شنبه 3 تير 1396 - 16:47
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني

 

دومين اثر يک کارگردان قديمي و با تجربه

 

نگاهي به گروه فيلمسازي آقا يوسف


«آقا يوسف» دومين فيلم دكتر علي رفيعي در اوسط ارديبهشت 89، جلوي يك آزمايشگاه طبي در حوالي خيابان آفريقا (جردن) كليد خورد و فيلمبرداري آن روز جمعه هجدهم تير پس از 55 جلسه فيلمبرداري به پايان رسيد.

 دکتر علي رفيعي، نويسنده فيلمنامه، طراح صحنه ولباس و كارگردان درباره داستان «آقا يوسف» مي‌گويد: «مضمون مسلط فيلم روايتگر تنهايي انسان در كلان شهري نظير تهران است. آقا يوسف، كارمند بازنشسته‌اي است كه به خاطر تأمين نيازهاي زندگي‌اش، پنهان از چشم اعضاي خانواده‌اش، در خانه‌هاي مختلفي به كار نظافت مشغول است. اتفاقي كه در يكي از اين خانه‌ها براي وي رخ مي‌دهد زندگي آقا يوسف را دگرگون مي‌كند و نگاهش را به زندگي و آدم‌هاي اطرافش تغيير مي‌دهد.»

 دكتر رفيعي درباره دليل دوري چند ساله‌اش از سينما مي‌گويد: «فيلم ماهي‌ها عاشق مي‌شوند با آنچه كه پس انداز چندين ساله‌ زندگي‌ام بود، ساخته شد. اما از آن پس تمام تهيه كننده‌ها، با تصور اينكه من از امكانات مالي و شخصي وسيعي برخوردار هستم، انتظار داشتند كه به هر فيلمنامه‌اي كه به آنها ارائه مي‌دهم يك چك بانكي الصاق كنم! و چون از چنين امكاني برخوردار نبودم، از رفتن پشت دوربين محروم ماندم.»

دکتر رفيعي درباره «ماهي ها عاشق مي شوند» مي‌گويد: « ماهي ها عاشق مي شوند به لحاظ مالي براي من موفقيت آميز نبود. بله، به 53 جشنواره دعوت شد، جوايزي دريافت كرد ولي وزارت ارشاد و بنياد فارابي ككشان هم نگزيد... نه احوالي پرسيدند نه تشويق و حمايتي به عمل آوردند و نه از بابت فروش داخلي پول چنداني نصيبم شد.»

دکتر رفيعي درباره دو مرحله پيش توليد فيلم مي‌گويد: «اين ديگر اشتباه فاحش خودم بود، كه هر چه درباره‌اش بگويم كم گفته‌ام هيچ وقت دلم نمي‌خواهد آن دوران را نه مرور كنم، نه به ياد بياورم. هنوز هم نمي‌دانم پس از آن همه زيان مالي و فرسودگي روح و جسم، چگونه توانستم قد راست نگه دارم و تا يافتن سرمايه مجدد و امكانات لازم و يافتن شخصي موجه و كاربلد، مقاومت به خرج دهم. بنابراين پيش توليد مرحله دوم، با حضور اين فرد كارآمد بود كه روندي پويا پيدا کرد.»

 رفيعي درباره انتخاب مهدي هاشمي براي فيلم مي‌گويد: «اگر طي پيش توليد (مرحله اول) اقبال با من يار نبود در عوض باعث شد كه مهدي هاشمي كار ديگرش را در كردستان به پايان برساند و من و فيلم را از همكاري بي‌نظيرش بهره‌مند كند كه اين خود بسياري از خستگي‌هارا از تن من زدود.»

رفيعي درباره طراحي صحنه و لباس آقا يوسف مي‌گويد: « از نظر من چه در تأتر و چه در سينما طراحي صحنه و كارگرداني چنان تفكيك‌ناپذيرند كه من آنها را به مثابه دو روي يك سكه تلقي مي‌كنم. قصه آقا يوسف پرلوكيشن است. جدا از بيمارستان و كلانتري و كافي‌شاپ و مكان‌هاي متفرقه ديگر، ده خانه متفاوت را بايد آماده مي كرديم و هر كدام را متناسب با شخصيت و طبقه اجتماعي ساكنينش طراحي مي کرديم اين خانه‌ها و ساير لوكيشن‌ها در مرحله اول پيش توليد، جست وجو و انتخاب شدند.

جز سه خانه كه به لحاظ مبلمان داخلي آماده‌ بودند، طراحي ساير خانه ها را بايد از صفر آغاز مي کرديم. به‌عنوان مثال آپارتمان كوچك و يك اتاق خوابه خود آقا يوسف را در داخل يك آپارتمان سيصد متري ساختيم و جاهايي نظير آشپزخانه و دستشوئي را متناسب با نياز قصه در نقاط مناسب‌تر براي قصه ساخت‌ و ساز كرديم. حضور بي‌نهايت ثمربخش طاهره رفيعي، خواهرم به‌عنوان دستيار اول طراحي صحنه و نگار نعمتي ‌به‌عنوان دستيار لباس موهبت ديگري بود كه در اين فيلم نصيبم شد.»

 رفيعي درباره تفاوت آقا يوسف با ماهي‌ها عاشق مي‌شوند، مي‌گويد: «اين دو فيلم، داستان هاي كاملا متفاوتي را روايت مي‌كنند اما هر دو، قصه ي آدم‌هاي تنهاست.»

دکتر رفيعي در يادداشتي بر فيلم در جشنواره نوشت: «آقا يوسف فيلمي است درباره تنهايي. تنهايي در کلان شهري چون تهران. همه در هم وول مي خورند، ولي هيچ ارتباطي بين شان نيست. اين بي ارتباطي تا کنج خانه ها نيز کشيده شده، خانه هايي که تماشاگر به دنبال آقا يوسف به درون شان راه مي يابد. مهدي هاشمي در نقش آقايوسف غوغا مي کند. بازيگران ديگر درخشان اند. من از تک تک آن ها و عوامل بي نظيري که مرا صميمانه در اين کار ياري دادند، قدردان و سپاسگذارم.»  

مرتضي متولي (تهيه كننده) درباره فيلم چنين مي‌گويد: «ابتدا قرار بود سال گذشته فيلم كاميون به نويسندگي و كارگرداني كامبوزيا پرتوي كه به دليل تغيير فصل و بازنويسي مجدد فيلمنامه توسط آقاي پرتوي ساخت آن به پاييز امسال موكول شد را کار کنيم. در اين ميان از طرف جناب دكتر رفيعي پيشنهاد ساخت اين فيلم به بنده ارائه شد و با پرس و جويي كه كردم متوجه شدم كه ابتدا قراربود خانم ناهيد دل‌آگاه سمت تهيه كنندگي اين فيلم رابه عهده داشته باشند ولي متأسفانه به دليل عدم صدور مجوز به نام ايشان امكان همكاري ميسر نشده بود.

حتي لوكيشن و برخي از بازيگران در آن زمان انتخاب شده بودند و لباس‌هايي براي اين فيلم دوخته شده بود ولي به دليل زمستاني بودن آن لباس‌ها همگي كنار گذاشته شد و پيش توليد از بيستم فروردين  دوباره آغاز شد و ما در مدت يك ماه، پيش توليد فشرده‌اي را گذرانديم و در بيست ‌و يكم ارديبهشت اولين پلان آقا يوسف جلوي دوربين رفت زمان‌بندي كه براي اين فيلم در نظر گرفتيم حدوداً 55 جلسه فيلمبرداري بود كه طبق برنامه‌ريزي به پايان رسيد. در اين فيلم 18 لوكيشن اصلي و 27 لوكيشن فرعي داشتيم. 47 بازيگر مقابل دوربين محمد آلادپوش رفتند و فكر كنم با توجه به مضمون اجتماعي اين فيلم كه به سوژه بكر و تازه اي مي‌پردازد، انتظارات را برآورده سازد.»

متولي درباره انتخاب بازيگران مي گويد: «واقعيت امر اين است كه ما به گيشه اين فيلم توجهي نداشتيم و در وهله اول برايمان خود فيلم مهم بود. اين خود اثر است كه شرايطش را به ما نشان مي داد و ما بنا به آن شرايط شروع به چيدمان بازيگران كرديم. به جز چند نقش كه آقاي رفيعي تأكيد داشتند كه حتما بايد بازيگر مورد نظرشان ايفاگر نقش آن باشد، مانند لادن مستوفي و پگاه آهنگراني در باقي موارد چند گزينه داشتيم كه با توجه به آزاد بودن اين دوستان دست به انتخاب زديم. از گروه بازيگران بسيار راضي هستم، چون فكر مي‌كنم هم به نفع فيلم اند و هم جوابگوي گيشه خواهند بود.»

 متولي از حاميان پروژه آقا يوسف مي‌گويد: «سرمايه‌گذاري اين پروژه بر عهده من و دكتر رفيعي بود. اين فيلم به‌رغم اينكه برخي از سكانس‌هاي در فضاي باز شهري روايت مي‌شود، مي توانست توسط سازمان فرهنگي و هنري شهرداري تهران حمايت شود اما متأسفانه در حال حاضر به دليل نبودن بودجه امكان همكاري ما با سازمان ميسر نشد و ما از سازمان و فرد ديگري هم كمك مالي دريافت نكرديم.»

 تهيه كننده آقا يوسف درباره همکاري با عوامل فيلم مي گويد :«ما بر مبناي برنامه‌ريزي كه داشتيم مراحل فيلمبرداري را پشت سر گذاشتيم و خوشبختانه آن چيزي كه در تم اصلي فيلمنامه و مناسبات انسان‌ها در فيلم روايت مي‌شود و كم كم در بعضي از نقاط به سردي گريش پيدا مي کند، را در پشت صحنه نداشتيم و برعكس اين قضيه بود. به طور شفاف ‌تر بگويم اگر همدلي سر گروه هاي پروژه  اعم از فيلمبرداري، طراح چهره‌پردازي، صدابردار و كارگردان وجود نداشت قطعا نمي‌توانستيم پروژه را آرام و بي دردسر پيش ببريم.»

متولي در پايان سخنان خود مي گويد: «تعداد فيلم‌هاي فرهنگي متاسفانه سال به سال كاهش پيدا مي‌كند، مثل دوراني كه سينماي كودك داشتيم و الان به دست فراموشي سپرده شده است، متأسفانه سينماي فرهنگي نيز دارد به چنين سمتي مي رود. فقط اميدوارم مجالي به دست آيد تا امثال دكتر رفيعي بتوانند بر مبناي خواسته ها و دغدغه هاي ذهني خود دست به ساخت فيلم بزنند.»

مهدي هاشمي درباره  نقش آقا يوسف چنين مي‌گويد: «آقا يوسف نوشته و دست پرورده دكتر رفيعي است. وقتي فيلمنامه اين كار را مطالعه كردم برايم جذاب بود، و دوست داشتم به گونه اي اين نقش را در خودم جا بدهم و با آن زندگي كنم. طي صحبت هايي كه با دكتر رفيعي داشتم به اين نتيجه رسيديم كه مهدي هاشمي به آقا يوسف تبديل شود و آن اتفاق خوب و قابل باور بيافتد.»

هاشمي درباره همکاري با دکتر رفيعي مي گويد: «كارگردان هاي خوب، به انسان اطميناني مي دهند كه آدم تصور مي كند هر كاري كه مي كند صحيح است، از جمله انتخاب هاي آن‌ ها، دكتر رفيعي زماني كه دانشجو بودم تازه از فرانسه آمده بودند و استاد من بودند و زماني كه مدير تئاتر شهر بودند با هم تئاتري را كار كرديم به نام خاطرات و كابوس ها كه درباره زندگي و مرگ ميرزا تقي خان اميركبير بود.

اين كار براي من فقط يك كار صرف تئاتري نبود، بلكه به خاطر تمرينات بدني كه آقاي رفيعي در آن دوران به من مي دادند، در آن يك سال تمرين، تغييرات فراواني در من ايجاد شد. يعني بخشي از انعطاف و نرمي بدني من طي سالهاي گذشته، مي تواند اساسش از همكاري با دكتر رفيعي باشد، همين طور كار با آربي آوانسيان كه دو سال در گروهش حضور داشتم. اين اساتيد داراي چنان مقامي هستند كه به نظر من همه چيزشان در كار درست اجرا مي‌شود و خيلي خوشحال هستم كه بعد از 35 سال دوباره با ايشان همكاري كردم.

به نظر من دكتر رفيعي در آقا يوسف در اوج پختگي بودند. چنان ظرايفي در كار ايشان ديدم كه به ايشان گفتم اين فيلم مي توانست كار دهم يا بيستم شما باشد و شما دير وارد سينما شديد، اما در كار سينما همان قدر موفق هستيد كه در كار تئاتر، حتي مي توان گفت بيشتر.»

هاشمي درباره دوري اش از سينما مي گويد: «عمده وقت من را سريال روزگار قريب به خود اختصاص داد. اين سريال حدوداً چهار سال به طول انجاميد و من طي اين چهار سال در اين سريال و همچنين سريال رقص پرواز ايفاي نقش كردم. وقتي شما در غلتك سريال ها مي افتيد، ديگر وقت بازي در سينما را نداريد حالا هم كه در غلتك سينما افتاده ام، فرصت بازي در سريال را ندارم!»

پگاه آهنگراني درباره نقشش در فيلم مي‌گويد: «من در اين فيلم نقش مريم را بازي مي كنم كه در فيلم دختر آقاي شاهرخ فروتنيان است و از دوستان رعنا شخصيت زن فيلم است. در واقع رابطه من و پدرم درست برعكس رابطه آقا يوسف و دخترش است.»

 آهنگراني در ادامه از ويژگي‌هاي شخصيت مريم مي گويد: «اين شخصيت نوازنده ويلنسل است و رابطه ظريفي كه اين  شخصيت با پدر و مادرش دارد، برايم بسيار جذاب بود. دكتر رفيعي اين روابط را خيلي خوب در آورده اند.»

آهنگراني درباره همکاري با دکتر رفيعي مي‌گويد: «بزرگ ترين حسن آقاي رفيعي گوش دادن به ايده هاي بازيگرانش است. او اگر ايده درستي باشد، آن را مي پذيرد و مانند برخي از كارگردانان نيست كه مقابل بازيگر خود گارد بگيرد. قبل از شروع فيلمبرداري جلساتي با هم داشتيم و نظرات همديگر را شنيديم و وقتي جلوي دوربين آمدم هر دو طرف به خوبي مي دانستند چه انتظاري از يكديگر داشته باشند.»

شاهرخ فروتنيان درباره شخصيتي که در فيلم بازي کرده، مي گويد: «آقا يوسف و جباري (من) دو رفيق قديمي و صميمي هستند كه در اصطلاح عام رفيق گرمابه و گلستان خطاب مي شود. اين دو با هم مدرسه را تمام كرده اند با هم زن گرفته اند، با هم كار خود را آغاز كرده اند و در نهايت با هم بازنشسته شده‌اند. شخصيت جباري يك شخصيت درونگرا است و در مقابل شخصيت يوسف كه يك شخصيت برونگرا است، قرار مي‌گيرد و اين دو در كنار هم به معنايي مشترك مي‌رسند.»

فروتنيان از همکاري با بازيگران ديگر نيز مي‌گويد: «در اين فيلم مقابل بازيگراني همچون مهدي هاشمي، پگاه آهنگراني و سهيلا رضوي ايفاي نقش كردم. البته با برخي از بازيگران نيز برخوردهاي كوتاهي داشتم.»

 فروتنيان در پايان از همكاري با رفيعي مي‌گويد: «با سابقه غني در عرصه تئاتر و شناختي كه همواره از شخصيت ايشان داشتم، هميشه علاقمند بودم در يكي از آثارشان به ايفاي نقش بپردازم. بعد از ماهي ها عاشق مي شوند دكتر براي ساخت دو فيلم خيز برداشتند، كه متاسفانه به سرانجام نرسيد. در هر دوي آن فيلم‌ ها قرار بود بازي كنم كه در آقا يوسف سرانجام اين اتفاق رخ داد.»

ليلا بلوكات از شخصيت خود در فيلم مي‌گويد: «من نقش زهرا، عروس آقا يوسف را بازي مي كنم كه در سن پايين ازدواج كرده و شوهرش قالش گذاشته، به نوعي يكي از دغدغه هاي آقا يوسف به شمار مي‌آيد و آقا يوسف بار زندگي زهرا و فرزند سه ساله اش را بر گردن دارد.»

بلوكات از همكاري با رفيعي مي‌گويد: «شيوه هدايت آقاي رفيعي خيلي متفاوت و جذاب است. خود من بسيار اين شيوه را مي‌پسندم. در اين فيلم نقش زيادي ندارم ولي همكاري با دكتر رفيعي برايم لذت بخش بود و در عين حال همكاري با جمعي از بازيگران سينما و تئاتر برايم مغتنم بود. آقاي رفيعي خيلي حسي و دلي بازيگران خود را هدايت مي كند و به نوعي به ديالوگ‌ها و صحنه هايش عشق مي‌ورزد.»

 بلوكات درباره بازيگران مقابل خود نيز مي گويد: «در اين فيلم مقابل آقاي مهدي هاشمي و خانم هانيه توسلي ايفاي نقش  كردم كه هر دوي اين عزيزان به شدت خوب و دوست داشتني بودند.»

مشخصات «آقا يوسف»:

نويسنده فيلمنامه، كارگردان و طراح صحنه و لباس: علي رفيعي. مدير فيلم برداري: محمد آلادپوش. صدابردار: مهدي صالح كرماني. صداگذار: اميرحسين قاسمي. چهره پرداز: سودابه خسروي. تدوين‌گر: حسن حسندوست. جلوه هاي ويژه: حميد رسوليان. موسيقي: علي صمدپور. بازيگران: مهدي هاشمي، پگاه آهنگراني، هانيه توسلي، لادن مستوفي، ليلا بلوكات، شاهرخ فروتنيان، ستاره اسكندري، مريم سعادت، مينا خسرواني و با حضور صابر ابر. تهيه كننده: مرتضي متولي. زمان: 90 دقيقه

 

 

يكشنبه 9 مرداد 1390 - 10:18


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری