سه‌شنبه 31 مرداد 1396 - 15:23
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

پاي منبر معرفت

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان اصفهان

 

30 روز 30 پيام

 


پيام بيست و يکم:  " بهشت و بهشتيان"

دعاى روز بيست و يکم ماه مبارک رمضان

اللهمّ اجْعَلْ لي فيهِ الى مَرْضاتِک دليلاً ولا تَجْعَل للشّيْطان فيهِ عليّ سَبيلاً واجْعَلِ الجَنّةِ لي منْزِلاً ومَقيلاً يا قاضي حَوائِجَ الطّالِبين .

" خدايا قرار بده برايم در آن به سوى خوشنودى هايت راهنمايى و قرار مده شيطان را در آن بر من راهى و قرار بده بهشت را برايم منزل و آسايشگاه اى برآورنده حاجت هاى جويندگان"

قال الصادق عليه السلام :للصائم فرحتان فرحة عند افطاره و فرحة عند لقاء ربه    وسائل الشيعه، ج 7 ص 290 و 294 ح‏6 و 26.

امام صادق عليه السلام فرمود: براى روزه دار دو سرور و خوشحالى است:  1 - هنگام افطار 2 - هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و در قيامت)

قرآن کريم در مقام ترسيم چهره و ويژگي هاي بهشت و بهشتيان آيات فراواني را اختصاص داده است؛ مانند:

1 ـ باغ هاي طرب انگيز که زير درختان آن نهرها جاري است. اين بيان حدود 70 بار در قرآن آمده است.

2 ـ درختان و سايه هاي آن مانند ميوه هايش هميشگي است: "أکلها دائم وظلها".و مأکولاتش هميشگى و سايه آن برقرار است

3 ـ فرشتگان بر بهشتيان وارد مي شوند و سلام و تحيت مي گويند.

4 ـ لباس هاي آنان از حرير و پرنيان است.

5 ـ بر تخت ها تکيه زده، نه آفتاب سوزان مي بينند و نه سرما.

6 ـ سايه درختان بهشتي بر سر بهشتيان و ميوه هايش در دسترس آنان است.

7 ـ ساقيان زيبارو و حوريان با جام هاي سيمين و بلورين بر آنان دور مي زنند.

8 ـ شراب هايي مي نوشند که طبعش چون زنجبيل و عطرآگين است.

9 ـ چشمه ي سلسبيل در آن جاست.

10 ـ جهاني است بزرگ و کشوري است پرنعمت.

11 ـ لباسشان از استبرق و دست بندهايشان نقره فام است.

12 ـ ساقي شرابشان پروردگار، و شرابشان طاهر و پاک است.

13 ـ در رخسارشان شادماني نعمت هاي بهشتي پديدار است.

14 ـ شرابشان ناب و سر به مهر و دست نخورده است.

15 ـ ترکيب طبع آن شراب اين که به مشک مهر کرده اند و از عالم بالا است: "ومزاجه من تسنيم". و ترکيب طبع آن شراب ناب از (چشمه اى از) عالم بالاست.

برخي از چشمه هاي بهشتي خالص و ناب است، مانند چشمه تسنيم و برخي از چشمه ها مزيجي و امتزاجي از تسنيم دارد مانند چشمه ي رحيق.

16 ـ آب هاي بهشت هيچ گاه گنديده نمي شود و طعمش تغيير نمي کند. «مثل الجنة التى وعد المتقون فيها انهار من ماء غير اسن وانهار من لبن لم يتغير طعمه وانهار من خمر لذة للشاربين وانهار من عسل مصفى ولهم فيها من کل الثمرات ومغفرة من ربهم.» (محمد / 15) صفت بهشتى که پرهيزکاران بدان وعده شده اند (اين چنين است که) در آن نهرهايى است از آبى که طعم و بويش برنگشته، و نهرهايى از شير که طعمش تغيير نکرده، و نهرهايى از شراب که سراپا لذت است براى نوشندگان، و نهرهايى از عسل تصفيه شده، و براى آنها در آنجا از هر گونه ميوه هست و نيز آمرزشى از جانب پروردگارشان (آيا اينان) مانند کسانى اند که در آتش جاودانه اند و آبى جوشان به آنها خورانده مى شود که روده هايشان را پاره پاره مى کند. از اين آيه به خوبى مى توان دريافت که موجودات بهشتى از گزند تغير، فساد، عيب و نقص مصون اند.

17 ـ نهرهايي از شراب ناب که براي نوشندگان لذت بخش است و چشمه هايي از شير که طعمش تغيير نيابد و چشمه هايي از عسل مصفا در آن جاست.

18 ـ جايگاه امن، امان و سلامتي است.

19 ـ در آن جا براي بهشتيان از همه ي ميوه ها به اضافه لطف و بخشش پروردگارشان هست. و آنچه که انسان بخواهد و چشم ها را به شوق و لذت اندازد مهياست و انسان در آن جاويد باشد: "وفيها ما تشتهيه الأنفس وتلذ الأعين وأنتم فيها خالدون". و در آنجا هر چه نفوس را بر آن ميل و اشتهاست و چشمها را شوق و لذت، مهيا باشد و شما مؤمنان در آن بهشت جاويدان متنعم خواهيد بود.

-20 بهشت جاى گاهى ابدى است که هيچ گونه فساد و تباهى در آن راه ندارد: «مثل الجنة التى وعد المتقون تجرى من تحتها الانهار اکلها دائم و ظلها» (رعد / 35) وصف بهشتى که به پرهيزگاران وعده داده شده اين است که از زير (ساختمان ها و درختان) آن همواره نهرها در جريان است ميوه و خوراکى و روزى فراوان آن دائمى و سايه اش هميشگى است. اين سرانجام کسانى است که تقوا ورزيده اند، و سرانجام کافران هم آتش است. پس هم بهشت مصون از زوال و نابودى است و هم اهل آن.چنانکه درسوره فرقان ميفرمايد: قل اذلک خير ام جنة الخلد التى وعد المتقون (فرقان/15). در جمله (ام جنة الخلد) اضافه جنت به خلد که به معناى جاودان است براى اين است که دلالت کند بر اينکه بهشت مزبور فى نفسه و به خودى خود جاودانه و فنا ناپذير است، همچنان که کلمه (خالدين) در آيه بعدى، براى اين آمده که دلالت کند بر اينکه اهل اين بهشت در آن جاودانند، و فنا به ايشان راه ندارد.

-21 بهشتيان هر چه بخواهند دارا ميشوند «لهم فيهاما يشاون خالدين» يعنى متقين در بهشت از ناحيه خدا و تمليک او مالک و دارنده چنين چيزى هستند، که هر چه را بخواهند دارا شوند، و البته معلوم است که خواست ايشان جز به چيزى که دوست دارند تعلق نمى گيرد. به خلاف اهل آتش که به حکم آيه (و حيل بينهم و بين مايشتهون) ميان آنان و آنچه دوست بدارند حائل و مانعى افکنده دراند. البته اين نکته را نبايد از نظر دور داشت که متقين در آن روز و در بهشت دوست نمى دارند و نمى خواهند، مگر چيزى را که واقعا دوست داشتنى باشد، و آن چيزى که واقعا بايد آن را دوست داشت همان چيزى است که خدا براى آنان دوست بدارد، و آن عبارت است از همان خير و سعادتى که مستحق آن شده اند، و با آن به کمال مى رسند، و نه خود و نه ديگران از آن متضرر نمى گردند. زيرا به حکم اين آيه اهل بهشت به چيزى راضى و علاقمند مى شوند که خدا نيز بدان راضى باشد، آرى، آنان نمى خواهند مگر آنچه را که مايه خوشنودى خداست، پس هيچ وقت اشتهاى معصيت و کار زشت و شنيع، و کار لغو نمى کنند، (لا يسمعون فيها لغوا و لا کذابا) و نيز هرگز از چيزى که مايه ناراحتى ديگران است خوششان نمى آيد، و نيز هرگز نمى خواهند که عذاب از اهل جهنم (که خدا عذاب آنان را خواسته ) برداشته شود، و هرگز آرزو نمى کنند که مقام بالاتر از خود را داشته باشند، چون آنچه که خود دارند خدا برايشان پسنديده، و آنان بدان راضيند، و آنچه خدا دوست مى دارد دوست مى دارند.

بنابراين: خواسته هاى اهل بهشت، همچون خواسته هاى خداوند در چهارچوب حکمت است. يعنى همان گونه که «يفعل ما يشاء» از طرف خداوند در قالب کار حکيمانه است. «لهم فيها ما يشاؤن» نيز از سوى مؤمنان در قالب تقاضاى حکيمانه است و چنين نيست که مؤمنان بخواهند اهل دوزخ رها شوند، يا درخواست کنند که به درجات انبيا راه يابند، زيرا اين گونه تقاضاها حکيمانه نيست.

22ـ مؤمنان پس از عبور از صراط و مواقف ديگر به سوى بهشتى سوق داده مى شوند که درهاى آن باز و گشوده است: «وسيق الذين اتقوا ربهم الى الجنة زمرا حتى اذا جاءوها وفتحت ابوابها وقال لهم خزنتها سلام عليکم طبتم فادخلوها خالدين.» (زمر / 73). در راه رسيدن به بهشت، ملائکه بهشتيان را همراهى مى کنند و نورى که مؤمنان در دنيا به واسطه ايمان و عمل صالح بدان منور شده اند راه آنان را روشن مى کند: «يوم ترى المؤمنين والمؤمنات يسعى نورهم بين ايديهم وبايمانهم بشريـکم اليوم جنات تجرى من تحتها الانهار خالدين فيها، ذلک هو الفوز العظيم.» (حديد / 12). اما قبل از ورود به بهشت هرناپاکى از هستى آنان به عذاب موقت يا مغفرت و شفاعت زدوده مى شود. زيرا بهشت سراسر طهارت و پاکيزگى است و هيچ گونه پليدى را بر نمى تابد. گفتني است قرآن در اوصاف بهشت و همچنين در ويژگي هاي جهنم، به بيان آن دسته از مطالبي که براي همگان قابل ادراک است پرداخته، با بيان نمونه هايي که در اين جهان وجود دارد مطلب را نزديک ساخته است وگرنه، چنان که مکرر اشاره شد، نظام آخرت با نظام دنيايي تفاوت اساسي دارد و واژه دنيايي توان تفسير کنه آن را ندارد؛ آن سان که جنين در رحم مادر توان درک واقعيت هاي خارج از رحم را ندارد. از اين رو قرآن در موارد زياد به مثال و نمونه اکتفا کرده، مي فرمايد: "مثل الجنة التي وعد المتقون تجري من تحتها الأنهار" و "مثل الجنة التي وعد المتقون فيها أنهار من ماء غير اسن..." داستان بهشتى که به متقيان وعده دادند اين است که در آن باغ بهشت نهرهايى از آب زلال دگرگون ناشدنى است. وگرنه نعمت هايي فراهم آورده است که از دست رس فهم و ادراک بشر خارج و خرد را توان تعقل آنها نيست، بلکه هيچ کس بر آنها آگاه نيست: "فلا تعلم نفس ما أخفي لهم من قرة أعين جزاء بما کانوا يعملون"؛ هيچ کس نمي داند که پاداش نيکوکاريش چه نعمت ها و لذت هاي روشني بخش دل و ديده است و در عالم غيب براي او چه ذخيره شده است. با اين که مي دانيم قرآن مقام و مرتبه رضا و خشنودي خداوند را نسبت به بسياري از مقام ها برتر به شمار آورده است: "و رضوان من الله أکبر ذلک هو الفوز العظيم". و برتر و بزرگتر از هر نعمت، مقام رضا و خشنودى خداست و آن به حقيقت فيروزى بزرگ است بنابراين، نعمت ها و لذت هاي بي نهايت که روشني بخش دل و ديده است به مراتب بايد برتر از مقام رضا باشد.

 

تهيه و تنظيم:

حجت الاسلام شيخ حسن بابايي

مسئول تشکلهاي ديني تبليغات اسلامي اصفهان

 

چهارشنبه 2 شهريور 1390 - 10:56


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری