جمعه 27 مرداد 1396 - 2:10
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

فرهنگ متين

 

جايگاه طنز در رسانه ها شکوه و گلايه است

 

گفتگو با ناصر فيض، رئيس دفتر طنز حوزه هنري


 

ناصر فيض قبل از اينکه رئيس دفتر طنز باشد، شاعر و طنزنويس است يا اينکه علاوه بر اينکه شاعر و طنزنويس است، رئيس دفتر طنز هم هست. خيلي علاقه اي به حرف زدن ندارد ولي امان از روزي که گرم بشود.

 

- تعريف شما از طنز با توجه به جايگاه ادبيات در حوزه هنري چيست؟

حضور طنز در بخش ها و رشته هاي مختلف هنر مؤيد آن است که بهره مندي از توانايي ها و ويژگي هاي طنز اگر با تعريف صحيح و متعالي آن همراه شود به دليل جاذبه ي خاص طنز مخاطبان گسترده تري را جذب مي کند و در مخاطب تأثير عميق تري را سبب مي شود. طنز در ادبيات سابقه ي دور و درازي دارد بدون ترديد به قدمت ادبيات حضور طنز را در آثار گذشتگان داشته ايم در متون نظم و نثر صاحبان انديشه و ذوق با استفاده از طنز بخش قابل توجهي از آثار خود را با شيوه هاي گوناگون طنزآفريني به مخاطبان عرضه کرده اند و با بهره گيري از کارآمدي مطايبه و شوخ طبعي تلخ ترين سخنان را با شيواترين و شيرين ترين بيان به رمز و کنايه آميخته و در اختيار علاقه مندان به ادب فارسي قرار داده اند. حوزه هنري با توجه به اهداف مقدس و رسالت متعهدانه اي که دارد و با عنايت به اينکه آموزه هاي ديني و ارزشي از ارکان اصلي تفکر و انديشه در حوزه ي هنر بوده و هست، بدون ترديد در طنز نيز به اين اهداف و مسئوليت هاي خطير خود توجه داشته و خواهد داشت. طنز در حوزه ي هنري طنزي است که ويرانگري نمي کند و قصدش اهانت و تخريب ديگران نيست طنزي که حوزه از آن حمايت مي کند به اعتقادات و رفتار و گفتار کسي حمله نمي کند و همواره اگر اعتراضي دارد اين اعتراض هنرمندانه و منصفانه است به شکلي که در آن اميد بهبود اوضاع مي رود نه به هم ريختن همه چيز. طنز در حوزه­ي هنري تعليم است و به عبارت ديگر جايگاه آموزشي و علمي دارد. طنزي است که چوب لاي چرخ پديده هاي جهان نمي گذارد و در لابه لاي آنچه که ارائه مي کند، نگراني يک دوست مشفق و دلسوز خودنمايي مي کند و در يک جمله هدفي جز اصلاح رفتارهاي نابخردانه و کوته فکرانه ندارد و اين هدف را با دادن تذکر و هشدار در قالب طنز جامۀ عمل مي پوشاند. تفکر و انديشه در حوزه ي هنري تفکر و انديشه ي ديني و اعتقادي است و طنز آن هم از اين قاعده مستثني نيست چرا که در طنز ظريفترين انديشه ها خلق اثر مي کنند و اين انديشه اگر از سلامت بهره اي نداشته باشد مي تواند در جامعه اخلال ايجاد کند و مانع رشد و تعالي روح انسانها و فرهنگ جامعه باشد. با مروري کوتاه در سيره ي اولياء خدا و ائمه ي معصومين و نوع برخورد شوخ طبعانه ي آنها با اصحاب و ياران شان معيارهاي اخلاق مند و صحيحي را در خلق آثار طنز به دست مي آوريم که به اغلب آنها در معيارهاي اخلاق اسلامي اشاره شده است. از رسول گرامي اسلام (ص) نقل است که:

من مزاح مي کنم اما چيزي جز حقيقت نمي­گويم. همين يک جمله کفايت مي کند که خط قرمزها و محدوده ها را بشناسيم و طبق ضوابطي انسان پسندانه و معقول با مخاطبان خود سخن بگوييم.

- طنزهاي موجود در رسانه ها تا چه اندازه به تعاريف شما از طنز پاسخگو بوده است؟

مخاطبان رسانه ها به جهت تعدد رسانه هاي گوناگون و نوع و شأن ويژه ي هر يک، از تنوع فراواني برخوردارند و اصولاً با حوزه ي هنري يا ارگان مشابه آن تفاوت فاحشي دارند. حوزه يک جايگاه تعريف شدۀ سطح بالاست و در معرض ديد همگان قرار دارد، بنابراين نمي تواند کار به قول معروف دم دستي و سطح پائين ارائه دهد. روزنامه ها و جمله ها و برخي از رسانه هاي صوتي و تصويري به دليل گستردگي مخاطبانشان غالباً به رضايت و ذائقه ي آنها توجه مخصوص مي کنند و همين در برخي از موارد سبب ارائه ي برنامه ها و مطالبي از آنها مي شود که حتي گاه گرايش به ابتذال و سطحي نگري دارند، در جامعه که حتي مي توانند فاجعه به بار آورند و فرهنگ و زبان و ادبيات را تخريب کنند. طنز در رسانه ها شکوه و گلايه است و جز در موارد اندک به تعريف متعالي و فاخر از طنز در آنها توجه نمي شود. ما در حوزه ي هنري به تعريف شايسته اي از طنز با توجه به شرايط جامعه رسيده ايم و در گسترش اين ديدگاه تلاش مي کنيم و از همه ي ظرفيت هاي خود در رسيدن به جامعه اي که متعالي ترين تعريف را از طنز داشته باشد، استفاده مي کنيم. تعامل و آشنايي بيشتر طنزپردازان با رسانه­ها به بهبود اوضاع طنز در کشور کمک مي کند در حال حاضر اين تعامل چندان گسترده نيست و محدود است به مواردي اندک که پاسخگوي کشوري با زبان و فرهنگ هاي قومي مختلف نيست. اخيراً راديو فرهنگ حرکتي آغاز کرده است که با توجه بيشتر مسئولين اميد مي رود که راه به جايي ببرد و طنز جدي تر از اينها که هست، مطرح بشود.

- تعريف طنز از نظر عامه ي مردم آيا تعريف علمي و شايسته اي هست يا نه؟

مردم کم و بيش طنز را مي شناسند، ما اندکي توجه به گذشته ي تاريخي و فرهنگي ملت ايران، حضور طنز و مطايبه و شوخ طبعي را در جاي جاي زندگي آنان مي بينيم. مردم ما اساساً شوخ طبع و لطيفه گو هستند و زبان شيرين فارسي با ظرافت هايي که در کمتر زباني بدين حدّ وجود دارد، در اين مسئله، بسيار کارآمد عمل مي کند. ضرب المثل هاي فارسي و گويش هاي مختلف ايراني سرشارند از لطيفه و ظرافت و شوخ طبعي، اصطلاحات و آنچه که در فرهنگ عامه رايج هستند سهم فراواني از ظريف­گويي و شيرين زباني دارند. تعريف علمي از طنز ابزار تفکر و انديشه ي صاحب نظران اين عرصه است مردم در کرداد و رفتار و گفتارشان طنز حضور دارد و از آنجا که جامعۀ ما اخلاق مند و صاحب فرهنگ غني ايراني و اسلامي است، در همه ي امور سلامت و پاکيزگي را دخالت مي دهد. آن بخش از عوام که در همه جا وجود دارند شاخصِ اصلي مردم ما نيستند، کساني که در مطايبه ها و شوخ طبعي هايشان حد و مرز نمي شناسند و هيچ چهارچوبي را نمي پذيرند، مشتي از نمونه ي خروار مردم با فرهنگ ايران نيستند رسانه ها در تکميل شناختني طنز از سوي مردم، مي توانند برنامه هاي متنوعي توليد کنند که با توجه به وجود زمينه ي مناسب در ميان مردم اتفاقات ارجمندي خواهد افتاد.

- در سال جاري چه برنامه هايي در گسترش بيشتر طنز در کشور داريد؟

دفتر طنز بيش از دو سال است که با حضور در استانها و شهرهاي مختلف دور و نزديک در کشور و با برگزاري نشست هاي تخصصي و نشست هاي عمومي، تلاش کرده است که تعريف صحيحي از طنز را در سطح کشور ارائه دهد و با بهره گيري از آثار و توانايي هاي استعدادهاي جوان و طنزپرداز در کنار اين حضور گسترده تعامل بيشتري با علاقه مندان به طنز و طنزپردازان کشور داشته باشد. در استانها علاوه بر پيش کسوتان اين عرصه جوانان خوش قريحه و سرشار از ذوقي وجود دارند که اگر از آنها حمايت مستمر و همه جانبه اي بشود هر يک مي توانند در آينده از افراد سرشناس و نام آور در طنز کشور باشند. در برگزاري جشنواره هاي سراسري طنز مکتوب که امسال ششمين دوره ي مستمر آن را در پيش داريم يکي از اهداف همين شناسايي استعدادهاي فراواني است که در سطوح کشور وجود دارند. حمايت از آثار برتر مکتوب و به چاپ سپردن آنها با توجه به معيارهايي که دفتر طنز دارد از ديگر اقداماتي است که در گسترش طنز مطلوب تأثير خواهد داشت، طبيعي است که با توجه به معيارهاي اخلاقي و اعتقادي که حوزه ي هنري را با اين امتيازها مي شناسند، آثار فاخر و نمونه به سختي به دست مي آيند و از آنجا که حوزه ي هنري لبخند و تبسم را بخشي از طنز فاخر مي داند و در همه ي آن، يافتن آثاري با اين موازين و معيارها کار چندان سهلي نيست بنابراين اگر به قول معروف دفتر طنز توليد فلّه اي در اين زمينه ندارد نگراني خاصي نيست، هر چند ما آمادگي داريم که از هر حجم آثار با توجه به آنچه که گفته شد استقبال کنيم.

- مديران بخش هاي ديگر حوزه تا چه اندازه در برنامه ها و اهداف شما مشارکت دارند يا پيشنهادي دارند؟

مديران بخش هاي ديگر حوزه، در حوزه ي مديريت خود دغدغه هاي بسياري دارند که به انجام رساندن مطلوب آنها خود، کاري بزرگ است. با توجه به شيوه ي مديريت جديد حوزه هنري و سفارش موکد رياست محترم حوزه، اميد آن مي رود که تعامل بيشتري بين بخش هاي مختلف حوزه به وجود بيايد، بدون ترديد توانايي هاي مشترک واحدهاي مختلف حوزه در تکميل فعاليت ها و تقويت توانايي هاي يکديگر سودمند خواهد بود. همفکري و پيشنهادات برخي از واحدها با يکديگر به لحاظ بعضي از سنخيت ها از ضروريات است و هر اقدامي در تحقق اين مسئله، حرکتي شايسته خواهد بود، دفتر طنز آمادگي کامل خود را در ايجاد اين همفکري و تعامل اعلام مي کند.

- قبلاً کار مديريتي نمي کرديد فکر مي کنيد مديريت به کار هنرمند لطمه مي زند يا آن را تقويت مي کند، به ويژه در مورد خودتان؟

اگر در کار و هدفي که دنبال مي کنم، موفق عمل کرده باشم خود را چندان مغبون نمي دانم، جريان طنز در کشور اگر به حيات خود ادامه بدهد و به قول معروف اين چراغ اگر روشن باشد رضايتي حاصل مي شود که بخشي از آن لطمه که شما به آن متعقديد ترميم مي شود. من سعي کرده ام که در کنار شغلم به کار خودم لطمه اي نخورد و تلاشي کرده ام دقت بيشتري در ارائه ي آثارم داشته باشم چون در اين سالها بيشتر با تعاريف علمي تر طنز سر و کار داشته ام و دغدغه هاي جدي تري را دنبال کرده ام. البته شايد اندکي کم کار شده باشم که مقداري از آن طبيعي است به جهت مشغله هايي که وجود دارد، اما اگر دست به کاري برده ام، سعي داشته ام حرکتي به جلو در آن باشد.

- مهمترين خواسته ي يک مدير هنري از يک مدير فرهنگي در عرصه ي ديني چيست؟

عرصه ي دين با عرصه ي هنر مغايرتي ندارد. هر چند برخي تعاريف سعي در جدا کردن اينها از يکديگر دارند. تبيين ديدگاههاي ديني و زيبانگري هاي آن مي تواند به کار هنرمند بيايد و ديدگاههاي او را جهت و معني ببخشد، هنر سهم فراواني از ظرافت و زيبايي دارد که نگرش هاي ديني با آنها مخالفتي که ندارند هيچ، بلکه هم سويي نيز دارند. مديران فرهنگي بايد در درجه اي اوّل در کنار اعتقادات ديني شان يک جامعه شناسي ممتاز، يک سياستمدار دقيق هم باشند و به فرهنگ ها و ديدگاههاي متفاوت احاطه داشته باشند و از فرامين و آموزه هاي ديني آنچه را در جامعه ي امروز به کار مي آيد استخراج کنند، دين اسلام براي همه ي دوره ها و زمان ها و مکانهاست و دستورات کارآمدي در همه ي زمينه ها دارد و در اين مورد نقصي در آن وجود ندارد. يک مدير فرهنگي در عرصه ي ديني بازوي اصلي يک مدير هنري است، چرا که جامعه ي ما يک جامعه ي ديني است و اين دو بدون تعامل و همراهي با يکديگر نمي توانند بار خود را به منزل برسانند. مگر مدير هنري هدفي جز تعالي روح انسانها و ايجاد تفکر و انديشه و نهايتاً آرامش و رضايت جامعه دارد، يک مدير فرهنگي ديني هم دغدغه هاي مشابه دارد و هر دو بايد دلسوزانه در مسير هدفي واحد که هدفي خداپسندانه است همراه و همگام باشند.

- در حلقه رندان؟ اهداف؟ موفق يا نه؟ در سال جديد؟!

در حلقه ي رندان يکي از مهمترين پايگاههاي اجتماع طنزپردازان است و تلاش مي کند که تعريف شايسته اي از طنز را در جامعه رواج بدهد و مدعي جريان سازي در طنز امروز کشور است. طنزپردازان جوان معيارها را خوب مي شناسند، محدوديت ها را مي دانند، رعايت حرمت انديشه ها و افراد جامعه را به خوبي مدّنظر دارند. معيارهاي طنزآفريني و خلق اثر را آموخته اند و بسياري از آنها خود الگوساز هستند و در مطبوعات قلم مي زنند و با برخي از رسانه ها همکاري مستمر دارند. شناخته شدن با معيارهاي در حلقه ي رندان امروزه براي بيشتر طنزپردازان يک امتياز است، طنزپردازاني با حضور خودشان به در حلقه ي رندان معني مي دهند و اين نشست را ماهيت مي بخشند. اين رندان کساني نيستند جز همين استعدادهاي جوان که اغلب در همين سه دهه ظهور و رشد کرده اند و به ثمر نشسته اند. در حلقه ي رندان به يکي از اهداف بزرگ خود رسيده است، حضور اين طنزپردازان در سطح کشور و در صحنه بودن آنان از ثمرات در حلقه ي رندان در طول حدود نُه سال فعاليت آن است. برگزاري در حلقه ي رندان در استانها و شهرهاي ديگر نشان دهنده ي گسترش طنز در کشور است، طنزي که پايه گذار آن حوزه هنري است و در حلقه رندان را در کنار نام حوزه هنري مي شناسند. يکي ديگر از اهداف مهم، توليد آثار است، يعني رسيدن به دريافت محصول از اين جريان نُه ساله، درختي که زمان ثمر دادن آن فرا رسيده است. درختي که ميوه ي آن نبايد کال يا آفت زده باشد، درختي که در سايه ي آن بتواند دلي به آرامش برسد. اين اتفاق در حال افتادن است. اين سالها طنز در کشور نسبت به يک دهه قبل بسيار در جريان است و همين يعني بخشي از موفقيت که البته نبايد به اينها اکتفا کرد، حرکت ادامه دارد و استعدادهاي جوان تر در راهند، هوشمندتر و ظريف تر و سرشار از نبوغ و قريحه. حضور در استانها را در کنار کارگاههاي آموزش طنز هم چنان خواهيم داشت و هم چون سال گذشته، حضور طنزپردازان استانها را هر ماه در برنامۀ «حلقۀ رندان» با آغوش باز استقبال خواهيم کرد.

- حمايت مسئولين بالاتر از برنامه هاي شما تا چه حد رضايت شما يا جامعه ي طنز را در پي داشته است؟

مسئولين اغلب از برنامه هاي دفتر طنز حمايت کرده اند و در مواردي که مشکلي پيش آمده با ما همفکري و همراهي داشته اند ما به پيشنهادات و حمايت آنها نيازمنديم. اگر هر دو تعريف اصولي طنز را بشناسيم، دغدغه هايمان يکي خواهد بود طنزي که قرار است اصلاح کند نه تخريب، طنزي که قرار است دلي را آباد و جاني را شاد کند. در برخي موارد اگر اختلافي پيدا مي شود از تعريف هاي متفاوت طنز است. معيار و حدود و موازين مشخص است. اين که هر کس تعريف و معيار و متد خاص خودش را در نظر بگيرد و انتظار هم داشته باشد که فقط با آن اندازه ها طنز را بسنجد، پسنديده نيست. در جامعه وقتي يک قانون براي مسئله اي از جايگاه اصلي خودش صادر مي شود همه ملزم به رعايت و اجراي آن هستند اگر هر ارگان يا سازمان و نهادي متد و معيار خاص خودش را براي يک قانون داشته باشد، جامعه دچار سردرگمي مي شود و کارها درست پيش نخواهد رفت. وقتي شرع و عرف معيارهاي مشخصي در مورد همه چيز دارد زيباتر آن است که به اين معيارها گردن بنهيم و همۀ جهت گيري هايمان را طبق معيارهاي اصيل عرف و شرع پياده کنيم. موازين شرع و عرف در جامعه ي ما در مورد هر کدام ثابت است و با نگاه من و ديگري تغييري در آن ايجاد نمي شود. دستورات اکيد اسلام هم اين شرايط را دارد، حتي با تفسيرهاي متفاوت نهايتاً به يک جا ختم مي شوند و در کليت اشتراک دارند. مسئولين درايت دارند، طنزپردازان هم افراد هوشمندي هستند گاهي اگر مشکلي هست، پيدا کنيم پرتقال فروش را!

- وجود برنامه­هاي طنز را کلاً چه مقدار ضروري مي­دانيد؟

ضرورت برنامه هاي طنز امري روشن است. در جامعه اي که دغدغه هاي فراوان دارد با اين همه فراز و نشيب، طنز مي تواند تعديل ايجاد کند تنش ها را ملايم تر کند و از آنجا که اعتراض طنز هنرمندانه است با اعتراض خود ناهنجاري را با ظرافت و نکته سنجي کنار بزند. طنز به جهت شادي آفرين و مفرح بودنش که ذاتي آن است مي تواند در جامعه سرور بيافريند و دلها را به هم نزديکتر کند و خستگي را از دلها فرار بدهد. طنز اگر با معيارهاي اصليش همراه شود مي تواند کدورت ها را رفع و قهرها را به صلح و آشتي مبدل کند. برگزاري برنامه هاي طنز ثابت کرده است که مخاطبان فراواني را جذب مي کند، استقبال بي نظير مردم ما از اين برنامه ها نشانه ي رضايت نسبي آنهاست با بدبينانه ترين شکل آن. حضور گسترده ي مردم در برنامه هاي طنز علامت نياز جامعه به اين مقوله است، مسئولين از اين فرصت مي توانند در نزديکتر شدن به مردم بهره مند شوند و با درد دل هاي آنان همراهي کنند. طنز به معناي واقعي آن ابزاري صرفاً براي سرگرمي و خنده نيست هر چند سهمي هم از آنها دارد. در طنز متعالي و فاخر تفکر و انديشه و تأمل سهم بسزايي دارد و تلفيقي از تبسم و تأمل مي تواند ثمرات قابل ملاحظه اي داشته باشد. جامعه اي که فکر مي کند جامعه اي موفق است و طنز با فکر نسبت مستحکمي دارد. به نظر من توليد برنامه هاي درجه ي يک طنز بايد در اولويت توليدات به ويژه رسانه ها باشد. مردم آنقدر هوشيار هستند که در کنار آموزش طنز فاخر، به طرف نمونه هاي برتر هدايت شوند و رفته رفته آثار بي مقدار و سطحي و مبتذل را کنار بزنند. طنز براي جامعه ي ما از نان شب واجب تر است.

- چرا دفتر طنز با ارگانهاي فرهنگي ديگر مشارکت در اجراي برنامه يا توليدات ندارند؟

هنرمندان مرتبط با دفتر طنز با اقدامات خودجوششان با بسياري از ارگانهاي فرهنگي و رسانه ها مشارکت و ارتباط دارند برخي از آنها به تنهايي يا به صورت گروه چند نفره با برنامه هاي راديو و تلويزيون همکاري مي کنند و يا در صفحات طنز مطبوعات صفحه گردان يا صاحب ستون هستند و به عبارت ديگر قلم مي زنند. تعدادي از نمايشهاي طنزي که به سفارش دفتر طنز ساخته و اجرا شده اند بارها با تقاضاي ارگانهاي ديگر در برنامه هاي آنها به نمايش درآمده اند. در سال جديد گروه: کاکتوس که از طنزپردازان جوان اند در حال سامان دادن به دو سريال سيزده قسمتي و سرنمايش نامه ي طنز هستند که در مرحله ي توليد صدا و سيما مي تواند با دفتر مشارکت داشته باشد و نمونه هاي ديگري را هم با همکاري دفتر توليدو اجرا کنند. بخشي از استقلال دفتر طنز هم مربوط مي شود به همان نگاه ويژه ي ما به طنز که در حوزه ي هنري با توجه به سابقه ي حوزه و انتظاري که از آن مي رود با برخي از جاها متفاوت است. شايد برخي از سليقه ها را نپسنديم و با معيارهاي ما همخوان نباشند. متاسفانه برخي از ارگانهاي فرهنگي براي طنز رسالتي جز خنداندن ديگران در نظر ندارند و علاقه مندند که از طنزپرداز فقط براي پر کردن بخشي از برنامه هايشان در جُنگها استفاده کنند. غالب برنامه هاي ترکيبي برخي از شبکه ها ساختاري چنين دارند. برخي از دوستان دفتر طنز که طنز را جدي تر مي گيرند از حضور در بعضي از برنامه ها که دعوت مي شوند، امتناع مي کنند. چرا بايد اين گونه باشد؛ اين مشکل واقعاً از جانب کيست، چرا در ارگانها و آن دسته از رسانه ها که عرض شد نبايد چنان جاذبه اي وجود داشته باشد که هنرمندان براي حضور در برنامه هاي آنها از هم سبقت بگيرند و براي معرفي خود هم که شده در رسانه هاي پرجاذبه و پرمخاطب حضور پيدا کنند؛ برنامه هايي هم که حد نصاب يک برنامه ي نسبتاً خوب را دارند گاه آن قدر تکرار مي شوند که گاه طنزپرداز نمي داند که اين بار به چه دليل و هدفي بايد در آن برنامه حاضر بشود. شباهت بسيار برنامه ها بدون نوآوري در حداقل ترکيب و ساختار آن باعث مي شود که هنرمند طنزپرداز کمتر از آنها استقبال کند. برخي از شبکه هاي سيما و صدا تعدادي از برنامه هاي در حلقه و کارگاههاي نقد و بررسي دفتر طنز را به شکل گزارشي پخش کرده اند که از آنها متشکريم. در صورتيکه برنامه هايي که در دفتر طنز اجرا مي شود از ظرفيت يک برنامه ي آموزشي و پرمخاطب برخوردارند و مي توانند به شکل يک سري برنامه هفتگي  (حداقل) از تلويزيون و يا راديو پخش شوند. به هر حال ما آمادگي همه نوع همکاري با ارگانهاي فرهنگي و سازمانهاي آموزشي کشور را داريم و در زمينه ي طنز حاضر به همه گونه همکاري و مشارکت در ساخت و اجراي برنامه هاي متنوع هستيم. با گفتگو به تعريف مشترک از طنز مي رسيم و بي ترديد حاصل آن به نفع گسترش طنز فاخر در کشور خواهد بود.

 

 

سه‌شنبه 11 مرداد 1390 - 14:15


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری