جمعه 2 تير 1396 - 20:7
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

شيما حسن زاده

 

معتقدم پژوهش مقدمه آموزش است

 



ماموريت مرکز آموزش در سازمان ها و تشکيلات خدماتي يا توليدي، در درجه اول توانمندي نيروي انساني خود جهت بهره وري هر چه بيشتر است اما در حوزه هنري آموزش نقشي فراتر دارد. با توجه به اهداف مندرج در اساسنامه حوزه هنري تاکيد بر ايجاد زمينه­هاي رشد استعدادها و خلاقيت هاي هنري و ادبي از طريق شناسائي، تربيت، تقويت و معرفي هنرمندان برجسته مسلمان دارد. اينگونه بود که فعاليت آموزشي حوزه هنري ذيل معاونت تحقيقات و پژوهش در سال 1368 آغاز شد. با توجه به پراکندگي مخاطبان، در ابتدا آموزش ها به صورت مکاتبه اي انجام شد تا اينکه در سال 1370 معاونت آموزش به عنوان يک تشکيلات مستقل از پژوهش و تحت نظر شوراي عالي آموزش به سرپرستي رياست حوزه هنري تأسيس شده و با راه اندازي خانه هاي آموزش هنر و ادبيات سوره شروع به کار مي کند. ورود به عرصه آموزش هاي رسمي با تأسيس مؤسسه آموزش عالي سوره و همچنين هنرستان شبانه روزي پسرانه سوره در سال 1372 آغاز شده و تا سال 1377 ضمن انفکاک دانشگاه سوره از مجموعه معاونت آموزش مراکز آموزش رسمي و آزاد نيز گسترش يافته در مجموع با پنج هنرستان، يک دبستان و هشت خانه آموزش فعاليت خود را ادامه مي دهد در فاصله سال هاي 1377 تا 1381، 11 واحد آموزش رسمي و هشت واحد آموزش آزاد به مجموعه واحدهاي آموزشي سابق اضافه شده ضمن آنکه مراکز آموزشي عالي علمي- کاربردي نيز در سال 1378 با تأسيس سه واحد آموزشي- که تا سال 1383 به 10 واحد افرايش يافت- شروع به فعاليت مي کند. از سال 83 به بعد راهبرد معاونت آموزشي تغيير کرده و با متوقف کردن فعاليت مرکز علمي- کاربردي و تعداد زيادي از مراکز آموزشي مقاطع متوسطه و دبستان تمرکز خود را بر آموزش هاي آزاد و دوره هاي کوتاه مدت نهاد و در کنار آن آموزش کارکنان اجرائي را نيز در دستور کار قرار مي دهد با تغيير مديريت حوزه هنري در سال 89 فصل تازه اي در بخش آموزش باز شد و با ادغام واحد پژوهش و آموزش در قالب يک معاونت گامي بلند براي پيوستگي نظام مند پژوهش، آموزش و توليد برداشته شد. در حال حاضر فعاليت واحد آموزش شامل شش بخش هنرستان ها، مراکز پيش دانشگاهي، مراکز مهارت آموزي، ارزشيابي مهارت هاي هنري، آموزش هاي مجازي، آموزش هاي کوتاه مدت و فارغ التحصيلان علمي- کاربردي است و علاوه بر اين آموزش هاي تخصصي اعضاي انجمن هاي سينما، انيميشن، گيم (بازي رايانه اي) نيز در حال اجراست. طي سال هاي پس از انقلاب همواره مسئولان و مديران فرهنگي سعي شان اين بوده که در بخش و بحث آموزش و تربيت علمي افراد از اشخاصي بهره گيرند که علاوه بر داشتن تحصيلات عالي، توانمندي، خلاقيت، بدعت و همينطور دانش مرتبط با آن حوزه را داشته باشند چرا که نقص و کاستي در هر کدام از اين موارد مي تواند لطمه اي جبران ناشدني در درازمدت به شاکله علمي و فرهنگي کشورمان بزند.

خسرو زينال پور معاون پژوهش و آموزش حوزه هنري از جمله افرادي است که نشان داده بسياري از شاخصه ها و ويژگي هاي يک مدير آموزشي را دارد. چرا که با وجود زمان اندکي که اين مسئوليت را پذيرفته اما تغييرات گسترده و رو به جلوئي را انجام داده است. البته ناگفته نماند که وي پيش از حضورش در حوزه هنري امتحانش را در بسياري از زمينه هاي فرهنگي، هنري، علمي به خوبي و درستي پس داده است. خسرو زينال پور علاوه بر اينکه در رشته کارگرداني سينما فارغ التحصيل شده است در مباحثي چون فيلمنامه نويسي، ادبيات نمايشي، ادبيات دراماتيک، گرافيک، انيميشن، هنرهاي تجسمي و معماري اسلامي نيز تفکر کارشناسي دارد. وي تاکنون در ادارات و نهادهاي مختلف مسئوليت ها و فعاليت هاي بسياري در مقوله فرهنگ داشته است که مي توان به رياست فرهنگسراي نياوران، معاون فرهنگي پژوهشي بنياد فرهنگي و هنري رودکي، 25 سال فعاليت فرهنگي و آماري در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، مدير سيما و سينماي بنياد حفظ و نشر ارزش هاي دفاع مقدس تهران، معاون هنري و تبليغات اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس خراسان، معاون هنري کنگره سرداران شهيد و 23 هزار شهيد استان خراسان، مشاور هنري شوراي شهر مشهد، رئيس حوزه هنري استان خراسان رضوي اشاره نمود.

 

- با توجه به اينکه دو دوره در عرصه آموزش حوزه هنري گذشته، لطفاً درباره اتفاقات و تغييرات آن توضيح بفرماييد؟

دو دوره در عرصه آموزشي حوزه هنري پشت سر گذاشته است، دوره اول مربوط به توسعه و انبساط فعاليت هاي آموزشي اعم از تأسيس هنرستان ها، دانشگاه هاي علمي- کاربردي و فعاليت هاي آموزشي گروه هاي آزاد بود که خروجي اين دوره ها و فضاهاي آموزشي مورد تأئيد مديريت حوزه و ناظران بر فعاليت هاي آموزشي بود که اکثر مراکز آموزشي اعم از رسمي و آزاد منحل و يا واگذار شدند و در حال حاضر شايد قريب 10 درصد حجم کار اوليه باقي مانده و در حال برگزاري است.

- چه مورد يا مواردي باعث شد تا مديران حوزه به اين نتيجه برسند که آن شيوه سابق جوابگوي انتظارات مخاطبان از فضاي آموزشي حوزه هنري نيست؟

پاسخ اين سؤال شايد خيلي ساده نباشد و شايد نتوان در حد يک يا چند جمله به جواب جامع و کاملي رسيد اما موردي که از سيستم آموزشي حوزه هنري توقع مي رود، آن است که در يک فضاي کاملاً فرهنگي، انقلابي، اعتقادي عناصري را آموزش دهند که در واقع به يک معنا تأمين کننده و به وجودآورنده هنرمندان فعال در سطح جامعه فرهنگي کشور باشند يا در عرصه هاي مختلف فرهنگي کشور نقشي تأثيرگذار داشته باشند و از طرفي هم به عنوان يک جريان فرهنگي معتقد، مدافع ارزش هاي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران باشند. اما با آن روند آموزش و تربيت نيروها در مرکز آموزشي حوزه هنري ما کمتر شاهد چنين خروجي و همينطور پيشرفت و گسترش امر آموزش بوديم از اين رو مديران حوزه تصميم گرفتند که اين شيوه را تغيير دهند چرا که پاسخگوي خيل مشتاقان و مخاطبان آموزش نيست.

- اين بحث به اين سال ها برمي گردد و يا مربوط به سال هاي قبل و زمان آغاز به کار دوره هاي آموزشي حوزه هنري است؟

اين بحث در واقع با شروع دهه 80 مطرح شد و کم کم دوره انقباضي آموزش در حوزه هنري شکل گرفت که در آن بيشترين ميزان کاهش حجم فعاليت هاي آموزشي در حوزه هنري صورت گرفت به طوري که تمام فضاهاي دانشگاه سوره به جز تهران کار خود را متوقف و در نهايت منحل شوند و مراکز آموزشي و هنرستاني حوزه هم يا تعطيل يا به مراکز استاني حوزه هنري واگذار شدند و سازمان آموزشي حوزه در واقع به کمترين ميزان فعاليت هاي خودش رسيد و در نهايت مراکز آموزشي حوزه هنري تهران يا آن گستردگي به دو هنرستان و دانشگاه سوره تقليل پيدا کرد. البته در بررسي کارشناسانه سبب اين عدم توفيق و روند نزولي، اين بود که ساير فضاهاي آموزشي هنر هم از اين آسيب ها مصون نبودند و در واقع تنها مراکز آموزشي حوزه هنري نبود که دچار اين معضلات و آسيب ها بوده بلکه اين معضلات شامل تمامي فضاهاي آموزشي هنر در کشور بوده و خواهد بود.

- شما به عنوان يکي از بهترين و موفق ترين مديران فرهنگي که در بسياري از مراکز و نهادها تجارب ارزنده اي داريد فکر مي کنيد چه عللي باعث اين معضل در بحث آموزش هاي هنري بوده است؟

معتقدم اين موضوع با مدل و روش هاي نامناسب آموزش هنر در کشور ارتباط مستقيمي دارد به عبارتي بايد مؤلفه هاي مختلف آموزش هنر پارامترهائي دخيل شود و تغييراتي صورت گيرد و کل اين مبحث به صورت پايه اي ارزيابي شود تا اين آسيب به صورت کاملا کارشناسانه مرتفع شود.

- به اعتقاد شما به دليل تعاريفي است که براي اهداف آموزشي هنر طراحي و ترسيم شده يا کليت اهداف آموزش هنر با اهداف کلي نظام در تضاد است؟

ببينيد همان طور که اشاره کردم نه تنها در کليت آموزش هنر دچار مشکل هستيم بلکه با اصل هدف گذاري مراکز آموزشي هنر هم مشکل داريم به اين معنا که اهدافي که براي آموزش هنر طراحي و ترسيم شده با محصول و خروجي آن بازدهي اي به ما مي دهد که در نهايت با اهداف کلي نظام در تضاد است. اين در حالي است که شايد در ساير رشته هاي علمي و آموزشي چنين تناقضي را شاهد نباشيم موضوعي که باعث مي شود مراکز دانشگاهي و آموزشي منحل و تعطيل شوند اما تلاش ها در اين زمينه منجر به تغيير احوالات نمي شود بنابراين آموزش بايد از اين مرحله به بعد مسير دشواري را طي کند به عبارت ديگر راه اندازي مجدد مقوله آموزش در حوزه هنري بايد يک روند جديد، ابداعي، و بکرتري را مدنظر خود قرار دهد و از آن بهره کافي را ببرد. دوره هاي آموزشي هنر در دانشگاه ها و هنرستان هاي هنري بايد در سه زمينه هنرجو را ارتقا دهد. ابتدا آموزش مباحث هنري، سپس تقويت توانمندي توليد آثار هنري فاخر و در نهايت افزايش مهارت ها و همچنين اصلاح و تعالي بخشي به نگرش هنرجو، اين در حالي است که اکنون درهمه موارد مذکور و در بهترين حالت، فقط دانش، اطلاعات و اصطلاحات هنري به هنرجو (به صورت محدود) آموزش داده مي شود و از بحث مهارتي تا حد بسياري غافل شده ايم. از اين رو است که در بحث ارتقاي بينش، پالايش اعتقادات و پيشرفت هنرجو اغلب مسير معکوسي طي شده است.

- لطفاً به صراحت بفرماييد که آيا اين مباحثي که مطرح کرديد، به دانشگاه سوره هم که يک دانشگاه هنري است مرتبط مي شود؟

بله. من در صحبت هايم به صراحت اشاره کردم در تمام دانشگاه هاي هنري از جمله دانشگاه سوره هم وجود دارد و همانطور که گفتم اين مشکل بسيار بزرگي است نکته ديگر اين است که متأسفانه دانش و معارف مربوطه در بحث هنر مانند ساير رشته هاي دانشگاهي به روز نيست.

- شايد امروزه برخي از منتقدان بر اين باور باشند که اگر يک بررسي  بر دروس امروز رشته هاي هنر داشته باشيم دروسي تدريس مي شود که اغلب به هنر غرب مي پردازند و متأسفانه شاهديم که کمتر به فرهنگ و هنر ايراني در امر آموزش پرداخته مي شود. آيا با اين موافقيد؟ و در بخشي از صحبت هايتان به تاريخ گذشته بودن مطالب آموزشي در بخش هنر اشاره کرديد لطفاً بيشتر توضيح دهيد؟

به اين صورت موافق نيستم. اي کاش اين موضوع فقط به اين صورت بود اما به نظر من اينطور نيست. درباره تاريخ مصرف گذشته بودن مطالب آموزشي هم که در آموزشگاه ها و دانشگاه هاي هنر تدريس مي شود بايد بگويم اگر مي خواهيم در بحث هنر و پرورش هنرمند، موفق عمل کنيم بايد در مقوله دانش هنر، اطلاعات به طور دائم به روز شود، اين در حالي است که اطلاعاتي به طور معمول به هنرجو يا دانشجوي هنر داده مي شود، تاريخ گذشته است.

-  در ابتداي مبحث شما به فرهنگ خودي اشاره کرديد اين موضوع به مقولات بينشي برمي گردد؟

 در اين مبحث ما شاهد جهت گيري هاي معکوس و رو به پاييني هستيم يعني هنرجو نه تنها از لحاظ بينشي و اخلاقي رشد نمي کند بلکه تنزل هم مي يابد در بخش مهارتي هم بايد گفت براي توليد هنري، نيازمند سرمايه گذاري هستيم تا تجربه توليد اتفاق بيافتد به دليل اينکه دانشگاه ها فاقد توانمندي مالي هستند در نتيجه بخش مهارتي از برنامه دانشگاه ها حذف مي شود و در حد کارگاه هاي متعارف باقي مي ماند بنابراين در يک جمع بندي کلي بايد گفت در حيطه دانش مشکل کم اطلاعي، کهنگي و به روز نبودن در امور بينشي روند معکوس و در بخش مهارتي عدم حمايت توليد نيمه حرفه اي اتفاق مي افتد.

- شما به مشکلات و آسيب ها اشاره کرديد حال با پيش بيني اين معضلات در مقوله هنري براي اصلاح، پيشرفت و ارتقا چه تمهيدات و راهکارهائي را در نظر داريد؟ آيا تاکنون استفاده از اين راهکارها و تمهيدات را شروع کرديد؟

بله. در نظر داريم در حوزه هنري در حد بضاعت مان به همه اين موارد توجه کرده و تا حد قابل قبولي و همچنين قابل دفاعي اين آسيب ها و مشکلات را از سر راهمان برداريم در حيطه ارتقا آموزش و دانش هنري و پيشبرد و توسعه سطح علمي و همينطور به روز کردن همه تلاش مان را خواهيم کرد که در کلاس هاي آموزشي و پژوهشي حوزه هنري جهت بينش مان را معکوس و به سمت فرهنگ خودي حرکت کنيم و در بحث هاي مهارتي هم بتوانيم به امکان توليدات نيمه حرفه اي دست يابيم.

- در بخشي از صحبت هائي که با هم کرديم به بحث پژوهش و ارتباط آن با امر آموزش اشاره کرديد لطفاً در مورد اين مبحث قدري بيشتر توضيح  دهيد؟

ببينيد ما براي استاندارد کردن و بالا بردن سطح کيفي آموزش در بخش علمي و براي به روز کردن روند آموزشي و بالا بردن سطح دانش از واحد پژوهش حوزه هنري استفاده مي کنيم. درباره بحث پژوهش کاربردي به دو بخش موثر آن با آموزش به اين صورت است که پژوهش کاربردي به دو بخش تقسيم مي شود در بخش اول مربوط به آموزش و بخش دوم مربوط به بحث توليد مي شود. در حال حاضر مشغول راه اندازي رشته هائي هستيم که مطالب و محتواي درسي آنها از طريق پژوهش به دست مي آيد اين بدان معني است که پژوهش مقدمه آموزش است. لطفاً به اين مواردي که گفته شد دقت کنيد اين موارد مقوله اي نو و نگاهي تازه به آموزش است در حقيقت وقتي گفته مي شود مقوله جديد، نه اينکه ديگران به اين موضوع توجه نداشته اند يا ندارند بلکه منظور اين است که ديگران تاکنون به اين روند يا بهتر است بگوييم به اين روش به صورت يک مکانيزم نگاه نکرده اند و اين کار کاملاً ابداعي و ابتکاري است. به هر حال لازم است به اين نکته اشاره کنم که ما از يک مسير عبور نمي کنيم بلکه در حال ساخت و توسعه اين مسير هستيم.

- يعني شمار به کاري که مي کنيد يقين داريد و مطمئن هستيد که کار شما علاوه بر پيشرفت و ارتقاي سطح علمي آموزش هنر، بدعت و ابتکاري بوده است؟

به طور قطع بله. ما مسيري را که ديگران طي کرده اند نمي رويم. نه اينکه بخشي از مسير که ذکر کردم تجربه نشده باشد بلکه به صورت يک کل و مجموعه به آنها نگاه شده است.

- در بحث هاي قبلي به جهت گيري هاي بينشي و همسو بودن بحث آموزش با سياست هاي نظام جمهوري اسلامي اشاره کرديد.

ببينيد بينش همان بصيرت است به نظرم افرادي که از نظر اعتقادي فرهنگ خودي را آموزش، توسعه و گسترش مي دهند، افرادي هستند که به يک باور و بصيرت درستي رسيده اند مردم ايران از نظر فرهنگي، قطب بزرگ فرهنگ جهان انساني هستند در واقع فرهنگ توحيدي شيعي بزرگترين فرهنگ جهان است و هرگز هيچ فرهنگي در جهان نمي تواند به اين اندازه به جنبه انساني پرداخته باشد اما متأسفانه مشکل ما اين است که يک فردي با عنوان کارگردان يا نويسنده در دانشگاه ها و مراکز دولتي، آموزش و پرورش مي دهيم ولي همين فرد تربيت شده پس از مدتي، فيلمي عليه ايران مي سازد يا متني عليه کشور مي نويسد اينجاست که بايد گفت هر چقدر اين فرد به لحاظ مهارتي و آموزشي، حرفه اي تر و زبده تر باشد، خطرناکتر خواهد بود. به عبارتي ديگر ما گاهي سلاح فرهنگي را در اختيار کساني قرار مي دهيم که عليه خودمان از آن استفاده مي کند بنابراين جهت گيري بينشي ما بايد رو به تعالي باشد و مطمئناً اگر اين بينش و بصيرت را پيش بگيريم اين روند را اصلاح کرده ايم البته همواره بايد مراقب باشيم افرادي که مي خواهند در امر آموزش همکاري کنند افرادي صالح و خدمت گذار باشند.

- در بحث آموزش هنر، مهمترين اولويت شما چيست؟

نکته حائز اهميت اين استکه در کار هنر همواره کميت بعد از کيفيت مطرح است اما به زعم من مهم اين است که ما از هر تعداد هنرمندي که مي توانيم آموزش دهيم و تربيت کنيم، سعي کنيم هنرمنداني را وارد اجتماع کنيم که تأثيرگذار و الهام بخش باشند.

- آيا فکر نمي کنيد هنرمند براي رسيدن به اثربخشي و الهام بخشي اي که شما به آن اشاره کرديد نيازمند توليد است و مشکلات عديده اي هم سد راه توليد هنرمندان؟ چه راه کاري براي حل اين معضلات و رسيدن به يک ايده آل و اثربخشي هر چه بيشتر پيشنهاد مي کنيد؟

به اعتقاد من اساسي ترين و مهم ترين مشکل هنرمندان در بحث توليد، هزينه هاي بسيار بالاي توليد و خلق اثر است. مثل توليد يک فيلم سينمائي يا ساخت يک انيميشن يا طراحي يک بازي رايانه اي که به طور قطع چند صد ميليون به بالا هزينه دارد. بنابراين يک هنرجوي فيلمسازي يا انيميشن، چگونه مي تواند در زمينه توليد، مهارت خودش را بالا ببرد آيا اصلا آن دانشجو مي تواند مهارت خودش را نشان دهد؟ از اين مهمتر اين است که اگر دانشجو يا هنرجوئي توان و استعداد توليد هنري داشته باشد و ما اين هنرجو را در سطح ارائۀ اطلاعات و اصطلاحات نگه داريم به طور قطع او پس از مدتي انرژي اش را از دست خواهد داد همچنين درست وقتي که آن دانشجو از تحصيل فارغ مي شود و قصد دارد وارد فعاليت هاي توليدي شود به خاطر مسائل شخصي از جمله تأهل و... توان و جرأت خطرپذيري اش به شدت کاهش مي يابد. از اين رو ما بايد به افرادي با بينش و ظرفيت بالا، اطلاعات پايه و اوليه را آموزش دهيم و امکان توليد نيمه حرفه اي را با هزينه هاي کمتري برايش فراهم کنيم اگر بتوانيم اين کار را هدفمند و با برنامه به سرانجام برسانيم يقين داشته باشيد نتيجه عرصه اي که در امر توليدات آموزشي رخ خواهد داد، عرصه اي هدفمند خواهد شد.

- هدفدار بودن عرصه را چگونه مي بينيد؟

فرض کنيد هنرآموزان مي خواهند يک کليپ هشت دقيقه اي براي آشنائي با کاربرد همزمان موسيقي و تصوير درست کنند اگر اين کار مربوط به شهيد چمران باشد بايد اين هنرجو براي توليد و ارائه اين کليپ با زواياي زندگي آن شهيد آشنا شود بنابراين دست به کار توليدي مي زند و در نتيجه اين شخصيت براي هنرآموز جالب مي شود و در نهايت هنرجو با هدفمندي کامل کليپ شهيد چمران را توليد مي کند چرا که هم با زواياي زندگي شهيد آشنا شده، هم کليپ مورد نظر را ساخته است.

- آيا اين روند هدفمندي را شما به هنرجو تحميل مي کنيد؟

خير. در واقع گرايش در هنرجو وجود دارد. ما اين گرايش را در هنرجو عميق تر مي کنيم البته لازم به توضيح است که اين شيوه ها همگي به صورت اختياري و غير اجباري است و هنرجو با توجه به علاقه و استعدادش موردي را انتخاب مي کند.

- صحبت آخر.

در حال حاضر از بهترين و زبده ترين اساتيد هم در امر آموزش استفاده کرده ايم و همين طور هنرجويان هم گزيش مي شوند. هم اکنون سرفصل دروس در حال بررسي و تهيه است و مطمئناً فضاي آموزشي مطلوبي را شاهد خواهيم بود. البته جا دارد از الطاف و عنايات رياست محترم حوزه هنري جناب آقاي مومني که حامي و پشتيبان اين حرکت عظيم فرهنگي در امر آموزش و پژوهش بودند و نيز کمک هاي معاون محترم هنري حوزه هنري جناب آقاي حمزه زاده تشکر و قدرداني کنم.

 

 

سه‌شنبه 11 مرداد 1390 - 13:43


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری