جمعه 29 شهريور 1398 - 9:3
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

صحنه در دست بچه ها

 

 

صحنه در دست بچه ها                                                  

نوشته: ونکا پترسون و دن اوکانر

ترجمه: رکسانا شاه جاني و احمد کولي وندي          

حوزه هنري استان قم

چاپ:   مهر ماه 1389

  نوشته حاضر يک کتاب راهنماست که در حقيقت تلاش دارد شرايطي فراهم نمايد تا بچه ها توانايي رفتن به روي صحنه را به دست بياورند.

نويسنده در اين اثر با مخاطب قرار دادن مربيان و والديني که با بچه هاي 18-8 سال کار مي کنند، تلاش دارد تا با استفاده از يک شيوه ي نظام مند و منسجم تجربيات 35 ساله خود را در اختيار همگان قرار دهد وي در اين مسير ابتدا موارد پايه اي را در مورد بازيگري، آموزش مي دهد سپس با طرح مواردي چون تکنيک هاي ايجاد آرامش، تمرين هاي اعتماد سازي، مطالب مختصري پيرامون صحنه، بازي ها، بداهه پردازي ها و مراحل مختلف تمرين، بحث خود را ادامه مي دهد تا جايي که در نهايت بحث را به سوي توليد نهايي يک اثر نمايشي مي کشاند. علاوه بر اين تلاش شده است تا با استفاده از روش هاي ابتکاري و با اتکا به جادوي تئاتر، روح جديدي بر درس هاي کسل کننده مدارس بدمد و با استفاده از تئاتر، روشي نو در آموزش مطالب درسي بنا کند.

بر اين اساس اين مجموعه در سه بخش تنظيم شده است که بخش اول آن در سه فصل به موضوع بازيگري بچه ها مي پردازد به اين نظريه که همه بچه ها مي توانند بازيگر شوند.

تمرين ها و بازي هاي دست گرمي يکي از مطالب اين بخش است که تازه نفس شدن با اشياي تخيلي از موضوعات  آن مي‌باشد.نگارنده در اين زمينه مي نويسد: اين يک بازي دست گرمي معروف و محبوب است که به عنوان نخستين بازي ها پس از افتتاح کلوبمان انجام مي داديم. اين بازي راه خوبي براي شروع يک جلسه تمرين است. وي در خصوص بازي هاي نمايشيآورده است. ابتدا براي كودكتان توضيح دهيد که اجراي نمايش نياز به استفاده از بسياري عوامل تخيلي مختلف دارد و اين يکي از اولين چيزهايي است که آنها تمرين خواهند کرد از بعضي بچه ها بخواهيد بازي هاي "بده و بگير" (بده و بستان) را اجرا کنند ابتدا با يک توپ و سپس بدون آن با مسابقه ي طناب کشي با يک طناب و سپس بدون طناب، بگذاريد کودکان، بازي هاي مشابهي بيافرينند. دوم اين که بچه ها را به صورت دو صف، هر کدام پنج يا شش نفره در آوريد. هر صف روبروي صف ديگر قرار داشته و هر کدام ده تا پانزده متر با يکديگر فاصله داشته باشند. صف ها از پايين صحنه ( لبه ي جلوي صحنه) به بالاي صحنه (ديوار انتهاي صحنه) کشيده مي شود در صورتي که صحنه در اختيار نداريد از فضايي معادل آن استفاده نماييد.

نيز تقويت واکنش هاي فيزيکي در صحنه يکي ديگر از مباحث اين بخش است که بداهه پردازي هاي يک خطي يکي از موارد آن به شمار مي آيد. بر اين اساس آمده است ابتدا همه بچه ها را به گروههاي دو يا سه نفره تقسيم کنيد به هر گروه يک کلمه و يا يک جمله کوتاه بدهيد وظيفه آنها اين است که با توجه به لغت، جمله و يا خط کوتاهي که شما به آنها ارائه داده ايد، موقعيت نمايشي خلق کنند که بتوان با توسل به واکنش هاي بدني آن را به مخاطب انتقال داد براي بيان بهتر داستان، آنها اجازه دارند تا از چند جمله ساده ديگر نيز استفاده کنند.

اما براي سرگرم کننده تر شدن داستان، مي بايست سعي کنند تا داستان را شفاهي تعريف نکنند بقيه گروه نيز مي بايست تلاش کنند تا بفهمند ماجرا از چه قرار بوده است. در ادامه نيز به ذکر چند نمونه از اين تمرين پرداخته شده است: "باور کن، من نبودم!" دختري در حالي که دست به سينه ايستاده در مرکز سن قرار گرفته و پسر بچه اي هم در برابر او زانو زده است آنها «جمله باور کن من نبودم» را تداعي مي کنند.

"...مغازه داري با مشت هاي گره کرده فرياد زنان از مغازه خارج مي شود و با يک زبان نا آشنا، به جيغ و داد کردن بر سر يکي از خريداران مي پردازد مشتري نيز با گفتن اين جمله، باور کن من نبودم، تلاش مي کند تا اين حقيقت را کتمان کند که همين چند لحظه پيش، ميوه اي را از سبد جلوي مغازه برداشته و خورده است."

بخش دوم اين مجموعه به اجرا اختصاص دارد. که منابع تهيه  متن يکي از موارد آن محسوب مي شود.

در قسمتي از اين بخش مي خوانيم: شما کودکان و نمايشنامه نويس ها مي توانيد متن هايتان را خودتان توليد کنيد به خصوص براي نمايش هاي کوتاه و صحنه هاي کوتاه تر، شخصيت هاي خود را خلق نماييد و يا مي توانيد در ميان منابع گوناگون ديگر، به دنبال متن مورد نظر خود بگرديد. اينترنت، کتابخانه هاي محلي و کتاب فروشي ها، نخستين توقف گاه شما براي جستجو خواهند بود؛ گاهي پارک هاي عمومي و مراکز تفريحي مي توانند مطالب مورد نياز شما را تأمين کنند، يا راه صحيح به دست آوردن مطالب را به شما نشان دهند.

در ادامه نيز نويسنده ضمن بر شمردن شش قالب نمايشي متداول نظير تراژدي – درام جدي – ملودرام قرن نوزدهم ، نمايش خنده دار، کمدي، فانتزي و نمايش هاي موزيکال مي نويسد: شرح مختصري درباره شش قالب نمايشي متداول ممکن است به نوعي مفيد باشد و شما را راهنمايي کند تا از به کار بردن بعضي قالب ها که براي کودکان چندان مناسب نيستند پرهيز کنيد.

هم چنين در خصوص قالب نمايش خنده دار (فارس) آمده است:

نمايش خنده دار فارس، نخستين شکل کمدي است که معمولاً داستان فردي ابله داراي برخي عييب و نقص هاست که تسليم نقص ها شده و مجازات مي شود. رفتارها در اين نمايش عموماً سريع و ابلهانه است و با کوبيدن درها به هم و دويدن ديوانه وار شخصيت بر روي صحنه، به اين سو و آن سو همراه است.

به زعم نويسنده خطري که اجراي نمايش در قالب فارس، بچه ها را تهديد مي کند اين است که بازيگران جوان خود را درآن به جاي دلقک فرض کنند آنها بايد ياد بگيرند که شخصيت ها و رفتارشان را خيلي جدي و واقعي در نظر بگيرند علي رغم اين حقيقت که کاري که آنها مي کنند اغلب مضحک است.

به نقل از کتاب حاضر، وقتي که نمايشي را از روي نوشته تان و بدون مراجعه به ديگر کتابها يا نمايشنامه ها آماده مي نماييد در واقع شما يک فرآيند کلي را دنبال مي نماييد در اين صورت شما در مجموع آماده ي استفاده از بازي در توليد کارتان هستيد بدين معني که قرار است از تراوشات ذهني کودکان در کار استفاده نماييد، بنابراين آنچه را که آنها مشتاقانه به انجام آن علاقه مندند با طرح سؤال هاي مکرر کشف کنيد. بهترين کار، شروع با موضوع است سپس شخصيت هاتان را خلق کنيد. سعي کنيد دريابيد که چه چيزي ممکن است آنها را به زحمت بياندازد و يا اينکه آنها سعي مي کنند به چه کسي کمک کنند و در آخر چه مشکلاتي در تشخيص آرزوهاشان دارند.

پس از بحث پيرامون انتخاب يا توليد يک نمايش نگارنده به مطالبي در زمينه بازيگري پرداخته است و نقاط قوت و ضعف بچه ها و راهکارهاي آن را در اين خصوص بررسي کرده است.

به باور نويسنده يکي از دلچسب ترين حالاتي که در انجام يک فعاليت هنري ممکن است برايتان پيش بيايد اين است که بدانيد نمايشي که انتخاب کرده ايد از هر جهت با گروهتان تناسب دارد. به عبارت ديگر، اولاً بدانيد افرادي که در اختيار داريد قادرند تا به نحو احسن از پس اجراي اين نمايش برآيند و علاوه بر اين تمام توان خود را به کار گيرند که در نهايت، همه اعضاي گروه به نحوي روي صحنه يا پشت صحنه مشغول به انجام کاري شوند. در طول تمرينات وقتي مي بينيد يک بچه ي تپل و کم حرف به محض اينکه متن ديالوگ هايش را به او مي دهيد در يک چشم به هم زدن به آقاي شخصيت تبديل مي شود ديگر از شادي در پوست خود نمي گنجيد يا زماني که يک دختر بچه ي قد بلند و عينکي به ناگاه آن چنان جملات خود را سرشار از شور و عشق بيان مي کند که وقتي کارش تمام مي شود خودش از نوع رفتارش تعجب مي کند، حاضر نخواهد بود تا هيچ چيز ديگري را جايگزين اين حس شيرين کند...

طراحي لباس، صحنه آرايي و موارد ديگر نيز از جمله مباحثي است که در دنباله اين بخش مطرح گرديده است.

در پروژه هاي عظيم نمايشي نياز شما به طراحان صحنه، نور و صدا حياتي تر است همچنين افرادي را مي خواهيد تا ابزار صحنه را تهيه کنند و يا اينکه لباس ها را منظم نمايند. علاووه بر اين هر يک از آنها گروهي را در اختيار دارند که در تمامي طول مدت تمرينات و اجرا در حال جمع آوري، جا به جا کردن، رنگ آميزي و ساختن دکور هستند...

در قسمتي از مبحث تقويت شخصيت پردازي که در ادامه به آن توجه شده است مي خوانيم: يکي از راه هاي تقويت شخصيت پردازي  در تمامي رده هاي سني اين است که بازيگر در طول دوره ي تمرينات، به طور کامل با شخصيت همراه شود. اين موضوع تنها نبايد در زمان گفتن ديالوگ ها اتفاق بيفتد. بازيگر موظف است در تمام مدتي که با کارگردان و يا بازيگران ديگر در مورد متن، نوع حرکات و يا هر چيز ديگري صحبت مي کنند خود را فراموش کرده و از جايگاه شخصيتش حرف بزنند.

نگارنده در دنباله اين بخش در خصوص ويژگي يک کارگردان خوب مي نويسد: از آنجايي که کارگردان حکم رابط ميان تماشاگران و بازيگران را دارد، بنابراين يکي از مواردي که همواره مي بايست در نظر بگيرد، گوناگوني افراد است که براي ديدن نمايش به سالن مي آيند. از والدين، دوستان و شهروندان گرفته تا بچه هاي کوچکي که در بين مخاطبين شما حضور خواهند داشت اگر در اجرا از امکانات مدارس استفاده مي کنيد معمولاً اين اجراها براي بچه ها از اهميت ويژه اي برخوردار است...

همچنين درباره ي ارزش هاي روان شناختي که مبحث ديگري از اين بخش است آمده است: بسياري از کارگردانان صحنه ي خود را به گونه اي تنظيم مي کنند که هر يک از قسمت هاي مختلف آن مربوط به جنبه ي خاصي از تأثيرات رواني بر روي مخاطبشان باشد بدين معنا که در طراحي صحنه نمايش، مثلاً فضايي را براي حس ترس، قسمت ديگري را براي شادي و بخش ديگري را براي حس اطمينان خاطر و همينطور حس هاي ديگر قرار مي دهند. در توليدات غير حرفه اي که همراه با بچه ها صورت مي گيرد مي توان از اِعمال اين اصل صرف نظر کرد. حتي در اجراهاي حرفه اي کوتاه نيز خود متن به تنهايي مي تواند مسير درست را براي نمايش تعيين کند اما در نمايش هاي موزيکال و ملودرام هاي بلند استفاده کردن از اين تکنيک مي تواند بر غناي اثر هنري شما بيافزايد.

«تمرين با همه وجود» موضوع ديگري است که در ادامه اين بخش مطرح شده است: وقتي که شما طراحي کار را به اتمام رسانديد و نمايش را روي صحنه برديد، پيکره ي آن را ساخته ايد. اکنون شما بايد در اصطلاح نمايشي «آن را با همه وجود عرضه کنيد» در واقع شما و بازيگرانتان از وجودتان (اعصاب و ماهيچه ها تان) مايه مي گذاريد. اين بدين معني است که نمايش را لحظه به لحظه و صحنه به صحنه پيش مي بريد و هنگام نياز براي انجام تغييرات، ترتيبات، تمرين موارد مختلف فهم بهتر و ادامه تمرين براي فرا گرفتن همه موارد گاهي آن را متوقف مي کنيد. تمرين به معني تکرار است و تکرار، پيشرفت و حفظ آسان تر خطوط، حرکات و عمليات را تضمين مي کند. البته منظور از تکرار رسيدن به مرز خستگي نيست بلکه به اين معني است که اهداف افزوده شده را در هر تکرار حفظ نماييد شما قرار است با توجه به کليت متن به سراغ تمرين ها رفته و آنها را بدون وقفه انجام دهيد. پيمودن نسبي چند صحنه ي متوالي بايد با نگاهي کامل به کليت متن همراه باشد. هر قدر که پيشرفت بازيگرانتان اجازه مي دهد نمايش را به تمامي بازي کنيد.

بخش سوم به گسترش دادن کار اختصاص دارد نظير کار با بچه هاي بزرگتر. نويسنده معتقد است در اين گروه هاي سني هم، نياز به احترام، توجه و اشتياق به حل و فصل مشکلات در کنار شما، مشاهده مي شود. وي در ادامه مي نويسد: بايد آنها  را تشويق کنيد تا تمرکز کنند، به يکديگر و قدرت تخيل خود اعتماد نمايند. اما نوجوانان و جوانان، بزرگتر، قوي تر، با تجربه تر و از بعضي جهات ماهرتر و پيچيده تر هستند. دغدغه ي بچه هاي کوچکتر درک جهان اطرافشان است در حالي که دل مشغولي نوجوانان، در مقايسه با کوچک ترها به طور مثال با «شکسپير» بيشتر مي توانند ارتباط برقرار کنند.

اصولاً نوجوانان راحت تر از بچه هاي کم سن و سال مي فهمند که چقدر درک احساس فرد در مورد خودش زمان مي برد تا بتواند رفتار او (يا هويتش) را تعيين کند.

نيز در ادامه نويسنده، استفاده از تئاتر در کلاس درس را به آموزگان توصيه مي کند. وي در اين خصوص مي نويسد با استفاده از مطالبي که در اين فصل ذکر شده است معلمان قادر خواهند بود به سادگي موارد پيچيده درستي را در ذهن بچه هاي کلاس خود حفظ نمايند.

بچه ها با تحرک، تفکر و احساس، در حالي که مانند شخصيت هاي نمايش صحبت مي کنند در محيط کلاس حرکت مي کنند، تمام خطوط سناريو و نمايشنامه ي خود را بدون اينکه تقريباً تلاش مضاعفي داشته باشند به خاطر مي سپارند. شايد خنده دار باشد اما اين بازيگران ترجيح مي دهند که بازي کنند تا اين که ايفاي نقش نمايند. بچه ها ضمن به کارگيري غريزه ي کودکانه اي مثل تظاهر کردن در خلال نمايش، دنياي اطراف خود را نيز حس مي کنند. بسياري از معلمان به ارزش نقش بازي کردن در فرآيند يادگيري آشنا هستند. چرا که اين فن به بچه ها توانايي مي دهد تا هر وضعيت آموزشي را باز نمايي کنند و با زندگي کردن در آن، مطالب را ياد بگيرند. به همين دليل است که آنها ايده هاي استثنايي را که مورد توجه ما نيز هست زود فرا مي گيرند.

نويسنده کليد گشايش کار را تقويت قدرت تخيل بچه ها معرفي کرده و مي نويسد براي هدايت و راهنمايي جوان ها بايد صادقانه از آنها پرس و جو کنيم به حرفشان گوش دهيم سؤال هايشان را صادقانه پاسخ دهيم و به شکلي حقيقي و واقعي به آنها اهميت دهيم. بگذاريم مشکلاتشان را خودشان حل کنند. آنها بحث مي کنند راه حلي را انتخاب مي کنند و آن را به کار مي بندند و...

کتاب حاضر ساده، روان، و سرگرم کننده به دنبال کشف مسير جديدي است که بچه ها بتوانند از طريق آن نيروهاي خلاق خود را باز شناسند.

 

 

يكشنبه 16 مرداد 1390 - 13:27


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری