پنجشنبه 28 شهريور 1398 - 19:43
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

اكرم اماني

 

زن در اجتماع

 



 زن در اجتماع (از سري مجموعه ريحانه/ 3)

 

 سيد جعفر حق شناس

 انتشارات پژوهشکده باقرالعلوم، 1390

حضور گسترده و روزافزون زنان در جوامع امروز و ايفاي نقش هاي گوناگون، زنان را به يکي از عوامل کليدي در تحولات اجتماعي تبديل کرده است و اگر اين حضور و تأثيرگذاري، براساس اصول و مباني صحيح، سامان نيابد، ظرفيت هاي اجتماعي و بسترهاي رشد و کمال جامعه شکوفا نشده و زنان و مردان نقش هاي بايسته ي خويش را نخواهند يافت. تبيين و طراحي نقش هاي اجتماعي زنان براساس آموزه هاي اسلامي نياز امروز و آينده ي بشر و به ويژه جوامع اسلامي است. کتاب حاضر- زن در اجتماع- سومين کتاب از سري مجموعه کتابهاي ريحانه مي باشد و پرسش ها و پاسخ هايي است که به مباحث زن در اجتماع مي پردازد. نويسنده کتاب را با نقش مستقيم و غيرمستقيم زنان در جامعه آغاز کرده است و نظر اسلام را در اين باره مطرح مي کند: اسلام نقش زنان را در سرنوشت جامعه چنين دانسته است؛ يکي، نقش آفريني مستقيم و ديگري نقش آفريني غيرمستقيم. نقش آفريني مستقيم همان حضور فيزيکي در جامعه و تلاش در مسير ساختن جامعه اسلامي است اما نقش آفريني غيرمستقيم زنان، حضور آنان در کانون خانواده و مهندسي خانواده اسلامي است. زنان از مسير خانواده، منشأ تحولات شگرف در عملکرد همسران خويش هستند و در رشد و تعالي و خدمات اجتماعي آنان بسيار مؤثرند. تاريخ، شاهد حضور مؤثر زنان در جهت گيريها و تلاش هاي مردان بزرگ جهان بوده است. تاثير ديگر زنان در خانواده تربيت فرزندان و ساختن انسان است. مؤلف در ادامه از نمونه هاي شاخص نقش آفريني زنان مسلمان در جامعه اسلامي به موارد زير اشاره مي کند:

1- حضور در عرصه ي کسب علم و دانش در دانشگاه ها و حوزه هاي علميه و ديگر مراکز آموزشي.

2- بهداشت و درمان بيماران به ويژه زنان و دختران.

3- حضور در عرصه ي انتخابات و دخالت در تعيين سرنوشت جامعه.

4- پشتيباني از مجاهدان و مدافعان حاضر در ميدان جنگ.

5- ارائه خدمات به زنان در ابعاد مختلف اجتماعي.

6- شرکت در حرکتهاي جمعي مسلمانان در مسير دفاع از آرمان هاي اسلامي همچون شرکت در راهپيمايي ها و تجمع هاي مردمي.

7- تلاش براي محروميت زدايي و برقراري عدالت اجتماعي در جامعه اسلامي.

8- پذيرش مسئوليت هاي مورد نياز جامعه اسلامي در چارچوب حفظ خانواده.

نگارنده در پاسخ به اين سوال که چرا زنان وظيفه ي پيامبري و امامت را بر عهده نداشته اند چنين پاسخ مي دهد که در طول تاريخ بشر، ده ها هزار پيامبر براي راهنمايي انسانها، از سوي خداوند فرستاده شدند تا پيام خداوند را براي مردم بيان کرده، آنان را به سوي راه درست و پرستش خداوند و دوري از شيطان فرا خوانند. در ميان نسلهاي پيشين بشر، زنان با ايمان و بسيار مقدسي وجود داشتند که شخصيت برخي از آنان در قرآن کريم معرفي شده است. زناني همچون مريم مادر حضرت عيسي و آسيه همسر فرعون، مادر و خواهر حضرت موسي که در آياتي از قرآن از آنها ياد شده است. همچنين حضرت خديجه همسر گرامي پيامبر اسلام و حضرت زهرا دخترگرامي پيامبر که سرور زنان همه ي عالم است و پس از ايشان حضرت زينب دختر والامقام حضرت زهرا را مي توان نام برد. با همه ي اين مقام هاي معنوي و اخلاقي، خداوند، هيچ يک از اين زنان را در مسئوليت پيامبري و امامت قرار نداده است. سؤال مهم اين است که چه دلايلي- يا حکمتهايي- را مي توان براي چنين مسئله اي در نظر گرفت؟ آيا زنان نقصي در کمال و فضيلت داشته اند، يا شايستگي ارتباط با فرشتگان را نداشته اند؟ بي گمان چنين نيست؛ چرا که خداوند در قرآن کريم به صراحت از گفتگوي فرشته با حضرت مريم ياد مي کند. همچنين در احاديث درباره ي حضرت زهرا نقل شده است که در مدت 75 يا 95 روزي که پس از رحلت پيامبر زيسته اند، جبرئيل بر ايشان نازل مي­گشت و مطالبي را براي ايشان بيان مي نمود و علي (ع) آن مطالب را  مي نوشتند. پيامبران الهي علاوه بر دريافت وحي، موظف بودند با وجود همه مخالفتها و کارشکني هاي دشمنان و مخالفان دين، پيام خدا را به مردم ابلاغ نمايند......

امامت يعني رهبري عيني و عملي جامعه در مسير اهداف الهي. طبيعي است که ابلاغ و پيام رساني ديني و تلاش براي تحقق و حاکميت عدالت و ارزش هاي الهي در سطح جامعه، درگيري هاي اجتماعي گسترده اي به همراه دارد و مستلزم حضور در ميدان جنگ و رويارويي با دشمنان است. بعلاوه پيامبري و امامت به گونه اي است که همراهي مردان و و حضور مستمر در ميان مردان و ارتباط گسترده با نامحرمان را براي زن در پي دارد. همچنين ويژگي هاي روحي و رواني زنان به گونه اي است که مسئوليتهاي سنگين مديريتي و رهبري کلان جامعه فشار رواني سنگيني را بر آنان وارد مي سازد؛ در حاليکه مردان با چنين مسئوليتهايي هماهنگي و همراهي بيشتر و گسترده تري را دارند. بنابراين مي توان گفت، از آنجا که پيامبري و امامت، هم با شرايط روحي و جسمي خاص زنان سازگار نيست و هم ارتباط فراوان با مردان نامحرم را بهمراه دارد به زنان واگذار نشده است. نگارنده در ادامه به پرسشهايي در زمينه ي زنان و مديريت کلان جامعه، اشتغال زنان، علم آموزي زنان ميزان کار زنان در بيرون، ادامه تحصيل زنان، ورزش بانوان و.... پاسخ مي دهد. در بحث اشتغال زنان نگارنده حديثي از پيامبر را نقل مي کند که ايشان فرمودند: «هر زني که چيزي را در خانه شوهرش جابجا کند و انگيزه او اصلاح امور خانواده باشد، خداوند به آن زن نظر مي افکند و کسيکه خداوند به او نظر کند، او را عذاب نمي کند. سپس ام سلمه گفت: اي پيامبر! درباره ي ثواب زنان در خانواده بيشتر برايم بگوييد، پيامبر (ص) فرمودند: هنگامي که زن باردار مي شود پاداش او همچون کسي است که با مال و جانش در راه خدا جهاد مي کند و هنگاميکه فرزندش را به دنيا آورد به او خطاب مي شود همه گناهان بخشيده شد؛ بنابراين، از اين پس مراقب اعمالت باش و هنگامي که شير دادن را آغاز کرد به ازاي هر بار شير دادن ثواب آزادسازي يک برده نصيب او مي شود.» مؤلف در ادامه با بيان چند نکته درباره ي اشتغال زنان عنوان مي دارد که زنان شاغل در جامعه چگونه مي توانند وظايف خويش را در خانواده به خوبي انجام دهند:

1- زنان اهميت و جايگاه اساسي خويش را در خانه و خانواده باور داشته باشند و بدانند که اشتغال خارج از منزل، هرگز با نقش همسري و مادري قابل مقايسه نيست.

2- برنامه ريزي و مديريت صحيح در امور خانواده و مسائل شغلي، نقش مؤثري در استفاده ي بهينه از وقت داشته، و کميت و کيفيت حضور زنان را در خانواده بهبود مي بخشد.

3- همکاري و همراهي مردان خانواده با زنان شاغل، نقشي به سزا در موفقيت زنان در انجام وظايف خانوادگي دارد.

4- برنامه ريزي صحيح اجتماعي، از سوي مديران و برنامه ريزي جامعه نيز نقش مؤثري در موفقيت زنان شاغل در انجام مسئوليت خانوادگي دارد.

نگارنده در ادامه به بحث طلاق در جهان مي پردازد و درباره ي علل و ريشه هاي افزايش طلاق در جهان امروز به ويژه دنياي مدرن، تحليل ها و نکته هاي فراواني را مطرح مي کند که از جمله ي آنها مي توان به عوامل ذيل اشاره کرد:

1- کاهش گرايي هاي ديني

2- دگرگوني شخصيت انسان مدرن

3- اهداف حقير در ازدواج

4- عادي شدن طلاق

5- بي بند و باري در روابط زن و مرد

و در بخش  ديگر از مشکلات زنان صحبت به ميان مي آورد و مي گويد مشکلات و معضلات اساسي خانم ها در جامعه ي امروز کشورمان را مي تواندر اين موارد خلاصه نمود:

1- سردرگمي در هدف

2- تجمل گرايي، مدگرايي و مصرف زدگي

3- گرايش به الگوهاي مردانه

4- نگاه ابزاري به زنان در رسانه ها

5- نگاه تحقيرآميز

نويسنده درباره ي نگاه تحقيرآميز به زن  مي گويد: با آنکه انقلاب اسلامي ايران، با الگوگيري از آموزه هاي اسلام تحولي اساسي در نگاه جامعه ي ايران و حتي جهان اسلام نسبت به شأن و جايگاه زن مسلمان پديد آورد و نشان داد که زنان مي توانند با احساس مسئوليت و تعهد، در تحولات اجتماعي سرنوشت ساز و تاثيرگذار باشند؛ اما هنوز نگاه تحقيرآميز زن، در گروهي از زنان و مردان جامعه به چشم مي خورد اين نگاه زنان را به بي تفاوتي اجتماعي، خوش گذراني و غفلت دچار مي سازد و آنان را به موجوداتي ضعيف، بي تاثير و حاشيه نشين مبدل مي سازد. زناني که به نقش شگرف و ارزشمند خود در سامان دهي و بالندگي خانواده و تربيت انسانهاي شايسته و مفيد براي سازندگي جامعه ي اسلامي در مسير عدالت جهاني باور ندارند، نخواهند توانست آنچنان که بايد، اين نقش را ايفا کنند. زناني که به توانايي هاي خود در دفاع از حق و عدالت و گسترش خوبي ها باور داشته باشند، خواهند توانست فاطمه وار و زينب گونه، سرنوشت ساز جامعه ي خويش شوند. نويسنده در ادامه ي کتاب و بررسي عناويني همچون ديه زن، قضاوت زنان، شرکت زن در جنگ و حضور زنان در نيروي انتظامي مي پردازد.

 

دوشنبه 20 تير 1390 - 12:35


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری