يكشنبه 30 مهر 1396 - 2:41
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

ميلاد بهاري

 

دغدغه هاي بابانظر

 

گفت و گو با سيدمحمدحسين بيضايي؛ کسي که 36 ساعت با شهيد نظرنژاد گفت و گو کرده است



کتاب خاطرات «بابانظر» حاصل 36 ساعت مصاحبه با شهيد محمد حسن نظرنژاد است و جالب آنکه، اين تنها مصاحبه با او که يکي از فرماندهان خراسان در دوران جنگ تحميلي بوده، است که با تلاش و پشتکار بيضايي ثبت و ضبط و در نهايت تبديل به کتاب خاطرات اين سردار سر فراز شد. بيضايي در نظر داشت که خاطرات تمام سرداران خراساني جنگ تحميلي را ثبت و ضبط کند و براي همين به سراغ شهيد نظرنژاد مي رود که او قبول نمي کند و تنها با واسطه گري دوستان و آشناييان نزديک او بالاخره قبول مي کند که خاطرات خود را بيان کند.با سيد محمد حسين بيضايي درباره ويژگي هاي شهيد نظرنژاد و نيز کتاب خاطرات او گفت و گو کرده يام که مي خوانيد.

 

* از نحوه آشنايي تان با شهيد محمدحسن نظر نژاد بگوييد؟

آشنايي من با  بابانظر به سال‌هاي 61 و 62 در مشهد بر مي‌گردد با توجه به شرايط سني، وضعيت خاص ايشان و شناختي كه از ايشان در بين نيروهاي خراساني وجود داشت حکايت از آن داشت كه بابانظر زجر كشيده و درد كشيده عملي جنگ است. از ابتداي جنگ حضور داشته و در پشت صحنه‌هاي دفاع مقدس كه يگان‌هاي خراسان حضور داشتند حضوري ثابت شده داشت.

 * چه شد که تصميم گرفتيد خاطرات شهيد نظر نژاد را ثبت و ضبط کنيد؟

 بعد از اتمام جنگ كه با دفتر حفظ نشر آثار سپاه آشنا شدم ايده‌اي را انتخاب كردم كه خاطرات فرماندهان جنگ خراسان را گرفته و جمع‌آوري كنم و باتوجه به ارتباطات خوبي كه به آنها و فرماندهان داشتم شروع به اين كار كردم. براي خودم جالب بود كه خراسان 23 هزار شهيد در دفاع مقدس اهدا كرده است كه باتوجه به اينكه 2200 كيلومتر از صحنه جنگ دور بوده است اينها شهداي عملياتي بودند چون توپ و خمپاره و موشك به خراسان نمي‌رسيد. اينها مظلوم نيز واقع شدند.

* گويا شهيد نظر نژاد در ابتدا زياد راغب نبودند که اين کار صورت بگيرد.

بله، در سال 1371 ايشان نپذيرفتند كه خاطراتشان را بيان كنند اما در سال 1372 مجاب به اين كار شد و از 10 تيرماه 72 مصاحبه ها شروع و طي 17 جلسه، تا 30 تير سال 72 خاتمه يافت. ساعت‌هاي مصاحبه نهايتا 4 يا 5 صبح شروع مي‌شد و قبل از وقت اداري تا 6 و 7 صبح به پايان مي‌رسيد. يك فرهنگ ناخواسته نيز به سپاه حاكم بود و مقررات دست و پاگير اداري باعث شد تا بسياري از فرماندهان و نيروهاي جنگ خاطرات خود را بيان نكنند و باعث شد امروز حتي فرماندهان جنگ بسياري از صحنه‌هاي جنگ را به ياد نياورند مگر با يادآوري.شرايط سال 71 و 72 شرايط جديدي براي سپاه بود و بحث اعطاي درجات هم بود نهايتا سخت‌گيري خاصي در رابطه با نظم و انضباط نيروها انجام شده بود. بعد از جمع‌آوري مصاحبه‌ها سعي مي‌كرديم تا آخر شب مصاحبه‌ها پياده شود اگر موارد گنگ در لابه‌لاي مصاحبه‌ها وجود داشت در جلسات بعدي مطرح مي شد تا نسبت به رفع ابهام اقدام شود.

* نکته اي که در خاطرات ايشان بارز است اين است که  وقايع تاريخي و سال و اسامي اشخاص در كتاب  ذکر نشده دليل اين مسئله چه بود؟

بابانظر از افراد ناراحت نبود به سيستم و بوروكراسي حاكم بر تشكيلات خود ايراد مي‌گيرد. اگر مي‌خواست صحبت كند درد دل بابانظر زياد بود. وي اگرچه تحصيلات آكادميك نداشت و بصيرت و شناخت صحيح وي از وقايع، ناشي از تحصيلات آكادميك نبود و وي نسبت به فرهنگ حاكم بر جامعه دغدغه داشت. در واقع درك‌ها و ديدگاه‌ها متفاوت بود و خيلي چيزها را بابانظر زود به آن مي‌رسيد كه ديگران شايد ديرتر مي‌رسيدند ولي آن چيزي كه شهيدحسن نظرنژاد را خيلي آزرده‌خاطر كرده بود، سيستمي بود كه جديدا در مجموعه حاكم شده بود. وي با قانون مخالفت نداشت بلكه بافرهنگي كه به نام نظم و قانون داشت وارد سپاه مي‌شد مخالفت مي‌كند اگر آنها حاكم نمي‌شد بسياري از ارزشها كمرنگ نمي‌شد.

* آخرين سوالم اين است که فکر مي کنيد مهم ترين ويژگي شخصيتي شهيد نظرنژاد چه بود؟

بابانظر نسبت به وقايع بصيرت و شناخت صحيح و همچنين نسبت به فرهنگ حاكم بر جامعه دغدغه داشت و اگر مي‌خواست صحبت كند درد دل بابانظر زياد بود. شهيد نظرنژاد در دو نكته بسيار ويژگي اثرگذاري داشت،‌ اينكه وي به خانواده‌اش بسيار اهميت مي‌دهد به طوري كه در خاطراتش مي‌گويد: “اگر در جنگ موفق بودم به خاطر وجود همسرم بوده است. ديگر اينكه اعتقاد خاصي به راه امام داشت.

 

يكشنبه 9 مرداد 1390 - 10:40


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری