جمعه 27 مرداد 1396 - 2:9
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

فرهنگ متين

 

بهره گيري از مجسمه هاي شبه هنري چيني در فضاي شهري يك غفلت است

 


گفتگو با مرتضي گودرزي ديباج، نقاش، محقق و منتقد هنري

فرهنگ مجموعه­اي جامع از پاسخ­هاي ذهن اجتماعي انسان به نيازهاي اساسي و روزمره است که تمام شئون زندگي انسان را دربرمي­گيرد فرهنگ در درون جامعه شکل مي­گيرد و مهمترين عاملي که در شکل­گيري آن تأثير دارد، تفکر اجتماعي جامعه به خصوص سياست­مداران، مسئولين و مديران هنري جامعه است که اگر شکوفا شود خودش را در قالب هنر متجلي مي­کند. چندي که اخباري ناخوشايند از حوزه­هاي هنري کشور به گوش هنردوستان و هنرجويان مي­رسد. اخباري که وقتي به عمق آن فرو مي­رويم جاي خالي مسئوليت و تعهد به فرهنگ و هنر اين مرز و بوم در آن به خوبي احساس مي­شود. حوزه هنري يکي از معدود مراکز هنري کشور، امروز در جايگاهي بسيار حساس قرار گرفته است. مرکزي که با در اختيار داشتن اصيل­ترين هنرمندان و پرورش بزرگان هنر اين مرز و بوم، مسئوليت ويژه­اي در جريان­سازي مثبت و شفاف در زمينه فرهنگ­سازي دارد. در اين ميان مرکز هنرهاي تجسمي مسئوليتي بس سنگين­تر دارد. چرا که حوزه هنري با وجود پرورش اين مرکز تبديل به يکي قطب­هاي هنري کشور شد. لذا تصميم گرفتيم براي آگاه شدن از صحت و سقم برخي از اخبار و سياست­هاي خاکستري رنگ اين حوزه پاي نظرات مديريت اين مرکز بنشينيم. دکتر مرتضي گودرزي متلخص به ديباج مدرس دانشگاه، نقاش، منتقد و محقق هنري و از پژوهشگران و هنرمندان با سابقه و و درخشان است که سالها در زمينه­ هاي گوناگون توليد هنر و پژوهش فعاليت کرده است وي رئيس سابق پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامي و مدير مرکز هنرهاي تجسمي حوزه هنري است، گودرزي به نسبت سؤال­هاي پررنگ ما، نظرات پررنگ­تري دارد که شنيدن آنها خالي از لطف نخواهد بود:       

 

 

جناب آقاي گودرزي، در خبرها داشتيم که ده ها مجسمه چيني جهت استفاده در سطح شهر توسط شهرداري‌ها از کشور چين وارد و ده ها ميليون تومان نيز هزينه شده است. با توجه به اين اتفاق و اختصاص سالانه نيم درصد از بودجه فرهنگي کشور توسط هيئت دولت به آثار هنرهاي تجسمي، نظرتان به عنوان يک مدير ارشد هنري در ژانر تجسمي نسبت به اين گونه اتفاقات چيست؟

سوال شما دو جنبه دارد که به نوعي هم به يکديگر مرتبطند و هم دو مقوله متفاوت را در بر مي‌گيرند. ورود مجسمه‌هاي چيني- اگر مراد همين آثار حجمي آلومينيومي فانتزي و صرفاً تزئيني باشد- که در روند تمدن سوزي که در حال انجام است امري قابل پيش بيني است. عليرغم موفقيت‌هايي که در بخشهاي مختلفي از کشور بدست آمده است و حقيقتاً جاي تقدير و افتخار دارد در بخشهايي از جمله فرهنگ و هنر که به ويژه در حوزه خلق آثار در زمينه‌هاي مختلف از معماري گرفته تا هنرهاي تجسمي برخلاف گذشته دچار يک پس رفت عجيب و غريب هستيم. اين مقوله به ويژه در حوزة ‌تصوير شهري به معناي عام آن خود را به شدت نشان مي دهد. در دوره‌هاي پيشين از تيموري و صفويه و قاجار گرفته تا حتي قبل از انقلاب اين همه خبط هنري نداشته ايم که الان داريم. آثاري به شدت ضعيف و سخيف که متأسفانه سطح ذائقه بصري مردم را به شدت متنزل کرده و در حال نابود کردن است. بهره گيري از آثار سخيف شبه هنري چيني در راستاي همان تفکر و ديدگاهي است که چهرة تنديس شهداي ما را به جاي اينکه در قالب مجسمه‌هاي هنري ارائه نمايند به روش عروسک‌هاي رنگين به سبک ويترين بوتيک‌ها عرضه مي‌کنند. مجسمه ها و آثار حجمي فراواني که با صرف هزينه‌هاي مختلف، آنچنان سخيف و ضعيفند که نوعي توهين به تمدن اسلامي ايراني اين کشورند نيز در چنين اتمسفري در جاي جاي شهرهاي ما استفاده شده‌اند. حيف و ميل فضا چه در عرصه آثار حجمي و چه در حوزه آثار ديواري تأمل انگيز است. به راستي بهترين نقاط عطف فضاي شهري به چه طرحهايي اختصاص داده شده است؟ تقاطع شاهراههاي بزرگ را ناگهان يک ظرف با چند عدد ني و يا يک حوض به انگاره يک اثر هنري پر مي‌کند که معلوم نيست به کدام بخش از تمدن سازي اين دورة کشور پاسخ مي‌دهد، و بي شمار آثاري که برروي ديوارها يا زنده کنندة گرايشات نيويورکي و پاريسي هستند و يا مخاطب را به ياد يک کودکستان بسيار بزرگ مي‌اندازند. در حالي که تمام رسانه‌هاي فعال جهاني بخشهاي مختلف فرهنگ و باور ديني و ملي اين کشور را نشانه رفته‌اند. آيا اين غفلت نيست؟ هرچند ارائه تک کارهايي نسبتاً مناسب را نمي‌توان ناديده گرفت.

 

اين کم توجهي‌هاي دولتي نسبت به اين بخش از فعاليت‌هاي هنري ناشي از چيست؟ آيا مشکل از فهم هنري و فرهنگي مديران ارشد هنري ماست؟

اين ماجرا کم توجهي دولت به بخش هنر نيست. اتفاقاً هزينه‌هايي که در بخش فرهنگ و هنر مي‌شود کم نيست. هرچند اين رقم نسبت به آنچه که بايد باشد تقريباً هيچ است. اما همين رقم هاي موجودي که هزينه مي‌شود با يک نگاه علمي- هنري صحيح انجام نمي‌شود. ادارة پروژه ها و فعاليت‌هاي هنري در هر عرصه‌اي نيازمند به درجه‌اي از درک صحيح آن حوزه و نوعي فرهيختگي است. کارفرما در جهت دهي و سطح کيفي آثار از نظر رويکردهاي ساختار شناسانه و حتي مفهومي فوق العاده مؤثر است.

عده‌اي از کارشناسان معتقد هستند که متأسفانه تعهد در مجموعه فعاليت‌هاي هنري حوزه هنري رنگ باخته است و اکثر هنرمندان به دنبال توليد آثار دم دستي هستند. نظرتان پيرامون اين نگاه چيست؟ اگر موافق اين نگاه هستيد ريشه اين نوع اعمال را در چه مي‌دانيد؟

اين قضيه ممکن است در بعضي موارد صدق کند که اينچنين است. اما تعميم دادن آن به همة فعاليت‌هاي هنري اين مرکز صحيح نيست. مقوله تعهد درخلق و ارائه آثار هنري صرفنظر از معدود کارهايي که در عرصه هاي فيلم، ادبيات و هنرهاي تجسمي مشاهده مي‌شود و بنا بود به عنوان باور هنرمند جاي خود را حفظ کند در اکثر موارد تبديل به رعايت خط قرمز شده است که عوامل فراواني دارد. بخشهايي از آن به تغيير هنجارهاي جامعه به صورت زيرپوستي بازمي‌گردد هرچند آنچه که نمايانده مي‌شود غير از اين است. بخشهاي ديگر باج دادن و ترديد عناصر معتقد و متعهد به تفکري است که تعهد را در هنر برنمي‌تابد و عمدتاً از فضاهاي آکادميک جامعه و محافل شبه روشنفکري سرچشمه مي‌گيرد. تفاوت ميان خلوت و جلوت نخبگان و دوگانگي فرهنگي و چند شخصيتي هاي فراوان نيز از آن جمله‌اند. عدم توجه صحيح به معيشت صحيح و مطمئن و واقع گرايانه هنرمندان و به ويژه محققان و پژوهشگران و بويژه منتقدان هنري و عدم امنيت اجتماعي و معيشتي آنها را نيز بايد به آنها افزود. به هر تقدير مجموع جامعه يا آن روح و جوّ کلي جامعه نه در جهت پاسخ دهي مادي و نه معنوي نتوانسته است فرهنگي پايدار بسازد که آبشخور مناسبي براي ادامة خلق آثار متعهدانه باشد. هرچند اين فضا به هيچ وجه بسته نيست و با عوامل و روش ‌هاي مختلف مي تواند به مسير صحيح خود بازگردد. گرچه معتقدم دوستان و عزيزاني که اکنون صادقانه در اين مسير گام برمي‌دارند از اين اظهارنظرها ممکن است آشفته شوند و يا آن را نفي کنند که اين به روحيه و ديدگاه خود آنها باز مي‌گردد. هر هنرمند و پژوهشگر و نويسنده‌اي نمي تواند قلب و ديدگاه خود را شاخص سنجش وضعيت جامعه قرار دهد.

اما اينکه اظهار مي‌کنيد که در حوزه هنري آثار دم دستي توليد مي‌شود با اين قضيه موافق نيستم. بين توليد آثار بدون تعهد با آثار "دم دستي" تفاوت فراواني است. ممکن است آثاري خلق شود که آثار متعهدانه‌اي به ويژه از نگاه اجتماعي و ديني نباشند اما آثار هنري فاخري محسوب شوند يا به عکس آثاري خلق شوند که ظاهراً‌ متعهدند اما سخيف و غيرهنري باشند. با اين توصيف بعيد مي‌دانم هيچ هنرمندي به ويژه به دليل اينکه به هرحال مالکيت معنوي و يا اسمي يک اثر هموار از آن اوست تن به خلق آثار ضعيف و سخيف بدهد.

 

با توجه به اينکه آموزش و تربيت هنرمندان جزء يکي از وظايف اين مرکز مي‌باشد در اين رابطه چه فعاليت‌هايي صورت گرفته است؟

 در مقوله آموزش در حوزه هنري اظهار نظري ندارم که بايد از خود مسئولين آن سؤال کنيد. اما براي ارتقاء سطح کار حرفه‌اي  هنرمندان و پاسخ به نيازهاي ويژه هنري آنها در حوزه‌هاي تخصصي اين مرکز اقدام به برگزاري جلسات مباحث نظري هنر و نقد هنري و همچنين کارگاههاي تخصصي کرده است که چه در تهران و چه شهرستانها ادامه دارد.

 

چرا امروزه ديگر خبري از ارائه آثار از طرف اساتيدي چون خسروجردي، چليپا و ..... نيست؟ رابطه اين گونه هنرمندان با حوزه هنري را چگونه مي‌توان توضيح داد؟

اولاً قرار نيست که مسئوليت هنر متعهد اين کشور همواره بردوش هنرمندان قديمي تر قرار داشته باشد. انتظار و آرزوي ما اين است که هنرمندان جوان جاي خالي بسياري از آنها را پرکنند تا در آينده بتوانند نقش خود را بر عهده بگيرند. اما همانطور که مي‌دانيد برخي از هنرمندان به دليل تغيير ديدگاه و تعداد بيشتري به دليل مشکلات معيشتي از حوزه رفتند. هرچند بخش قابل توجهي از همين هنرمندان در شرايطي که کشور به آنها نياز داشته باشد پاي کار و باور ديني خود هستند و رفتن از حوزه به هيچ وجه دليلي بر بي تعهدي آنها نيست. البته اختلاف نظرها و ساية روابط اداري بر فعاليت‌هاي هنري در دهة 1380 را نيز نمي‌توان ناديده گرفت.

 

چرا کمتر شاهد برپايي کارگاه هاي آموزشي مستمر و متداول در اين مرکز هستيم؟

 بخش آموزش به کلي به مرکز آموزش سپرده شده است و مراکز ديگر اجازه کار آموزشي ندارند و همانطور که توضيح دادم مرکز تجسمي فقط در قالب کارگاههاي تخصصي و ورک شاپ‌ها و موارد آن به تکميل تخصصي هنرمندان به ويژه در حوزه خلاقيت هنري اهتمام مي‌ورزد. ضمن اينکه اين مسئله صحت ندارد که اين مرکز کمتر فعاليت کارگاهي دارد. اين مرکز در طول دو سال گذشته کارگاهها و نشست هاي تخصصي فراواني در تهران و شهرستانها برگزار کرده است.

 

به طور کلي وضعيت توليد و اهتمام به آثار هنري در حوزه تجسمي در سال جاري نسبت به سال گذشته چگونه است؟ توضيح خود را به صورت کمي و کيفي و با ذکر جزئيات بيان فرماييد.

 در کشور به طور کلي فعاليت از نظر کمّي بسيار گسترده است و مجموع گالري هاي تهران و شهرستانها فعال است. در بسياري از شهرستانها از نظر ارائه آثار معيني محيطهاي نمايشگاهي کمبودهاي فراواني است. از نظر آموزش چه رسمي و چه غير رسمي گستردگي اعجاب‌آوري وجود دارد. اما از نظر توليد آثار هنري به يک تمدن سازي و ايجاد يک شخصيت هنري در اين دوره نرسيده ايم. در حالي که سه دهه از انقلاب مي‌گذرد. اين سؤال شما يک زمان ويژه مي‌طلبد که با ذکر جزئيات در خدمت شما باشم.

 

 

دوشنبه 17 مرداد 1390 - 13:51


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری