شنبه 29 مهر 1396 - 6:47
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني

 

يک اقتباس خلاق و ديدني

 

نگاهي به گروه فيلمسازي «اين جا بدون من»(بهرام توکلي)

                                      

اين جا بدون من بعد از «پا برهنه در بهشت» و «پرسه در مه» سومين فيلم بلند بهرام توکلي است. اينجا بدون من داستان يک خانواده است که مادر در يک کارخانه اشتغال دارد و پسر در يک انبار مشغول به کار است و دختر به دليل مشکل پايش از خانه بيرون نمي رود. اين فيلم چند هفته اي از زندگي اين خانواده را به تصوير مي کشد که اين داستان همراه است با ورود يک آدم جديد به جمع اين خانواده و ...

بهرام توکلي درباره اقتباس از نمايش باغ وحش شيشه اي مي گويد: «شما بايد دليل انتخاب منبع اقتباسي خود را بدانيد. دليل ماندگاري نمايش «باغ وحش شيشه‌اي» در طول اين سال‌ها، آن است که يك ظاهر خيلي ساده دارد و در پشت اين سادگي حرف‌هاي زيادي براي گفتن دارد و در ضمن ابزارش براي ارايه اين حرف‌هاي مهم، شخصيت پردازي  پرسوناژهاي آن است.

 به نظرم در اقتباس بايد دقت شود تا به ماندگاري متن ضربه نخورد، يعني در ايرانيزه كردن و حذف نكاتي كه به درد ما نمي‌خورد در جزييات باشد و در كليات به خاطر سليقه شخصي به ساختمان اثر ضربه نزند. وقتي شما دلايل ماندگاري متن را بدون دست خوردن باقي مي‌گذاري و خلاقيت بيخود هم از خودت به خرج ندهي مي‌شود، گفت كه يك اقتباس خوب شكل گرفته است. وقتي شما يك كتاب خوب مي‌خواني و مي‌خواهي تعريف كني دليلي ندارد در تعريفت يك چيزهايي را از خودت اضافه كني، براي اينكه به شما خلاق نگويند.

 بايد به متن اصلي وفادار ماند و به منبع آسيب نرساند. وقتي يك اقتباس درخشاني مثل ناخدا خورشيد اتفاق مي‌افتد، دليلش اين است كه ناصر تقوايي كاملا متوجه است كه چه چيزي باعث ماندگاري متن اصلي مي‌شود و آنها را حفظ مي‌كند و چيزهايي كه ربطي به فرهنگ ما ندارد را حذف مي‌كند، اگر مي‌تواند برايش معادل پيدا مي‌كند و اگر نيست آن را به طور كلي حذف مي‌كند. همه اينها را گفتم كه بگويم براي به نمايش گذاشتن خلاقيت شخصي نبايد به متن اصلي ضربه زد، بايد ما به عنوان يك دستورالعمل به آن نگاه كنيم و در همان محدوده حركت كنيم.»

‌ توکلي درباره بازيگراني که با آنها همکاري کرده مي گويد: «انتخاب بازيگرها در قدم اول به خاطر تناسب‌شان با نقش‌شان بود. براي نقش مادر، من بازيگري بهتر از خانم معتمدآريا پيدا نمي‌كردم و به ذهنم هم نمي‌رسيد و الان هم نمي‌رسد.

راجع به نگار جواهريان و صابر ابر با توجه به اينكه نمايشنامه فضاي مشخصي داشت و من احساس مي‌كردم اين آدم‌ها از عهده آن برمي‌آيند. راجع به پارسا پيروزفر هم خيلي مشخص است. نمايشنامه به شما پيشنهاد مي‌دهد، مي‌گويد شما يك خانواده داريد با يك سروشكل رفتاري و ظاهري و يك آدمي وارد مي‌شود كه از هر لحاظ با اينها متفاوت است. يك آدم زميني‌تري از لحاظ افكار محسوب مي‌شود و هم به لحاظ ظاهري آدم نامتناسبي است، به نظر نمي‌آيد اصلا اين ازدواج سر بگيرد و قاعدتا نبايد بگيرد و قطعا به يك آدمي نياز داشت كه فيزيك متفاوتي داشته باشد و حالا متعلق به سينمايي هم باشد كه بشود در چنين فيلمي قرارش داد.

 پارسا پيروزفر كسي است كه بازيگري هنوز برايش مقوله‌اي خيلي جدي است و آدم بسيار باسوادي است و اين قابليت فيزيكي را هم دارد. اينها چهار انتخاب اول من بودند و خوشبختانه هر چهار تا براي اينكه نمايشنامه را دوست داشتند قبول كردند.»

توکلي درباره شباهت فيلم با آثار قبلي اش مي گويد: «اين فيلم يک کار اقتباسي است و از اين جهت در ذاتش بايد شبيه قصه اصلي باشد. قطعا در مرحله اجرا شباهت هايي به کارهاي قبلي ام دارد، اما به لحاظ تماتيک(مضموني) کاملا متفاوت است. دو کار قبلي ام بيشتر انگيزه هاي روشنفکري داشت، اما محمل و موضوع نمايشنامه باغ وحش شيشه اي متفاوت است و بيشتر به فيلم هاي اجتماعي نزديک است.»

سعيد سعدي(تهيه کننده فيلم) درباره همکاري با بهرام توکلي مي گويد: «پس از جشنواره فجر دو سال قبل، آقاي توکلي طرحي را از طريق يکي از دوستان به من ارائه کردند. پس از پسنديدن طرح، ايشان فيلمنامه آن را آماده کردند، فيلمنامه برخي خط قرمز هايي داشت، ضمن اينکه جزو توليدات عظيم بود و هزينه توليدش براي ما که بخش خصوصي هستيم، سنگين بود.

به ايشان گفتم الان با توجه به اين شرايط سخت، توليد اين فيلمنامه براي ما امکان پذير نيست، اگر کار ديگري داريد، ارائه دهيد. ايشان هم فيلمنامه اي با اقتباس از باغ وحش نوشتند. ديديم کار بدي نيست و از هزينه توليد کمتري برخوردار است و با مجموعه اي که داشتيم، توانستيم کار را شروع کنيم.»

آتوسا قلمفرسايي(طراح صحنه و لباس) درباره فيلم مي گويد: «قصه اين فيلم خوب است و البته متاسفانه کمدي نيست! کارگردان و همه عوامل تلاششان را کرده اند تا يک فيلم خوب ساخته شود. حالا من در مورد آن حرف بزنم و تعريف کنم که چکار کرده ام، چگونه به اين طراحي رسيده ام، لوکيشن ها چگونه بايد باشند و حالا چگونه اجرا شده، همين طور شخصيت ها و لباس هاي فيلم. به نظر من که در اين اوضاع سينما، اين ها اصلا مسئله کسي نيست. اگر ما هم تمام تلاش مان را مي کنيم، براي اين است که سينما را دوست داريم و خودمان از کاري که مي کنيم لذت مي بريم. من از کاري که مي کنم لذت مي برم و تمام تلاشم را کردم تا کارم را درست انجام دهم.»

حسين بشاش (صدابردار) درباره کار با امير حسين قاسمي(صداگذار) مي گويد: «قبلا يک کار با ايشان انجام داده بودم و شناخت نسبي از ايشان داشتم. معمولا قبل از شروع کار، اگر صداگذار مشخص باشد، با ايشان به هماهنگي مي رسيم. خوشبختانه صداگذار اين کار مشخص بود و با ايشان براي گرفتن صداها هماهنگي داشتيم.»

بشاش در مورد همکاري با توکلي هم مي گويد: « ايشان کارگردان خوب و باهوش و خلاقي است، پر انرژي و خوش فکر. مشکل خاصي نداشتيم و همه چيز خوب پيش رفت و گروه به خوبي با هم هماهنگ بود. در اين فيلم تمام دغدغه من اين بود که صداهايم يک دست شود که کارگرداني آقاي توکلي براي من طراحي صدا را راحت تر مي کرد.»

فاطمه معتمد آريا درباره بازي در اين جا بدون من مي گويد: «مشغول بازي در فيلم آقاي بهرام بهراميان بودم که پيشنهاد بازي در اين فيلم به من شد. فيلمنامه اي متفاوت و کارگرداني هوشمند و خلاق از نسل نوي سينماي ايران. تهيه کننده اي خوب و آشنا، و برنامه ريزي آقاي علي ملاقلي پور سبب شدند که بخواهم و بتوانم در اين فيلم باشم. پارسا پيروزفر، نگار جواهريان و صابر ابر جواناني هستند که از تجربه نسل گذشته استفاده مي کنند. بازيگري برايشان جدي ست و در کارشان ديدگاه و خلاقيت دارند.»

نگار جواهريان درباره همکاري مجدد پس از پابرهنه در بهشت با توکلي مي گويد: «پا برهنه در بهشت را خيلي دوست دارم. اين جا بدون من اقتباسي از نمايشنامه باغ وحش شيشه اي تنسي ويليامز است و به نظرم اقتباس خيلي خوبي هم شده است.

وقتي شما نقش تان، کار کارگردان و فيلمنامه را دوست داشته باشيد، به علاوه يک گروه خيلي خوب در پشت صحنه و جلوي دوربين باشند، ديگر چه مي خواهيد؟ در مورد گروه بازيگران فيلم هم بايد بگويم که تک تک شان از خانم فاطمه معتمد آريا تا صابر ابر و پارسا پيروزفر بازيگراني هستند که خيالت از همکاري با آنها راحت است و احساس امنيت مي کني.»

جواهريان درباره نقشش مي گويد: «اين نمايشنامه را قبلا خوانده بودم و به خاطر اين کار مجددا آن را خواندم. من نقش يلدا را که در نمايشنامه لورا است ايفا کرده ام که نسبت به نمايشنامه خيلي تغيير کرده و چيز هايي به آن اضافه شده است.»

مشخصات«اين جا بدون من»:

نويسنده فيلمنامه و کارگردان: بهرام توکلي، مدير فيلمبرداري: حميد خضوعي ابيانه، طراح صحنه و لباس: آتوسا قلمفرسايي، تدوينگر: بهرام دهقاني، گريم: سعيد ملکان، صدابردار: حسين بشاش، صداگذار: امير حسين قاسمي، موسيقي: حامد ثابت، بازيگران: فاطمه معتمد آريا، نگار جواهريان، صابر ابر، پارسا پيروزفر، احمد ساعتچيان، تهيه کننده و مدير توليد: سعيد سعدي، زمان: 90 دقيقه.

 

 

 

 

سه‌شنبه 18 مرداد 1390 - 10:33


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری