دوشنبه 1 آبان 1396 - 4:0
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

شيما حسن زاده

 

کاريکاتور هنر معصومانه اي است

 

گفتگو با محسن نوري نجفي


«هنرمند در جريان آفرينش يک اثر از تجريبات شخصي و تأثيراتي که به مرور زمان ازديگران پذيرفته و به عنوان يک بينش منفرد با کمک تکنيکي که باز هم متأثر از ديگران است به خلق اثر دست مي­زند. تنوع در تکنيک­هاي کاريکاتور شايد بيشتر از همه هنرها باشد چگونگي استفاده از رنگ و خط و يا استفاده از کامپيوتر و انواع تکنيک­هاي رايج در هنرهاي تجسمي و ترکيب آنها تکنيک­هاي متنوعي را در کاريکاتور به وجود آورده آنقدر که تعداد اين تکنيک­ها تقريبا به تعداد کاريکاتوريست­ها است و صاحب اثر را با اندکي تأمل مي­توان شناخت اين اتفاق طبيعي و پذيرفتني است و هيچگاه نمي­توان کسي را به خاطر استفاده از يک تکنيک به نقد کشيد اما با توجه اينکه اغراق يکي از اصول ماهوي هنر کاريکاتور است مي­توان هر تکنيکي را که به کمرنگ کردن تأثير اين اصل و به تبع آن تضعيف کنتراست  در مفهوم کاريکاتور کمک مي­کند را نقد کرد زيرا بي وفائي به اصل اغراق در حقيقت دوري جستن از ماهيت کاريکاتور است کاريکاتور هنر مطق گرائي است که ترجيحا از نسبي گرائي گريزان است. اين هم يک اصل است در دنياي پليس­ها کارتون­هاي پليس­ها، پليس­ها واقعا و مطلق پليس هستند و همه نشانه­هاي دزد بودن يک دزد و کارکتر دزد مصرانه وجود دارد. از طرفي در تعريف کاريکاتور بايد گفت که کاريکاتور عبارتست از نگريستن به عمد در آيينه مقعر و ثبت تصوير افتاده در آن با هر نوع ابزار دلخواه. کاريکاتور از ريشه کلمه و (کاريکارا) که يک کلمه ايتاليائي است به معني غلو و اغراق و پر کردن گرفته شده است و نيز به مفهوم شباهتي که در آن خصوصيات و خصلت هاي ويژه موضوع به نحوي اغراق آميز و غيرطبيعي نمايان مي­شود بنابراين طبق گفته هاي فوق بايد گفت هر نوع ذهنيتي و يا روش فکري که در درون خود چنين تعريفي را استقرار داده باشد آن تفکر يا ذهنيت اعتقادي معني کاريکاتور خواهد داد، حال هر کجا باشد، چه در مباني اقتصادي و يا در اصول سياسي و عملکرد اجتماعي و باورهاي مذهبي و آرمان ها و چه ايده آل هاي استاني و چه در هنجارها و الگوها و تجريبات و افتخارات سرافراز گذشته و چه در اميدهاي آينده و.... » اينگونه بود که گناه استاد مسلم هنر کاريکاتور و کارتون، محسن نوري نجفي پيرامون مفهوم کاريکاتور و کارتون به نظر دقيق و علمي و ساختارشکنانه آمد. محسن نوري نجفي در کنار صحبت هاي تئوريک و علمي که از هنر کاريکاتور برايمان ارائه کرد، دل پردردي هم داشت، از همه چيز و همه جا سخن گفت و ما هم سعي کرديم بيشتر از گفتگوي علمي و تئوري، به واکاوي دل پردردش بپردازيم. از پاسخ هائي که محسن نوري به سؤالاتم مي داد واقعا جا مي­خوردم برايش هم مهم نبود که کاريکاتوريست تلقي شود يا تراشکار! نوري نجفي متولد سال 1336 تهران است و در جشنواره­هاي متعددي جوايز ارزنده­اي را از آن خود کرده است که مي­توان به جايزه بزرگ جشنواره بين­المللي کارتون کره جنوبي در سال 1996، يوميوري شيمبون 1993، پلاک نقره تولنتينو ايتاليا و... اشاره کرد.

- با توجه به تعريفي که از کاريکاتور متداول است به نظر مي رسد اين تعريف با سياست هاي هنري و فرهنگي حوزه هنري مطابقت نداشته باشد. تعريف کاريکاتور از نگاه حوزه هنري و شخص شما چيست؟

جواب شما ابعاد گسترده اي دارد که نمي توان در چند جمله کوتاه پاسخ شما را خلاصه کرد. به نظرم کيفيت و کميت در عرصه کارتون و کاريکاتور در حوزه هنري نسبت به فعاليت ديگر رسانه ها در حوزه کاريکاتور بسيار متعالي و درخشان است. به نظرم کارهاي حوزه بسيار پربار بوده است. امروز تعريف حوزه هنري که شامل فعاليت هنري معنا دار و انگيزش برانگيز در اين حوزه است بسيار خردمندانه و تخصصي تر از آثاري است که در سطح جامعه به چشم عموم مي رسد.

- قالب اشکالي که در حوزه کاريکاتور حوزه کشيده مي شود چيست؟

اشکال کارتون ها و کاريکاتورها در سير فعاليت اين رشته در حوزه هنري در تمام حوزه ها و عناصر فرهنگي و اجتماعي کار شده است اما سوژه هاي خود را کمتر از اشکال سياسي انتخاب مي­کند. البته حوزه هنري در مبحث سياست از سياست­ زدگان و سوژه هاي سياسي استفاده کرده است اما سعي نداشته موج سواري کند. بيشتر فعاليت­هاي هنري اين رشته در حوزه هنري محور سوژه­هاي فرهنگي، مذهبي، اجتماعي و .... بوده است. البته در بحث مذهبي حوزه هنري به رعايت خطوط قرمز کاملاً پايبند است. اما سؤالي که هميشه ذهن من را به خودش مشغول کرده است اين است که در بحث کاريکاتور و کارتون چرا هميشه خواستار تعريف اين رشته هستيم اما هيچ گاه تعريف درستي از ديگر رشته­هاي هنري مانند فيلم و سينما نمي­شود. انگار مردم و مسئولين ما همه چيز را درباره ي سينما و فيلم مي دانند و فقط اين رشته کارتون و کاريکاتور است که نياز دارد هر روز تعريفي از آن براي مردم ارائه شود. همه مي­دانند که فيلم و سينما بيش از ساير رشته­ها در تُهي کردن مغز مردم موثرند در صورتيکه کاريکاتور و کارتون نه تنها باري از دوش تفکر و دغدغه­هاي مردم برمي­دارد، بلکه مردم را وادار مي­کند به موضوعات جالب و بزرگتر فکر کند.

- پس دليل مهجوريت اين رشته هنري را چه مي دانيد؟

مشکل در تعريفي است که هر کسي از اين رشته هنري ارائه مي­کند. برخي فکر مي­کنند که هر شخصي بيني­اش را گنده بکشند اين کاريکاتور است. اگر کاريکاتور و کارتون را يک درخت صد شاخه فرض کنيم طراحي کردن بيني گنده در برخي از سوژه ها يکي از شاخه­هاي اين درخت است. کاريکاتور يک نوع طنز تصويري است که از آن به عنوان راحت­ترين نوع طنز ياد مي­شود. در ضمن طنز تصويري، طنزي که در آن لودگي نمي­گنجد. يکي ديگر از مشکلات ما هم اين است که خود هنرمندان هم هنوز به تعريف درستي از کاريکاتور نرسيدند و در اين تعاريف ناقص هم با همديگر اشتراک نظر ندارند. کاريکاتوري که صرفا خنده­دار است با کاريکاتور تفکربرانگيز بسيار تفاوت دارد که ما هنوز نمي­توانيم براي اين دو مقوله مجزا، تفکيک قائل بشويم. از طرفي اين نوع کارتون و کاريکاتورها از لحاظ تکنيک و فن هم با يکديگر متفاوت هستند. هنرمنداني در اين وادي موفق بودند و هستند که اين نکات ظريف را رعايت کرده باشند.

- کاريکاتور و طنز به طوري که داراي يک ويژگي خاص است که براي به عمل آمدن يک طنز مؤثر و مناسب بايد از يکسري خط قرمزها عبور کرد آيا طنز و کاريکاتور درحوزه هنري مي­تواند به خطر قرمزها نزديک شود و يک اثر مناسب بر جاي بگذارد؟

اين نکته که فضاي حوزه هنري نسبت به گذشته بسته­تر شده است، مسئله طبيعي قلمداد مي­شود. اما معتقدم که هنرمند در سخت­ترين وضعيت کار خودش را انجام مي­دهد. مخاطب بايد تيزهوش باشد. منظورم هم اين نيست که ما به زور يک مفهوم را در يک اثر بگنجانيم و مردم را مجبور کنيم که حرف ما را بفهمند يا بخواهيم زير اثرمان توضيح و تشريح بدهيم. خاصيت اين نوع طنز صريح و شفاف بودن است. صريح و سريع بودن. اين رشته مثل هنر نقاشي نيست که بخواهيم اثرمان را وارد يک سري پيچيدگي­هائي بکنيم. کاريکاتور هنر معصومانه اي است مديريتي هم که از لحاظ فضاي کاري ذهني بسته داشته باشد خلاء اثر خوب و تأثيرگذار ميان مردم به خوبي ديده مي­شود. کاريکاتور حوزه هنري سالهاست که با پستي و بلندي­هاي زيادي همراه بوده است. سال 59 که اين دفتر را به همراه افرادي همچون خسروجردي، صانعي و... تأسيس کرديم اهداف بزرگي را ترسيم کرديم که متأسفانه آن اهداف تا به امروز بنابر وجود يک سري مشکلات هنوز به نتيجه نرسيده است.

- مي توان اين مشکلات را در آثارتان ديد؟

بله. يک سري از آثارم نمود اين ناعدالتي­ها است. البته کارمان زياد پيچيده نبود. از هر دري سخن گفتيم. کاريکاتور سياسي­ ترين هنر است. از طرفي هم از لحاظ رسيدگي هنري و مديريتي از عقب افتاده ترين هنرهاي جامعه محسوب مي­شود. مديران هنري اين رشته هنري را عقب نگاه داشتند. هر بودجه اي که حوزه هنري و کلاً در کشور تصويب مي­شود همه رشته هاي هنري را دربرمي­گيرد الا رشته­ي کاريکاتور. در حاليکه اين رشته بزرگترين افتخارات و جوايز هنري را وارد کشور کرده است.

- شايد نگاه مديران به اين سمت است که هنرمندان اين رشته براي خودشان مستقل کار کنند. معتقدند هنرمندان زياده خواه شدند.

شايد اينگونه باشد که هنوز مديران هنري، هنرمندانشان را نشناختند. درست است که در حوزه هنري 20 سال قلم زدم اما هيچگاه چشم اميدم براي امرار معاش به حوزه هنري نبوده است. امروز در حوزه هنري براي تمام واحدهاي هنري يک اتاق و جايگاه مجزا فراهم کردند اما بنده پس از 20 سال فعاليت هنري در حوزه هنري با شما بايد کنار سکوي لابي واحد تجسمي حوزه هنري مصاحبه کنم. يک آبدارچي در حوزه يک اتاق دارد و از ابزارآلات کاري­اش مثل سماور و استکان و نعلبکي برخوردار است اما بنده هيچ جايگاهي ندارم. بگذاريد رک و راست به  مسئولين بگويم که حاضرم تمام افتخارات هنري داخلي و خارجي که در اين رشته کسب کرده ام را به مديران هديه کنم، اما ايشان تنها مشکل مسکن بنده را حل کنند. يک فوتباليست با هر ميزان سواد و آگاهي با هر ضربه­اي که به توپ مي زند، ميليون ها تومان نصيب خودش مي­ کند. اما من هنرمند سالهاست قلم مي زنم و هيچ چيزي بدست نياوردم. اين جوايز به درد من نمي خورد. چرا مديران گرهي از کار هنرمندان باز نمي­کنند. اين جوايز و افتخارات را بنده وارد کشور کرده­ام. اما امروز مي­بينيم ميلياردها تومان پول صرف ساخت يک فيلم مي­کنند و بعد فيلم بدون استقبال مخاطب به گوشه آرشيو هدايت مي شود.

- امروز بحث طنز تصويري از طنز نوشتاري داغ تر است. چرا از فعاليت­هاي هنري مکتوب در اين رشته در ميان مردم و مسئولين مانند دهه 70 استقبال نمي­شود؟

اين مشکل را مي توان از 2 بعد بررسي کرد. هنرمندان و مسئولين هنري کشور. در مرحله اول بايد جواب سؤال شما را ميان هنرمند جستجو کرد. هنرمندان امروز آگاهي و دورانديشي لازم را ندارند. فهم بصري و دورانديشي حکم مي کند که هنرمند در برابر اثرش مسئول باشد و اگر چهره­اي را طراحي مي­کند صاحب اثر و سوژه آگاه و مطلع باشد. در جريان طنز بصري حرف و حديث از مسخره کردن زياد داريم اما اصل صحبت من اين است که اگر طنزي راجع به موضوعي نوشته مي­شود گروه را مورد نقد قرار دهيم. اشکال ما اين است که در طنز مکتوب بدون اينکه صاحب سوژه مطلع باشد شخص را تخريب مي کنيم و اين از محبوبيت طنز مکتوب کاسته است. اين حرکت از لحاظ معنوي هم اثر را پررنگ­تر مي کند که اگر کشورهاي توسعه يافته در اين رشته از اين موضوع آگاه شوند فرهنگ مدرن ما را تحسين خواهند کرد که در اينجا حتي بحث غيبت تصويري هم نداريم. يک کشور آزاد هستيم و با اينکه کارتون و کاريکاتور تا حد بسيار زيادي دست هنرمند را باز گذاشته است اما هنرمند ما متعهد و مستقل عمل مي کند. اين موضوع به طور کاملا مستقيم با خود هنرمند درگير است. اينکه کسي که قلم به دست مي­گيرد تا چه اندازه متعهد مي­شود يک زمان خود ما به صورت لجام گسيخته طراحي مي­ کرديم اما بعدها متوجه شديم که آن حرکات و آثار ضربه بزرگي به هنرمان زد. امروز بايد مواظب کارمان باشيم. سوژه­ها انتخاب کنيم و روي هر کدام ساعت ها فکر کنيم. بايد روي کارها وقت بگذاريم تا بتواند اثري اثرگذار خلق شود. بحث دوم هم نگاه مسئولين به هنر و هنرمند است که درک تصويري پايين دارند. که اگر اين درک تصويري رشد کند مي­توانيم انتظار داشته باشيم که مردم هم از طنز و کاريکاتور فاخر حمايت کنند. درک بصري پايين مسئولين عارضه بزرگي است.

- به نظرتان خود مردم هم در اين ميان بي تقصير نيستند؟ مردمي که بخش قابل توجهي از آنها ابتدا بجاي فکر کردن و بعد خنديدن، هر کاري مي­کنند به جز فکر کردن؟

اين عارضه هم به مسئولين برمي­گردد مردم به دنبال هيجان و اتفاقات به روز هستند که اگر جلوي اين اتفاق گرفته شود مردم به سمت و سوي ديگري کشيده مي­شوند. به نظرم مسئولين بايد دست هنرمندان را باز بگذارند و خود هنرمندان متعهد شود که به کارشان سروساماني بدهند  اگر جلوي هيجانات گرفته شود سطح توليدات هنري به شدت کاهش مي يابد البته هنرمند هم بايد خطوط قرمز و منزلت هنر و هنرمند را رعايت کند.

- با توجه به فضائي که امروز در جامعه شاهد هستيم بهترين ژانر کاريکاتور که پيشنهاد مي­دهيد، چيست؟

رئاليسم. رئاليسم زبان امروز جامعه ما است. مخالف اين هستم که حرف­ها را به مردم نزنيم. البته مسائل امنيتي پيچيده دليلي بر بازگو کردن ندارند اما بايد حقايق را راحت، سليس و صريح به مردم بگوييم. خود اين موضوع به  مردم جهت مي­ دهد و مردم به دنبال شنيدن اخبار کاذب نمي­روند. بايد زيبائي­ها را راحت به مردم گفت تا زيبائي کاذب جايگزين زيبائي حقيقي نشود.

 

سه‌شنبه 1 شهريور 1390 - 10:13


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری