چهارشنبه 26 مهر 1396 - 12:55
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

بابك راكخواه

 

ناهنجاري‌هاي ديني، بيشتر جنبه واكنشي دارد تا اعتقادي

 

گفتگو با نستوه جهان بين، رئيس گروه برنامه ريزي امور اجتماعي


حجاب اسلامى و نحوه ارائه آن در يک جامعه اسلامى يکى از مباحثى است که همواره مورد دقت و تامل مردم و مسئولان فرهنگى کشور است. يافتن مظاهر بدحجابى يا عدم رعايت کامل حجاب در مجامع عمومى اين پرسش را مطرح مى‌سازد که چرا تا نهادينه شدن کامل اين امر دينى و اعتقادى فاصله‌هايى باقى ‌مانده است؟ چرا پس از گذشت سى‌سال از انقلاب شکوهمند اسلامي، هنوز نيازمند تبيين، تبليغ و به کارگيرى روش‌هايى براى نهادينه کردن امرى هستيم که مى‌تواند سلامت جامعه را تضمين كند و از بروز بسيارى از آسيب‌هاى اجتماعى بکاهد؟ در همين راستا با نستوه جهان‌بين رئيس گروه برنامه‌ريزي امور اجتماعي سازمان تبليغات اسلامي به گفتگو نشستيم كه در ادامه مي‌خوانيم.

 

ضرورت رعايت حجاب از منظر اسلام را توضيح دهيد؟

انسان موجودي اجتماعي است که خداوند او را به قواي متعددي براي حضور مؤثر در جامعه مجهز کرده و بسياري از استعدادهاي او که وسيلۀ تکامل الهي است در بستر اجتماع شکوفا مي شوند؛ بنابراين ضروري است دين خدا حدود و ثغور رفتارهاي اجتماعي انسان را مشخص کند، تا اين بخش از زندگي انسان بتواند به نحو مناسب در مسير الهي قرار گيرد. از جملۀ تمايلات انسان که شکل کنترل شده و متعادل آن مورد تأييد اسلام است، ميل او به مورد تأييد و پسند بودن در عرصۀ اجتماع است. اين ميل به صورتهاي گوناگون و حسب هنجارهاي اجتماعي ظهور مي‌يابد، که اوليّه‌ترين شکل آن اراده قابليت‌ها و زيبايي هاي جسماني است. با توجه به محدوديّت قوا و استعدادهاي انسان در ظرف دنيا، عطف توجه انسان به يک مرتبه از توجه او به ساير مراتب کاسته و يا سبب بي توجهي مي شود. بنابراين اسلام با هدف کنترل تمايل انسان و خصوصا زنان به خود نمايي ظاهري ( زيرا اين ميل در زنان نسبت به مردان بسيار قويتر است ) موضوع حجاب را مطرح کرده است؛ تا توجه انسان معطوف زمينه هاي متعالي تر شود؛ و به اين وسيله امکان رشد قوا و استعدادهاي انسان مهيا شود. رويکرد اجتماعي اسلام به موضوع حجاب عمدتا عبارتست از: فراهم شدن امکان حضور کريمانه زن و مرد در جامعه تا ايشان به عنوان دو انسان در کنار يکديگر به انجام وظايف اجتماعي خود اقدام کنند، و فضاي في مابين تبديل به مجالي براي بهره منديهاي شهواني، و تعديات و تجاوزات حيواني که نافي کرامت انسان است نشود. به علاوه اسلام هرگز سرکوب تمايلات جنسي را جايز ندانسته، و قالب ارضاي اين نياز را ازدواج معرفي کرده، و با توصيه به حجاب و عفاف به تقويت کانون خانواده کمک کرده تا علاوه بر ايجاد آسايش و آرامش در اين کانون براي همسران، محيط خانواده را به لحاظ رواني مکاني امن براي توليد و تربيت نسل صالح اسلامي کند.

نظام جمهوري اسلامي ايران به عنوان يک نظام سياسي که مي‌کوشد مبتني بر دستورات الهي جامعه را به سر منزل رشد و تعالي برساند، اين تکليف را دارد که احکام دين را به بهترين شکل در جامعه محقق نمايد. بنابراين پيگيري وضعيت حجاب در جامعه و کوشش براي بهبود آن از وظايف مسلم و مشروع چنين حکومتي است. اما پرداختن به اين موضوع فارغ از ضرورتها و شرايط زمان و مکان نه تنها کمکي به بهبود وضعيت نمي کند، بلکه بر عمق مشکل مي افزايد. پديدۀ بد حجابي علل متعددي دارد که به برخي از آنها نظير: پديده هاي ناشي از عصر ارتباطات( اينترنت، ماهواره و... )، تهاجم فرهنگي و... توجه بيشتري شده است، اما نسبت به ساير علل که اهميتي برابر با موارد يا شده دارند، کم توجهي شده است، بنابراين هرگز نتوانسته ايم با يک برنامه جامع به رفع معضلات اجتماعي و از جمله بد حجابي اقدام کنيم.

 

به نظر شما، ريشه‌ها و علل بروز پديدۀ بد حجابي در جامعه امروز چيست؟

همان طور که عرض كردم، نحوۀ جلوه گريهاي آحاد يک جامعه تابع هنجارهايي است که در آن جامعه وجود دارد بنابراين وقتي در جامعه اي شاهد پديدۀ بد حجابي و بي حجابي هستيم، اين نکته گواه اين است که جامعه اين رفتار را نه تنها بد تلقي نمي کند، بلکه براي آن ارزش قائل بوده و آن را مورد تشويق قرار مي دهد. انسان نيازمند حضور و بروز اجتماعي است؛ و اين حضور و بروز در اشکال گوناگون قابل تحقق مي باشد. چنانچه در يک جامعه زمينه‌هاي ظهور و بروز اجتماعي به نحو عادلانه و متناسب با نيازهاي انساني براي اکثريت جامعه فراهم نشود، خود به خود اين تمايل به سمت ساده ترين و ابتدايي ترين شکل آن که عبارتست از ابراز جلوه هاي جسمي و جنسي حرکت مي کند. ساختار اجتماعي و فکري و فرهنگي جامعه ما در عصر ارتباطات به گونه ايست که فضاي مناسب را براي حضور و بروز شايستگيهاي زنان مبتني بر شناختشان از حقوق و ظرفيتهايشان فراهم نمي کند. زنان ما امروزه با رشد آگاهيهايشان و به يمن حضور در عصر ارتباطات به حقوق خود به عنوان يک انسان در ساير جوامع بشري واقف هستند، و بهره منديي معادل آنان براي خويش طلب مي کنند. و به صرف ارائه اين آمار که60% جمعيت دانشگاه هاي ما را دختران تشکيل مي‌دهند، نمي توان براي مطلوبيت حضور اجتماعي زنان در جامعه ايران شاهد آورد. زن ايراني از خود مي پرسد: چند درصد پستهاي مديريتي کشور در اختيار زنان شايسته است؟ چقدر از چرخ اقتصاد کشور به دست زنان شاسته مي چرخد؟ وضعيت ورزش بانوان ايران چگونه است؟ چه مقدار از امکانات و تسهيلات اجتماعي براي زنان طراحي شده است؟ و آيا پايين بودن آمار حضور اجتماعي زنان به دليل عدم قابليت آنها ست، يا به دليل مردسالار بودن جامعۀ ما است؟ چنين پرسشهايي در نزد زنان ما خودآگاه يا ناخودآگاه مطرح است. اين وضعيت خواسته يا ناخواسته اين احساس را در زنان ايراني ايجاد مي کند که هنوز جا براي حضور اجتماعي آنان تنگ است، و جز عدۀ معدودي که به هر دليل مي توانند در عرصه هاي اجتماعي حضور مؤثر بيابند، سايرين بايد به حداقل‌ها اکتفا کنند. در اين شرايط شاهد هستيم که ساده ترين شکل خود نمايي که عبارتست از خودنمايي با اراده جاذبه‌هاي جسمي و جنسي ظهور و بروز زيادي دارد. و البته جامعه نيز اين رفتار را تأييد مي کند و به گسترش آن کمک مي کند.

از سوي ديگر بايد ديد چقدر سطوح گوناگون خودنمايي را آموزش داده‌ايم و زمينۀ بروز استعدادها را در آنها فراهم کرده ايم و چقدر دختران را به عالي ترين سطح خودنمايي و مهمتر اين که نظام اجتماعي ما تا چه حد براي اين نوع جلوه گريها ارزش قائل است. نظام اجتماعي ما نتوانسته الگوهاي عيني از يک مسلمان امروزين به جامعه بنمايد. براي جوان امروز حتي الگوهايي از يک نسل قبل هم قابل قبول نبوده و پذيرفته نيست؛ او الگويي از جنس خودش وبا مقتضيات خودش مي خواهد. بنابراين يکي از مهمترين بحرانهاي نسل سوم انقلاب بحران الگوست. جامعه ما در ارائه الگوي مسلمان امروزي ناتوان بوده است.

 

در خصوص سنت ازدواج و سطح دين‌داري مردم جامعه چطور؟ آيا بر اين‌ها نيز تاثير‌گذار است؟

موضوع ازدواج، دختران را بر آن مي دارد، تا براي رفع اين مشکل با هر حيلتي توجه جنس مخالف را به خود جلب كنند و باز هم متأسفانه در اين زمينه عموما به ساده ترين شکل آن که عبارتست از: جلوه گري جسماني بسنده مي شود. زيرا مردان ما نيز اين جلوه گري را بر ساير جلوه گريها ترجيح مي دهند؛ بنابراين توقعات مردان از زنان و برعکس در جهت دهي رفتار دو جنس بسيار مؤثر است؛ پس مي توان يکي از دلايل بي حجابي پسران و دختران در جامعه را به توقع دو جنس نسبت به يکديگر نسبت داد؛ بنابراين با بالا رفتن سطح توقع قطعا شاهد تغيير رفتار در جامعه خواهيم بود. زمينۀ بعدي که مي توان به آن اشاره کرد، موضوع جبهه گيري ايرانيان خصوصا جوانان در مقابل رفتاري است که در آن شائبۀ سياست باشد. جامعه ما به هر دليل سياست زده شده است، و مي کوشد خود را از تشبه به هر چيزي که نماد تعلق به جريان سياسي باشد مبرا کند. حجاب خصوصا چادر و داشتن محاسن يکي از اين موارد است. در حدود سال 1383 تحقيقي ميداني در دانشگاه تهران براي سنجش ميزان و نحوۀ دينداري دانشجويان انجام شد، اين تحقيق نشان مي دهد که اکثريت قريب به اتفاق دانشجويان به اصول و مباني اعتقادي دين اسلام پايبندي دارند، و به شيعه بودن و ايراني بودن افتخار مي کنند. ولي وقتي از انجام مناسک سؤال مي شود، خصوصا مناسکي که ظهور و بروز اجتماعي دارند (مثلا نماز جماعت يا جمعه)، آمارها به صورت معني داري افت مي کنند. اين وضعيت گواه اين است که در آن سالها هنوز بنيانهاي هويتي جامعه دچار دگرگوني نشده است. از اين داده ها مي توان نتيجه گرفت که ناهنجاريهاي ديني که مشاهده مي شود، بيشتر جنبه واکنشي دارد، تا اعتقادي. يعني وقتي حکومت مي کوشد دين اجتماعي را تبليغ کند و مردم را با شيوه هاي گوناگون به تبعيت از آن وادارد، مردم خصوصا جوانان واکنش نشان مي دهند. رابطۀ جوانان با ديني که از سوي دولت تبليغ مي شود بحران زده است؛ لذا از رفتارهاي ديني نظير حجاب که نمود اجتماعي دارد و ممکن است به عنوان نشانه انتساب به جريان سياسي تلقي شود، اجتناب مي کنند؛ و تداوم فشار از سوي حکومت کار را به رفتارهاي پرخاشگرانه از سوي جوانان مي کشاند. پرخاشگري جوانان هم مبحث مهمي است که بايد درست مديريت شود، تا از ميزان تخريب آن کاسته شود، و يا در شکلهاي منفعلانه نظير: بيماريهاي روحي، اعتياد، خودکشي و... ظهور نکند؛ که متأسفانه آمار اين قبيل آسيبها در جامعه ما بسيار بالاست که از بحث ما خارج است.

 

مخاطبان بحث تبليغ و ترويج حجاب چه كساني هستند؟

در امر ترويج حجاب بايد به موضوع مخاطب توجه شود. در يک تقسيم بندي کلي با سه دسته مخاطب مواجه هستيم، نخست دين باوراني که به حجاب پايبندي داشته و خود را ملزم به رعايت صحيح آن مي دانند. دوم کساني که پايبنديي به موضوع حجاب ندارند، و فقط به واسطۀ اجبارهاي اجتماعي به طور حداقلي در محيطهاي عمومي رعايت حجاب مي کنند. سوم کساني که در اين خصوص دچار شک و ترديد هستند و به همين دليل چندان خود را مقيد حجاب نمي دانند. روشن است که برخورد ما با هر يک از اين دو گروه بايد متناسب با مقتضيات خودشان باشد.

 

چه راهبردها و راهکارهايي را براي كاهش بد‌حجابي با رويكرد اجتماعي بيان مي‌كنيد؟

همانطور که بيان شد، در ارانه راهکارها بايد به نوع و جنس مخاطب توجه شود. هر گونه راهکار سلبي براي هر نوع مخاطب در ارتباط با پديده بد حجابي ـ جز درموارد خاص که حرکتهاي سازمان يافته اي در جهت ترويج بي حجابي يا بد حجابي مشاهده مي‌شود، پاسخ گوي مشکل نخواهد بود؛ زيرا با توجه به آنچه در ابتداي عرايضم گفتم، يکي از دلايل اصلي بد حجابي قائده لج در جامعه بوده، و برخورد سلبي، مثلا برخورد انتظامي در قالب گشت ارشاد و... ـ نه تنها چارۀ مشکل نيست، بلکه بر عمق مسئله مي افزايد و سبب مي شود ناخرسندي جامعه از رفتار حکومت در اشکال ديگر که به مراتب مخرب‌تر است، ظهور و بروز يابد. براي ارائه راهکار در اين خصوص با توجه به جايگاه اين نگارش ( تحليل فرهنگي ـ اجتماعي ) راهکارهاي نيز از اين جنس است. با توجه به اين که ساختار مديريتي جامعه ما غالبا دولتي است و دولت تقريبا خود را متولي تمامي امور جامعه مي داند، نقش حکومت در امر حجاب بسيار مهم است؛ اما بيشتر معطوف به فراهم آوردن زمنيه هاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، آموزشي، قانوني و حمايتي است که بر اساس آنها زمينه هاي بروز و ظهور استعدادهاي برتر آحاد جامعه فراهم مي شود، و از اين طريق تمايل جامعه به جلوه گري در ساده ترين و سطحي ترين شکل آن کاهش مي يابد؛ و آحاد جامعه را متوجه جنبه هاي برتر وجود انسان مي کند. در خصوص نقش دولت به راهکارهاي زير مي توان اشاره کرد:

حذف روابط در ساختار مديريت به اين گونه كه روابط در کليه جوامع نقش تعيين کننده اي در کسب موفقيتها و موقعيتهاي اجتماعي دارد؛ اما جامعه اي سالم تر است، که بکوشد در نظام خود بيشتر ضوابط تعيين کننده باشند تا روابط. متأسفانه در جامعه ايران نقش روابط بسيار پر رنگ است؛ اين موضوع ( اهميت رابطه بجاي ضابطه ) در کنار تبديل شدن بد حجابي به هنجار سبب تشديد اين پديده مي شود؛ زيرا بدحجابي وسيلۀ برقراري رابطه مي شود؛ بنابراين حرکت نظام مديريت کشور به سوي قانون مندي بيشتر مي تواند نقش مهمي در رفع اين نقيصه داشته باشد.

همچنين، ايجاد تعادل و تناسب بين آرمانهاي انقلاب و هنجارهاي اجتماعي به اين ترتيب كه نظام سياسي ما نظامي فرهنگي و اسلامي است، در چنين ساختاري بايد نظامات قانوني، حقوقي و... به گونه اي تنظيم شود که آرمانهاي انقلاب و اسلام در جامعه ظهور عيني داشته باشد. لذا بايد موضوع فرهنگ در رأس امور قرار گيرد. اين ميسر نمي شد مگر آنکه نظامات مديريتي کلان کشور و نيز نظامات قانوني و حقوقي در اين جهت به نحو صحيح حرکت کنند. در نظام مديريت کشور در طول سنوات اخير همواره توسعۀ فرهنگي در سايۀ ساير جنبه هاي توسعه بوده است؛ و اين روند لطمات جبران ناپذيري به ساحت فرهنگ و رفتارهاي فرهنگي جامعه وارد کرده است. اين رويکرد مديريتي در ساير نظامهاي اجتماعي نيز مؤثر بوده و مثلا ساختار آموزشي کشور در کليه سطوح متناسب با اين رويکرد تنظيم شده است؛ که تأثيرات بسياري در شکل دهي به رويکردهاي کنوني جوانان جامعه داشته است. متأسفانه نظام مديريت کشور در ساماندهي به وضعيت اقتصادي نيز توفيق نيافته و اين عدم توفيق سبب بروز پديده هاي نا مناسب اقتصادي و اجتماعي نظير: تورم، بيکاري و... شده است. اين موارد در کنار عدم توسعۀ فرهنگي و اجتماعي و نيز تهاجم فرهنگي دشمنان در عصر ارتباطات جامعه را به سمت بحران فرهنگي و هويتي سوق داده است.

به عنوان آخرين راهكار با رويكردي اجتماعي مي‌توان گفت: ارائه آموزشهاي لازم به اقشار مختلف جامعه اهميت بسياري دارد. همانطور که در گذشته بيان شد، تشويق شدن بد حجاب در جامعه و تقبيح بانوي محجبه نقش مهمي در تغيير رفتار آنها دارد، وقتي که يک مدير در مقابل روي باز و گشادۀ همکار خانمش با مرخصي و تشويقهاي او موافقت مي کند، و در عوض در مقابل وقار و حجاب همکار ديگر واکنش منفي نشان مي دهد، ناخودآگاه بد حجابي را ترويج مي کند. وقتي که ميوه فروشي خانمهاي بد حجاب را با ميوه هاي بهتر بدرقه کرده و وقار و حجاب بانوان را با اخم و افاده پاسخ مي دهد، نا خودآگاه به ترويج بد حجابي کمک کرده است. اما همين ميوه فروش به شدّت از بد حجابي دخترش شاکي است؛ اما نمي داند، که خود يکي از مسببان اين پديده در جامعه است. استاد دانشگاهي که دانشجوي بد حجاب را، به صرف لذت حضورش مورد حمايت قرار مي دهد؛ و اسباب ترقيّات تحصيلي اش را فراهم مي کند، نا خودآگاه مروج بد حجابي است. از اين قبيل رفتارها بسيار مثال زدني است. بنابراين لازم است آموزشهاي فرهنگي در اين خصوص از سوي دولت به مديران، مدرسان، کسبه و ساير اقشار اجتماعي ارائه شود.

تقويت نقش و جايگاه تشکلهاي مردم نهاد يكي ديگر از راهكارهاست. يکي از معضلاتي که متأسفانه گريبانگير جامعه ماست، احتياط نظام سياسي از فعاليتهاي مردمي به دليل نگرانيهاي امنيتي است. اين نگراني سبب شده امکان بالندگي اجتماعي از اقشار بسياري گرفته شود، و از سوي ديگر زمينۀ فعاليتهاي زير زميني که حداقل کنترل را به همراه دارند فراهم گردد. بايد در جامعه زمنيه اي ايجاد کرد، که افراد با ايده ها و نظرات مثبت و سازنده تنها به شرط آن که در صدد براندازي نظام نباشند، گرد هم جمع شده، و در کنار هم به فعاليتهاي مطلوبشان بپردازند. فراهم آوردن اين زمينه به رشد فرهنگي و اجتماعي جامعه کمک کرده، و کمک شاياني به رفع بسياري از معضلات اجتماعي و خصوصا پديدۀ بد حجابي مي کند.

 

چهارشنبه 12 مرداد 1390 - 12:44


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری

 

از اين نويسنده يا گزارشگر