چهارشنبه 26 مهر 1396 - 12:58
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

به جز نوشتن به هيچ چيزي فکر نميکنم

 

گفتگو با اميرحسين فردي

                                                                                                                                   

واحد ادبيات، از قديمي­ترين بخش­هاي حوزه هنري است. تيم واحد همواره محور فعاليت­هاي ادبي حوزه هنري بوده است. چرا که اغلب بنيانگذاران آن خود از وادي ادبيات و علوم انساني بوده­اند و از زمان تأسيس حوزه هنري به نام و عنوان آنان شناخته مي­شده است. اين واحد دست کم در دهه 60 بيشترين تأثير را بر ادبيات کشور داشته است. به طوري که اغلب شاعران و نويسندگان انقلاب اسلامي به نحوي با اين تشکيلات در ارتباط هستند. اين واحد ادبي ملي دوران زندگي خود مديران متفاوتي را بر خود ديده است و اکنون اميرحسين فردي آخرين شخصيتي است از وادي ادب و هنر و البته با سابقه درخشان مديريتي، که تکيه بر صندلي محسن مومني شريف، مدير سابق مرکز آفرينش­ها و رئيس امروزي حوزه هنري مي­ زند. در کارنامه اجرائي فردي مي­توان به فعاليت­هايي همچون چندين بار داوري براي کتاب سال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان، بنياد حفظ آثار و نشر ارزش­هاي دفاع مقدس، کتاب سال شهيد حبيب غني پور، جشنواره ادبيات داستاني بسيج، انجمن قلم ايران، جشنواره قصه­هاي قرآني و 7 سال مديريت دفتر کارگاه و رمان داستاني در حوزه هنري و ..... اشاره کرد. گفتگوي امروز ما با اميرحسين فردي بيش از آنکه جنبه ادبي و بررسي گره افکني­ هاي داستان­هايش داشته باشد رنگ و بوي اجرائي دارد. خواستيم نگاه و سياست­هاي وي را پيرامون توليد به عنوان مهمترين وظيفه اين مرکز جويا شويم. هرچند که فردي اولويت در تمام امور ادبي و هنري در حوزه هنري سازمان تبليغات  اسلامي را پرداختن به ادبيات انقلاب مي­داند و بس. 

 

 

- امروز شما را در يک جايگاه مديريتي و اجرائي جدي­تر از گذشته در سمت رئيس مرکز آفرينش­هاي ادبي حوزه هنري مي­بينيم. به نسبت بزرگي اين جايگاه متناسب بايد مسئوليت­هاي اجرائي شما نيز بزرگتر شده باشد. با توجه به اينکه مهمترين هدف اين مرکز توليد است، نگاه و سياست­هاي هنري و مديريتي شما در اين جايگاه به کدام سمت نشانه رفته است؟

بگذاريد مقداري به عقب برگرديم و اندکي پيرامون چرائي وجود نهادي به نام حوزه هنري صحبت کنيم. اصلاً چرا حوزه تأسيس شده و هدف از تأسيس اين مرکز آفرينش­هاي ادبي چه بوده است. بر همگان واقف است که ماهيت حوزه هنري با ساير مراکز هنري کاملاً فرق دارد. حوزه هنري نهاد انقلاب اسلامي است. چرا که همزمان با انقلاب اسلامي پا گرفت. علت تأسيس آن هم نگاه مديران آن زمان به انقلاب و اهتمام به وجود ادبيات انقلاب بود. چرا که نگاه به اين صورت بود که اين انقلاب نياز به ادبيات و هنر دارد. چرا مرکزي تأسيس نشود تا از نهاد آن بتوان هنر انقلاب را بيرون کشيد؟ پس به نوعي اين نهاد متعلق به انقلاب است و به نوعي فرزند انقلاب است. و براي پاسخگوئي به هنر و ادبيات انقلاب اسلامي تأسيس شد. حال اين سؤال مطرح مي­شود که حوزه هنري در اين سه دهه چه ميزان به سياست­ها و هدفي که پايه تأسيس حوزه بوده است نزديک شده است؟ اگر حجم کمي و کيفي آثار ارائه شده به اين مرکز ملي سه دهه گذشته را بررسي و تحليل کنيم متوجه خواهيم شد که فعاليت­هاي ما چه ميزان با انقلاب و نظام ارزشي مطابقت داشته است. آيا همه فعاليت­ها در راستاي مأموريت­هاي محوله به ما بوده است يا ساير ادارات و نهادهاي فرهنگي و هنري ديگر هم مي­توانستند به انجام اين امور چه بسا بسيار شکيل­تر و جدي­تر از حوزه هنري اهتمام بورزند. بنده به شخصه به عنوان کسي که از سال 81 مديريت دفتر کارگاه و رمان حوزه هنري را عهده­دار بوده­ام در عرصه ادبيات داستاني اولويت کار را به ادبيات انقلاب اسلامي داده­ام. دليل آن هم اين اعتقاد بنده بود که هر انقلابي بايد ادبيات خودش را داشته باشد. چرا که شناسنامه انقلاب­هاي مختلف را در ادبيات اين انقلاب­ها مي­توان ديد. مثلاً اگر امروز ملت­هائي که در سراسر جهان به خصوص منطقه در حال خيزش هستند بخواهند از انقلاب ما الهام بگيرند و در عرصه ادبيات از ما آثاري را تقاضا کنند که اين ملت­ها را در پيشبرد اهدافشان ياري کند، آيا ما از اين دست آثار داريم يا خير؟ که بايد گفت فعاليت ما جاي شرمندگي دارد چرا که چيزي نداريم.

- با توجه به مديريت 8 ساله شما در اين مرکز باز هم جواب شما اين است؟

من تنها مديريت يک دفتر را عهده­دار بوده­ام.

- اما دفاتر ديگري در همين حوزه هنري هستند که مدعي­اند؟

بله، اينها بخش­هائي از حوزه هنري است اما کليت حوزه هنري چيزي براي عرضه ندارد. حوزه هنري در بازه­هاي زماني بسياري، کارهاي پراکنده کرده است. کارهائي که اصلاً در حوزه سياست­ها و مأموريت­هاي سازمان و حوزه هنري نبوده است. فعاليتي  که اگر شهرداري متولي آن مي­بود، کار بسيار جامع­تر انجام مي­شد.

- آيا مديران  در حوزه هنري از بدنه هنري و فرهنگي حوزه نبودند؟

در چه سطحي؟

- مثلاً خود آقاي مومني که قبلاً در جايگاه فعلي شما تکيه زده بودند؟

من و ايشان تقريباً هم­زمان وارد حوزه شديم البته بنده کمي قبل­تر از ايشان وارد شدم اما به هر حال اين بحث­ها و خلأ­ها در آن زمان به اين شدت نبود. بايد مبدأ اين مشکلات را در سياست­هاي کلان مديران ارشد حوزه هنري جستجو کرد.

-  معتقديد هم­اکنون در حال پر کردن اين خلأ­ها هستيد؟

معتقد هم هستيم که اين خلأ­ها به همين زودي­ها پر نمي­شود. شايد يک دهه قبل اگر کسي صحبت از رمان انقلاب مي­ کرد بيشتر مورد تمسخر واقع مي­شد تا بدان توجه شود. معتقد بودند که انقلاب که تمام شد ديگر دنبال چه هستيم اما به نظرم وقتي انقلابي تمام مي­شود تازه ادبيات آن انقلاب رشد مي­کند به نظرم ما نتوانستيم به خوبي مديريت کنيم و هم اکنون نيز با آمدن محسن مومني و همفکر بودن بنده و ايشان سعي در پر کردن اين خلأ­هاي ادبي هستيم. چرا که موضوع ادبيات انقلاب در همه­ي حوزه­ها از اولويت امور است.

- با توجه به اينکه وظايف حوزه هنري در جهار بخش مجزا پايداري، انقلاب، دفاع مقدس، خانواده و اخلاق در حال پيگيري است، شما عملکرد خودتان در کدام بخش مثبت­تر و گاهاً منفي مي­بينيد؟

گفتني است که در حال حاضر به دليل برپايي جشنواره ادبيات انقلاب حال و هواي ادبي حوزه هنري در اين بخش قابل توجه­تر نسبت به ديگر بخش­ها است. امروز کارهاي خوبي در اين بخش توليد مي­شود. زماني مي­گفتند هنر و انقلاب اسلامي تمام شده است اما امروز مي­بينيم که اگر در مديريت اين بخش کوتاهي نمي­شد، امروز ما متضرر نمي­شديم. ما از نويسندگانمان نخواستيم که در اين حوزه ورود کنند.

- خلأ شديدي در عرضه و توليد  اين گونه آثار در سطح کشور احساس مي­شود. براي حمايت ويژه از اين قبيل نويسندگان مرکز آفرينش­هاي ادبي حوزه هنري با توجه به اينکه شما مدعي حفظ آثار و ادبيات انقلاب و نويسندگان انقلاب هستيد، چه تمهيداتي را در نظر گرفته­ است؟ به نظر شما بخش خصوصي در صورت عدم مديران حوزه هنري، جوابگوي اين نويسندگان خواهد بود؟

بعيد مي­دانم ناشران بخش خصوصي به بخشي از نشر بها بدهند. ما توانسته­ايم با مذاکراتي که با مديران انتشارات سوره مهر و سازمان تبليغات اسلامي داشته­ايم آثار بسياري از نويسندگان اين عرصه را جذب کنيم. الان در محيط نشر در سوره مهر يک نشاط و شادابي حاکم است زماني بود که توجهي از طرف اين مؤسسه ديده نمي­شد حتي زماني شعار روزي يک کتاب به گوش مي­رسيد که حالا آن کتاب خوانده شود يا نه، چاپ بشود يا نه يا اصلاً مورد تحليل و بررسي قرار بگيرد؟ تمام اين موارد از شک و شبهه­هاي موجود بر روي کتاب­ها بود. خوب با اين نگاه کجا ميخواستيم برويم؟ اما الان سوره مهر در بخش­هاي توليد، توزيع، تبليغ و بازاريابي بسيار فعال عمل مي­کند. اين محيط براي نويسندگان انقلاب يک فرصت بزرگ است. تيم­هاي مختلف کارشناسي ما با اين نويسندگان در ارتباط هستندو از طرفي حضور پررنگ نويسندگان انقلابي حوزه هنري در جشنواره داستان انقلاب نشان از توجه اين مرکز به اين بخش از نويسندگان فرهيخته کشور است.

- ما در اين مؤسسه انتشاراتي کتاب­هائي را داريم که به چاپ­هاي بيستم رسيدند. سؤال اين است که آيا صرف تجديد چاپ يک کتاب به اين معنا است که کتاب به دست مخاطب رسيده است و مورد توجه قرار گرفته است؟ ديده شده در بعضي از آثار چاپ­هاي نخست و حتي نوبت چاپ اول به مراکز فرهنگي، کتابخانه­ها و ... هديه شده است.

اگر بخواهيم اينگونه نقد کنيم کلاً کار کارشناسي کارشناسان نهاد کتابخانه­هاي کل کشور را زير سؤال مي­بريم.

- هنوز بسياري هستند که با ادبيات انقلاب حتي آشنائي سطحي هم ندارند؟

اين شايد يک سطح انتظار بالا باشد.

- انتظار ما 10% است.

ما اين کار را تازه شروع کرده­ايم. اين کار بايد از قبل از انقلاب آغاز مي­شد. به عنوان يک کارشناس بايد بگويم که استقبال اين ژانر ادبي در محافل ادبي بسيار بالا بوده است حتي مي­توان گفت در بسياري از مواقع جريان­ساز هم بوده است. ادبيات انقلاب ابتدا از اين محافل شروع مي­شود و سپس به جامعه رسوخ مي­کند اکنون بحث ادبيات و هنر انقلاب يک بحث رايج است به صورتيکه کساني هم موافق اين جريان نيستند شديداً به تکاپو افتادند تا با جريان­سازي و نظريه­پردازي به نوعي از حرکت اين ژانر جلوگيري کنند. از طرفي اين سؤال که آيا هر خريدي ضامن خواندن هم مي­شود؟ معتقدم انصافاً کتاب­ها خوانده مي­شود. ما براي فريب دادن کسي اينجا ننشستيم. اگر کاري چاپ کنيم که ضعيف باشد انصافاً به ضعف اثر اعتراف خواهيم کرد. خودمان معتقديم کتاب­ها خوانده مي­شود اگر هم نهادهاي فرهنگي سعي در خريد اين دست کتاب­ها دارند اين بدان معني است که دنبال کتاب­هاي خوب و مفيد مي­گردند.

- سعي نداريد آثارتان را در تعامل با ديگر واحدهاي حوزه هنري سمعي و بصري کنيد؟

مخاطبان کتاب­­ آدم­هاي خاص و تأثيرگذاري هستند. مثلاً وقتي اين افراد کتاب عزت شاهي را مي­خوانند اين کتاب را براي ده­ها نفر به صورت خوب و مفيد تعريف مي­کنند و به طوري که روي افراد تأثير مي­گذارند کلاً مخاطب کتاب با مخاطب سينما تفاوت دارد. سينما عوامانه­تر است درست برعکس مخاطبان کتاب. مي­توانيم عزت شاهي را فيلم و سريال کنيم اما نمي­توانيم کتاب را حذف کنيم. وقتي کتاب خريده و خوانده مي­شود يعني کتاب زنده است و بايد ناشر فرصت زندگي کردن به او بدهد. از طرفي از نظر مالي هم به سود هر دو طرف خواهد بود. بايد کتاب خواهان داشته باشد تا به تجديد چاپ برسد. مثلاً کتاب  دا  هنوز هم مخاطب دارد و ما موظف هستيم که اين کتاب را چاپ کنيم. با توجه به تعريفي که ما از حوزه هنري داريم و نگاه مردم به توليد آثار انقلابي از اين مرکز، بايد فرصت زندگي هرچه بيشتر به آثار ارزشمند در اين حوزه ادبي داده شود که ما اين کار را مي­کنيم.

-  نويسندگان نسل پنجمي و ششمي از شما گله­مندند که اکثر آثاري که به اين مرکز با بحث مميزي روبرو مي­شود و اجازه چاپ پيدا نمي­کنند؟

قبول داريم. بسياري از کتاب­هائي که به اين مرکز مي­آيند حذف مي­شود. چون ما با ادبيات شوخي نداريم.اگر کتاب از نظر محتواي ارزشي، با ارزش باشد اما ادبيات نداشته باشد اين کتاب رد خواهد شد.کتاب بايد داراي قوت و قوّت باشد، تمام مؤلفه­هاي داستاني را داشته باشد. بله برخي حق دارند، اما متأسفانه کارشان ضعيف است و کار ضعيف به درد ما نمي­خورد.

-  غرض­ورزي در کار نيست؟

ما در جايگاهي هستيم که خيلي بالاتر از اين حرف­ها است. مأموريت ما حمايت از کار فاخر است.

- برخي از همين نويسندگان ضعيف به تعبير شما، اثرشان در زمان آقاي بنيانيان چاپ شدند؟

اين علت­هاي مختلفي مي­تواند داشته باشد اما کار قوي مرتباً تجديد چاپ مي­شود. البته بهتر است جواب اين سؤال را از آقاي  حمزه زاده مديريت سوره مهر بپرسيد. اما کار قوي روي زمين نمي­ماند مگر ناشر ديوانه است که به خودش ضربه بزند از طرفي ما نيز اينجا هستيم تا اگر اثر مناسبي پيدا شد تا مرحله چاپ و توزيع وظيفه خودرا نسبت به بهره­گيري ار آن اثر بکار بگيريم. ما کارمان حمايت کردن است در سال جاري در جشنواره داستان انقلاب قرار است از نفرات اول با جايزه 10 ميليون توماني استقبال کنيم از طرفي کتب برتر تا چاپ سوم با تيراژ 10 هزار تا پيش خريد مي­شود. و مبلغ مورد نظر به نويسنده پرداخت مي­شود. هرچند در برابر سينما اين ميزان کمک و حمايت صفر است اما بضاعت ما اين است. رونمائي و معرفي کتاب از ديگر فعاليت­هاي ما است. ما براي توليديک اثر فاخر در اين عرصه نيازمند توليد انگيزه هستيم. اگر براي ادبيات انقلاب سرمايه­گذاري کنيم، چه اتفاقي مي­افتد؟ متأسفانه هيچ­وقت رسم نبوده است که وقتي صحبت از ادبيات مي­ آيد، از بودجه­هاي سطح بالا صحبت کنيم هميشه گفتيم تا مي­توانيم هزينه­هاي اين بخش را کم کنيم.

 - مشکل مي­تواند از سينما و ادبيات نباشد، مشکل نگاه مهجور مديران به ادبيات است؟

جامعه ما داراي يک شرايط ويژه است که تقريباً با جوامع ديگر قابل مقايسه نيست. معتقدم ما در اين شرايط خاص هم مي­ توانيم اثرگذار باشيم به طور کلي مشکل ادبيات داستاني ما يک مشکل مزمن است که از عدم توجه وزارت ارشاد به ادبيات داستاني و توجه بيش از حد به سينما ناشي مي­شود. نگاه کنيد که مقام معظم رهبري چقدر به توليد آثاري با هدف روشن­ سازي فضاهاي مختلف انقلاب اسلامي توجه نشان مي­دهند چقدر ايشان به اين ژانر لطف دارند اما باز هم شاهد اين هستيم که پول­ ما به سمت و سوهاي ديگري غير از توليد آثار در اين ژانر در حال حرکت است. اين پول­ها هم از جيب بيت­المال خرج مي­شود که گاهي شاهد آثاري هستيم که بايد براي توليد آن در اين نظام و اين شرايط تأسف خورد. مثلاً امسال چهارمين دوره برگزاري جشنواره ادبيات انقلاب اسلامي را داريم. حتي يک نهاد هم متولي اين کار نشده است. کسي بيايد و کمکي براي برپائي اين مراسم بکند. هيچ خبري نيست؟ کسي حاضر نيست براي ادبيات نظام و انقلاب هزينه کند.

- هيچ اسپانسري وجود ندارد؟

خير. فقط اين جشنواره با کمک وزارت ارشاد در حال برپائي است. از مراکز ديگر هم تقريباً نمي­توان درخواست کمک کرد چرا که سياست­هاي ما و آنها به يکديگر نمي­خورد. به نوعي موجه نيستند. البته ما از اسپانسرهاي موجه استقبال مي­کنيم. اما کلاً بايد نگاه کرد که نگاه مديران ديگر اسپانسرهاي موجود هم با بدنه فرهنگي و ادبي ما چقدر همخواني دارد؟ شاخص­ مطالعه اين مديران از آثار توليدي اين مرکز چقدر است.

-  نگاهتان به بحث نشر خصوصي و دولتي چگونه است؟

اساساً چندين سال است که بنده با اين موضوع در حال کلنجار رفتن هستم و هنوز هم به نتيجه خاصي نرسيده­ام اما اساساً ذهن من تقسيم بندي ديگري را براي اين بحث در نظر دارد. من کلاً افراد را به دو بخش درون نظام و بيرون نظام تقسيم بندي مي­کنم بيشتر هم مايل به اين نوع تقسيم بندي هستم. حالا وقتي دولت را از مردم ميدانيم ديگر نبايد چيزي به نام سهم پدري از آن جدا کنيم. بحث دولتي و خصوصي از قبل از انقلاب توسط يک­سري از روشنفکران سوخته سر زبان­ها افتاد. اين افراد قبل از انقلاب در داخل دولت حضور داشتند ولي بعد از انقلاب به گوشه­اي خزيدند و بحث دولتي و غيردولتي را علم کردند که از نگاه اين افراد دولتي بودن يعني يک کار مذموم.

- بحث بنده درباره نشر دولتي و غيردولتي است. به نظر مي­آيد در بحث غيردولتي شدن آثار اين مخاطبان هستند که مميزي اصلي را انجام مي­دهند و ديگر خبري از تجديد چاپ بيستم کتابي نيست مگر شاهکار صده يا دست کم دهه اخير باشد.

  به نظرم ما اول بايد يک تعريف درست و روشن از دولتي و غيردولتي ارائه کنيم. به هرحال هر موردي يک سري معايب و از طرفي فوائدي هم دارد.

- شما کداميک را بيشتر مي­پسنديد؟

من ادبيات را مي­پسندم. قوت و قدرت کار را مي­پسندم. به اين صورت نمي­توان تقسيم بندي کرد. شما شاه بي شين ما را بخوانيد. اين کتاب مميزي وزارت ارشاد رد شد اما ما اين اثر را چاپ کرديم.بسياري از کتاب­ها اينگونه­ هستند. ما قلب نظام هستيم. از دولت هم دولتي­تر هستيم. چه کسي از ما به حکومت نزديک­تر است اما خط مشي خودمان را داريم اگر کاري شرايط ويژه و قدرت ادبي داشته باشد خودش را به خواننده تحميل مي­کند. يک انقلاب پديد آمده است و اين انقلاب بايد ادبيات خاص خودش را داشته باشد. يک ادبيات صادق و صريح و روشن و واقعي.

- تحليل شما از برگزاري کارگاه­هاي نقد و جلسات تحليل اثر و کلاس­هاي آموزشي چگونه است؟

 به نظرم در برگزاري اين گونه جلسات و گارگاه­ها و به خصوص بحث رسانه ضعيف هستيم شايد يکي مهمترين دلايل عقب­ماندگي وارد نشدن ادبيات انقلاب اسلامي به سطوح مختلف دانشگاه­هاي ما است. تا وقتي ادبيات انقلاب وارد دانشگاه­ها نشود و موضوع پايان­نامه­ها قرار نگيرد نمي­توان رشد چشمگيري در برگزاري کمي و کيفي اين جلسات مشاهده کرد. متأسفانه هنوز اساتيد ادبيات دانشگاه­هاي ما آثار ادبيات انقلاب را مطالعه نکرده­اند.

- شايد نگراني اين گروه از افرادي که شما مثال زديد از ورود به برخي از خط قرمزها است. به هرحال هر اتفاق تاريخي داراي يک­سري معايب و محاسن مي­باشد. به عنوان مثال همين عدم توجه مديران هنري و فرهنگي نظام انقلاب اسلامي در اين 32 سال به بحث نشر ادبيات و آثار انقلاب مي­تواند مويد گفته بنده باشد که کمي عدم رعايت کردن خط قرمزها در اين باره تبعات ناگواري داشته باشد؟

چرا نقاط ضعف را بيان نکنند؟ منصفانه و عادلانه بگويند همه مي­پذيرند. مشکل اين است که عده­اي از اين منتقدان از جنس انقلاب نيستند. اگر بودند اعتماد به نفس داشتند که سر گفته­­هايشان بمانند و راهکار پيشنهاد کنند. اين افراد مي­ خواهند کلاً انقلاب را نديده بگيرند. روزانه در سراسر کشور صدها انتقاد رسانه­اي مي­شود. اين بهانه است براي زير سؤال بردن اصل و صورت مسئله.

- جناب آقاي خاموشي رياست بزرگترين نهاد فرهنگي ديني کشور چه ميزان در پيشبرد اهدافتان در اين مرکز به عوامل درون­سازماني خودش ( مرکز آفرينش­هاي ادبي ) کمک کرده است؟

اين سؤال بايد ار آقاي حمزه­زاده پرسيده شود.

- يعني اصلاً کمکي نشده است؟

اگر هم کمکي بوده است حتماً به سوره مهر شده است. اما در اين مرکز بنده چيزي نديده­ام. بسيار خوشحال مي­شويم که جناب آقاي خاموشي اولين چراغ را روشن کنند الان وزارت ارشاد يک نهاد بيرون سازماني براي برگزاري جشنواره ادبيات انقلاب دست به کار شده است اما خبري از مديران فرهنگي سازمان نيست. شايد هم از تصميمات و فعاليت­هاي ما خيلي خبر ندارند.

- يعني امکان دارد؟

( با خنده ) عرض کردم خيلي. مديران بايد کتاب­ها را خوانده باشند و به نقاط ضعف و قوت کار آشنا باشند که اصولاً اين دوستان وقت انجام اين کارها را ندارند.

- سعي نکرديد شما به اين افراد نزديک شويد؟

ما اهل کار هستيم. اهل عمل هستيم. کار خوب خودش را نشان مي­دهد.

- به عنوان آخرين سؤال کار اجرائي، چقدر بر روي فعاليت­هاي ادبي شما تأثير منفي گذاشته است؟

برنامه کاري منظمي دارم. از گفتگوي ما 10 دقيقه مانده و پس از اين گفتگو لوازم را جمع مي­کنم و به خلوت خودم پناه مي­ برم. بعد از اين به جز نوشتن کاري ندارم. اکثراً برنامه­هاي بعدظهرها را شرکت نمي­کنم چرا که در بحث نوشتن بسيار جدي هستم. در حال حاضر جلد دوم اسماعيل را مي­نويسم که بعد از ماه رمضان به اتمام مي­رسد.

- و بعد از آن:

به جلد سوم فکر مي­کنم.

 

چهارشنبه 29 تير 1390 - 14:33


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری