است که آن را الهام بخش خود در لحظه هاي شبانه بر مي شمارد.

شعر دوم کتاب«عروسي» نام دارد که درباره تصوٌرات شاعر از دو پرنده(ياکريم) است که روي سيم(احتمالاً برق) نشسته اند. در فضاي بيروني اين شعر اتفاق خاصي نمي افتد. شاعر دو ياکريم را مي بيند که روي سيم نشسته اند. لحظاتي بعد ياکريم ها به سمت آسمان و ابرها پرواز مي کنند.

آنچه به اين صحنه ساده و معمولي رنگ و بوي شاعرانه مي بخشد، تصوٌرات شاعر از کنار هم قرار گرفتن ياکريم ها و پرواز همزمان آنهاست که در ذهن خيال پرداز او به عروسي ياکريم ها تعبير مي شود:«...بال توي بال هم/ به سوي ابرهاي پر غروب مي پرند/ و دور مي شوند از سکوت کوچه ها و سيم/ خيال مي کنم عروسي است/ عروسي دو ياکريم.» (ص 8)

شعر بعدي«ماهي هاي شاد» است که تعبير شاعر از چشم هاي اشک بار مادر را بيان مي کند. در اين شعر چشم هاي اشک بار مادر به حوض خانه اي تعبير مي شود که در آن ماهي هاي غم مي چرخند. کودک( يا همان شاعر) وقتي اين صحنه را مي بيند يا احساس مي کند، به سوي مادر مي رود و با بوسه اي غم را از نگاه مادر بر مي چيند. بر خلاف دو شعر قبلي کتاب، در اين شعر نوعي بيان روايتي ديده مي شود که به توصيف شاعرانه آميخته شده است.

«مي روم پهلويش/ از غمش دلگيرم/ غصه را با بوسه/ از دلش مي گيرم/ حوض چشم مادر/ مي شود پر لبخند/ چند تا ماهي شاد/ توي آن مي چرخند» (ص 10)

«يک قطره دل» عنوان شعر ديگري است که احساس شاعرانه يک کودک در مواجه با دريا را بيان مي کند. زبان آهنگين شاعر در اين اثر هارموني خاصي به نگاه او داده و آنچه را که مي تواند روياهاي يک کودک در مقابل دريا باشد، به شکل ملموسي بيان کرده است.

شعر بعدي کتاب با عنوان«آرزو» هم در همين فضا سروده شده است. ساحل و دريا، دو فضا و موقعيت مرتبط به هم هستند که وقتي شاعر در ميان آنها قرار مي گيرد، به بيان احساسات  و آرزوهاي خود نسبت به دريا مي پردازد و روياهاي خود در مقابل اين پديده عظيم طبيعت را به شکل شاعرانه اي مطرح مي کند:« قايقي تنهايم/ در کنار ساحل/ دل من در درياست/ دست و پايم در گل/ روز و شب کار من است/ خواب و رويا ديدن/ مثل ماهي خود را / توي دريا ديدن» (ص10) در شعر ديگري با عنوان«خيال»، شاعر باز هم به کوچه سرک کشيده و تصاوير شاعرانه اي از کوچه و اين بار در فصل زمستان و برف را با بيان کرده است. او اين بارهم از پشت پنجره به کوچه نگاه مي کند و نشستن دانه هاي برف بر سطح کوچه را با خيال هاي شاعرانه خود در مي آميزد و تصوير خيال انگيزي از يک روز برفي در کوچه را ارائه مي دهد:«آسمان، درگير برف/ کوچه ها، خوش منظره/ لحظه ها، غرق سکوت/ من، کنار پنجره/ در خيالم آسمان/ بر سر اين کوچه ها/ باز قيچي مي کند/ ابرهاي خيس را» (ص 15)

موضوع ديگري که دستمايه کار شاعر در شعر ديگري شده است، فرسوده شدن بناي يک خانه قديمي است که يادگارهاي آن هم به خاطرات شاعر مي پيوندد. در اين شعر(يادگاري) نگاه حسرت باري به گذشته ديده مي شود که بار نوستالژيک آن پررنگتر است.

ماجراي محبوس شدن ماهي در تنگ کوچک و اين که ماهي مجبور است در تمام لحظه هاي عمر زندگي خود را به دور از دريا و در تنگ کوچک بگذراند، موضوع شعر بعدي( سهم) است که نگاه سرزنش آميز شاعر، به کساني که ماهي را در تنگ کوچک محبوس کرده اند را به همراه دارد:«قطره قطره، در آب/ اشک او گم شده است/ خودش اينجا، دريا/ سهم مردم شده است!» (ص 21) شعر بعدي،«مهماني» است که به جاي خالي برف در شب يلدا اشاره مي کند؛ نکته اي که از موضوعات مطرح در سال هاي اخير محسوب مي شود.

در شعر«تنهايي» هم به خلوت يک جزيره پرداخته شده که از منظر شاعر، مانند يک پرنده محبوس در قفس گير کرده است:«جزيره، سبز و زيبا/ ولي تنهاي تنهاست/ جزيره، چون پرنده/ حصارش، آب درياست» (ص 24)

تماشاي بارش باران از پشت شيشه و خلق تصاوير شاعران از اين اتفاق زيبا و معمول طبيعت، دستمايه شعر بعدي کتاب با عنوان«بازي» است که در آن، شاعر به دلتنگي هاي خود از محبوس شدن درخانه، به هنگام بارش باران اشاره مي کند. همچنين در شعر بعدي(ابتداي فکر)، باران براي شاعر الهام بخش خلق اثر تازه اي مي شود. او از ابتداي شکل گيري ابر تا بارش باران، به آن فکر مي کند و در نهايت شعر تازه او متولد مي شود:«از ابتداي يک فکر/ تا آخر همين شعر/ لبريز واژه بودم/ تا شد تمام اين شعر» (ص 30)

تصوٌر شاعر از دلتنگي«بانوي گل، بانوي ياس»؛ حضرت زهرا(س) در فراق پدر، مضمون شعر بعدي کتاب است. آخرين شعر کتاب با عنوان«خطاط»، نوعي ستايش خداوند در خلق زيبايي هاي جهان است.

در مجموع، شعرهاي کتاب از ابتداي غنچه تا انتهاي يک گل، تصويرهاي شاعرانه از اشياء و پديده هاي پيراموني است که با خيال هاي رنگين کودکانه درهم آميخته و باعث شکل گيري نگاه ها و شعرهاي تازه اي شده است.   

 

 

 

چهارشنبه 2 شهريور 1390 - 14:13


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری