پنجشنبه 27 مهر 1396 - 14:16
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

علي الله سليمي

 

سايه بلند شک

 

نگاهي به رمان«سوران سرد» نوشته جواد افهمي

رمان«سوران سرد» نوشته جواد افهمي يکي از آثار داستاني قابل توجه در سال هاي اخير است که توانسته با استفاده از مضمون بکر و بهره گيري از انواع ترفندهاي داستاني جايگاه شايسته اي در ميان رمان هاي دفاع مقدس به خود اختصاص دهد. اين اثر محصول کارگاه قصه و رمان مرکز آفرينش هاي ادبي حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي است که موضوع جنگ در ارتفاعات کردستان را دستمايه کار قرار داده و در طول روايت قصه، به روابط آدم ها در موقعيت هاي مختلف پرداخته است. 

وقايع رمان سوران سرد مربوط به حوادث کردستان در نيمه اول دهه 60 است. محل وقوع حوادث داستان، پايگاه سوران در بخشي از ارتفاعات کردستان است و سربازهايي که براي دفاع از اين منطقه و جلوگيري از سقوط پايگاه به اين ناحيه اعزام شده اند، از اقوام گوناگون و با روحيات و جهان بيني هاي مختلف هستند. وجه اشتراک آنها حراست از موقعيتي است که در آنجا مستقر شده اند. آنها هدف مشترکي دارند و اين موضوع براي اعتماد آنها به همديگر قانع کننده است، اما در طول رمان وقايع ناگواري اتفاق مي افتد که باعث مي شود شک و ترديد در ميان سربازها ريشه بدواند؛ بر اثر اخباري که از درون پايگاه به بيرون و نيروهاي دشمن درز مي کند، تعدادي از سربازها به شکل مرموزي کشته مي شوند. توصيف موقعيت پايگاه از زبان يکي از کهنه سربازان به سربازان تازه وارد، مخاطب را با شرايط حاکم بر پايگاه بيشتر آشنا مي کند:« ضد انقلاب الان تمام نيروهاش را بسيج کرده واسه حمله به اين پايگاه. اينجا براش شده خرمگس معرکه و سقوطش براي اونا حياتيه. يه ساله که دارند تدارک اين حمله رو مي بينن. از استخدام جاسوساس محلي و غير محلي گرفته تا تخليه خروار خروار مهمات و اسلحه تو دره هاي همين دور و بر. دلم نمي خواد ته دلتون را خالي کنم. اما قضيه جديه. متاسفانه يه نخاله هم پيدا شده که داره يه ريز اطلاعات بهشون مي رسونه. يه نخاله رذل که مث آب خوردن آدم مي کشه...» (ص233)

جست و جو براي يافتن فرد يا افرادي که به بقيه هم سنگران خود خيانت مي کنند، محور اصلي رمان است. وقايع اصلي در محدوده زماني حدود 2 سال (بين سال هاي نيمه اول دهه 60) اتفاق مي افتد، اما دامنه اتفاق ها با يک وقفه نسبتاً طولاني (20 سال) پيگيري مي شود که در آن، يکي از سربازهاي پايگاه سوران در نيمه اول دهه 60(سهراب نصرتي)، بعد از 20 سال به محل پايگاه برگشته تا به معمايي که در آن زمان بي جواب مانده(راز درز اخبار پايگاه به بيرون و دشمن و کشته شدن تعدادي از سربازان پايگاه)، پاسخي بيابد. سهراب بعد از 20 سال پايگاه و روستاي سوران را در حال و هواي ديگري مي بيند؛ آنجا سر سبز و آباد شده و يکي از سربازان آن زمان پايگاه(مصيب) زمين هاي منطقه را خريده و حالا از زمين داران آن منطقه محسوب مي شود. سهراب با توجه به شواهد بر جا مانده، کليد معماي 20 ساله(خيانت مصيب به بقيه سربازان) را مي يابد و به اين شکل گره اصلي ماجراهاي رمان گشوده مي شود. البته اين همه وقايع رمان نيست، چرا که خرده روايت هاي بسياري در دل رمان تنيده شده که کليت داستان را در پايان تشکيل مي دهند. هنگامي که موضوع شک و ترديد، در بين سربازها نسبت به همديگر مطرح مي شود، واکنش آنها نسبت به رفتارهاي همديگر متفاوت است و اين از جاذبه هاي رمان سوران سرد است که مخاطب را همواره براي يافتن پرسش هاي ذهني به دنبال خود مي کشد. البته تعداد شخصيت هايي که در وقايع رمان حضور دارند، تا حدودي زياد است و اين گردش جست و جوي مخاطب را با کندي مواجه مي کند. يک شخصيت محوري که از ابتدا تا انتهاي رمان در مرکز ثقل حوادث قرار گيرد وجود ندارد و تعدادي از شخصيت ها به شکل موازي وقايع رمان را هر يک در مقطعي پيش مي برند. با اين حال، شخصيت«سينا» در فصل هاي اوليه و مياني از شخصيت هاي اصلي و به ياد ماندني رمان است؛ به لحاظ شخصيت پردازي قوي اين کاراکتر توسط نويسنده، ماندگاري اين شخصيت در ذهن مخاطب به مراتب بيشتر است. سينا که سربازي از خطه ترکمن صحرا است، به محض ورود به اقليم کردستان، با طبيعت اين منطقه ارتباط ملموسي برقرار مي کند و اين موضوع جنبه هاي متفاوتي از لايه هاي شخصيتي او را براي مخاطب آشکار مي سازد. در مورد بقيه شخصيت هاي داستان اين زمينه فراهم نشده است.

از ديگر شخصيت هاي سرنوشت ساز در رمان، سهراب است که به نوعي پايان داستان را رقم مي زند. او بعد از 20 سال موضوع را پيگيري مي کند و به آن مهر پايان مي زند. اين در حالي است که به غير از معدود شخصيت هاي اصلي (مصيب و مژيک و...)، بقيه افراد ديگر نقشي در بخش پاياني ماجرا ندارند.

به باور نويسنده رمان سوران سرد، اغلب جنگ هاي بزرگ به عنوان وقايع تاثيرگذار، معمولاً بر لايه هاي مختلف اجتماعي اثر مي گذارد و دامنه اين تاثيرات را حتي تا دهه هاي متمادي مي توان در بخش هاي گوناگون اجتماع ديد. جنگ هشت سال عراق عليه ايران هم از جمله اين رويدادهاي بزرگ بود که تبعات آن، در سال هاي بعد از پايان جنگ هم خود را نشان داده است. در اين ميان، ادبيات به منزله تاريخ حسي و عاطفي در انتقال روحيات مردم در مواجه با پديده جنگ و اثرات آن، نقش اساسي داشته و دارد.

رمان سوران سرد به بخشي از وقايع جنگ مي پردازد که در نگاه اول چندان جلب توجه نمي کند، اما با گذشت زمان اهميت پيدا مي کند. به نظر مي رسد شک و ترديدي که در زمان حضور سربازان در پايگاه سوران در دل هاي آنها رخنه کرده است، با پايان ماموريت آنها پايان يابد، چرا که در خارج از آن محدوده زماني و مکاني خاص، موضوع شک و ترديد سربازان نسبت به همديگر ميزان اهميت خود را از دست مي دهد و به يک موضوع تاريخ گذشته تبديل مي شود. اما شکل نهايي قصه رمان سوران سرد با بازگشت يکي از سربازان به محل خدمت خود، آن هم بعد از گذشت حدود 20 سال تکميل مي شود. رفتار ناشايست يکي از سربازان(مصيب)، که در زمان جنگ به همرزمان خود خيانت مي کند، روح و روان بقيه سربازان از جمله سهراب نصرتي را تا مدت ها ناآرام مي کند. به عبارت ديگر، سهراب نصرتي حدود 20 سال از موضوعي که بي مسئوليتي مصيب باعث آن شده، رنج مي برد.

بنابر اين، نويسنده روي نکته اي انگشت گذاشته است که به ظاهر اهميت مقطعي دارد، اما طول روايت ماجراهاي رمان مي بينيم تبعات آن تا سال هاي سال مي تواند روح و روان ديگران را آزاد دهد و تبعات به مراتب دامنه داري در پي داشته باشد.

رمان سوران سرد را انتشارات سوره مهر در 468 صفحه منتشر کرده است.

 

چهارشنبه 26 مرداد 1390 - 12:56


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری