پنجشنبه 2 شهريور 1396 - 13:12
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

آرش معظمي

 

بابانظر يک باغ است

 

 

گفتگو با مرتضي سرهنگي


 نگاه اول: در تمام مناطق کردستان دوشادوش  مصطفي چمران جنگيد و کردستان را ازخطر منافقين پاک کرد .انساني متفاوت که زندگي اش را وقف جنگ کرده بود.گمنام بودن توام با اخلاصي عجيب از او شخصيتي کم نظير ساخته است که همه کساني که با او بودن را درک کرده اند به اين مطلب اذعان دارند  .

نگاه دوم : با بدني مالامال از درد وترکش و زخم هايي به جا مانده از گاز هاي خردل و با چشماني نابينا که همه يادگاري هاي او از سال هاي مقاومت است. با پايان يافتن جنگ به خانه برمي گردد.به اصرار در خرداد شصت وهشت براي معالجه به آلمان اعزام مي شود، اما  انگار تقدير چنين نوشته شده بود که او با همين يادگاري ها به زندگي ادامه دهد، آن گاه که در حين سفر به خاطر  ارتحال امام سفرش را نيمه تمام رها کرده و به ايران باز مي گردد.

نگاه سوم: چند ماهي به زمان شهادتش باقي مانده،وضع جسمي او هر لحظه  وخيم تر مي شود به اصرار دوستان و واسطه گري همرزمان قديمي اش مثل رحيم صفوي و محمدباقر قاليباف پاي دوربين سيدمحمدحسين بيضايي مي نشيند وخاطراتش را بازگو مي کند.خاطراتي که با نحوه شهادت او پايان مي يابد ولي خاطرات او در کتاب «بابانظر» تدوين يافته است.با او درباره چگونگي تدوين خاطرات محمدحسن نظرنژاد گفت و گويي داشته ايم که مي خوانيد.

مرتضي سرهنگي  نقش زيادي بر گردن ادبيات دفاع مقدس دارد و در طول سالها مديريت او بر دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه هنري،کتاب هاي زيادي در قالب خاطره،داستان و پژوهش با موضوع دفاع مقدس تدوين و منتشر شده و مي شود. کتاب خاطرات شهيد محمد حسن نظرنژاد، يکي از همان کتاب هاست. به قول سرهنگي «شايد اين مرد، محمدحسن نظرنژاد يک استثناء باشد» نظرات او درباره اين شهيد بزرگ و کتاب خاطراتش را مي خوانيد.

 

با توجه به اينکه الان دو دهه از پايان جنگ مي گذرد،به نظر شما ادبيات دفاع مقدس وارد چه مرحله اي از حيات خود شده است؟

 

ادبيات جنگ با شليك اولين گلوله به دنيا مي‌آيد، در زمان جنگ رشد مي‌كند و بعد از جنگ به بلوغ مي‌رسد. الان ما چه بخواهيم ، چه نخواهيم در دوران بلوغ ادبيات جنگ قرار داريم. کتاب‌هاي « دا » و « بابا‌نظر » اتفاق نيست بلكه نشانه‌ بلوغ ادبيات جنگ است و اين ما هستيم كه بايد اين موجود تازه به بلوغ رسيده را تربيت، نگهداري و مراقبت كنيم. اين اتفاق نيست و يك رشد كاملا طبيعي است و حوزه هنري بعد از 21 سال كار تلاش و تجربه اندوزي به آن مرحله بلوغ رسيده است.

 

سوالم را از جنبه اي ديگر مطرح مي کنم، با توجه به اينکه خاطرات رواياني همچون بابانظر بعد از دو دهه از پايان جنگ نوشته شده اند، فکر مي کنيد چقدر اين خاطرات منطبق بر واقعيت است؟

 

کتاب «بابانظر» اگرچه مربوط به دوران بعد از جنگ نوشته شده ولي اين كتاب منطبق با واقعيات جنگ است. سرلشکر رحيم صفوي درباره اين كتاب گفتند كه منطبق با جنگ است؛ آقاي قاليباف هم گفتند اين كتاب بسيار دقيق است. اساس كار ما عليه فراموشي است ما عليه فراموشي مي‌نويسم حالا ممكن است يك اتفاق بيفتد و راوي وقايع را فراموش كند، مصاحبه‌گر بايد مسلط به وقايع باشد. اگر كسي به ما ناقصي‌ها را تذكر دهد در چاپ‌هاي بعد اصلاح مي‌كنيم در مورد بابانظر اما اين اتفاق نيفتاده است.

 

در زمان انتشار کتاب، گفته شده بود که براي براي انتشار اين کتاب تعجيل داشتيد، اينطور است؟

 

خبر، تعجيلي در كار نبود. اتفاقا اين كتاب ركود داشت و مدتها مانده بود تا ما بتوانيم كسي كه تدوين خوبي بر اين كتاب انجام بدهد را پيدا كنيم. اساساً روند توليد كتاب در حوزه تاريخ شفاهي فرايند و روند پيچيده‌اي دارد، پيدا كردن راوي تا علاقه‌مند كردن او به گفتگو، بعد خود مصاحبه‌گر و اطمينان از تسلط وي به موضوعات ، تدوين کتاب و مطالب بيان شده در مصاحبه و ....، اين مراحل بايد طي شود تا اثري در حوزه تاريخ شفاهي شكل بگيرد

 

نقش مصاحبه گر در تدوين اين کتاب ها را چگونه ارزيابي مي کنيد؟

 مصاحبه‌گر شاه کليد تاريخ شفاهي مي داند. شما وقتي كاري در اين سطح انجام مي دهيد بايد راوي خود را دوست داشته باشيد و راوي نيز شما را دوست داشته باشد و يك انس و الفتي بين هم ايجاد شود. بعضي وقت‌ها اين الفت ايجاد نمي‌شود. مثلا آقاي بيضايي اين كار را در سخت‌ترين شرايط انجام داد. شهيد نظر نژاد در خيلي از مناطق جنگي حضور داشته است.آنجايي كه خودش بوده و كاري كه خودش كرده را خيلي مطرح نمي‌كند. اين مورد بر اساس يك سري پرهيزهايي بود كه اوايل كار ما در ثبت تاريخ شفاهي دفاع مقدس بسيار پررنگ بود و الان ديگر اينطور نيست. الان اين پرهيزها كمرنگ شده و بچه‌ها فهميده‌اند كه آدم‌هاي منحصر به فرد و خاصي وجود دارند که حالا وقت آن است كه بيايند و صحبت كنند.

 

چرا روند تدوين اين کتاب اينقدر طولاني شد؟

 

ادبيات جنگ را همه جاي دنيا سرباز مي‌نويسد نه اديب، ديپلمات و مورخ. بنابراين با سرباز نشستن و كار كردن طبيعي است كه كار ، سخت، طولاني و زمان‌بر مي‌شود.

 

عکس هايي که در انتهاي اين کتاب آورده شده محدود است،علت اين محدود بودن عکس ها چه بوده است؟

 

 حسين بيضايي هر چه توان داشت عكس براي كتاب گردآوري كرد و در اختيار ما قرار داد و از جاهاي ديگر نيز برخي عكس‌ها تهيه شد، حتي شش، هفت ماه اين كتاب معطل عكس بود. بايد توجه كرد كه ما اول عكس خوان هستيم بعد تيتر خوان و سپس متن خوان. ما اول عكس را مي‌بينيم. عكس‌هاي جنگ يك زماني جنبه اطلاع‌رساني داشت و براي كساني كه هزاران كيلومتر از جبهه‌ها دور بودند و از آنجا خبر نداشتند صحنه‌هايي از جنگ را بيان مي‌كرد تا از طريق عكس از وقايع جنگ مطلع ‌شوند. بعد از جنگ عكس‌هاي خبري، جنبه اسنادي پيدا کردند.انشاء‌الله عكس‌هاي كتاب كامل مي‌شود.

 

به نظر شما بين کتاب «بابانظر» و «دا» چه تفاوت هايي وجود دارد؟

آقاي بيضايي فرصت ممارست نداشته است. 3 تا 6 صبح با شهيد نظرنژاد صحبت مي کرده و  ديگر فرصتي براي ممارست نداشته است. آقاي بيضايي فقط توانسته كار را جمع كند و ديگر فرصتي براي همنشيني با راوي نداشته تا حواشي را پيگيري كند . با آنكه مصاحبه‌گر از همراهان بابانظر بود با همه مصاحبه‌گر فعالي در مقابل بابانظر نبوده، منفعل هم نبوده، بين اين دو مساله بوده چون زمان نداشته است. حتي سه پايه دوربين را هم پنهاني وارد محل مصاحبه مي‌كرده است. با چنين شرايطي كتاب «بابانظر» شكل گرفته است. كار ايده‌ال در محدوديت در نمي‌آيد، با اين حال اين هم غنيمت است چون راويان را از دست مي‌دهيم و زمان به زيان ما است.

 

آقاي سرهنگي به عنوان آخرين سوال، اگر شما بخواهيد کتاب «بابانظر» را در چند جمله تعريف کنيد،چه مي گوييد؟

 

بابانظر يك باغ است، ما از اين باغ يك جعبه چيديم، از اين جعبه يك سبد بر مي‌داريم و از اين سبد ميوه انتخاب مي‌كنيم و جلوي مهمان مي‌گذاريم همه را نمي‌توانيم انتخاب كنيم.

 


 

يكشنبه 16 مرداد 1390 - 13:32


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری