دوشنبه 1 آبان 1396 - 4:12
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان گلستان

 

دردشناسي نسل جوان از ديدگاه استاد مطهري(ره)

 

  

توفيقي بدست آمد تا لحظاتي با انديشۀ مطهري، مطهّر انديشه­ها در باب دردشناسي نسل جوان اُنس بگيريم و توشه برداريم و با اين شعور كه مقدّم بر شعر و مقدّمۀ شعار است، شميم شورانگيز بهاري را در فضاي جواني جاري سازيم.

شميم ياد تو اي گل به باغ جاريست          زلال نام تو در بستر زمان جاريست

مگر تو از نفس قدسيان سخن گفتي          كه واژه واژه كلامت به هر زبان جاريست

هلا مطهري، اي جلوۀ جمال شهيد          چه گفتي­اي كه پيامت به هر كران جاريست

چراغ معرفتي برافروختي به جهان          كه نور آن زِزمين تا به آسمان جاريست

انسان­ها رفتني­اند و انديشه­ها ماندني و چه والاست انديشه­اي كه پنجرۀ زيبايي­ها را بر همگان بگشايد. مطهري­ها هميشه مي­مانند و بر ماست كه موج يادشان را همواره به تلاطم آوريم.

استاد شهيد، در مقام يك دردشناس مسائل عقيدتي، حلّ مشكلات و عقده­هاي فكري خصوصاً جوانان جامعه را كه عقيده داشت آينده­سازان ملك و مملكت هستند، وجهه همّت خود قرار داده بود.

 او طبيبي دردآگاه و آشنا با مشكلات و ناراضي­ها و ناراحتي­ها بود و اين شناخت و بصيرت را نه تنها بواسطۀ وسعت و عمق غناي انديشه فراچنگ آورده بود، بلكه خود درد كشيده و رنج بيماري به جان خريده بود و همين خصلت دوگانه سبب شده بود تا آنچه به مقولۀ درمان، پيشنهاد و ارائه مي­كرد، به فوريت و سهولت اثر نيكوي خود را برجاي مي­گذاشت و در جان­ها كارگر مي­افتاد.

در باب دردشناسي نسل جوان جامعه از زبان او چنين مي­خوانيم: «نسل جوان ما مزايايي دارد و عيب­هايي، زيرا اين نسل يك نوع ادراكات و احساساتي دارد كه در گذشته نبود و از اين جهت بايد به او حق داد در اين حال يك انحرافات فكري و اخلاقي دارد كه بايد آن را چاره كرد؛ چاره كردن اين انحرافات بدون در نظر گرفتن مزايا و احترام گذاشتن به آن، يعني ادراكات، احساسات و آرمان­هاي عالي ميسّر نيست. بايد به اين جهات احترام گذاشت؛ رودر بايستي ندارد.

در نسل­هاي گذشته فكرها اين اندازه باز نبود، اين احساسات با اين آرمان­هاي عالي نبود، بايد به اين آرمان­ها احترام گذاشت. اسلام به اين امور احترام گذاشته است. اگر ما بخواهيم به اين امور بي­اعتنا باشيم، محال است كه بتوانيم جلوي انحرافات فكري و اخلاقي نسل آينده را بگيريم. روشي كه فعلاً ما در مقابل اين نسل گرفته­ايم، روش دهان­كجي و انتقاد صرف و مذمّت است و دائماً فرياد ما بلند است كه سينما اين­طور، تئاتر اين­طور... دائما واي واي مي­كنيم، درست نيست بايد فكر اساسي براي اين انحرافات كرد...

در قديم سطح فكر مردم پايين بود، كمتر در بين مردم شك و ترديد و سؤال پيش مي­آمد، اما امروزه بيشتر ديده مي­شود، طبيعي است وقتي كه فكر كمي بالا برود، سؤالاتي برايش مطرح مي­شود كه قبلاً مطرح نشده بود؛ بايد شك و ترديدش را رفع كرد و به سؤالات و احتياجات فكري­اش پاسخ گفت؛ نمي­شود به او گفت برگرد به حالت عوام بلكه اين خود زمينۀ مناسبي است براي آشنا شدن ايشان با حقايق و معارف اسلامي. با يك جاهل بي­سواد كه نمي­شود حقيقتي را در ميان گذاشت، بنا بر اين در هدايت و رهبري نسل قديم كه سطح فكرش پايين­تر بود، ما احتياج نداشتيم به يك طرز خاص بيان و تبليغ و يك جور كتاب­ها، اما امروز آن طرز بيان و آن طرز كتاب­ها به درد نمي­خورد و لازم است رفورم و اصلاح عميقي در اين قسمت­ها بعمل آيد، با منطق روز و زبان روز و افكار آشنا شد و از همان راه به هدايت و رهبري جامعۀ جوان پرداخت.»

خوشبختانه امروز در نظام مقدّس جمهوري اسلامي، به مسائل ايشان توجّه و اهتمام مي­شود و بيش از هر جاي ديگر به لحاظ علمي و تحقيقاتي در اين زمينه كار صورت مي­گيرد، اما اين حركت شايسته نمي­تواند شرط لازم و كافي براي يك قشر عظيم مستعد از جمعيت كشور محسوب شود بايد جوان را باور كرد و با نگاه جوان و مشاركت جوان به حلّ اين مسئوليت بزرگ پرداخت.

اگر كمي در تاريخ يعني به زمان صدر اسلام برگرديم، در شيوۀ حكومت پيامبر اكرم (صلّي الله عليه وآله وسلّم) و ائمۀ اطهار (عليهم السلام) و فرزانگان اسلام، به نكتۀ بسيار جالبي بر مي­خوريم؛ به عنوان مثال گزينش يك جوان 21 ساله به نام عتاب ابن اسيد، فرماندار مكّه در جنگ مهم و سرنوشت­ساز حنين، در آن زمان كه جامعه در مجموع به ريش­سفيدي معروف بود، باعث تعجّب و حيرت بسياري از مسلمين شد. پيامبر اكرم (صلّي الله عليه وآله وسلّم) به آن جوان فرمودند: «اگر بين مسلمين كسي را از تو شايسته­تر مي­شناختم، حتماً اين مقام را به وي محوّل مي­كردم.» يا انتخاب يك جوان 18 ساله به نام اسامه ابن زيد به عنوان فرماندهي سپاه مسلمين براي جنگ با كشور نيرومند روم در واپسين ايام حيات پُربركت خود.

از اين كردار نيك و پسنديدۀ پيامبر اکرم (صلّي الله عليه وآله وسلّم) نتيجه مي­گيريم كه آن بزرگوار، مظهر جوان­باوري و اسوۀ جوان­ياوري بودند.

ايشان براي نهادينه كردن امر جوان­باوري كاري انجام داده­اند كه امروزه مقام معظّم رهبري و رياست محترم جمهوري آن را الگوي خويش قرار داده و شجاعانه در برابر باورهاي غلط و تلقين­هاي نامناسب ايستاده و با اقدامات مشابه متعددي، نيروي زلال جواني را ارج نهاده و به خدمت اهداف انقلاب اسلامي به كار گرفته­اند.

اگر به سياست بعضي از دولت­هاي جهان هم نگاهي بيافكنيم، خواهيم ديد كه آنها نيز در تشكيلات حكومتشان جوان­باوري را مورد توجّه قرار داده­اند و مي­توان در مورد اين دولت­ها ردّپاي جوان را در مسائل گوناگون مشاهده كرد؛ به عنوان مثال دولت چين سعي دارد با بها دادن به جوانان، كشور خود را به ابرقدرتي جهاني در سطح دنيا، تبديل و معرفي نمايد.

با تفكّر و تأمّل در مكتب اين دولت­ها مي­توان به نتيجۀ جالبي رسيد و آن اين است كه تمام اين تشكيلات حكومتي، جوان را به عنوان نيروي بالقوّه به حساب آورده­اند كه با يك برنامه­ريزي حساب­شده، منطقي و سنجيده مي­تواند به نيروي مولّد و فعّال با پتانسيل بالا تبديل شود.

علي­ اي­حال اميد است كه مديران و مسئولان کشور عزيزمان، ايران اسلامي براي ساختن آيندۀ درخشان كشور، بيش از پيش جوان­باور باشند و جوان­ياور و فرادستي­اش را باور كنند و فرودستي­اش را ياوري؛ و فضايي فراهم نمايند تا من و تو جوان در چارچوب قانون بتوانيم با همديگر حرف بزنيم، همديگر را حس كنيم، همديگر را تحمّل كنيم و پله­هاي ترقّي يكديگر براي رسيدن به قلّه­هاي رفيع افتخار و موفقيت شويم.

توفيقي بدست آمد تا لحظاتي با انديشۀ مطهري، مطهّر انديشه­ها در باب دردشناسي نسل جوان اُنس بگيريم و توشه برداريم و با اين شعور كه مقدّم بر شعر و مقدّمۀ شعار است، شميم شورانگيز بهاري را در فضاي جواني جاري سازيم.

انسان­ها رفتني­اند و انديشه­ها ماندني و چه والاست انديشه­اي كه پنجرۀ زيبايي­ها را بر همگان بگشايد. مطهري­ها هميشه مي­مانند و بر ماست كه موج يادشان را همواره به تلاطم آوريم.

استاد شهيد، در مقام يك دردشناس مسائل عقيدتي، حلّ مشكلات و عقده­هاي فكري خصوصاً جوانان جامعه را كه عقيده داشت آينده­سازان ملك و مملكت هستند، وجهه همّت خود قرار داده بود.

 او طبيبي دردآگاه و آشنا با مشكلات و ناراضي­ها و ناراحتي­ها بود و اين شناخت و بصيرت را نه تنها بواسطۀ وسعت و عمق غناي انديشه فراچنگ آورده بود، بلكه خود درد كشيده و رنج بيماري به جان خريده بود و همين خصلت دوگانه سبب شده بود تا آنچه به مقولۀ درمان، پيشنهاد و ارائه مي­كرد، به فوريت و سهولت اثر نيكوي خود را برجاي مي­گذاشت و در جان­ها كارگر مي­افتاد.

شهيد مطهري: «نسل جوان ما مزايايي دارد و عيب­هايي، زيرا اين نسل يك نوع ادراكات و احساساتي دارد كه در گذشته نبود و از اين جهت بايد به او حق داد در اين حال يك انحرافات فكري و اخلاقي دارد كه بايد آن را چاره كرد؛ چاره كردن اين انحرافات بدون در نظر گرفتن مزايا و احترام گذاشتن به آن، يعني ادراكات، احساسات و آرمان­هاي عالي ميسّر نيست. بايد به اين جهات احترام گذاشت؛ رودر بايستي ندارد.»

شهيد مطهري: «در نسل­هاي گذشته فكرها اين اندازه باز نبود، اين احساسات با اين آرمان­هاي عالي نبود، بايد به اين آرمان­ها احترام گذاشت. اسلام به اين امور احترام گذاشته است. اگر ما بخواهيم به اين امور بي­اعتنا باشيم، محال است كه بتوانيم جلوي انحرافات فكري و اخلاقي نسل آينده را بگيريم. روشي كه فعلاً ما در مقابل اين نسل گرفته­ايم، روش دهان­كجي و انتقاد صرف و مذمّت است و دائماً فرياد ما بلند است كه سينما اين­طور، تئاتر اين­طور... دائما واي واي مي­كنيم، درست نيست بايد فكر اساسي براي اين انحرافات كرد...»

شهيد مطهري: «در قديم سطح فكر مردم پايين بود، كمتر در بين مردم شك و ترديد و سؤال پيش مي­آمد، اما امروزه بيشتر ديده مي­شود، طبيعي است وقتي كه فكر كمي بالا برود، سؤالاتي برايش مطرح مي­شود كه قبلاً مطرح نشده بود؛ بايد شك و ترديدش را رفع كرد و به سؤالات و احتياجات فكري­اش پاسخ گفت؛ نمي­شود به او گفت برگرد به حالت عوام بلكه اين خود زمينۀ مناسبي است براي آشنا شدن ايشان با حقايق و معارف اسلامي.»

شهيد مطهري: «با يك جاهل بي­سواد كه نمي­شود حقيقتي را در ميان گذاشت، بنا بر اين در هدايت و رهبري نسل قديم كه سطح فكرش پايين­تر بود، ما احتياج نداشتيم به يك طرز خاص بيان و تبليغ و يك جور كتاب­ها، اما امروز آن طرز بيان و آن طرز كتاب­ها به درد نمي­خورد و لازم است رفورم و اصلاح عميقي در اين قسمت­ها بعمل آيد، با منطق روز و زبان روز و افكار آشنا شد و از همان راه به هدايت و رهبري جامعۀ جوان پرداخت.»

خوشبختانه امروز در نظام مقدّس جمهوري اسلامي، به مسائل ايشان توجّه و اهتمام مي­شود و بيش از هر جاي ديگر به لحاظ علمي و تحقيقاتي در اين زمينه كار صورت مي­گيرد، اما اين حركت شايسته نمي­تواند شرط لازم و كافي براي يك قشر عظيم مستعد از جمعيت كشور محسوب شود بايد جوان را باور كرد و با نگاه جوان و مشاركت جوان به حلّ اين مسئوليت بزرگ پرداخت.

اميد است كه مديران و مسئولان کشور عزيزمان، ايران اسلامي براي ساختن آيندۀ درخشان كشور، بيش از پيش جوان­باور باشند و جوان­ياور و فرادستي­اش را باور كنند و فرودستي­اش را ياوري؛ و فضايي فراهم نمايند تا من و تو جوان در چارچوب قانون بتوانيم با همديگر حرف بزنيم، همديگر را حس كنيم، همديگر را تحمّل كنيم و پله­هاي ترقّي يكديگر براي رسيدن به قلّه­هاي رفيع افتخار و موفقيت شويم.

 

محمدرضا بهرامي 

 

 

سه‌شنبه 21 تير 1390 - 14:21


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری