پنجشنبه 26 مرداد 1396 - 6:16
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

ادبيات مقاومت، ادبيات اميد است

 

گفتگو با مرتضي سرهنگي  

مرکز مطالعات و تحقيقات فرهنگ و ادب پايداري و دو دفتر تابعه آن يعني دفتر ادبيات و هنر مقاومت و دفتر ادبيات انقلاب اسلامي با هدف شايستگي ها و شناسائي توانائي و تبيين و توضيح داشته­هاي عرصه نوظهور فرهنگ، انديشه و ادبيات انقلاب اسلامي و دفاع مقدس تا مرحله توليد و توزيع آثار فرهنگي، ادبي و هنري تأسيس شده به منظور گسترش و پويائي انديشه و هنر و ادب انقلاب اسلامي و نظريه پردازي و جريان سازي در سطح نهادهاي فرهنگي مطالعاتي داخل کشور، منطقه و جهان با اتکا به سابقه تاريخي و تمدني فرهنگ و ادب ايران و اسلام برنامه هاي خود را تدوين و سياستگذاري کرده است. مرتضي سرهنگي که از آذر سال 1367 دفتر ادبيات و هنر مقاومت را در حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي تأسيس کرده است مطمئناً بهترين شخص اجرائي در اين ژانر ادبي است که مي تواند پاسخگوي سئوالات نسل پنجمي­ها و ششمي­ها از جنگ و هنر مقاومت و فعاليت هاي دفتر متبوعش در جريان سازي مثبت در اين عرصه باشد. ادبيات جنگ، ادبيات ناگزير هم هست سينماي جنگ هم همين طور، چرا که جنگ ما جنگ ناگزير هم بود. تازه مي خواستيم در هواي انقلاب نفس بکشيم که براي يک جنگ نيابتي آمدند. اين را خودشان هم اعتراف کردند اسناد را هم که کنار هم بگذاريم مي بينيم ما از 15 کشور دنيا اسير داشته ايم. در واقع صدام به نيابت از کشورهاي ديگر با ما وارد جنگ شد. آنها آغازگر جنگ بودند و جنگ آنها جنگ تجاوزي بود اما جنگ ما يک جنگ دفاعي است يعني ما در برابر جنگ ايستاديم. نمي توانيم چشم هايمان را روي اينها ببنديم. اگر جنگ نداشتيم سينماي جنگ را هم نداشتيم. ناگزيريم به ديدن و حرف زدن از اين جنگ ناگزير و نابرابر:

- ادبيات ما چقدر از اين راه ناگزير را طي کرده است؟

ما در زمينه خاطرات خيلي جلو هستيم. در زمينه داستان کوتاه، خاطرات زنان و ادبيات کودک و نوجوان، در تحقيق و پژوهش هم همينطور.

- اين ادبيات در چه دوره اي به بيان ضد جنگ نزديک مي شود؟

ما نمي توانيم ادبيات ضد جنگ داشته باشيم ادبيات ما ادبيات دفاعي است. مثل ادبيات روس ها و ويتنامي ها.... اما مثلاً آلماني ها صاحب ادبيات ضد جنگ هستند چون هم متجاوز بوده اند و هم مغلوب. هيتلر يک مشت خاکستر تحويل ملت خودش داد کسي از جنگي که هيتلر راه انداخت دفاع نمي کند دو سال بعد از پايان جنگ آلمان بعضي از سربازهاي جنگي­ اش نويسنده شدند از جمله گونترگراس که يک سرباز مجروح بود و هنوز در بيمارستان بستري بود که جنگ تمام شد. هانريش يل هم بود که هر دو برنده جايزه ادبي نوبل شدند ديگراني هم بودند که آبروئي براي کشورگشائي هيتلر نگذاشتند.

- يعني حتي آثاري مثل (اتوبوس شب) هم که به نوعي با نسبت دادن جنگ به حکومت ها آن را محکوم مي کنند بيان ضد جنگ ندارند؟ بيان اينکه اين آدمها، هيچ دشمني با هم نداشته اند و ناگزير بوده اند به جنگيدن، بيان ضد جنگ نيست؟

ما در جنگ عراق با يک تفکر روبرو بوديم و نه يک ملت. تفکري به نام حزب بعث! اما اين درباره ما صادق نيست. ما يک آرمان سياسي تحت تابلوي نئون يک حزب نبوديم. ما به نام دينمان انقلابي کرده بوديم و بايد از آن دفاع مي کرديم. آن تفکر هم براي از بين بردن همين آمده بود. ما براي جنگ مان معني داشتيم.

- اما همين دفاع هم خيلي براي ما گران تمام شد و با ناملايمات بسياري همراه بوده است خيلي وقت­ ها بيان همين ناملايمات در ادبيات و سينما معناي ضد جنگ به خود مي گيرد.

اصلاً ادبيات ضد جنگ يک تعريف علمي دارد. جنگ هاي داخلي در ذات خودشان ضد ندارند. مگر مي شود قصه اي بنويسيد و در آن بگوييم بيخود کرده ايد که از کشورتان دفاع کرده ايد؟ مگر ويتنامي ها عليه دفاعشان مطلب مي نويسند؟ اين در قاموس جنگ دفاعي نيست. اما ناملايمات را مي گويند و در کنارش چراغ اميد را هم روشن مي کنند ادبيات ضد جنگي را هم که آلمانها خلق کردند که معروف است به ادبيات ويرانه­ها، يک نقطه اميد دارد. همان اميد بود که آلمان را ساخت ما هم اگر ناملايمات را مي گوييم اميد را از دست نمي دهيم. نام ديگر ادبيات مقاومت، ادبيات اميد است.

- اما اين اميد گاهي در ادبيات و سينماي ما بيان شعارگونه پيدا مي کند و کارکردهاي خودش را از دست مي دهد.

سالهاست که ما به جاي زبان تعقل، زبان تبليغ را براي جنگ انتخاب کرده ايم. دستور زبان عصر جنگ يک زبان تبليغي است و بايد هم باشد اما بعد از پايان جنگ دستور زبان بايد تعقلي باشد که نظام رسانه اي ما هنوز به اين زبان نرسيده است. البته در (اتوبوس شب) مي بينيم که فيلم تا حدودي به اين زبان نزديک مي شود.

- به طور کلي چيزي که در ادبيات و سينماي اين سالها بيشتر به چشم مي خورد روايت حادثه جنگ است تا واقعيت دروني آن. چطور مي شود از اين ظاهرگرائي عبور کرد؟

جنگ هم مثل هر واقعه ديگري يک ظاهر دارد و يک باطن. ما به اندازه کافي درباره جنگ ظاهرگرائي کرده ايم اگرچه آثار بسيار خوبي هم پديد آمده است. کار سينماگر بايد اين باشد که مستندات را با ذهن خودش بياميزد و با سرمايه خلاقيتش تقويت کند فکر مي کني داستان (فهرست شيندلر)  را وقتي به اسپيلبرگ دادند بيشتر از يک صفحه بود؟ در واقع يک بخش ماجرا ذهن خلاق نويسنده و يا هنرمند است و يک بخش آن اسناد و مدارک. بدون به کارگيري اين خلاقيت، سينماي جنگ در سطح خواهد ماند.

- شايد يکي ديگر از ايرادات سينماي جنگ هم اين باشد که گاه فيلمسازاني به سراغ آن رفته اند که تجربه حضور در جبهه را نداشتند و مستنداتشان را هم از ادبياتي وام گرفته اند که از ظاهر فراتر نرفته است اين طور نيست؟

بله. سينماي جنگ چه بخواهد چه نخواهد بخشي از تاريخ نگاري جنگ را به عهده گرفته است وقتي پاي تاريخ به ميان آيد ما خود به خود به مستندات نياز داريم و اين مستندات هستند که ما را به تاريخ واقعي جنگ نزديک مي کنند و دانش ما را بالاتر مي­برند تا ما منصفانه تر و بهتر درباره واقعه بزرگي مثل جنگ قضاوت کنيم. وقتي به اين مرحله از درک برسيم آن وقت شايد خيلي تفاوت نکند که در جنگ بوده ايم يا نه؟ واقعيت اين است که نظاميان عراقي که در ايران بودند بيش از 50 عنوان کتاب نوشتند و رفتند اينها را خودم جمع آوري کرده ام. و اين اصلاً در جنگ هاي دنيا سابقه نداشته است در حاليکه داشتن کاغذ و قلم براي اسيران ما در عراق ممنوع بوده است. اما مي بينيم که يک جوان روستائي بابلي در همان اردوگاه هاي عراق روي کاغذهاي رولف که براي پيچاندن سيگار در اختيار داشته است يادداشت هاي روزانه مي نويسد و چون مجروح بوده است اين يادداشت ها را داخل لوله عصايش و لاي آستر بالاپوش خود مخفي مي کند و به ايران مي آورد و حالا از همان يادداشت ها کتابي چاپ مي شود به عنوان: (ديوارهاي بغداد) اين اسير براي ما سوغاتي از خاطراتش آورده است که بايد قدر آن را دانست.

- ادبيات و سينماي جنگ ما چقدر در زمينه شناخت واقعيت جنگ به کشورهاي ديگر موفق بوده است؟

يک اثر ادبي يا هنري اول ملي مي شود بعد جهاني. نگاه ملي يک نگاه فراگير است حتي با زواياي پنهان زندگي، آداب و رسوم، شخصيت ها و روان شناسي آنان و با خيلي از عناصر ديگر سر و کار دارد و درست است که بهانه آغاز خيلي از جنگ ها، مسائل مرزي بوده است اما ادبيات و هنر آن بي مرز است. زيرا انساني است. در جنگ پاي انسان در ميان است و ملت هاي ديگر مي خواهند بدانند همنوعانشان در شرايط سخت و دشواري مثل جنگ چگونه زندگي کرده اند. جنگ تعادل زندگي را بر هم مي زند و همين عدم تعادل دستمايه اي قوي و غني براي هنرمندان است تا آن قطعه تاريخي را نگه دارند. به همين دليل حتي اگر خود ما به دنبال مطرح کردن ادبيات و سينماي جنگ در جهان نباشيم که هستيم، دنيا در برابر آثار ادبي و هنري چنين واقعه بزرگي بي تفاوت نخواهد ماند.

- دفتر ادبيات و هنر مقاومت تاکنون چقدر در زمينه اقتباس با سينماگران تعامل و همکاري داشته؟ و اصلاً عرضه و تقاضا در اين زمينه چطور بوده است؟

دنياي دفتر ادبيات و هنر مقاومت، دنياي کلمه ها و نوشته هاست. ظاهراً با دنياي تصوير فاصله دارد. در نگاه اول اين فاصله زياد است اما وقتي يک سينماگر هوشمند به آثار ادبي جنگ نزديک مي شود نه تنها فاصله اي نمي بيند حتي کلمه را روي تصوير منطبق مي کند و گامي فراتر هم مي رود شما حداقل به تاريخ سينماي ايران نگاه کنيد. آثار ماندگار در سينماي ايران آثاري هستند که از يک اثر ادبي اقتباس شده اند. هر چه زمان ميگذرد نياز سينماگر جنگ به ادبيات و اسناد و مدارک جنگ بيشتر مي شود مي خواهم بگويم آينده سينماي جنگ ايران از کتابخانه هاي جنگ و مراکز تخصصي اسناد مي گذرد. سينماگر امروز جنگ نمي تواند خودش را از مطالعه مستغني کند اسناد و مدارک از ارکان پديد آوردن يک اثر ادبي يا هنري از يک واقعه تاريخي است.

- وضعيت ادبيات نوجوان در حوزه دفاع مقدس را چگونه مي بينيد؟

ما علمي داريم به نام پالمولوژي يا جنگ شناسي، جنگ هم مثل هر پديده ديگري لايه هاي مختلفي دارد و بايد اين لايه ها را شناخت. دنيا با همين علم به بسياري انديشه ها و رازها و نهفته هاي انساني رسيده است. ادبيات يک گونه ادبي است و شما براي يک نمايش متکي به آن هستيد. درباره جنگ هم همين است شما به ادبيات جنگ تکيه داريد يا به ادبيات نمايش جنگ. اين ادبيات البته سن زيادي در ايران ندارد که متوقع باشيم آنچه در سينما و سالن هاي نمايش رخ مي دهد نعل به نعل منطبق بر واقعيت هاي جنگي باشد که ما گذرانده­ايم. اين اتفاق به اين زودي­ها نمي افتد البته ما در همين حدي هم که وجود دارد از آن بي خبريم. با زهم ما نسبت به جوان بودن جنگ کمتر و ديرتر به سراغش رفته ايم. يا به کل از آن غافل بوده ايم. طبيعي است که اين مطالعه ظرف کوتاه مدت اتفاق نمي افتد. غير از اين مستلزم برنامه ريزي صحيح و ارتباط داشتن با گروه هاي ديگر و گرفتن تازه هاي چاپ شده در مورد جنگ ايران و عراق در دنيا هستيم. قطعاً متن هاي خوبي به وجود خواهند آورد و اين ادبيات را غنا خواهند بخشيد متأسفانه ما در زمينه ادبيات و ادبيات مذهبي خودمان، در ادبيات نمايشي ضعيف هستيم اين واقعيتي است که تئاتري ها از آن باخبرند اگر به کاري دست زده اند يا سفارشي بوده است يا تفنني. عده اي هم هنوز به ضرورت وجود آن پي نبرده اند. من مشابهت ادبيات نمايشي مذهبي با ادبيات نمايشي جنگ را در اين مي بينم که هر دو ارزش هاي معنوي که جزو خلق و خوي فرهنگي ما ايرانيان است را مطرح مي کنند مثلاً من در ادبيات جنگ بارها با مطالبي برخورده ام که راجع به آب و تشنگي بوده است اگر ما بخواهيم همين سوژه ها را در ادبيات نمايشي متجلي کنيم نياز به استادي و مهارت خاصي داريم که توان تئاتري ما هنوز به آن حد نرسيده است.

- يکي از پرمخاطب ترين هنرها داستان نويسي براي نوجوانان است. اما داستان وقتي مي خواهد سوژه اي را بيان کند آن را در ضعيف ترين شکل خود بيان مي کند به نظر شما اگر اين سرمايه گذاري پژوهشي در ادبيات انجام مي شد مي توانست بر داستان نوجوانان هم تأثير بگذارد؟

من خيلي با ضعيف بودن ادبيات موافق نيستم. ممکن است ما از نظر زباني ضعيف باشيم به اين دليل که هر نسلي دستور زبان خودش را دارد و اين طبيعي است همان طور که علوم تجربي پيشرفت مي کند علوم انساني هم پيشرفت مي کند شما نمي توانيد روزنامه نگاري دهه به دهه را با هم مقايسه کنيد هر روز هر ساعت همه چيز تغيير مي کند آنچه من در شناخت جنگ به آن تأکيد دارم اين است که به عمق جنگ برسيم. مثلاً در عاشورا که يک حادثه بزرگ است 72نفر در برابر چند صد نفر مي ايستند براي چه؟ براي دفاع از دين. بنابراين اين انسانها بسيار بزرگتر از آن حادثه هستند و بزرگتر از آن چند صد هزار نفر لشگر دشمن. اين عمقي است که بايد دريافت کرد. اينکه آن نفر بزرگتر از نيروهاي خشن و شمشيرهاي آخته اند. اين جمله که امام فرمودند: خون بر شمشير پيروز است همين جنگ هاي دفاعي است که 72نفر، چند صد هزار نفر را ساقط کردند و بر روي انديشه همه شان خط بطلان کشيدند. تأکيد من روي شناخت جنگ روي اين جنس از جنگ است مي گفتند 5کشور، عراق را در جنگ با ايران ياري دادند. امريکا، انگلستان، آلمان، فرانسه، روسيه پنج قدرت بزرگ جهان. حمايت هر يک از اين کشورها به کشور در حال جنگ باعث پيروزي آن کشور خواهد شد.

- پس واقعه اي که امروزه به خصوص در ميان جوانان نسبت به برخي ادبيات وجود دارد ناشي از همين عدم شناخت است. چون ما نه به لحاظ پژوهشي زمان داشتيم و نه در تبليغ و انتقال اطلاعات درست و خوب عمل کرده ايم. آيا همين دلايل باعث مي شود ما مسأله ادبيات نوجوانان در زمينه جنگ را کنار بگذاريم و بگوييم نبايد دنبالش برويم، آيا اين رويه مي تواند درست باشد؟

اين بهانه است براي کار نکردن. ما بايد با همين بضاعتي که از حقيقت جنگ مي فهميم کار را شروع کنيم اما هم زمان با کار اجرائي، کار پژوهشي و مطالعاتي هم انجام دهيم. اين دو بايد به موازات هم جلو بروند تا ما را به هدف اصلي­مان برسانند.

- در ادبيات به طور کلي شما اين ظرفيت را ديده ايد؟

شايد در برخي از رمان ها اين ظرفيت وجود داشته باشد همين که اين همه گروه در هفته دفاع مقدس مي آيند و براي شرکت در جشنواره و يادواره اظهار علاقه مي کنند بسيار مهم است. اين ها سرمايه اوليه هستند که نه تنها بايد حفظ شوند بلکه بايد افزوده شوند افزودن به معناي پژوهشي کردن و گرفتن داده هاي تازه درباره حقيقت جنگ است.

- ادبيات جنگ و پايداري را چگونه مي توان تشخيص داد زيرا تعدادي از مراکز فرهنگي از هر دو کلمه استفاده مي کنند؟

نبايد ادبيات جنگ را با ادبيات پايداري يکي دانست. اينها مرز دارند آنچه هم اکنون ما پيرامون آن با همديگر صحبت مي کنيم ادبيات جنگ است ما ادبيات جنگ را تبليغ مي کنيم هيچ آدمي از جنگ و مسائل مربوط به آن خوشش نمي آيد آنچه مردم را هوشيار و بيدار مي کند ادبيات پايداري است. ادبيات پايداري مردم را اميدوار مي کند يکي از بچه هاي تفحص تعريف مي کرد که زماني پيکر يکي از شهيدان را پيدا مي کند و مي بيند که زير لباس اين رزمنده چند تا کتاب درسي وجود دارد. اين نشان مي دهد که جبهه ما جبهه جواني بوده است اينجاست که به اهميت موضوع مي افزايد و آن را مهم مي کند.

- بسياري از وقايع و موضوعات مختلف را بهتر مي توان در داستان تعريف کرد. شما به عنوان يک منتقد و نويسنده آنرا چگونه مي بينيد؟

به دليل اينکه موضوعات مختلفي مي توان از دل دفاع مقدس انتخاب کرد تأثيرگذاري آن هم در فضاسازي خوب و عالي تئاتر بسيار زياد است. همانگونه که در تعزيه اين اتفاق مي افتد. اينجاست که هنر و هنرمند مسئوليتش حساس تر مي شود. اين هنرمندان بايد با هر تأثيري مناسب از الگوهاي اجرائي شبيه خواني، مضاميني را ابتدا انتخاب نمايند سپس شکل اجراي متناسب با آن را در فضا پيدا کنند. ضمناً اين که نبايد از ياد برد آن اعتقادي که تماشاگر تعزيه به موضوع مورد مشاهده اش در اجراي تعزيه دارد، درباره دفاع مقدس صدق مي کند. زيرا دفاع مقدس نيز در تاريخ کشور ما واقعه اي منحصر به فرد است و با تمام جنگ هاي دنيا متفاوت بوده و تماشاگران و مخاطبان اين واقعه چه آن ها که از نزديک ديده اند و چه آنهائي که درباره اش خوانده اند و يا شنيده اند نسبت به آن رويکرد متفاوت با ديگر وقايع دارند و آن را جزئي از هويت تاريخي و افتخارات خود مي بينند.

- اگر نکته اي ناگفته مانده بفرماييد:

متوليان اين مسائل بايد روي مقوله اي به نام (ايجاد انگيزه) کار کنند. اين نکته نه در تئاتر دفاع مقدس که در تئاتر به صورت کلي بايد اجرا شود. در صورت تقويت شدن انگيزه، انگيزه هاي ملي و مذهبي کم کم گرد مي گيرد و زير خاک مدفون مي شود بايد سريع تر از غبار زمان، مکان، گرفتاري ها و بلندگوهاي جهاني را بزداييم و به اين مقوله بپردازيم و گرنه با مشکلات بيشتري مواجه خواهيم شد زيرا نظام ادبي ما نياز به حمايت دارد.

 

دوشنبه 3 مرداد 1390 - 13:43


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری