جمعه 2 تير 1396 - 20:1
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

شيما حسن زاده

 

بودجه فرهنگ و هنر هيچ وقت بودجه نبوده است

 

گفتگو با رضا مهدوي مديركل مركزموسيقي حوزه هنري


رضا مهدوي که حالا مدير کل موسيقي حوزه هنري است را بايد يکي از خبرسازترين چهره هاي موسيقي در يکي دو سال گذشته دانست. او براي نخستين بار در مواجهه اي با وزارت ارشاد که مي تواند به منازعه نيز تعبير شود به آلبوم ترنج محسن نامجو مجوز داد و آثار او را درکشور رسمي کرد. اين اتفاق همان روزها هم خبرساز شد و واکنش تند برخي از مسئولان وزارت ارشاد را به دنبال داشت. مهدوي هم آن روزها و هم حالا که به تعبير خودش نامجو حسابي به بيراهه رفته است و هم از آن اقدام دفاع مي کند و معتقد است چنين رويکردي مي تواند باعث جهش موسيقي شود. و ادامه مي دهد: ما اصطلاحي به نام موسيقي زيرزميني نداريم يک اثر در يک دوره مجوز نمي گيرد و در دوره بعدي با تغيير مديران، اثر مجوز دار مي شود. دوستاني که الان اين مسئوليت را به عهده دارند 25 سال است که همين کار را مي کنند حتي اگر اعمال سليقه و بعضي حب و بغض هاي شخصي هم در ميان نباشد بعد از اين همه سال با وجود مديريت هاي ثابت نبايد هم توقع اتفاق جديد را داشت. بخشي از مشکلاتي که الان همه به وجود آن ها اذعان دارند نتيجه سياست هاي ما در سال هاي  گذشته است و تا وقتي تصميم گيران، همان گروه هاي قبلي باشند طبيعي است که همان مشکلات پابرجا بماند: به نظر بايد زمينه را براي ورود جوان ترها به شوراهاي تصميم گيري فراهم کرد.

- موسيقي چيست؟

موسيقي يعني زندگي. موسيقي روح زندگي در جامعه است و جامعه اي که در آن موسيقي تبلور نداشته باشد جامعه اي  است که روح آن، از آن گرفته شده باشد.

- چگونه مي توان موسيقي را از غير موسيقي تشخيص داد؟

من اساساً واژه زيرزميني را قبول ندارم و معتقدم اين پديده که به غلط در جامعه به نام موسيقي زيرزميني شهرت يافته است وارداتي نيست بلکه اتفاقاً هم وطني است اصلاً در فرهنگ شرقي چيزي به نام زيرزميني وجود ندارد. ما حتي در مذهب مان هم بر ظاهري بودن اعمال مذهبي تاکيد داريم ما در موسيقي فني داريم که مي گوييم اصوات موسيقي و اصوات غيرموسيقي مثلا صداي خش خش برگ ها اصوات موسيقي است ولي آنچه که براي فرد صداي ناهنجار توليد مي کند اصوات غيرموسيقي است. ماجرا از اين قرار است که وقتي ما در رسيدگي به حجم انبوه موسيقي توليدي و که از بررسي و مميزي آنها عاجز و ناتوان مي شويم و توان هدايت افراد را به سمت مسير درست نداريم سعي مي کنيم با توليد چنين واژه هائي يک جريان غلط را در جامعه ايجاد کنيم. در حقيقت وقتي جريان مديريت فرهنگي و موسيقي توانائي هضم جريان هاي موجود را ندارند با طرح چنين عبارات خودساخته اي سعي مي کنيم صورت مسئله را پاک کنيم. متأسفانه اگر يک نوع موسيقي خاص براي مديران عرصه موسيقي قابل هضم باشد سريعاً به آن مجوز مي دهند تا انتشار پيدا کند ولي اگر نتوانند آنان را هضم کند يا با سليقه مديران سازگار نباشد اصطلاحي به نام زيرزميني را درست مي کنند و اين اصطلاح را روي آثار تأئيد نشده مي چسبانند.

- رابطه موسيقي و فرهنگ را چگونه مي  بينيد؟

فرهنگ برگرفته از خيلي شئونات است که يکي از آنها موسيقي ايراني است پرچم ما نشانه فرهنگ ما است و دقيقاً موسيقي ايراني هم نشانه فرهنگ مرز و بوم ماست.

- مي خواهيم آنچه را شما اعمال سليقه شخصي و حب و بغض شخصي مي ناميد بيشتر بررسي کنيم.

بگذاريد با يک مثال توضيح بدهم. قرار بود در حوزه هنري، همان زماني که فيلم سنتوري توقيف شد، موسيقي اين فيلم را منتشر کنيم ولي گفتند يکي از دلايل توقيف اين فيلم صداي محسن چاووشي بوده است. آن کار در آن مقطع انجام نشد ولي صداي چاووشي چند ماه بعد با تغيير سليقه مديران مجوز گرفت و آلبوم هاي اين خواننده يکي پس از ديگري منتشر شدند. تا زماني که چنين جرياناتي در موسيقي ما وجود دارد استعداد جوانان به هدر مي رود يک مشکل ديگر هم اين است که سازمان ها و نهادهاي متولي فرهنگ، از يکديگر حمايت نمي کنند. همين آقاي چاووشي يکي از بهترين استعدادهاي کشور بوده و هست. در همين آلبوم ژاکت يک ترانه بندري وجود دارد که به نظرم  کاري بسيار عالي است. چون با بياني سالم و پاک مسئله ازدواج را مطرح کرده است. خوب ما چند تا از اين نوع کارها داديم. يکي کار مرحوم محمد نوري است که ممنوع پخش شد. يکي هم همين اثر است شما وقتي جشن عروسي داريد به مدير تالار مي گوييد اين يکي و آن يکي را پخش نکن. خب کدام يک پخش کند؟ همين کار آقاي چاووشي بسيار خوب بود. به نظرم سازمان ملي بايد از ايشان حمايت مي کرد طرحش مي کرد و از چاووشي هم حمايت مي کرد اگر مي خواهيم موسيقي خوب داشته باشيم و به موسيقي کمک کنيم بايد در حمايت از آثار مناسب بين جريان هاي دولتي همگرائي وجود داشته باشد وزارت ارشاد اين اثر را تأئيد کرده سازمان ملي جوانان هم بايد اين اثر را هواداري مي کرد تا جوان هائي که ابتداي راه هستند کمي اميدوارتر شدند نه اينکه سر از استوديوهاي خارج کشور درآورند.

- فکر مي کنم نوعي تنوع سليقه هم ميان مديران کشور هم وجود دارد. يعني حتماً لازم نيست که مديريتي تغيير کند تا سليقه­ها هم عوض شود همين الان هم چند نگاه متفاوت نسبت به يک اثر هنري، موسيقي وجود دارد که اين موضوع کار را براي فعالان اين حوزه مشکل مي کند. اين طور نيست؟

دقيقاً همين طور است. به نظر جرم و آسيب برنامه (فيتيله) براي جامعه ما بسيار بيشتر از آثاري است که بي دليل مجوز نمي گيرند. الان بسيار راحت موسيقي بزرگسالان در اين برنامه براي کودکان پخش مي شود به نظرم اين يک نوع تناقض در مميزي سازمان هاي فرهنگي است. اين نوع مديريت باعث شده است که ما هيچ نوع توليد مناسبي نداشته باشيم.

- جناب مهدوي موسيقي زيرزميني داراي چه ويژگي هائي است که باعث جذب بيشتر مخاطب خاص و عام نسبت به انواع ديگر موسيقي داخلي شده است؟

خواننده هاي معروف ما هر چند سال يکبار آلبوم منتشر مي کنند اين در حالي است که هر روز يک خواننده جديد در آن طرف مرزها براي ايراني ها متولد مي شود. ميزان توليد کم و محدود آثار داخلي باعث تغيير ذائقه مردم شده است ما با يک مديريت سالم و صادق مي توانيم گوش و سليقه شنوائي مردم را به سمت داخل تغيير دهيم مثلاً اگر مديريت درست عمل مي کرد. مثلاً ما مي توانستيم از صداي آقاي نامجو در همين داخل استفاده کنيم و باعث جذب جوانان شويم. ولي متأسفانه کاري کرديم که ديگران از ايشان بهره ببرند و مسير ايشان تغيير کند.

- چه اتفاقي افتاد که مي گوييد که ديگران از صداي ايشان بهره مي برند؟

ترنج ايشان يک کار ديني بود حتي محسن نامجو در حال آماده کردن يک کار عاشورائي هم بود چند تا ادعيه از مفاتيح را هم خوانده بود ولي همه چيز را رها کرد و رفت. نامجو يک پديده بود که حتي در محيط دانشگاهي هم تحمل نشد. ما خودمان 9 تا از آهنگ هاي ايشان را جمع آوري کرديم و براي مسئولاني که بايد گوش مي دادند تا کار اين پخش شود، پخش کرديم. همه نظر مثبتي داشتند اما طيف ديگري هم بودند که به نامجو و هنرش حسادت مي کردند وقتي کاست او را منتشر کرديم خيلي از جوانان به اين نتيجه رسيدند که شعر کلاسيک هم پويائي لازم را دارد ولي همان طيف خاص با کج فهمي نگذاشتند که نامجو مطرح شود جرياني را ايجاد کردند که نامجو از فعاليت هايش خسته و دلزده شود. و اين اتفاق افتاد. درست است که نامجو حالا به بيراهه رفته است اما به نظرم جامعه موسيقي ما بسيار بيشتر از خود نامجو در اين ماجرا ضرر کرد. فردا که اين گفتگو پخش شود خيلي ها خواهند گفت که مهدوي از نامجو دفاع کرد! حرف من اين است که موسيقي ما يک استعداد خيلي خوب را از دست داد. اين اتفاق در خصوص شادمهر عقيلي هم افتاد. او بسيار قوي تر از کساني بود که تا به حال کوچ کرده اند. يک آدم چند وجهي در دنياي موسيقي بود که مي توانست موسيقي پاپ را متحول کند. ما در حال حاضر موسيقي پاپ مطلوبي نداريم.

- فکر مي کنيد موسيقي زيرزميني، في نفسه باعث پيشرفت موسيقي ايراني شده است يا بيشتر به موسيقي فاخر ايراني آسيب زده است؟

به نظرم اين موسيقي ضرري ندارد، چون اساساً تأثيرگذار نيست. مردم اين نوع موسيقي را با دقت گوش نمي کنند. با آن آشنا هستند اما تحويلش نمي گيرند اين را براساس پژوهش ها و به عنوان کسي مي گويم که خودش موزيسين است و در اين حوزه کار مديريتي هم انجام داده است. وقتي يک موسيقي با دقت شنيده نمي شود اثر گذاري هم نخواهد داشت و بعد از مدتي فراموش مي شود.

- به نظر شما رسانه ها مي توانند در اين تغيير ذائقه مردم تأثيرگذار باشند؟

حداقل در حوزه موسيقي مي توانم بگويم که رسانه ها خيلي مؤثر نيستند صدا و سيما اين همه موسيقي مناسبتي مي گذارد ولي اين آهنگ ها هيچ وقت به دل مردم نمي نشينند فقط توليد آثار خوب مي تواند به درست کردن اين جريان کمک کند. اگر يک رستوران دار غذاي خوبي دست مردم بدهد کارش مي گيرد و از غذايش استقبال مي شود اين موضوع در حوزه موسيقي هم صدق مي کند. تا زمانيکه توليد آثار فاخر را افزايش ندهيم نمي توانيم توقع داشته باشيم که مردم سراغ موسيقي زيرزميني نروند اين آثار فاخر و ارزشمند هم بايد از طريق لوح فشرده به مردم عرضه شود مردم با ارائه آثار موسيقيائي از طريق سي دي ارتباط برقرار مي کنند پيشنهادم اين است که در نقاط مختلف شهر کيوسک هائي قرار گيرد که فقط آثار ارزشمند را به مردم بفروشند. وقتي آثار به شکل گسترده در اين کيوسک ها عرضه شود کسي سراغ دانلود موسيقي مبتذل در اينترنت نمي رود.

- از عملکردتان در سال گذشته راضي بوديد؟

طبيعتاً بايد از کار خودمان راضي نباشيم اما با توجه به اينکه سمت و سوي کار ما با مديريت جديد حوزه مشخص تر شد براساس آنچه که مشخصاً از حوزه هنري مي خواهند و اندک بودجه اي که از سال گذشته افزايش پيدا کرده است آثار قابل توجهي در اين مرکز موسيقي حوزه هنري توليد شده است که به نظرم نسبت به گذشته رضايت بخش بوده.

- سال گذشته سال همت مضاعف و کار مضاعف بود حال و احوال شما چگونه بود؟

کار ويژه اي به عنوان جشنواره کار آواها را داشتيم که در هيچ کجا سابقه نداشت و براي نخستين بار بود که اتفاق مي افتاد ضمن آنکه توليدات سال گذشته مان 68 ساعت از ژانرهاي مختلف بوده است که فکر مي کنم اين حرکت، همت مضاعفي بود. اين کار فقط در بخش کمي نبود بلکه از لحاظ کيفي نيز ارتقا داشتيم.

- در اين راه مشکلاتي هم وجود داشته است؟

کمبود بودجه همواره وجود داشته است البته با مساعدت کميسيون فرهنگي مجلس قرار شده است که اين بودجه افزايش يابد اما بايد توجه داشته باشيم که اين افزايش بودجه نسبت به اعتبارات کنوني است. من هميشه اين اعتقاد را داشتم که بودجه فرهنگ و هنر هيچ وقت بودجه نبوده است يعني نسبت به کل کارهائي که در کشور هست مانند بودجه هاي آموزشي، نظامي و اقتصادي را نگاه کنيم، فرهنگ و هنر بودجه اي ناچيز داشته است بنابراين بودجه کنوني فرهنگ و هنر اگر ده برابر شود اتفاق خاصي نمي افتد. بايد تا پايان برنامه پنجم دولت که دو سال از آن گذشته است بودجه فرهنگ و هنر به مقدار واقعي اش برسد.

- در سال جديد با بودجه و شرايط جديد چه چشم انداز جديد و حرکت جديدي داريد؟

هدف حوزه هنري، صرفاً توليد است. بايد همچون گذشته آثار شنيداري خوب در چهارچوب محور خانواده، اخلاق، ترويج فرهنگ انقلابي، ترويج فرهنگ شهادت و دفاع مقدس، و حفظ دستاوردهاي انقلاب توليد شود البته اين کار معنايش اين نيست که کارهاي شعاري انجام دهيم. امسال تصميم داريم گروه سرود تشکيل بدهيم. بعد از دهه 60 گروه سرود در مدارس محو شد. ما انواع گروه هاي مختلف موسيقي را داريم اما يک گروه ساده نداريم. گروه تواشيح هم که به صورت پلي بک برنامه اجرا مي کند بيشتر به سمت موسيقي پاپ رفته اند. ما در حال حاضر درباره کوه رفتن سرود نداريم. حالا اگر چنين کاري توليد کنيم و صدا و سيما آن را پخش کند با اجرا در مدارس خود به خود شيوع پيدا خواهد کرد اين مي شود فرهنگ.

- مرکز موسيقي قصد ندارد يک جشنواره سالانه موسيقي همچون جشنواره تئاتر ماه برگزار کند؟

ما خيلي نمي خواهيم در اين موضوعات ورود پيدا کنيم بيشتر قصد داريم به صورت موضوعي کار کنيم مثل جشنواره کار آواها. شايد دوره دوم آن را هم اجرا کنيم. شايد جشنواره معراج خواني را اجرا کنيم. شايد جشنواره دانشجوئي به شيوه اي ديگر برگزار کنيم. ما تمايلي به موازي کاري نداريم ضمن آنکه بودجه ما کفاف برگزاري چنين جشنواره اي را نمي دهد زماني که بودجه ما هشت ميليارد باشد مي توانيم قول برگزاري همه اين برنامه ها را بدهيم اما در حال حاضر اين مبلغ بسيار کمتر از يک ميليارد است. ما زماني بايد کنسرتي برگزار کنيم که ناشناخته مانده و مورد توجه قرار نگرفته است و جواناني هستند که مستعدند.

- مرکز موسيقي حوزه هنري نمي خواهد مرکز سرود داشته باشد؟

نه. حالا ما مي خواهيم گروه سرود تشکيل دهيم. هزينه هاي آن هم کمتر از يک گروه موسيقي نيست الان مي بينيم که بسياري از مراکز دولتي گروه سرود ندارند يا اگر دارند فعاليت نمي کنند دليل اش هم اين است که نوازنده ها يک جا پايبند نيستند. ما اين امکان را نداريم حقوق ثابت به نوازنده ها بدهيم تا از آن خودمان کنيم. از طرفي اگر هنرمند به جائي وابسته شود به کارش لطمه مي خورد. ديگر فعاليت هاي گسترده ندارد و به روز نمي شود و اصطلاحاً خودش، خودش را مي خورد و نمي تواند بلندپروازي کند البته نمي گويم که اين فکر کاملاً درست است شايد بخشي از آن درست نباشد مي گويند کسي در رفاه باشد نمي تواند به خوبي درس بخواند يا بسياري از هنرمندان و موسيقي دانان جهان از فقر به جايگاه والاي هنر رسيده اند. البته اين حرف به اين معنا نيست که همه موسيقيدانان را در فقر نگه داريم اما به طور کلي ثابت شده است که موسيقيدان وقتي کارمند شود موسيقي اش هم کارمندي مي شود و با جان و دل و حس ساز نمي زند. دولت بايد حمايت خود را از هنرمندان موسيقي به هر شکلي داشته باشد.

 

چهارشنبه 5 مرداد 1390 - 9:35


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری