دوشنبه 5 تير 1396 - 9:45
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

ستاره سعادت

 

چرخه توزيع نيازمند توجه است

 

در چرخه توزيع كتاب كمتر ذهن آدمي به سمت اهميت دكه هاي مطبوعاتي مي رود . نمي دانم تا كنون غرفه فروش كتاب هاي كودك را د دكه هاي مطبوعاتي ديده ايد يا نه؟ دكه هايي كه نشريات تازه وارد  يا آنهايي كه با شمارگان پايين به چاپ مي رسند كمتر فرصت ديده شدن را دارند. البته شيوه توزيع مطمئنا در ايجاد انگيزه براي خريد بسيار مي تواند موثر باشد.

به گزارش روابط عمومي سازمان تبليغات اسلامي، ناصر فكوهي شيوه توزيع را در مصرف كالا موثر مي داندو متراژ در نظر گرفته شده براي عرصه اين محصولات فرهنگي در دكه ها را در مقايسه با ساير كشورها كافي مي داند اما سازماندهي فضا در اين متراژ را سامان يافته نمي بيند . او معتقد است مي توان با طراحي بهتر استفاده بسيار بهتري از فضا كرد. علاه بر اين دليلي ندارد  كه تمام فضاهاي ارائه شده  به يك اندازه باشد و عرضه بسيار محصولات غير فرهنگي نظير مواد خواراكي و ... بايد محدود و يا كنار گذاشته شود. از سوي ديگر معتقد است پيش شرط هاي توليد و مصرف  فرهنگي بسيار مهم تر از شيوه هاي توزيع مي داند.از نگاه او تا زماني كه ميزان درآمدهاي موجود در سبد خانوار به صورت بالقوه و بالفعل امكان مصرف فرهنگي نظير غذا و مسكن، فراهم نكند، نحوه توزيع نمي تواند مستقيما در مصرف اين كلاها موثر باشد. مگر به صورت استفاده از سياست گذاري هاي خاصي در سطح شهري ، براي مثال حمايت هاي دولتي و سياست هاي توزيع كالاها از طريق شبكهه هاي رفاه اجتماعي نظير كتابخانه هاي عمومي و ... اين نكته بنا به نوع كالا متفاوت است و هر اندازه بهاي كالا بيشتر باشد تاثيرگذاري مصرف آن از سبدخانوار بيشتر است و برعكس . بنابراين چه نهادها و سولان دولتي و چه نادهاي خصوصي بايد سياستگذاري هاي متفاوتي بنا به نوع كالا نيز داشته باشند.

در شماره جديد مهر ناصر فكوهي در پاسخ به سوال «چقدر چرخه توزيع كالاي فرهنگي را در ارتقاي شاخص هاي فرهنگي از قبيل سطح مطالعه و انجام فعاليت هاي فرهنگي موثر مي دانيد؟ به عبارت ديگر نحوه توزيع يك كالاي فرهنگي را چقدر در خريد مردم موثر مي دانيد؟» گفته است؟ همانگونه كه گفتم اگر شرايط اوليه فراهم باشد  تاثير بسير زياد است، اما معناي اين امر آن نيست  كه در شرايط نبود اين عوامل ، نبايد به روش هاي توزيع توجه داشت. مسئله آن است كه مصرف كالاهاي فرهنگي را نبايد صرفا در «خريد» مستقيم محصول ديد. وقتي كسي از يك كتابخانه ، كتاب مي گيرد. باز هم در چرخه اقتصادي در حال مصرف كردن است زيرا اين كتابخانه به وسيله يك شهرداري  اداره مي شود  كه داراي بودجه دولتي است، كارمنداني دارد كه از آن حقوق مي گيرند و براي اينكه شهرداري بتواند اين بودجه را توجيه كند و آن حقوق ها را پرداخت كند بايد مصرف انجام بگيرد . بنابراين سياستگذاري هاي فرهنگي را بايد به عقيده من در چارچوب توزيع قرار داد.

متاسفانه در كشور م در زمينه اين سياستگذاري ها به صورت وسيع كار نشده است. براي مثال تعداد كتابخانه هاي عمومي ما بسيار كم است. در حالي كه ما بايد در هر محل يك كتابخانه داشته باشيم.از اين گذشته اين كتابخانه ها صرفا كتاب توزيع مي كنند. در حالي كه در كشورهاي توسعه يافته توزيع  لوح هاي فشرده موسيقي  و فيلم و بسياري كالاهاي ديگر فرهنگي نيز به وسيله همين كتابخانه ها انجام مي گيرد و كتابخانه هاي بزرگ مي توانند محصولات بزرگ فرهنگي نيز توزيع كنند، نظير برنامه هاي نمايشي، نمايشگاه هاي هنري و ... در عين حال سياست براي فروش  محصولات فرهنگي نيز جايگاه خويش را دارد و بايد به آن توجه زيادي كرد زيرا اين امر به خصوص عامل اصلي براي رشد جامعه مدني در حوزه فرهنگ است و بدون فروش در اين زمينه همه چيز به سوي دولتي شدن مي رود كه گرايشي بسيار منفي در زمينه هنر و فرهنگ است.

سخنان ناصر فكوهي به دنبال اين مطالب ادامه يافته و به تاثيرمستقيم مسافت بر چرخه كتاب اشاره كرده است و توزيع نامطلوب در كشورمان را هم از دلايل اصلي پايين بودن تيراژ دانسته است چرا كه وي معتقد است اغلب اين تيراژها  صرفا براي تهران و مركز انجام مي گيرد، در حالي كه در هر دو جهت بايد كار فرهنگي انجام گيرد تا هم مركز بتواند از محصولات فرهنگي غيرمركزي استفاده كند و هم آن مناطق از محصولات مركز، البته راه حل اساسي در اين زمينه تمركززدايي فرهنگي از طريق برنامه ريزي و سياستگزاري هاي هوشمندانه در زمينه كمك به توليد فرهنگ است.

وي ايجاد فضاهاي تفريحي بزرگ در شهرها به كالاهاي فرهنگي را هم در تغيير رفتار مردم در مورد كالاهاي فرهنگي موثر مي داند ولي از سويي ديگر مي گويد اينكه همه محصولات در يك محل به فروش برسد به نظر من چندان جالب نيست مگر انكه محل همچون برخي از كتابفروشي هاي بزرگ باشد كه همچون يك سوپرماركت افراد بتوانند در ان به گردش بپردازند  و از محصولات مختلف بازديد كنند. اما هر اندازه ظرفيت جامعه براي تحمل ميزان بيشتري از آزادي هاي فردي البته در چارچوب قوانين و شئونات بالاتر برود، مي توان فضاهاي پرنشاط تري ايجاد كرد كه اين مصرف توليدات فرهنگي را بالا خواهدبرد.

از اين رو در امر فروش كتاب مي توان نتيجه گرفت كه در چرخه توزيع كتاب عوامل بسيار ريزي وجود دارد كه در ظاهر شايد چندان مورد عتنا به نظر نيايد ولي اصلاح در كاركد مناسب آن مي تواند در اين چرخه موثر واقع شود پس بيش از اين بايد در چرخه توليد نظارت ورزيد و به مهندسي اين چرخه پرداخت تا بتوانيم بازده اقتصادي بيشتري را انتظار داشت.

 

چهارشنبه 19 مرداد 1390 - 14:7


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری