سه‌شنبه 25 مهر 1396 - 9:27
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني

 

به دنبال مخاطباني تازه

 

نگاهي به گروه فيلمسازي«سوت پايان»(نيکي کريمي)


«سوت پايان» سومين ساخته نيکي کريمي پس از فيلم هاي «يک شب»(1383) و «چند روز بعد»(1385) است. تمام صحنه هاي فيلم در تهران فيلمبرداري شده است. جهانگير کوثري مانند فيلم «يک شب»، تهيه کنندگي «سوت پايان» را بر عهده داشته و شرکت خصوصي و صنعتي «عصر نوين بيتا» سرمايه گذار فيلم بوده است. کريمي که در دو اثر قبلي اش به سينماي جشنواره اي و روشنفکرانه پرداخته بود، در «سوت پايان» سعي کرده با تماشاگران عادي و معمولي سينما هم ارتباط برقرار کند، هر چند هنوز دغدغه هاي روشنفکرانه خود را کم و بيش دنبال مي کند.

فيلم درباره سحر(نيکي کريمي) مستندسازي است که به همراه شوهرش سامان(شهاب حسيني) زندگي آرامي را در تهران مي گذرانند. سامان هم فيلمساز است و به همراه سحر کار مي کنند تا بعد از سال ها بتوانند خانه کوچکي بخرند. در فيلمي که سامان براي تلويزيون ساخته، صحنه اي خراب مي شود و سامان به علت گرفتاري، تکرار صحنه فيلمبرداري را به سحر مي سپارد. سحر، دختري را که تنها در آن صحنه بازي کرده به همراه دستيارش بعد از جستجوي فراوان پيدا مي کند و پس از نزديک شدن به دختر متوجه مشکل بزرگي در زندگي او مي شود...»

نيکي کريمي درباره همکاري با تورج اصلاني(مدير فيلمبرداري) مي گويد: تورج اصلاني از همکاران و دوستان خوب من است. من 2 سال است که تيزر هاي تلويزيوني هم مي‌سازم، تيزر هايي مثل بانک کشاورزي و چاي گلستان و غيره و همه اين تيزر ها را هم با تورج اصلاني کار کرده‌ام. بعد هم ديديم که سليقه يکساني در سينما داريم. هر دو به سينماي مستند علاقمنديم. بخصوص براي فيلمي مثل «سوت پايان»که قرار است واقعي باشد و اين شخصيت‌ ها را در جامعه دنبال کند. بهترين سبک براي اين کار دوربين روي دست بود. خوشبختانه تورج اصلاني در اين مورد خيلي حرفه‌اي هست و ما از قبل در مورد همه چيز به توافق رسيده بوديم.

کريمي درباره ترکيب فرم روايي و مستند در فيلم مي گويد: قصد ما تلفيق سينماي داستاني و مستند بود. حقيقت اين است که ما فيلم مستند که نساختيم. حتي عابر پياده‌اي که از گوشه خيابان رد مي‌شود را خودمان آنجا قرار داديم و بازي کرده است. به هر حال من دارم يک قصه را تعريف مي‌کنم. زن و مردي هستند که پولشان را گذاشته‌اند و يک خانه خريده‌اند، مرد تله فيلم مي‌سازد.

پس همه اين‌ ها قصه دارد. ما داريم قصه‌اي را در بستر مستند روايت مي‌کنيم. ما همه سعي خودمان را کرديم که در طراحي صحنه و گريم و فيلمبرداري و خلاصه همه ابعاد فيلم، همه چيز واقعي بنظر برسد. فيلمبرداري ما مرداد پارسال بود. يادم است که به خانم خسروي، طراح گريم‌ مان گفتم که هوا گرم است و همه کساني که بيرون کار مي‌کنند به نوعي عرق کرده و آشفته‌اند.

در مورد خانواده مقتول سعي شده کساني به عنوان بازيگر انتخاب شوند که خيلي شناخته شده نباشند تا باورپذير بنظر برسند. ما همه اين‌ ها را به کار گرفتيم تا فيلم‌مان مستندگونه روايت شود.

کريمي درباره اينکه فيلم داستان يک زن و مرد است يا ماجراي دختري که مادرش محکوم شده، مي گويد: اين دختر ممکن است مادرش به هر دليلي زندان باشد. چيزي که براي من مهم بود تصميم‌گيري ‌هاي متفاوت اين زوج در قبال اتفاقي بود که با آن مواجه شده‌اند. يعني درواقع رويارويي اين دو نفر است با اتفاقي که افتاده.

مثلا مرد مي‌گويد که مستندش را بساز اما زن مي‌گويد که من الان حتي نمي‌توانم دوربينم را دستم بگيرم، فقط بايد کمک کنم که اتفاقي براي اين دختر نيفتد. و واقعا همه انرژي خودش را هم در اين راه مي‌گذارد. با دختر دادگاه مي‌رود، حتي خانه عموي مقتول مي‌رود و بعد هم با مادرش مصاحبه مي‌کند. درحقيقت چيزي که برايم اهميت داشت اين بود که اگر ما گاهي در اين جامعه از خودمان بگذريم، مي‌توانيم انرژي بگذاريم و به آدم ديگري کمک کنيم. براي من در اين فيلم، اين موضوع اصلي است.

به هرحال من مجبور بودم که قصه آن دختر را هم نشان بدهم که تماشاگر بداند سحر انرژي‌اش را صرف چه ماجرايي کرده است و بتواند با او ارتباط برقرار کند. قصه آن دختر هم جزيي از ماجراست اما مقصود اصلي من نگاه‌ هاي متفاوت به يک موقعيت يکسان بود و اينکه اصلا ما چقدر اين مسئوليت را داريم که به ديگران کمک کنيم يا اصلا نداريم؟!

کريمي درباره حضور سيروان خسروي(خواننده) در فيلم مي گويد: ما در فيلم‌مان كلا از چهره‌ ها زياد استفاده كرده‌ايم مثل آتيلا پسياني يا خيلي از چهره‌ هاي ديگري كه جاي خودشان كار كرده‌اند. ولي در مورد سيروان خسروي، همان‌طوركه گفتم من تيزر مي‌سازم و دلم مي‌خواست قضيه ساخت كليپ قابل باور باشد و يكي از همين كليپ‌ هايي باشد كه ما اين روزها مي‌بينيم.

از طرف ديگر اسم آهنگ سيروان بود: «زندگي همين امروزه» يعني ما همين امروز مي‌توانيم تصميم بگيريم كه يك كار درست انجام دهيم. همان‌طور كه سحر در فرودگاه به سامان مي‌گويد: «اون الان به كمك ما احتياج دارد» ما مي‌توانيم كار را به فردا بيندازيم يا همان لحظه تصميم درست را بگيريم. و خب سيروان خواننده‌اي است كه بين جوان‌ها خيلي طرفدار دارد.

صحنه‌اي وجود دارد كه من مي‌خواهم خانه را بفروشم، جلوي كادر مي‌آيم و دوستم به من مي‌گويد: «تو و شوهرت همه سعي‌تونو كردين كه اين خونه رو بخرين» بعد كلوزآپي (نمايي نزديک) داريم كه من مرددم و بعد تصوير فلو (ناواضح) مي‌شود و آهنگ سيروان مي‌آيد. اين صحنه را ما همان اولين روز فيلمبرداري گرفتيم.

درحقيقت اين براي من مثل ويديوكليپ‌ هايي بود كه در تلويزيون مي‌بينيم و يكدفعه شوك به ما مي‌دهد. ريتم فيلم را عوض مي‌كند و به ما نشان مي‌دهد كه سامان چه كارهايي را انجام مي‌دهد. كه او هم البته حق دارد چون مي‌خواهد پول دربياورد و زندگي‌اش را بچرخاند.

کريمي درباره تفاوت هاي«چند روز بعد» و «سوت پايان» مي گويد: «چند روز بعد» براي من مثل يك كليپ بلند عاشقانه است. خيلي داستان ندارد. خيلي فضاي شاعرانه‌اي دارد. تنهايي‌هاي اين آدم را نشان مي‌دهد. بنابراين آنجا اصلا خيلي فضا و جا براي ايده‌هاي فرمي و كارگرداني وجود نداشت. البته من كه اصلا معتقد نيستم كارگردان بايد خودش را به رخ بكشد يا حداقل من چنين ادعايي ندارم.

کريمي درباره اينکه در «سوت پايان» بيشتر به مخاطب‌ توجه کرده، مي گويد: شايد ناخودآگاه اين اتفاق پيش آمده است. با توجه به فيلم‌هايي كه اين روزها ساخته مي‌شود من مي‌توانستم انتخاب كنم كه فيلم ديگري بسازم. «سوت پايان» تجاري نيست ولي با خودم فكر كردم خوب است حالا كه داريم اين فيلم را مي‌سازيم و نوع روايتش هم خاص است، بتواند با مخاطب ارتباط برقرار كند و مردم بروند و فيلم را ببينند.

استقبال مردم خيلي فوق‌العاده است. خيلي خوشحالم كه فيلم اكران شده و حالا مي‌توانم بازتابي را ببينم كه من از فيلم اول و دوم‌ ام نداشتم چون هيچ‌كدام به نمايش درنيامدند و اولين بار است كه دارد اين اتفاق مي‌افتد. اين بازتاب‌ها به من ايده‌هاي زيادي داده كه در فيلم‌هاي بعدي‌ام از آن استفاده كنم.

کريمي درباره بازي هستي مهدوي‌فر در فيلم مي گويد: ما براي نقش از آدم‌هاي زيادي تست گرفتيم. هستي يكي از آخرين نفراتي بود كه براي تست آمد. زمان فيلمبرداري ما تازه سريالش(سريال جراحت) داشت از تلويزيون پخش مي‌شد. وقتي از هستي تست گرفتم، ديدم كه چشمانش و صورتش چقدر غم خاصي دارد و كلا هم جزو استعداد هايي است كه بنظرم مي‌شود رويش حساب كرد. يكي از كارهايي كه كردم اين بود كه پيش از فيلمبرداري جلسات ديالوگ و روخواني با هستي و دوستش غزاله رشيدي، كه او هم بازيگر خيلي خوبي است، گذاشتم. با طراح لباس صحبت كردم و از مدت‌ها قبل لباس ‌هايي را كه قرار بود سر صحنه بپوشند را بهشان داديم. حتي صحبت كرديم كه وقتي مي‌آيند دفتر با همان لباس‌ ها بيايند. درحقيقت به هستي گفتم كه هر چيزي كه الان از روحيه شخصي‌ات داري، بايد فاكتور بگيري. بايد وقتي سر صحنه مي‌آيي فكر كني كه اين دختر خيلي مشكل دارد و اگر يك لحظه بخواهي اين را بازي كني، هيچ‌كس باور نمي‌كند. بايد خودت باشي و ديالوگ‌ها را طوري بگويي كه كاملا طبيعي باشد. خيلي بازيگر فوق‌العاده‌اي است و خب ما هم برداشت‌ هاي زيادي مي‌گرفتيم كه به جايي برسيم كه اصلا بازي‌اش ديده نشود و بتواند كاملا خودش باشد.

کريمي درباره اينکه آيا از ساخت «سوت پايان» راضي بوده يا نه؟، مي گويد: من از اين فيلم خيلي راضي هستم، با وجود اينکه در راه ساخته شدن آن سختي ‌هاي زيادي متحمل شدم. حدود سه‌ سال زمان روي تکميل فيلمنامه صرف شد و بعد مشکلات عديده‌اي که در مسير توليد فيلم وجود داشت، چون من هم سرمايه‌گذار فيلم بودم و هم نويسنده و کارگردان. بازيگرش هم بودم. ولي بايد بگويم که گروه فوق‌العاده‌اي در کنارم بودند و آن اتفاق‌هايي که مي‌خواستم در فيلم افتاد. مي‌توانم بگويم در مجموع از چيزي که به عنوان فيلم مقابلم هست بسيار راضي‌ام. البته قطعا در کارهاي آينده به سمت جلو حرکت مي‌کنم، اما اين کار را هم بسيار دوست دارم و به بسياري از هدف‌ هايم در آن رسيده‌ام.

جهانگير کوثري درباره همکاري با نيکي کريمي در يادداشتي مي نويسد: «همکاري مجدد در هر زمينه و حرفه اي دلايل محکم خود را دارد. پس از فيلم «يک شب» که اولين محصول همکاري بنده با نيکي کريمي بود و نتيجه اش هم بسيار خوب در آمد، ترغيب شدم تا براي همکاري مجدد و با خواندن فيلمنامه «سوت پايان» اين فيلم را توليد کنم.

«سوت پايان» قصه به روزي دارد، از جنس رخداد هاي امروز تهران و خانواده هاست و از «يک شب» هم دور نمي شود. بحث ها و مشکلات خانواده ها، قانون و مجازات، داشتن و نداشتن و اتفاقاتي که براي هيچ خانواده اي قابل پيش بيني نيست. نيکي کريمي با نگاهي پخته تر و تجربه بيشتر در «سوت پايان» مخاطب عام را نشانه گرفته، بدون آنکه معيار هاي سبک و ژانر خود را فراموش کند.

ساختار «سوت پايان» نسبت به «يک شب» محکم تر ، تصاوير غني تر و بازي ها بسيار قوي تر است. انتخاب مضموني چون «سوت پايان» و نزديک شدن به اين موضوع ها کار دشواري است که نيکي کريمي با شناخت خود، تصويري واقعي و قابل قبول را ارائه داده است.

اين که دوربين چه نقشي را در فيلم هاي واقع گرا از جنس «سوت پايان» داشته باشد با هماهنگي تورج اصلاني به خوبي تعريف شد و نتيجه کار نيز درخشان بود. «سوت پايان» در بافت اجتماعي فيلم هاي امروزي سينماي ما نقطه روشن و قابل بحثي است. «سوت پايان» واقعيت موجود جامعه امروزي ماست و مخاطب بسياري خواهد داشت. سختي کار به دلايل پراکندگي لوکيشن هاي واقعي کمي اذيت کننده بود، اما فضاي هماهنگ گروه با يکديگر و آرامش حاصل از کارگردان، خستگي را چندان ماندگار نمي کرد.

جنس بازي ها در اين فيلم کاملا متفاوت است. شهاب حسيني نوع تازه اي از بازي را در سينما ارائه مي دهد و بازي نيکي کريمي به جرات بهترين کار او در زمينه بازيگري است. در «سوت پايان» نيکي کريمي را در مقام يک کارگردان با تجربه و صاحب سبک و با پختگي بسيار مي بينيم. او ضمن هدايت بازيگران در مقام يک بازيگر مقابل زمينه را براي خلاقيت بازيگران جوان فراهم مي نمود. هستي مهدوي فر و اشکان خطيبي نيز بازي هاي چشم گيري دارند. شخصا «سوت پايان» را دوست دارم و به موفقيت آن اطمينان کامل دارم.»   

 

چهارشنبه 26 مرداد 1390 - 11:18


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری