جمعه 2 تير 1396 - 9:46
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

احمد محمد اسماعيلي

 

گمشدن واقعيت وجودي

 

 

گفت وگو با سيامک صفري بازيگر نمايش آقاي اشميت کيه ؟ به کارگرداني داوود رشيدي

 

 

مقدمه : به جرات مي توان ادعا کرد که سيامک صفري جزو بازيگران شاخص و درجه اول تئاتر ايران است . حضور درخشانش در نقش آقا محمد خان قاجار در نمايش شکار روباه به کارگرداني علي رفيعي ، ايفاي هنرمندانه نقش مارکز در نمايش ماکاندو ، ايفاي نقش خيا ط ترسو و خرافاتي در نمايش جن گير ، معمار حراف در نمايش اهل قبور وبسياري از نقش هاي مهم و جذاب ديگري تئاتري عيار کاري صفري را نشان مي دهد . بعد از تجربه همکاري موفقعيت اميز صفري با رشيدي در نمايش منهاي دو در سال قبل اين همکاري در نمايش آقاي اشميت کيه ؟ ادامه يافته است .

                                                                    

آيا تم اصلي نمايش آقاي اشميت کيه ؟ تاکيد بر تنهايي آدمها در جوامع مدرن است ؟

تنهايي يک تم فراگير انساني است  در اغلب آثار نمايشي تم غالب هم تاکيد بر تنهايي آدمها است . سباستين تيري در نمايش آقاي اشميت کيه ؟ تاکيدي بيشتري داشته که از تنهايي در شخصيت پردازي کارکاترهاي نمايش استفاده کند  . در حين خواندن نمايش نامه  و ديدن اجرا به خوبي حس و حال تنهايي را متوجه مي شويم

 

به نظر شما دليل عمده فرار کردن مرد از نام اشميت چيست ؟

به اين شخصيت نه اشميت مي گويم و نه ژان کلود . اين شخصيت دروضعيتي قرار مي گيرد که ديگران درباره اش قضاوت مي کنند و حتي راسا تصميم مي گيرند. زنش به او مي گويد علاقه واقعي به او دارد  . پسرش به او مي گويد که از او احساس تنفر دارد . در حقيقت واقعيت وجودي اين آدم گم شده است . درنهايت برآيند اين اتفاقات باعث استيصال او مي شود .

 

کارکرد حضور روان پزشک در اين نمايش چيست ؟

شخصيت اصلي نمايش درگيري ذهني دارد و ذهنش درگير محيط پيرامونش است و تکليفش با خودش روشن نيست . حضور مرد روان پزشک بيشتر اين آدم را بلاتکليف تر مي کند .

 

براي تفکيک بازي در اين دو نقش اشميت و ژان کلود چه شيوه اي را مورد استفاده قرار داديد ؟

معماري کلي اين نقش را به  دو مرحله تقسيم کردم . مرحله اول موقعي است که اين آدم با اشميت بودن مخالفت مي کند و عصباني و پر تحرک است و مرحله دوم موقعي است که  در خودش فرو مي رود و مي پذيرد که هانري اشميت است . در اين مرحله همه چيز ظاهرا آرام به نظر مي رسد اما طوفان دروني اين آدم بيشتر مي شود و احساس مي کنيم که اين آدم همه چيز را وا داده است .

 

در نوع ارائه بازي چقدر اجازه داشتيد کار بداهه انجام بدهيد ؟

فضاي تلخ نمايش چندان اين اجازه را به بازيگر نمي داد که چندان به سراغ کار بداهه و شيرين کردن نقش برود و اقدام به اين کار شرايط آشفته ذهني اين آدم را مخدوش مي کرد

 

نيکول چقدر در زنگي اين آدم نقش مهمي دارد ؟

نکته کليدي نمايش بحث خانواده است و اينکه آدمها همديگر را بشناسند و بتوانند بايکديگر ارتباط برقرار کنند . در اين چرخه ارتباطي همسر و پسر سياهپوستش را دارد. در نهايت هيچ ارتباط عميقي حتي با نيکول زنش نمي تواند داشته باشد و زنش هم او را تنها مي گذارد . جهان بيني اين آدم است که مي خواهد با سايرين ارتباط برقرار کند .

 

کارکرد صحنه اي که مرد توپ را براي تماشاگران مي اندازد چيست؟

اين بخش پيشنهاد کارگردان بود که به متن اضافه شد و شايد به خاطر تاکيد بر ماهيت تئاتر بود که هميشه عده اي به عنوان تماشاگر نمايش را مي بينند .

 

در پايان نمايش موقعي که زن و پسر اين آدم در باره او نظر مي دهند آيا پازل شخصيتش را کامل مي کنند ؟

ناقص بودن تعريف يک آدم در ذهن آدم ديگري است که مي تواند اين باور را تقويت کند که بهتر است هميشه قضاوت را به خداوند بسپاريم . در هر صورت آدمها در ذهن يکديگر هيچ گاه کامل نيستند و ناقص به نظر مي رسند . مادر به اين آدم نگاه مثبت و عاشقانه اي دارد و او را يک مرد فداکار ، موفق و زرنگ مي داند . اما پسر قضاوت متفاوت و منفي از اين آدم دارد . در اين معرکه فکر مي کنم معيار و متر قضاوت گم مي شود .

 

اين آدم آدم روشن فکري به نظر مي رسد و يک کتابخانه پر و پيمان در خانه اش دارد . چقدر به اين مسئله اعتقاد داريد ؟

درست است . در عين حال يک چشم پزشک ماهري است و نشان مي دهد صاحب نگاه و ديدگاه است . البته به سراغ روايت نشانه هاي نمادين در مورد اين شخصيت نيستم و به اين کار هم علاقه اي ندارم . اما درهر صورت چشم پزشک بودنش هم ادعاي خودش است و شايد چشم پزشک هم نباشد . اين نکته نکته ظريفي است که در باره اين مسائل در نمايش قطعيتي وجود ندارد

 

خودکشي آيا تنها راه حل پيش روي اين آدم است ؟

جور ديگري بايد به اين کارش نگاه کرد . گويي با اين کار تکليفش را با خودش روشن مي کند . همانطوريکه در کتابچه اش نوشته داخل مسيري مي شود که ماهي هاي آزاد در رودخانه در انتهاي مسيرشان براي رهايي چاره اي جز به بيرون انداختن خودشان از آب ندارند . البته فکر مي کنم اين مسئله در نمايش کارکرد کنايه اي دارد . متن تيري متن چند لايه و پيچيده اي است

 

از همکاري مجدد با داوود رشيدي احساس رضايت داريد ؟

خوب است چرا بد باشد

 

 

سه‌شنبه 25 مرداد 1390 - 13:48


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری