جمعه 3 مرداد 1393 - 0:36
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان گلستان

 

جايگاه عفاف و حجاب در جامعه اسلامي

 

مقدمه:

زن جلوه‌اي از جمال، محبت، خلاقيت و ربوبيت الهي و ركن اساسي در تعليم و تربيت است. اگر زنان به اين منزلت واقف شوند و در پاسداري از آن بكوشند فرايند تربيتي و شخصيتي آنان و همه اجتماع سالم مانده و بخوبي پيش مي‌رود. تجربه ملت‌هاي گذشته نيز نشان‌دهنده اين نكته است كه هرگاه زنان، بلنداي مقام و رسالت اصلي خود را درك نموده و در رشد شخصيت خود اهتمام ورزيده‌اند. منزلت و محبوبيت آنان حفظ شده، اجتماع در سلامت زيسته و ناهنجاري‌ها كمتر بوده است.

گرايش به پوشش وعفاف يك گرايش فطري در ميان زنان و مردان است اما ميزان و شكل آن رابطة مستقيمي با اخلاق و فرهنگ جوامع داشته و دارد. در سرزمين‌هاي مختلف، انسان‌هايي كه به ارزش‌هاي اخلاقي اعتقاد بيشتري داشته‌اند. از پوشش كامل‌تر و متين‌تري استفاده كرده‌اند و هر قدر سطح ارزش‌هاي اخلاقي در آن جوامع پآيين آمده، پوشش مردان و زنان نيز در سطح پآيين‌تري قرار گرفته و شكل نامناسبي پيدا كرده است.

در اين بين اديان الهي، همواره بر پوشش تأكيد كرده و آن را لازمة دينداري شمرده‌اند ، البته چگونگي و حدود آن متفاوت بوده است.

اسلام نيز حجاب را بر زنان واجب كرده است زيرا حجاب بهترين وسيله‌اي است كه زن را از خطر بيگانه حفظ مي‌كند.مثلي است که مي گويد زن بي‌حجاب همچون ميوه درختي است كه شاخه آن از ديوار باغ به بيرون آويزان است كه هر رهگذري ممكن است در آن طمع كند.

در اين مقاله سعي شده با پرداختن به مباحث گوناگون در خصوص حجاب با آسيب شناسي اين موضوع راهکارهايي را که مي تواند موجب بسط و گسترش فرهنگ حجاب اسلامي گردد ارائه شود انشا...

 

حدود و ثغور حجاب:

از جمله مباحثى كه همواره به عنوان يك موضوع بحث برانگيز و جنجالى، مطرح بوده، ذهن و ضمير انسان ها و جوامع بشرى را به خود معطوف و مشغول ساخته است، مقوله حجاب و تعيين حدود و ثغور آن بوده است

1-حجاب مانع حضور زن در اجتماع

عده اى رعايت حجاب و پوشش اسلامى را مانع حضور زنان در اجتماع تلقى كرده و مدعى هستند كه رعايت حجاب براى خانم ها، دست و پاگير بوده و مانع فعاليت هاى آنها در عرصه هاى سياسى، اجتماعى و فرهنگى مى شود و از اين ناحيه آسيب هاى اقتصادى به جامعه و پيامدهاى روحى و روانى براى خانم ها به ارمغان مى آورد

2-حجاب مغاير اصل آزادي و دموکراسي

برخى ديگر، قانون حجاب را مغاير اصل آزادى و دموكراسى معرفى نموده و با جديت تمام با آن مخالفت مى كنند و با كسانى كه با ميل و رغبت، حجاب و پوشش شان را به عنوان يك وظيفه و تكليف رعايت كرده و در اجتماع ظاهر مى شوند با شدت برخورد كرده و از امتيازات اساسى و مهم اجتماعى مثل رفتن به مدرسه، دانشگاه، استخدام در ادارات دولتى و گرفتن گذرنامه و... محروم مى كنند، آن هم دركشورهايى كه خود را مهد فرهنگ و تمدن و پايه گذار دموكراسى معرفى كرده و از آزادى هاى فردى و اجتماعى  دم مى زنند.

3-حجاب بعنوان يک اصل ضروري و لازم

عده اى قابل توجه نيز حجاب را به عنوان يك اصل و رعايت آن را در جامعه لازم و ضرورى دانسته و از آن دفاع و حمايت مى كنند. هر يك از اين گروه ها از راه و روش خاصى پيروى كرده و ضرورت رعايت حجاب را از منظرهاى مختلفى بيان داشته اند.

جنبه هاي ضرورت حجاب

الف-برخى ضرورت رعايت حجاب را از منظر روان شناسى مطرح كرده و به بحث و ارزيابى آن پرداخته اند و با توجه به نيازهاى روحى و روانى انسان، ضرورت رعايت حجاب را براى رشد و ترقى و 1تمرين تعالى او، معرفى كرده اند.

ب-برخى ديگر حجاب را به عنوان يك امر فطرى، تلقى كرده و براى اثبات ادعاى خود به شواهدى از اوستا، تلمود، تورات و انجيل تمسك نموده اند اين دسته مدعى هستند كه حجاب به عنوان يك اصل مشترك 2در تمام اديان، جايگاه خاصى داشته و دارد.

ج-دسته اى ديگر با توجه به فرهنگ مبتذل غرب و رواج برهنگى و آسيب هاى فراوان و پيامدهاى منفى آن «كه از اين رهگذر متوجه قشر حساس خانم ها شده، آمار و ارقام به خوبى آن را نشان داده و حكايت مى كند» به ضرورت رعايت حجاب استدلال كرده و آن را حريم امن براى خانم ها و رشد و سلامت 3خانواده و اجتماع ديده اند و معرفى كرده اند.»

د-عده اى ديگر حجاب را به عنوان تكليفى الهى تلقى كرده و در انجام رعايت آن، مثل ساير واجبات الهى، خود و ديگران را ملزم مى دانند و در انجام تكليف و پوشش اسلامى از سرزنش و ملامت ملامتگران و توهين و تحقير اين و آن، افسرده و عصبانى نمى شوند بلكه آن را به عنوان تكليف الهى كه باعث عفاف و پاكدامنى افراد و بهداشت و سلامت خانواده و اجتماع شده و رشد، ترقى و كمال آنان را به همراه دارد با عشق و علاقه رعايت مى كنند و رعايت آن را به ديگران نيز توصيه نموده و به انجام آن تشويق و ترغيب مى نمايند. البته طرح و دسته بندى نظريات به معناى مخالفت آنها با يكديگر نيست به گونه اى كه قابل جمع نباشد. بلكه مى توان گفت: رعايت حجاب را همه قبول دارند منتهى هر دسته از زاويه اى خاص بر ضرورت آن استدلال كرده اند

و-در اين ميان اگر آيات شريفه قرآن كريم در ارتباط با مقوله حجاب را ارزيابى كنيم متوجه خواهيم شد كه مسأله حجاب و پوشش كه به عنوان يك پديده بحث برانگيز و جنجالى در دنياى امروزى مطرح است امر جديد و نوظهورى نيست كه با آمدن دين مبين اسلام، تشريع شده باشد، بلكه اگر نگوييم اين مسأله ريشه در فطرت انسان دارد، لااقل مى توان ادعا كرد كه همراه با خلقت انسان، حتى قبل از هبوطش در عالم خاكى، مطرح بوده است، هنگامى كه آدم ابوالبشر و همسرش حوا، توسط دشمن قسم خورده اى به نام ابليس، وسوسه شده و به منطقه ممنوعه نزديك، و از حد و مرز تعيين شده تجاوز مى نمايند، يك باره خود را عريان و برهنه احساس مى كنند، سراسيمه اين طرف و آن طرف، دنبال پناهگاهى مى روند و بالاخره قسمت هايى از بدن خود را با برگ درختان مى پوشانند «هنگامى كه از آن درخت، چشيدند، عورت شان 4نمايان شد و آن دو براى پوشاندن عورت خود، به برگ درخت روى آوردند.»

بنابراين مسأله حجاب، ريشه در تاريخ انسان داشته، همراه و همزاد او از ابتدا تا حال و تا امتداد تاريخ، بوده و خواهد بود

دلايل عدم تعارض حجاب با حضور زن در اجتماع برخى مدعى هستند رعايت حجاب و پوشش اسلامى، مانع حضور زنان در اجتماع بوده و فعاليت هاى :سياسى، فرهنگى و اجتماعى آنان را محدود مى سازد. در جواب و رد اين ادعا بايد گفت

دليل اول: ادعاى ذكر شده، فريب و نيرنگى بيش نيست و اين نيرنگ هم از سوى كسانى مطرح مى شود كه از يك طرف حضور زنان را در مجامع عمومى و خصوصى براى تلذذ، عياشى و خوشگذرانى مى خواهند و از سوى ديگر، به خاطر خصومت و دشمنى كه با اسلام و پيروان آن دارند، براى مخدوش ساختن چهره و حيثيت آن، از هر وسيله و ابزارى استفاده مى كنند. از جمله ابزار و وسايلى كه براى رسيدن به اهداف شوم و استعمارى خود، بهره بردارى مى كنند اين است كه ارزش هاى اسلامى را به عنوان قوانين دست و پاگير، غير كار آمد و ارتجاعى، معرفى كرده و به خورد جامعه و مردم مى دهند. :متن ذيل را كه گوينده آن يكى از مزدوران انگليسى است به عنوان نمونه مرور مى كنيم

«در مسأله بى حجابى زنان بايد كوشش فوق العاده به عمل آوريم تا زنان مسلمان به بى حجابى و رها كردن چادر، مشتاق شوند، بايد به استناد شواهد و دلايل تاريخى ثبت كنيم كه پوشيدگى زن از دوران بنى عباس، متداول شده و مطلقاً سنت اسلام نيست. مردم همسران پيامبر را بدون حجاب مى ديدند و زنان صدر اسلام در تمام شئون زندگى، دوش به دوش مردان فعاليت داشته اند پس از آن كه حجاب زن، با تبليغات وسيعى از ميان رفت، وظيفه مأموران ما آن است كه جوانان را به عشق باز و روابط جنسى نامشروع با زنان غير مسلمان كشانده و زنان كاملاً بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلمان از آن تقليد كنند.»

دليل دوم: اگر به تاريخ اسلام نگاه منصفانه داشته باشيم متوجه خواهيم شد كه فراوان بوده اند زنان مؤمن متدين و پاكدامنى كه با رعايت حجاب و پوشش اسلامى در كنار مردان مؤمن و مسلمان در صحنه هاى سياسى، فرهنگى و حتى نظامى، حضور داشته و فعاليت نموده در شرايط فعلى زنان مسلمان در جاهاى مختلف از جمله زنان ايرانى با رعايت حجاب و پوشش اسلامى در كنار ساير اقشار جامعه، در پست ها و مناصب گوناگون، مشغول تلاش و فعاليت هستند، رعايت حجاب را نه تنها مانع فعاليت هاى اجتماعى خود نمى بينند بلكه آن را به عنوان سدّ محكم و دژ نفوذناپذيرى مى دانند كه گوهر گران سنگ عفاف و حريم حرمت شان در برابر تيرهاى زهرآلود هوسبازان شرور و خداشناس حفاظت مى نمايد.

دليل سوم: رعايت حجاب و پوشش اسلامى، نه تنها مانع حضور زنان در صحنه هاى سياسى و اجتماعى نمى باشد بلكه بر عكس، تشريع حكم حجاب از سوى شارع مقدس، در حقيقت مجوز حضور زنان در صحنه هاى اجتماعى به حساب مى آيد، و اِلاّ نشستن در منزل و ماندن در كنار اعضاى خانواده، رعايت نوع حجاب مورد نظر را نمى خواهد تا درباره آن حكمى صادر شود لذا صدور حكم پوشش اسلامى از سوى شرع مقدس بهترين دليل بر اين مطلب است كه دين مبين اسلام نه تنها با فعاليت هاى اجتماعى و فرهنگى زنان مخالف نيست بلكه خود زمينه حضور آنان را در فعاليت هاى اجتماعى فراهم كرده است

منتهى شرط حضور در اجتماع و فعاليت هاى سياسى، فرهنگى و اقتصادى به خصوص براى قشر خانم ها، ايجاد امنيت لازم در جامعه خواهد بود و از جمله عوامل بسيار مهم و اساسى كه در جهت آرامش و آسايش فرد و خانواده و امنيت در اجتماع، نقش ايفاد مى كند، داشتن حجب و حيا، رعايت اصول و ارزش هاى دينى و مذهبى از جمله رعايت حجاب و پوشش اسلامى توسط زنان و مردان مؤمن و متدين خواهد بود.

 قرآن كريم، زنان و مردان مؤمن را مورد خطاب قرار داده و به آنان دستور مى دهد: «چشم چرانى نكنيد،   دامن هاى خود را آلوده نساخته و حفظش كنيد»

به زنان تأكيد بيشترى نموده مى گويد: «حجاب و پوشش اسلامى را رعايت كرده، زينت هاى خود را آشكار نسازيد... و در نشست و برخواست هم به گونه اى عمل نمائيد كه متوجه زيور آلات شما نشوند.»

و در صحبت ها و مكالمات روزمره نيز با ناز و كرشمه، صحبت نكرده، ادا و اطوار زنانه كه آتش شهوت را شعله ور سازد، از خود نشان ندهند.»

و مانند زنان نيمه عريان دوران جاهليت، تبرج نكرده و با خودنمايى و خودآرايى و لباس هاى نازك و بدن نما از خانه خارج نشويد.»

همه اين دستورات براى آن است كه رعايت آن، علاوه بر اسقاط تكليف و امتثال اوامر الهى، سلامت و بهداشت روحى و روانى و آرامش و امنيت فردى و اجتماعى را به دنبال دارد. و تخلف و سرپيچى از آن، يعنى چشم چرانى، آلوده كردن دامن، آشكار ساختن زينت و زيور آلات، صحبت كردن با ناز و كرشمه و لهجه هاى مخصوص و مهيج و پوشيدن لباس هاى نازك و بدن نما، هر كدام به نوبه خود، باعث فساد، .عياشى، تجاوزگرى و اضطراب و ناامنى مى شود و جامعه را به هرج و مرج مى كشاند

در احاديث نورانى كه از معصومين نقل شده است، نگاه كردن به نامحرم و چشم چرانى، به عنوان تير زهرآلود شيطانى، معرفى شده است، لذا امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: «نگاه (و چشم چرانى) تيرى از تيرهاى مسموم شيطان است.»

در حديث ديگرى باز هم از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم «نگاه كردن تير زهرآلودى از ناحيه شيطان است چه بسيار نگاه هايى كه بعدها، حسرت و تأسف طولانى را به دنبال خواهد داشت»

امام على(عليه السلام) نيز مى فرمايد: كسى كه نگاهى را رها سازد، حسرت و تأسف او زياد مى شود» 

14در جاى ديگرى مى فرمايد: چه بسيار نگاههايى كه آه و حسرت به دنبال دارد.»

15و در جملات ديگرى آن امام همام مى فرمايد: «نگاه و چشم چرانى، پيشاهنگ تمام فتنه هاست»

16چشم ها دام هاى شيطان هستند.»

17و «چشم راهبر دل است»

:به قول شاعر

زدست ديده و دل هر دو فرياد *** هر آنچه ديده بيند دل كند ياد

بسازم خنجرى نوكش زفولاد *** زنم برديده تا دل گردد آزاد

اگر به اين آيات شريفه قرآن كريم و احاديث معصومين که در ارتباط با پوشش اسلامى آمده دقت شود و اشارت ظريف و لطيف آن، مورد ارزيابى قرار گيرد. اين اصل و استنباط به دست خواهد آمد كه حجاب محدوديت نيست بلكه مصونيت است، مصونيتى كه فرايند و محصول مبارك آن، سلامت، بهداشت و آرامش افراد خانواده ها و حضور بالنده در جامعه همراه با امنيت  خواهد بود.

 

آثار بد حجابي و بي حجابي

بي حجابي يا حضور تحريک کننده زنان در جامعه آثار زيانبار اخلاقي ،فرهنگي ، سياسي ، اجتماعي و...به همراه دارد که در اينجا به برخي از آنها اشاره مي کنيم:

ايجاد ناامني و سلب آرامش

آرامش و امنيت والاترين نعمتي است که خداوند به جامعه عنايت مي فرمايد و مي توان گفت، اگر جامعه اي فاقد آن باشد به يک معنا، هيچ چيز ندارد و با وجود امنيت، همه چيز دارد. سلامت جسمي و روحي ـ رواني جامعه در سايه امنيت حفظ مي شود و خلاقيت و نوآوري بروز مي کند. زنان بدحجاب نمي دانند که چه ضربه هاي و جبران ناپذير خانمان براندازي بر پيکره جامعه وارد مي سازند.

در جامعه اي که بدحجابي رواج پيدا کند، چشم و هم چشمي ها و ارائه هر چه بهتر زينت آرايي، تمامي نخواهد داشت و زنان سعي مي کنند تا چشمان بيشتري را متوجه خود سازند و در معرض ديد همگان قرار گيرند و اين امر تمامي نخواهد داشت تا جايي که تمام افراد جامعه را آلوده سازد. در نتيجه، ناامني نه تنها دامان خود بدحجاب را مي گيرد بلکه خيلي سريع به اجتماع سرايت مي کند و جامعه را از فعاليت هاي سالم باز مي دارد.

بسياري از کجروي هاي گوناگون اجتماعي مانند مدگرايي، شورش ها و درگيري هاي خياباني، ناهم نوايي اجتماعي و آزارهاي جنسي، از بدحجابي و بي هويتي اجتماعي سرچشمه مي گيرند.

زنان بدحجاب که به نمودهاي ظاهري و تجمل و تنوع مي پردازند و هر روز به سراغ اسباب آرايش و زيورآلات جالب تر و کفش و لباس شيک تر مي روند، از سرمايه هاي معنوي محرومند و جمال معنوي براي آنان نامفهوم است. اينان کمبود خويش را بدين گونه جبران مي کنند و عطش شخصيت يابي را از اين طريق فرومي نشانند.

«آري، بدحجابي، ارزش هاي راستين دختران را تحت الشعاع ظواهر جنسي شان قرار مي دهد و آنان را فداي هرزگي ها و هوس راني هاي شيادان مي سازد. بدحجابي ارزش زن را از بين مي برد و او را تا حد يک کالا پست مي کند. زني که تن و اندام خود را در معرض ديد همگان مي گذارد و آن چه را که به جنسيت او مربوط مي شود، به کوچه و بازار مي کشد، در حقيقت مي خواهد با تکيه بر زنانگي خويش، جاي خود را در جامعه باز کند نه با تکيه بر انسانيت خويش. در واقع او بدين ترتيب اعلام مي کند که آن چه براي او اصل است، زن بودن اوست، نه انسان بودن و نه انديشه و لياقت و کارآيي او. چنين زني قبل از هر چيز اسير خود است. او به مغازه داري شبيه است که دائما در فکر تزيين و تغيير دکوراسيون ويترين مغازه است.

ترويج رذايل اخلاقي

بدحجابي علاوه بر اين که خود يک ناهنجار اجتماعي به شمار مي آيد و جامعه را به بي بند و باري مي کشد، زمينه ساز بسياري از زشتي هاي اخلاقي است. وقتي به پوشش و متانت بي اعتنايي مي شود، مسائل اخلاقي ديگر هم از جامعه رخت بر مي بندد. بدلباسي، بداخلاقي به دنبال دارد، چنان که مدپرستي، هواپرستي مي آورد. جامعه اي که هر روز مد جديدي را به شکل هاي گوناگون بپذيرد، دچار بسياري از بيماري هاي اخلاقي چون غرور تکبر، عصيان، قساوت قلب و فخرفروشي خواهد شد. هرگاه جامعه اي به انجام دادن گناه جسارت پيدا کرد و مفاسد و معاصي رواج پيدا کرد، زشتي گناه از بين مي رود و اين خود گناه بزرگتري است. يعني جامعه اي که گناه را گناه نداند، به سبب رواج زياد و همگاني شدن آن، سقوط خواهد کرد. بنابراين، بدحجابي قبح و زشتي گناه رااز بين مي برد و باعث رواج گناهان ديگر مي شود. امام صادق(ع) مي فرمايد:

وَ اَمّا اللِّباسُ يَحْمِلُکَ عَلَي الْعُجْبِ وَ الرِّياء وَ التَّزْييِنِ وَ التَّفاخُرِ وَ الْخُيَلاءِ فَاِنَّها مِن آفاتِ الدِّينِ وَ مُورِثُهُ الْقَسْوَةُ فِي الْقَلْبِ؛ لباست، لباسي نباشد که تو را به گناه خودپسندي، ريا، آراسته نشان دادن، مباهات به ديگران، فخرفروشي و تکبر، آلوده کند که تمام اينها از آفات دين و موجب سختي دل است..

بدحجابي موجب سوء ظن نيز مي گردد. پوشش، نشانه ترس از خدا و آتش جهنم است و زن باحجاب، خود را به احکام الهي پاي بند مي داند. از آن طرف زنان بدحجاب به راحتي احکام الهي را زير پا مي گذارند و بي مبالاتي خود را به موازين اسلامي اعلام مي دارند. چنين زناني در معرض گناه هستند و افراد جامعه به آنها گمان بد مي برند و زمينه اين گناه را تنها زنان بدحجاب به وجود مي آورند. پس زنان پاک دامن و با عفاف، بايد کاري کنند که در معرض تهمت قرار نگيرند.

کم رنگ شدن حضور مثبت زنان در جامعه

زن در بسياري از جوامع در فعاليت هاي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي و... شرکت مي کند و سهم بسزايي در اين زمينه ها دارد. بنابراين، حضور زنان در جامعه امري انکارکردني نيست و روز به روز به اين فعاليت ها اضافه مي شود و زنان دوش به دوش مردان در تمامي زمينه ها به فعاليت مي پردازند. حال آيا پوشش مي تواند بر حضور زن در جامعه تأثير داشته باشد يا خير؟ پاسخ بسيار روشن است؛ زيرا اسلام همان گونه که به اختلاط مرد و زن نامحرم هشدار داده و آنان را از پي آمدهاي بد و زشت آن بازداشته است، به پوشش و حجاب او توجه خاصي داشته تا حضور او را در جامعه حفظ و سلامت نفساني جامعه را تضمين کند.

زنان بدحجاب در محل کار، به دليل خودآرايي و خودنمايي، تمرکز فکري لازم را از دست مي دهند؛ در حالي که لازمه کار و تلاش جدي در محل کار، حضور قلب و تمرکز حواس است. زن با بدحجابي و آرايش، نه تنها به کار جدي نمي پردازد، بلکه نيروي کارآمد ديگران را نيز دچار سستي و رکود

مي نمايد، در نتيجه چرخه فعاليت کاري جامعه را به کندي رهنمون مي سازد.

از طرفي خانواده هايي که غيرت ديني بالايي دارند،از حضور دختران و زنان خود در چنين جامعه اي نگران هستند و نخواهند گذاشت حضور پرشور آن ها در فعاليت هاي اجتماعي جلوگيري مي کنند. در نتيجه، جامعه ضرر خواهد کرد و بخش بزرگي از نيروهاي کاري را از دست خواهد داد.

پوشش و حجاب، نه تنها باعث سلامت اخلاقي جامعه و پاي بندي به هنجارهاي ديني مي شود، بلکه زمينه بروز و شکل گيري بزه کاري هاي جنسي را به حداقل مي رساند و اعضاي جامعه را نيز به سوي تشکيل خانواده، تنظيم روابط جنسي و عاطفي و قاعده مند کردن آن سوق مي دهد.

اختلالات روحي و رواني

اختلال روحي و رواني از آثار ناگوار بدحجابي در جامعه است. برخي از دختران و زنان، بر اساس نياز ذاتي خود براي جلب رضايت محيط و توجه بيشتر بينندگان، به خودآرايي و جلوه گري و ارائه پوشش غيرمتعارف مي پردازند و افکار خود را در بعد تمايلات و تخيلات موهوم، تقويت مي کنند. بنابراين، پوشش و حجاب ناقص فشارهاي فراواني را بر روح و روان افراد وارد مي سازد. چنين افرادي هميشه در پي آنند که خود را به گونه اي ارائه دهند که افکار و نگاه هاي آلوده و هوس انگيز را به خود جلب کنند و شخصيت خود را با خواسته هاي ديگران همگون سازند. اين خواسته ها محدود نيست و وقتي دختران نتوانند خود را مطابق خواست ها ارائه دهند. افراد جامعه ثبات روحي و رواني خود را از دست مي دهند و اميدها و آرزوها به نااميدي مي گرايد. شهيد مطهري؛ مي فرمايد:

روح بشر فوق العاده تحريک پذير است. اشتباه است که گمان مي کنيم تحريک پذيري روح بشر، محدود به حد خاصي است و از آن پس آرام مي گيرد. همان طور که بشر در ناحيه ثروت و مقام، از تصاحب ثروت و از تملک جاه و مقام سير نمي شود و اشباع نمي گردد، در امور جنسي نيز چنين است. هيچ مردي از تصاحب زيبارويان و هيچ زني از متوجه کردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هيچ دلي از هوس سير نمي شود. از طرفي تقاضاي نامحدود خواه ناخواه انجام ناشدني است و هميشه مقرون است با نوعي احساس محروميت و دست نيافتن به آرزوها که به نوبه خود منجر به اختلالات روحي و بيمارهاي رواني مي گردد. چرا در دنياي غرب اين همه بيماري هاي رواني زياد شده است؟ علتش آزادي اخلاقي جنسي و تحريکات فراوان سکسي است که به وسيله جرايد و مجلات و سينماها و تئاترها و محافل و مجالس رسمي و غير رسمي انجام مي شود.اگر بتوان از لحاظ پوشش، الگوي مناسبي به جامعه ارائه داد، سلطه اي آگاهانه به افراد جامعه پيدا خواهيم کرد و جامعه را از بي ارادگي و بي اختياري نجات خواهيم داد. اما با بدحجابي، به افراد جامعه اجازه داده ايم که هرگونه مي خواهند، براي پوشش خود تصميم بگيرند و مدل هاي متنوع را جاي گزين کنند و دل ها را به سمت و سوي انحرافات اجتماعي سوق دهند که در اين صورت، اداره و اختيار از افراد جامعه گرفته مي شود و جامعه اي که از خود اراده اي نداشته باشد، اختلالات روحي و بيماري هاي رواني به سراغ آن خواهد آمد و به منجلاب کشيده خواهد شد. «بدحجابي زن در جامعه، سبب نقش بازي کردن او در اسلوب ها و مدل هاي گوناگون مي شود. اين اعمال او را به صورت موجودي بي اختيار و بي اراده، به هر طرف مي کشد و ديگر بر زندگي اش تسلط آگاهانه نخواهد داشت. در زندگي و اعمال خود، نظر ديگران را ترجيح مي دهد که براي جلوگيري از اين امور منفي، حجاب بهترين درمان مي باشد

تزلزل نهاد خانواده

تشکيل نهاد خانواده، مقدس ترين پيوند زناشويي است. براي ثبات اين نهاد، عفت و حجاب خانوادگي مهم ترين عامل به شمار مي آيد. اگر زن لذت هاي جنسي خود را از محيط خانواده بيرون نبرد و دستورهاي اسلام را اطاعت کند، محيط خانه سالم و آرام بخش خواهد بود. ولي اگر عفت را رعايت نکند و لذت هاي جنسي و خودنمايي ها را به بيرون منزل بکشاند، مورد نگاه هاي هوس آلود نامحرمان قرار خواهد گرفت و ناخواسته عامل پاشيدگي و تيرگي روابط افراد خانواده خواهد شد.وقتي اختلافات زن و شوهر در محکمه هاي قضايي، را ريشه يابي مي کنيم، پي مي بريم که بسياري از ناسازگاري ها به دليل رعايت نکردن حجاب است. وقتي زن با آرايش و بدحجابي در جامعه ظاهر مي شود، چشم ها، به سوي او نشانه مي روند و او هم دل باخته و فريفته چشم چرانان مي شود و کم کم از نگاه هاي شوهرش لذت نمي برد و از او سرد مي شود و سرانجام باعث جدايي مي گردد. گاهي همين امر از طرف شوهر صورت مي گيرد. بر اثر چشم چراني و نگاه هاي هوس آلود به دختران و زنان بدحجاب، از همسرش دل سرد مي گردد و لذات ها و محبت هايش در بيرون از خانه صرف مي شود. در نتيجه، بناي ناسازگاري با همسرش شروع مي شود و تيرگي بر کانون خانواده سايه مي افکند.

بنابراين، براي حفظ نظام خانواده و به وجود آوردن محيطي سالم و فرزندان پاک رعايت حجاب ضروري است و بايد بالاترين امنيت، يعني امنيت ناموسي، در خانه حاکم شود. از طرفي بديهي است، اگر خانواده سالم باشد و پوشش را رعايت کند، جامعه که از اجتماع خانواده ها تشکيل شده، سالم و پايدار خواهد ماند. در جامعه اي که بيشتر اعضاي آن را جوانان تشکيل مي دهند بايد در برابر اين فرآيند حساس تر باشند؛ زيرا جوانان در برابر مناظر شهوت انگيز و تهييج کننده، زودتر تحريک مي شوند و چنين مناظري عامل مهمي در سوق دادن آنان به فساد خواهد شد. در نتيجه، نيروي فعال اجتماع به راه هاي فساد و تباهي کشانده مي شوند و به جامعه ضربه جبران ناپذيري از جهات اقتصادي مادي، اجتماعي و اخلاقي وارد خواهد شد.

«آمارهاي قطعي و مستند نشان مي دهد که با افزايش بي حجابي و بدحجابي در جهان، طلاق و از هم گسيختگي زندگي زناشويي در دنيا به طور مدام بالا رفته است؛ چرا که «هر آن چه ديده بيند دل کند ياد» و هر چه دل در اين جا يعني هوس هاي سرکش، بخواهد، به هر قيمتي باشد به دنبال آن مي رود و به اين ترتيب هر روز دل به دل بري مي بندد و با ديگري وداع مي گويد.

 

افت تحصيلي و آموزشي

فرهنگ هر جامعه اي، به آموزش هاي آن بستگي دارد. هر قدر آموزش ها از غناي بيشتري برخوردار باشد، فرهنگ آن جامعه بالاتر خواهد بود. نخبگان و فرهيختگان، در پرتو تحصيلات شناخته مي شوند. جامعه اي که دانش مندان آن بيشتر باشد، معمولاً از تمدن بالاتري برخوردار است و پويايي در تمامي زمينه هاي فرهنگي، اقتصادي، سياسي و نظامي کاملاً مشاهده مي شود. خلاصه، پيشرفت هر جامعه اي در گرو آموزش آن است.

دختران و پسران اگر در کنار تحصيل، دل مشغولي هاي ديگري داشته باشند، از تحصيل باز مي مانند و وقت زيادي از فرصت هاي مطالعاتي و تحصيلي آنان به هدر مي رود. بسياري از مشاوران از صحبت هاي دختران و پسران جوان درباره مدهاي روز و آرايش هاي جديد گله مند هستند. نمي خواهيم بگوييم دختران و پسران بايد در دانشگاه ها کاملاً از هم جدا باشند و ديواري بين آنها کشيده شود. اگر اينها فضاي آموزشي را رعايت کنند و محيط را محيط درس بدانند و از آن چه برازنده فضاي آموزشي نيست پرهيز کنند، بسيار تحسين برانگيز خواهد بود. به گفته مربيان تربيتي، در مدارسي که دختر و پسر با هم درس مي خوانند، کم کاري، عقب افتادگي و بي مسئوليتي به خوبي مشاهده شده است. زيرا دختران در چنين محيطي، با بدحجابي توجه ديگران را به خود جلب مي کنند و تمرکز ذهني و روحي را از آنان مي گيرند و باعث افت تحصيلي آنان مي شوند و خود نيز ديگر حوصله درس خواندن ندارند و تمام حواسشان به لباس و نوع پوشش است. روح مطالعه و تحقيق در آنها خاموش مي شود و افت تحصيلي پيدا مي کنند.

تضعيف اعتقادات ديني در جامعه

جامعه اي که در سطح بالايي از باورهاي ديني باشد، در سايه ايمان، در برابر بسياري از آسيب ها مصون مي ماند و دشمنان نمي توانند در صفوف آن رخنه کنند و نقشه هاي آنان نقش بر آب مي شود. اين جامعه که دل به خدا سپرده و سرانجام زندگي را رسيدن به خالق خود مي داند، دل به ديگري نمي سپارد و عقايد خود را متزلزل نمي کند. در اين جامعه، حجاب و پوشش جزء احکام مسلم دين و مذهب به شمار مي رود و زنان حاضر نمي شوند خود را به زينت هاي زودگذر و دنيايي مزين کنند و در پرتو آن عقايد ديگران را متزلزل نمايند و خود نيز زمينه ساز فساد در جامعه شوند.

تظاهر به بدحجابي نشانه پاي بند نبودن و بي مبالاتي فرد به احکام و اعتقادات اسلامي است؛ زيرا زنان با بدحجابي، چشم هاي هوس آلود را متوجه خود مي سازند و پايه هاي ايماني مردم را سست مي کنند و جامعه را به فساد مي کشانند. «هيچ راهي براي امريکا و ابرقدرت ها بهتر از اين نيست که بدون جنگ و کشتار و بدون اين که پولي خرج کنند و حساسيتي ايجاد نمايند، ايمان را از دل هاي مردم بدزدند و بزدايند. اين کار به سادگي انجام مي شود؛ با فيلم ها، نمايش نامه ها و چيزهايي از اين قبيل به نام پيشرفت علم و... هيچ راهي بهتر و موفق تر از اين وجود ندارد.» و مي دانيم که باورها و ايمان هاي راسخ نقش بسزايي در بالندگي زندگي جامعه ايفا مي کنند و زماني که ايمان به سستي گرايد، نفوذ دشمن و به انحراف کشيدن آن جامعه به راحتي صورت مي پذيرد.

 

آثار و فوايد حجاب اسلامي

آثار و فوايد حجاب و عفاف بسيار گسترده و بر همگان آشکار است منتهي از باب اشاره بخشي از اين آثار  بصورت اجمال بيان مي گردد:

آرامش رواني

.يكى از فوايد و آثار مهم حجاب در بُعد فردى، ايجاد آرامش روانى در افراد جامعه است .نفس آدمي دريايي از خواستني ها و تمايلات است. زماني كه به چيزي رغبت پيدا كند همانند دريا، توفاني مي شود و تنها راه آرام شدن جزر و مد اين دريا، رسيدن او به خواسته خويش است. لذا براي جلوگيري از چنين موقعيت مهلك و درد طاقت فرسايي، حجاب؛ داروي درمان كننده و موجد امنيّت و صفاي روحي است. همانطور كه يك بانوي تازه مسلمان آمريكايي مي گويد: «سلامت روح مرد و جامعه با نوع و كيفيت 18پوشش زنان، رابطه مستقيم و غيرقابل انكار دارد.

جامعه اي داراي امنيت و آرامش کامل است که امنيت را در ابعاد مختلف براي همه افراد آن جامعه فراهم نمايد. مي دانيم بخش عمده اي از اين مهم به عهده زنان است که با حفظ پوشش صحيح به اين امر جامه عمل بپوشانند.

اگر اين حريم بين زن و مرد در جامعه از بين برود، آزادي معاشرت ها، بي بند و باري، هيجان ها و التهاب هاي جنسي افزايش يافته، به صورت يک عطش اشباع نشدني در مي آيد. آري! اگر اين حريم دريده شود، ضمانتي براي سلامتي شخص وجود ندارد. زن چون از صدف حجاب در آيد، در معرض ضربات ديده هاي آلوده و قلوب منحرف قرار مي گيرد و آرامش و آسايش خود را از دست داده و در نتيجه امنيت و آسايش افراد ديگر جامعه را نيز از بين مي برد. در سايه رعايت عفاف، زن با شهامت هر چه تمام تر به وظيفه خود مشغول مي گردد و خطري از ناحيه اجتماع متوجه وي نمي شود و او هم به آسايش و آرامش رواني جامعه آسيبي نخواهد رساند. قرآن مجيد در خطاب به رسول گرامي اسلام(صلي الله عليه وآله) مي فرمايند: «اي پيامبر! به همسران و دخترانت و به زنان مؤمنين بگو که مقنعه هاي خويش را به خود نزديک سازند که اين پوشش نزديک تر است که زنان به حيا و عفاف شناخته شوند و مورد اذيت نااهلان 19واقع نشوند.»

بدين سان با قاطعيت تمام مي توان گفت: حجاب در امنيت و آرامش رواني جامعه نقش بسزايي دارد. و زنان در حريم حجاب مي توانند با خيالي آسوده در جامعه حضور يابند و به فعاليت هاي اجتماعي مفيد بپردازند.

 پايداري خانواده

بديهي است رعايت حجاب صحيح عامل مؤثري در حفظ زينت هاي زنان از نامحرمان و عامل مهمي در تقويت بنيان هاي خانواده است. اختصاص لذت هاي جنسي به محيط خانوادگي و در چارچوب ازدواج مشروع، پيوند زناشويي را محکم مي سازد و موجب اتصال بيشتر زوجين مي گردد. حجاب و پوشش براي زنان، محيط جامعه را از بي بند و باري و آزادي هاي جنسي حفظ مي نمايد و جلوي جلوه نمايي هاي زنان و دختران گرفته مي شود و ارضاي نيازهاي جنسي را در همان محيط خانواده محدود مي نمايد. آري! با بي حجابي روابط آزاد و نامشروع جنسي جامعه را فرامي گيرد و به همان نسبت کانون خانواده ها سست شده و آمار ازدواج کاهش مي يابد و ازدواج هاي گذشته هم به جدايي و طلاق منجر مي شود. بنابراين وجود خانواده سالم و مستحکم در گرو گسترش فرهنگ حجاب خواهد بود.

اگر حجاب با كيفيت خاص خود در خانواده برقرار باشد و زن به جز مرد خود به كسي نگاه نكند و تمام توجهش به مردش باشد عشق و محبت خود را در او خلاصه خواهد كرد و مرد هم اگر اين طور باشد زندگيشان بسيار شيرين و با صفا خواهدشد.

 برعكس، فقدان حجاب باعث انهدام نهاد خانواده مى گردد. يكى از نويسندگان، تأثير برهنگى را در اضمحلال و خشكيدن درخت تنومند خانواده، اين گونه بيان كرده است:

در جامعه اى كه برهنگى بر آن حاكم است، هر زن و مردى، همواره در حال مقايسه است; مقايسه ى آنچه دارد با آنچه ندارد; و آنچه ريشه ى خانوده را مى سوزاند اين است كه اين مقايسه آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن مى زند. زنى كه بيست يا سى سال در كنار شوهر خود زندگى كرده و با مشكلات زندگى جنگيده و در غم و شادى او شريك بوده است، پيداست كه اندك اندك بهار چهره اش شكفتگى خود را از دست مى دهد و روى در خزان مى گذارد. در چنين حالى كه سخت محتاج عشق و مهربانى و وفادارى همسر خويش است، ناگهان زن جوان ترى از راه مى رسد و در كوچه و بازار، اداره و مدرسه، با پوشش نامناسب خود، به همسر او فرصت مقايسه اى مى دهد; و اين مقدمه اى مى شود براى ويرانى اساس خانواده و بر باد رفتن اميدِ زنى كه جوانى خود را نيز بر باد داده است; و همه ى خواهران جوان لابد مى دانند كه هيچ جوانى نيست كه به ميان سالى و پيرى نرسد و لابد مى دانند كه اگر امروز آنان جوان و با طراوت اند در فرداى بى طراوتى آنان، باز هم جوانانى هستند كه بتوانند براى خانواده ى فرداى آنها، همان خطرى را ايجاد كنند كه خود آنان امروز براى خانواده ها ايجاد مى كنند.

زن مسلمان با حجاب اسلامي خود را در حصن و حريم الهي مي يابد چرا که او سرباز سپاه الهي است که بايد بر تعهدي که با خداي متعال بسته پاي بند بوده و از آنچه که گزندي به اين تعهد برساند در هراس باشد.

گو اينکه لباس ظاهرش نشان از اين وظيفه و تعهد دارد.حجاب به گونه اي براي او طراحي شده که نه تنها عاطفه زندگي را حفظ کرده و امکان فعاليت را براي او فراهم مي سازد بلکه زن مسلمان محجبه با حضور هميشگي خود در صحنه بر اقتدار و تداوم حرکت صحيح اجتماع به سوي اهداف متعالي نقش آفرين بوده است.

کاهش مفاسد واستواري جامعه

از عواملي که موجب تقويت بنيان جامعه و رشد و پويايي آن مي شود، تلاش در جهت کاهش مفاسد و به همان نسبت رشد و توسعه ارزش ها و فضايل اخلاقي در بين افراد جامعه است. جامعه اي که فساد و تباهي در آن رو به گسترش باشد، محکوم به نابودي و انحطاط است و زندگي افراد در آن از سعادت و خوشبختي به شقاوت و پستي کشيده خواهد شد. در اين ميان حجاب زن در جامعه که خودنمايي و جلوه گري آنان را محدود مي کند عامل مهمي در کاهش مفاسد اجتماعي و به همان نسبت رشد فضايل اخلاقي و استواري جامعه خواهد بود.

اگر زن و مرد هر يك به آنچه وظيفه اسلامي آنان است عمل كنند، يعني زنان با حجاب كامل وارد اجتماع شوند چشم طماع مردان هوسباز را از خود دور نگه داشته و بدون دغدغه كار خود را به نحو احسن انجام مي دهند، مردان هم به كارها و فعاليتهاي اجتماعي خود ادامه مي دهند.

اما بر عكس اگر زنان با لباسهاي نامناسب و آرايش بيرون روند; نيروي مردان كم شده و به جاي كار و فعاليت، نيروي شهواني در وجود ايشان فعال مي شود. زنان هم به جاي كار در اجتماع مشغول خودنمايي و هوسبازي مي شوند. در اين جاست كه مي بينيم كار اجتماعي پيشرفت نكرده و رو به تنزل مي گذارد.

 حفظ ارزش و مقام زن

چون مردان خود را نسبت به زنان نيازمند مي بينند; اگر زن خود را از نظرهاي شهواني آنان دور نگه دارد موجب ارزش او مي شود. زيرا مردان با مشاهده مرز ميان خواهش و رسيدن به زن، وي را به چشم مرواريد گرانبهايي مي بينند كه به علت قرار گرفتن در صدف حجاب، به آساني نمي توان به آن دست يافت. از نظر اسلام نيز زن هر اندازه عفيف تر باشد ارزش و احترامش بهتر محفوظ مي ماند.

زن مسلمان، تجسّم حرمت و عفت در جامعه است و حفظ پوشش نوعي احترام گذاردن به زن و حفظ وي از نگاه هاي شهواني است. کلام گهربار حضرت صديقه طاهره(عليها السلام) نشانگر لزوم محافظت از جايگاه والاي زن است که فرمودند: «خير النساء أن لايَرينَ الرِجال و لايراهُنَّ الرجال؛ بهترين زنان، زني است که مردي را نبيند و مردي هم او را نبيند.»

چنانچه زن، حدود را رعايت نکند، هر بيماردلي به او طمع مي نمايد و با نگاه آلوده اش حريم او رامي شکند. زن شخصيتي است که بايد سالم بماند و نسل سالم تربيت کند تا جامعه اي سالم داشته باشيم. اما چنانچه تحت تأثير چشمان آلوده به گناه، به طرف شهوات سوق داده شود و در نتيجه هويت واقعي اش را فراموش کند و در چنگال بيماردلان و هوسبازان، گرفتار آيد، از منش انساني سقوط مي کند و در اين حالت او چگونه مي تواند فرزنداني سالم به جامعه عرضه نمايد؛ جامعه اي که سلامت و پويايي آن در گرو داشتن نسلي سالم است. بنابراين حجاب و پوشش عامل مؤثري در حرمت بخشي و تکريم زنان است و اين حرمت بخشي موجب سلامت جامعه و نسل آينده خواهد شد.

شکوفايي علمي و اقتصادي

بدون شک شکوفايي علمي و اقتصادي عامل مؤثري در پويايي و توسعه همه جانبه جامعه است و از آنجا که زنان نيمي از جمعيت جامعه را تشکيل مي دهند، لذا مي توانند نقش مؤثري در شکوفايي علمي و اقتصادي آن داشته باشند. از آن گذشته بايد اين حقيقت را پذيرفت که ابتذال و بي حجابي زنان نه تنها شرايط مناسب جامعه را براي رشد و شکوفايي علمي و اقتصادي مردان بر هم خواهد زد؛ بلکه تأثير بسزايي در تضعيف روحيه علم جويي خود زنان و هدر رفتن منابع مالي آنان خواهد داشت. زني که هر روز براي خودنمايي بيشتر و استفاده از مدهاي جديد مبالغ هنگفتي هزينه مي کند، ديگر نه تنها علاقه به فراگيري علم و بالابردن سطح معلومات خود ندارد، بلکه وقت و زماني براي او باقي نخواهد ماند.

بنابراين، بايد گفت رعايت حجاب و پوشش اسلامي که عامل مهمي در جلوگيري از خودنمايي زنان است، ۱- از ورود زنان به ورطه مد ها و پوشش هاي کاذب و غير اسلامي جلوگيري مي کند و موجب هزينه شدن درست منابع مالي آنها و در نتيجه تقويت بنيه اقتصادي کشور خواهد شد. ۲- زمينه هاي لازم را براي حضور سازنده زنان در عرصه هاي علمي و پژوهشي فراهم خواهد کرد که در نهايت منجر به رشد و شکوفايي علمي جامعه خواهد شد.

پوشش اسلامي و سلامت نسل آينده جامعه

بدون شک جامعه اي سالم است که سلامت نسل آينده آن تأمين شده باشد و رعايت حجاب اسلامي نقش اساسي در حفظ نسل آينده و تأمين سلامت آنها دارد؛ چرا که زنان مربيان اصلي جامعه اند و انسان ها از دامن آنها به رشد و کمال مي رسند. زنان با داشتن حجاب صحيح و کامل سعادت فرزندان آينده را تضمين مي نمايند. همگان بر اين مطلب اذعان دارند که بي بند و باري و رعايت نکردن حجاب، سبب افزايش روابط نامشروع در ابعاد گسترده خواهد شد و يکي از آثار آن همچنان که در مجامع غربي مشاهده مي شود، افزايش فرزندان غيرقانوني و نامشروع و به طور کلي سقوط و انحطاط اخلاقي نسل آينده آن جوامع است.

در حديثي که از امام صادق(عليه السلام) آمده است: «فرزند نامشروع به گناه و تحقير کردن دين خدا و نيز بدرفتاري با مردم تمايل دارد.»

اگر بخواهيم نسل آينده جامعه ما از سلامت کامل برخوردار باشد، بايد از به دنيا آمدن کودکان نامشروع و غيرقانوني جلوگيري کنيم و ناچاريم به امر حجاب بيش از پيش اهميت دهيم؛ زيرا در سايه حجاب و پوشش اسلامي بانوان است که خودنمايي هاي مفسده انگيز و روابط نامشروع مردان و زنان تا حدود زيادي از بين خواهد رفت.

 

 علل كم‌توجهي به عفاف و حجاب اسلامي

 اهميت ندادن به عفاف و حجاب از سوي برخي از زنان ،كم‌توجهي مسئولان و متوليان امور فرهنگي به اجراي آن در جامعه، آثار زيانبار فردي و اجتماعي به دنبال خواهد داشت و ممكن است به تدريج بنيادهاي ارزشي و اخلاقي را سست و متزلزل كند و زمينه‌هاي انحطاط فرهنگي و معنوي را فراهم سازد، از اين رو شناخت عوامل مؤثر در سير نزولي توجه به عفاف و حجاب بسيار مهم است و مي‌تواند ما را در تبيين و تقويت هرچه بهتر راهكارهاي اجرايي عفاف و حجاب ياري دهد، آنچه در ادامه از آن سخن به ميان مي‌ايد اشاره به اين عوامل مي‌باشد:

تبيين نشدن شايسته فرهنگ اسلام

پس از انقلاب اسلامي گرايش به دين و معنويت و انجام دستورات ديني به نحو خوبي رشد يافت و متوليان فرهنگ كشور وضعيت اجتماعي را پاك و سالم دانسته و به تصور اينكه اين روند و اين فضا ادامه خواهد داشت، كمتر براي تبيين و استمرار فرهنگ ديني كه حجاب و عفاف نيز جزو آن است، سرمايه گذاردند و به مسائل ديگري كه گمان مي‌كردند از اولويت و اهميت بيشتري برخوردار است پرداختند.

نبودن مجال برنامه‌ريزي

كينه‌توزي دشمنان اسلامي و توطئه‌هاي استكبار جهاني به سر كردگي امريكاي جهانخوار و راه‌اندازي بحران‌هاي اقتصادي، سياسي، امنيتي و تنش‌هاي اجتماعي كه همة ما مصاديق بسياري از آن را از اول انقلاب تا حال، شاهد بوده‌ايم و از همه مهم‌تر راه انداختن جنگ تحميلي كه بيشترين منابع و سرمايه‌هاي مادي و معنوي كشور را به خود اختصاص داد، باعث شد كه فرصت براي برنامه‌ريزي صحيح از مسؤلان سلب گردد.

سياست‌هاي فرهنگي

عرصه‌هاي فرهنگي به افراد خوش‌ذوق، متعهد، متدين و متخصص نيازمند است كه به صورت دقيق و عميق بتوانند مسائل اسلامي را از منابع غني اسلامي فهميده و به شيوه صحيح و در كتاب‌هاي معارف اسلامي دبيرستان‌ها و دانشگاه‌ها و همه سطوح آموزشي جامعه ارائه دهند به صورتي كه مطالب اين كتاب‌ها جوانان را جذب كند و توجه به معنويت، اخلاق و ارزش‌هاي ديني را در وجود آنان نهادينه سازد البته كارهاي زيادي در اين زمينه شده است ولي كافي نيست و ما هنوز در آغاز راهيم.

ترويج تساهل و تسامح

افرادي، كه از طرفي آگاهي و شناخت درستي از اسلام ندارند و از طرف ديگر، در معرض بمباران تبليغات سوء دشمنان قرار دارند، چه بسا حجاب را قيد و بندي براي خود احساس كرده و مراعات آن را با آزادي مادي و جسمي خود سازگار نبينند و به دنبال دست يافتن به راحتي و آسان بودن زندگي، خيلي زود به افكار و عقايد دشمن كه در اين زمينه القاء مي‌شود، گرايش پيدا كنند و در دامي كه براي آنان نهاده شده گرفتار آيند.

نبودن الگوهاي مناسب

متأسفانه ما نتوانسته‌ايم الگوهاي مناسب فرهنگي از نظر پوشش، رفتار و بسياري از مناسبات اجتماعي به دختران و زنان ارائه دهيم كه مورد توجه آنها قرار گيرد و آن را الگوي خود سازند در حالي كه دشمن از اين خلاء فرهنگي سود جسته و با ترويج الگوهاي مصرفي، بي‌بندوباري در ميان جوانان و نوجوانان را بسط داده و قبح بسياري از مسائل غير اخلاقي را از بين برده است.

بالا رفتن سن ازدواج

ترديدي نيست كه ميانگين سن ازدواج در سال‌هاي اخير بالا رفته است و جوانان به دلايل زيادي از جمله مشكلات معيشتي، نبود مسكن، نداشتن شغل و يا امور ديگري همچون سختگيري خانواده‌ها، و مطالبات و خواسته‌هاي غير منطقي و مسائل ديگري از اين قبيل نمي توانند در سال‌ها‌ي آغاز دورة بلوغ ازدواج كنند و اين امر به سهم خود مي‌تواند مشكلات و عواقب زيادي را در پي داشته باشد كه در جاي خود بايد مورد بررسي قرار گيرد و مسئولان بايد براي حل آن تدبيري بينديشند. در رابطه با موضوع بحث ما نيز بسياري معتقدند بالا رفتن سن ازدواج در پآيين آمدن سطح حجاب و عفاف و رواج بي‌بندوباري و بي‌عفتي در بين جوانان مؤثر است زيرا طبيعت زن خودنمايي و جلوه‌گري در برابر جنس مخالف است و اگر از راههاي صحيح و شرعي ارضا نشوند چه بسا به سراغ راههاي ديگر بروند و حجاب و عفاف آنان آسيب ببيند، بي‌حيايي و بي‌حجابي رونق گيرد.

دوري از خانواده

اكنون شرايط تحصيل فرزندان به‌گونه‌اي است كه بسياري از دختران ناچارند كانون گرم خانواده را ترك كنند و براي ادامه تحصيل به شهرهاي ديگر بروند و سال‌ها در محيط مدرسه و دانشگاه و خوابگاه‌هاي دانشجويي كه گاه بعضاً نامناسب هم هستند زندگي كنند و از مهر و محبت والدين و مراقبت‌هاي رفتاري و عاطفي زياد نتوانند استفاده كنند، برخي از پدر و مادرها نيز سركشي و مراقبت از آنها را جدي نمي‌گيرند و وظايف خود را به درستي انجام نمي‌دهند، روشن است كه در اين صورت آسيب‌پذيري فرزندان افزايش مي‌يابد و احتمال تأثيرپذيري دختران كم‌ تجربه و جوان از القائات سوء دشمنان و وسوسه‌هاي خناسان كه مطابق ميل و خواهش نفساني آنها نيز هست، بسيار زياد مي‌شود.

دين‌زدايي بيگانگان

روشن است كه همه كشورهاي اسلامي به ويژه كشور عزيزمان ايران و نظام مقدس جمهوري اسلامي در حال حاضر مورد شديدترين تهاجمات فرهنگي قرار دارد و استكبار جهاني با امكانات بسيار گسترده و بكارگيري دهها و صدها فرستنده راديويي و تلويزيوني و كانال‌هاي بي‌شمار ماهواره‌اي و شبكه‌هاي گسترده خبري و رسانه‌اي و صرف ميلياردها دلار، به شدت مي‌كوشد ارزش‌هاي معنوي و اخلاقي و اعتقادات ديني را زير سؤال ببرد و جوانان مسلمان را از پايبندي به آموزه‌هاي ديني دور سازد و آنان را به سمت اباحي‌گري و بي‌حيايي سوق دهد، و آزادي بي‌بندوباري را ترويج كند، آنها با شعارهاي پوج فمنيستي احساسات و عواطف زنان را تحريك مي‌كنند و با كمك زنان و دختراني كه سخت در ورطة جهل و غفلت غوطه‌وراند و يا در دام باندهاي فساد و تبهكاري گرفتار شده‌اند تلاش مي كنند به كلي جوانان را از معارف الهي دور سازند و ارزش‌هاي اخلاقي و ديني را وارونه جلوه دهند و به جاي آنها ضد ارزش‌ها را ارزش وانمود كنند و جامعه را به آن سمت و سو ترغيب نمايند.

 

 راهکارهاي توسعه و گسترش فرهنگ حجاب اسلامي

در فرهنگ اسلام، محور اصلاحات، فرهنگ سازي است. لذا با فعاليت‏هاي آموزشي، فرهنگي و تبليغي مي‏توان فضاي اجتماعي جامعه را به سمتي هدايت کرد که افراد به صورت طبيعي و خودجوش به رعايت عفاف و حجاب رغبت نمايند.بدين ترتيب، اقدامات بازدارنده بايد در حد ضرورت، نقش تکميلي خود را ايفا نمايد. در برخورد با پديده بدحجابي بايد مشکل فرهنگي و سياسي آن را از هم تمايز ساخته و متناسب با خاستگاه‏هاي آن به برخوردي سنجيده و برنامه‏ريزي شده پرداخت. نکته اساسي اين که وقتي اکثريت جامعه گرفتار يک ناهنجاري است مقابله با اکثريت نتيجه بخش نخواهد بود، مگر اين که با موارد مستهجن که عموم مردم آن را زشت مي‏شمارند، برخورد شود و در دراز مدت با بستر سازي فرهنگي، اين ناهنجاري گسترده را به سطح محدودي تقليل داد، در اين صورت دايره اقدامات متوجه افرادي است که در اقليت قرار گرفته‏اند.

اما راهکارهاي بنيادين که در توسعه حجاب مي‏توانند نقش جدي ايفا نمايند، بدين قرار است:

 احياي فرهنگ اسلامي و اصلاح باورهاي عمومي

پياده کردن آموزه‏هاي ديني و عيني نمودن دستورالعمل‏هاي شريعت، وظيفه آحاد جامعه است. اما در اين ميان سازمان‏هاي فرهنگي حکومت ديني، وظيفه‏اي مضاعف به دوش مي‏کشند و بايد خط مشي کلي جامعه را بر اجتناب از رذايل اخلاقي، ترغيب جوانان به ازدواج و رواج ساده‏زيستي بنا نهند. وقتي فرهنگ سازان جامعه خود گرفتار اسراف و تبذير شوند، از اخلاق و معنويت فاصله بگيرند، نسبت به مفاسد اخلاقي و ابتذال در پوشش بي‏تفاوت شوند، پيامدهاي ذيل نتايج طبيعي چنين گرايشي است:

الف) بي توجهي نسبت به کار آمدي دين در عرصه‏هاي مختلف اجتماعي، جوان را به سمت بي هويتي و پرداختن به ضد ارزش‏ها سوق مي‏دهد. وقتي پويايي دين در عرصه حيات بشري کم رنگ شود، بديني است دختران و پسران، ابزار وجود و اثبات شخصيت خويش را در مظاهر غير ديني مانند خود آرايي و مدگرايي جست و جو نمايند.

ب) عدم اهتمام به تقويت باورهاي ديني و ارزش‏هاي اخلاقي سبب مي‏شود نسل جوان نسبت به ارزش‏ها بيگانه گشته و نسبت به اعتقادات ديني خود احساس حقارت نمايد و بن‏بست فکري در اين باب، خودباختگي به فرهنگ غرب را در پي‏دارد.

احياي ارزش‏هاي اصيل اسلامي و فراخواني زن مسلمان به تعقل و دريافتن ارزش‏ها و آفريدن روح تعبد و تعهد نسبت به اين‏ها نقش مهمي در اين زمينه خواهد داشت.زن مؤمن بايد به آنچه اسلام به عنوان ارزش بدان مي‏نگرد باور داشته باشد و بداند که شخصيت و عظمت او در گرو روح بلند، انديشه والا و جان پيراسته از آلودگي است که او را به روشي انساني و مشي اسلامي فرا مي‏خواند و بداند تن آرايه بسته و ظاهر فريبنده هرگز نمايانگر شخصيت او نيست.کلام بلند حضرت علي(ع) که مي‏فرمايد: 

المرء بايمانه؛ آدمي در گرو باورهاي خويش است  نشان‏گر آن است که باورهاي درست و ايمان‏هاي راسخ، عالي‏ترين نقش را در کيفيت زندگانيِ انسان ايفا مي‏کنند.

 

اصلاح نگرش‏هاي فرهنگي در سياست‏گزاران و برنامه‏ريزان

تحليل صحيح، برنامه‏ريزي و سياست گذاري درست آن گاه ميسر مي‏شود که از جزئي نگري و بريده نمودنِ پيکره شريعت پرهيز شود و اجزاء و عناصر مجموعه دين در ارتباط با يکديگر لحاظ شوند. اما واقعيت اين است که گاهي برنامه‏ريزان به جاي آسيب‏شناسي و پرداختن به معضلات اساسي جامعه، به انجام عمليات قطعي پرداخته و به اتخاذ برنامه‏هاي موقتي رو مي‏آورند. اين شيوه، آسيب‏هاي جدي بر جامعه تحليل مي‏کند. آگاهي مجريان و توجه آنان به معضلات اخلاقي جامعه، اختصاص اعتبار مناسب و نيروي انساني کارآمد و سوق دادن جامعه به سمت اصلاحات مي‏تواند گام مؤثري در رفع مشکلات فرهنگي جامعه باشد.

البته از ضعف فرهنگي جامعه بانوان نيز نبايد غفلت نمود، يکي از معضلات فکري و فرهنگي جوامع، عدم شناخت و آگاهي زنان نسبت به هويت واقعي خود و تمايزات و تفاوت‏هاي روحي و جسمي خود با مردان است و تا هنگامي که اين آگاهي حاصل نشود نمي‏توانند ارزش خود را بشناسند.

بنابراين، طبيعي است که در جهت احکام و قوانين مربوط به خود، جديت و اهتمام لازم را نخواهند داشت وجامعه نيز درانجام تکاليف خود نسبت به زنان کوتاهي خواهد کرد واين همه منجربه محروميت فرهنگي ودورماندن زنان ازحقوق مسلم‏شان خواهد شد.بديهي است برنامه‏هاي آموزشي و تشويق بانوان به فراگيري واهتمام نسبت به مسائل مربوط به خويش، تا حدودي مي‏تواند در رفع اين معضل مفيد ومؤثر باشد.

 هماهنگي کليه نهادهاي ذي‏ربط

در توسعه فرهنگ حجاب، بايستي ميان نهادهاي دولتي و غيردولتي و نيز ميان فعاليت‏هاي فرهنگي، ارشادي و اجرايي هماهنگي و هم سويي وجود داشته باشد. برنامه‏ها و اقدامات به عمل آمده به صورت پي‏گير تحت نظارت و اشراف نهادهاي ذي‏ربط قرار گيرد.جهت تحقق اين مهم بايد تمامي متوليان و دست اندرکاران از آگاهي لازم و حساسيت کافي نسبت به اين موضوع برخوردار باشند تا زمينه گسترش عفاف و حجاب فراهم شود.

 اصلاح عملکرد رسانه‏ها

بي‏ترديد رسانه‏هاي تصويري در تغيير هنجارها و ارزش‏ها نقش مؤثري دارند به‏ويژه برنامه‏هايي که با مخاطب ارتباط بيش‏تري برقرار نمايند.گاهي برنامه‏هاي تبليغي و فرهنگي، زمينه تحقير زنان و تضعيف موقعيت آنان را فراهم نموده است. از اين رو، مناسب است با اجتناب از عرضه برنامه‏هايي که زنان را به سوي جلوه‏گري سوق مي‏دهد هم چنين با پرهيزازنمايش زنان درفيلم‏ها و سريال‏ها و... به عنوان انسان‏هايي کم بهره از معرفت، احساسي و فاقد هويت، بر جايگاه و هويت واقعي آنان تأکيد نموده و زمينه‏هاي تعالي آن‏ها را فراهم سازند.

رعايت وقار و متانت و حفظ پوشش که ضامن مصونيت اخلاقي و رواني زن به هنگام حضور در عرصه‏هاي مختلف اجتماعي است، بعضاً در ميان هنرپيشگان مورد بي مهري قرار گرفته و حجاب سنتي و اصيل تحقير شده است. ريشه چنين نگرش را بايد در عدم آگاهي و يا ضعف اعتقادي برخي دست اندرکاران رسانه‏اي دانست.به نظر مي‏رسد نهادهاي فرهنگي بايد بيش از پيش به تربيت هنرمندان و هنرپيشگان متعهد به مباني اعتقادي بپردازند تا حفظ ارزش‏هاي ديني نه به عنوان تحميل قانوني، بلکه به عنوان باورهاي قلبي و تمايلاتي خود جوش متجلي شود.

زن به عنوان موجودي خلاق، برخوردار از ظرافت‏هاي شخصيتي و دارنده بسياري از کمالات و استعدادها در رسانه بايد خصوصيات مثبت او به عنوان يک مادر، همسر و کسي که نقش‏هاي برجسته را عهده‏دار است، معرفي شود و از شخصيت‏پردازي‏هاي ناصحيح که زن را ظلم‏پذير و ضعيف و يا در نقشي تصنعي و دور از واقعيت نمايش مي‏دهد، پرهيز کند.زن به لحاظ ساختار تکويني از ويژگي‏هايي برخوردار است؛ از شاخص‏ترين اين خصوصيت‏ها، کمال جويي معنوي زن است. از آن جا که زن از احساس و تخيل بهره‏مند است؛ مي‏تواند در مسير کمالات معنوي بهتر و سريع‏تر گام بردارد؛ احساس و تخيلي که محور هنر و تربيت هنرمند است؛ اگر به اين ساحت که جزو جوهره و ماهيت زنان است توجه کافي شود ديگر زن در عرصه هنر با نقش‏هاي منفيِ پرخاش‏گري، ساده لوحي و... ظاهر نمي‏شود.

نمايش روش و منش زنان پاکدلي که در عرفان عملي طي طريق کرده و به مراتبي از قرب دست يافته‏اند و پرداختن به زمينه‏ها و بسترهايي که آنان را به اين جهت سوق داده مي‏تواند براي ديگران نيز سازنده و مؤثر باشد.اين حقيقت را بايد از طريق برنامه‏هاي رسانه به ويژه به جامعه زنان تفهيم کرد که هر چه آدمي به لذايذ بيروني و عرصه بروني وجود خويشتن بپردازد، از عرصه درون و خويشتن‏نگري باز خواهد ماند.لازمه تکامل و حرکت سازنده، تعمق و انديشه دروني و انصراف از تکثر بيروني است و اين همه زماني ميسر مي‏شود که زن در کنار زندگي متعارف و روزمره خود بخشي از برنامه زندگي‏اش را به مطالعه اختصاص دهد.

رسانه در اين جهت مي‏تواند ارائه طريق نمايد، ترتيب و تنظيم برنامه‏هاي آموزشي (با تأکيد بر آموزه‏هاي ديني) آن هم در اوقاتي که نوعاً خانم‏ها امکان بهره برداري از آن را دارند و ساعاتي که از اشتغالات بيرون و احياناً داخل منزل فارغ شده، از بهترين زمان ارائه برنامه است.

 اصلاح نظام الگوسازي

انسان فطرتاً الگو گزين و الگوپذير است. پيوسته در اين انديشه است ارزش‏هايي را که باور دارد در چهره اي مجسم بنگرد و خود را همانند آن الگو بسازد مسأله الگو در اخلاق اسلامي و روان‏شناسي نيز جايگاه مهمي دارد. از اين رو، قرآن کريم در شرايطي که زن هيچ گونه ارزش انساني و اجتماعي نداشت زناني شايسته چون آسيه همسر فرعون و حضرت مريم(س) را معرفي و از آنان تجليل نموده است.حضرت زهرا(س) را کوثر دانسته، به عنوان الگو و اسوه معرفي کرده و بدين ترتيب، لياقت و شايستگي زن را در رسيدن به کمالات معنوي به اثبات رسانيده است.و الگو بودن زنان صالح و وارسته را براي همگان اعم از زن و مرد تبيين نموده است.با توجه به اين که الگوها در ساختار روحي و رفتاري انسان نقش مؤثري دارند، يکي از تأسف‏هاي جدي عصر حاضر اين است که زن مسلمان آن چنان که شايسته و بايسته است با چهره‏هاي بلند تاريخ اسلام آشنا نيست. زندگاني حضرت زهرا(س) و فرزند برومندش، پيام آور عاشورا، حضرت زينب(س) و ديگر چهره‏هاي والاي تاريخ گذشته و معاصر بايد براي زن مؤمن نشان داده شود تا بنگرد چه سان با حفظ هويت و شخصيت و وقار و متانت مي‏تواند در جامعه حضور پيدا کرده و ايفاي نقش نمايد.توصيه امام صادق(ع) تأمل برانگيز و قابل توجه است:

به زنان دوستي آل علي(ع) را الهام کنيد.

زن اگر حب علي(ع) را فرا گرفت و او را راهبر شناخت و خاندان او را الگو پذيرفت و بر راهي رفت که اهل بيت(ع) رفته‏اند و آنان را سرمشق گرفت، رويين تن مي‏شود و حضورش در جامعه دلهره آفرين نخواهد بود.

 به کارگيري روش‏هاي صحيح براي گسترش حجاب

سليقه‏اي عمل کردن و تأکيد و تکيه بر آداب و عادات غير اصيل، نقش مهمي در جهت بدبين کردن مردم نسبت به حجاب ايفا نموده است.تصويري که از زن در جوامع اسلامي عرضه مي‏شود و نحوه نگرش و برخورد زن، همه گوياي اين مطلب است که التقاط و انحرافي صورت گرفته است. به اين معنا که برخي از احکام ديني با آداب و سنت ناصواب که بعضي ريشه در جاهليت نخستين دارد، در آميخته است و مسلمانان بايد به عنوان مالکان برترين ميراث ديني فهم ديني را از رسوبات فرهنگي‏هاي جاهلي و سنت‏هاي غلط بپيرايند.

مصلحان واقعي جوامع يعني انبيا نسبت به عرف زمان خودشان دست به اصلاحات زدند و ديدگاه‏هايِ ناصواب را تغيير دادند. پيامبر گرامي اسلام(ع) با عرف مقابله نمود و هويت از دست رفته زن را به جامعه باز گردانيد. دستورات الهي را در همساني زن و مرد به مردم ابلاغ نمود. بدين ترتيب يکي از واقعيت‏هاي تلخ جوامع اسلامي، ديدگاه‏هاي افراطي و گرايش‏هاي نادرستي است که به عنوان مذهب و عرف اسلامي درباره مسائل زنان رواج داشته است، تبيين ناهنجاري‏ها و اثرات سوئي که بر اين نگرش مترتب است، به سادگي امکان‏پذير نمي‏باشد چرا که بسياري از مصاديق اين مسأله به عنوان ارزش تلقي مي‏شود. البته اين مهم از منظر انديشمندان مخفي نمانده و نسبت به آن هشدار داده‏اند. يکي از نويسندگان از انحرافي که درجوامع اسلامي رخ نموده، داد سخن مي‏زند:

مسلمانان در برخورد با زنان از مسير تعاليم شريعت اسلام منحرف گذشته و روايات مدسوس و مجعول در بين آنان گسترش يافته، از اين رو زن مسلمان در ورطه جهل و غفلت از دين و دنيا سقوط کرده است. آموزش زنان گناه عظيم شمرده مي‏شود، رفتن به مسجد ممنوع و اطلاع او نسبت به اوضاع و احوال فرهنگي ـ اجتماعي و سياسي امري بعيد تلقي مي‏شود.اين درحالي است که زن دائما گرفتار نگرش افراطي و تفريطي بوده و رفتار عادلانه را کمتر تجربه کرده است. بر اين اساس توصيه به رعايت حجاب در محيط‏هاي زنانه، تأکيد بر گونه خاصي از حجاب بدون توجه به شرايط آب و هوايي و منطقه جغرافيايي و بافت فرهنگي را مي‏توان نمودهاي نگرش افراطي دانست.

به طور کلي، طي کردن مسير اعتدال و پرهيز از افراط و تفريط مي‏تواند فضاي رغبت و ميل به رعايت حجاب را فراهم کند. اما به طور مشخص اقدامات ذيل تا حدودي مؤثر و مفيد است:

-معماري و شهرسازي متناسب با فرهنگ حجاب صورت پذيرد از جمله معماري مراکز آموزشي دخترانه به گونه‏اي باشد که تا حدودي آزادي عمل را براي آنان فراهم نمايد تا آنان مجبور نباشند ساعات متمادي پوشش کامل را رعايت کنند.

-برنامه‏ريزي در جهت توسعه فرهنگ حجاب بايد چنان باشد که شرايط و مقتضيات فرهنگي، روحي و سني افراد لحاظ شود و نيز به نوع کار و خصوصيات اقليمي و منطقه‏اي ـ با رعايت اصل حکم حجاب توجه شود. بدين ترتيب نبايد بر رنگ خاص يا شکل خاص پافشاري نمود.

 -بايد تدابيري انديشيد تا چادر و لباس‏هايي که به عنوان حجاب استفاده مي‏شود با قيمت مناسب و سهل الوصول در اختيار همگان قرار گيرد.

 -توجه به حس تنوع‏طلبي و مدگرايي جوانان و متناسب با فرهنگ ديني و آداب محلي و منطقه‏اي آنان، الگوهاي پوششي ارائه شود.

توجه به هدايت زمينه‏هاي طبيعي ميل به خودنمايي

شايد بتوان گفت که خودآرايي و تزيّن در زن، امري طبيعي است. در فرهنگ اسلام، تمايلات و غرايز انساني به هيچ وجه منفي تلقي نمي‏شود و سعي بر آن است که با شيوه صحيح نگرش به تمايلات و ارضا مشروع آن، انسان را در جهت تکامل سرعت بخشد. در اين راستا، به زن توصيه مي‏کند غريزه خودآرايي را جهت دهد و آن را به محارم به ويژه همسر خويش اختصاص دهد.هدايت و جهت‏دهي اين غريزه آن قدر مهم است که اگر در موقع مناسب خود انجام نگيرد، جامعه را گرفتار کج‏روي و ابتذال خواهد کرد. جلوه‏گري زن و صرف انرژي و توان او درجهت جلب رضايت وتوجه مردان يکي از نمودهاي اين ابتذال است، که نهايتاً زبوني و حقارت قشر زن را در پي دارد چرا که محيط اشتغال را به محيطي همراه با تبرج تبديل مي‏کند و بخشي از نياز مرد را در محيط اجتماعي اشباع مي‏نمايد و بازيچه مردان هوس‏باز مي‏شود.

 تقويت مرزهاي زنانگي و مردانگي

تفاوت‏هاي تکويني زن و مرد، مطلبي انکارناپذير است و خداوند حکيم با احاطه بر اين تفاوت‏ها براي هر يک از دو صنف، وظايف و مسئوليت‏هايي مقرر فرموده تا نظام هستي به نحو احسن اداره شود. از اين رو در آيه 32 سوره نساء تفاوت‏هاي موجود بين زن و مرد را مطابق حق و عدالت مي‏داند. پس آرزوي تغيير آن‏ها يک نوع مخالفت با مشيت پروردگار تلقي مي‏شود:

(ولا تتمنّوا ما فضّل الله بعضکم علي بعض...)

بر اين اساس، قرآن کريم بر تفاوت‏هايي که در سايه خلقت انسان به طور طبيعي در اصناف بشر قرار داده شده، صحه مي‏گذارد. اما اختلافاتي که به دست بشر به خاطر روابط ظالمانه بشري به وجود آمده، به هيچ وجه مورد قبول اسلام نيست.بدين ترتيب، پذيرش مرزها و تفاوت‏هاي جنسيتي ميان زن و مرد که ريشه در نظام خلقت آن دو دارد، امري کاملاً منطقي و عقلاني است. اما تبعيض‏ها، بي عدالتي‏ها و بي توجهي به خواسته‏ها و آزادي‏هاي مشروع زنان که ناشي از برداشت‏هاي ناصحيح از اسلام مي‏باشد و ريشه در انديشه‏هاي خرافي و مردسالارانه دارد امر را بر بسياري از مردم مشتبه ساخته و عموماً اين نحوه نگرش و برخورد را در مباني و معارف ديني و اعتقادي جست و جو مي‏کنند. اين همه، مسئوليت دست اندرکاران فرهنگ و هنر را سنگين‏تر کرده که در جهت تصحيح و پالايش افکار عمومي جامعه تلاش کنند و مرز ميان تعصبات و ارزش‏هاي ديني را بازشناسي و تفکيک نمايند.

اقدامات عملي که مي‏تواند در زدايش اين نوع نگرش کارساز باشد، بسيار متنوع و متعدد است به عنوان مثال در عرصه ورزش جهت حضور فعال و سالم بانوان بايد سرمايه‏گذاري شود مسلماً فراهم نمودن زمينه فعاليت بانوان در اين زمينه از نظر اقتصادي سرمايه‏گذاري مضاعفي را مي‏طلبد.

به ويژه در جامع اسلامي که بايستي تقويت فرهنگ ديني و حفظ موازين اسلامي مدنظر مسئولين مربوطه باشد.در عرصه دانش و پژوهش هم بايد اقدامات جدي صورت بگيرد. قشر پژوهشگر و فرهيخته بانوان شاهد تبعيض‏ها و نابرابري‏هايي در ارائه خدمات مراکز علمي ـ پژوهشي و کتابخانه‏ها هستند. وجود اين محدوديت‏ها که نوعاً توجيه منطقي و يا شرعي ندارد جامعه فرهنگي زنان را به عقب‏نشيني از صحنه پژوهش و تحقيق سوق مي‏دهد، در حالي که اگر دست اندرکاران و مسئولان مراکز علمي و فرهنگي نگرشي مثبت به حضور زنان در اين عرصه داشته باشند، با چنين مشکلي روبرو نخواهيم بود.

در پايان خلاصه اي از آيتم هايي که مي تواند در توسعه و گسترش فرهنگ عفاف و حجاب موثر باشد تيتروار بيان مي گردد:

-1در اولويت قرار دادن موضوع حجاب و عفاف در برنامه‌هاي دستگاه‌هاي اجرايي كشور براي مقابله با روند فزاينده بدحجابي.

-2 ابلاغ روش‌هاي اجرايي و تعيين ضوابط و هنجارهاي روشن در مورد نوع لباس و پوشش افراد در بخش‌هاي رسمي و اداري كشور.

-3 نظارت بر رعايت حريم حجاب و عفاف در سازمان‌هاي دولتي و عمومي و نظارت و تأكيد بر ضرورت رعايت سادگي و پوشش و فرم‌هاي اسلامي و حضور ساده و بي‌آرايش در محيط كار به دليل تأثير منفي بر مراجعان.

-4 تعريف استانداردهاي فرهنگي مناسب براي ترويج فرهنگ عفاف منطبق با فرهنگ ديني و ملي و فراهم كردن زمينه‌هاي لازم براي ترويج الگوهاي مناسب پوشش اسلامي توسط نهادهاي الگو ده.

-5 ايجاد مراكز و مؤسسات متعدد با هدف الگوسازي، ارائه مدل‌هاي مناسب و متنوع و ايجاد رقابت سالم در زمينه بين افراد.

-6 وضع قوانين و مقررات لازم براي اصلاح وضعيت پوشش در جامعه.

-7 گسترش و تقويت مراجع قانوني براي ترويج پوشش اسلامي در جامعه.

-8اصالت بخشي به فرهنگ عفاف از طريق محصولات متنوع فرهنگي، هنري متناسب.

-9 رعايت حجاب و حفظ شئون اسلامي از سوي مديران، مسئولان حكومتي و خانواده‌هاي آنان و تدوين شاخص‌هايي در اين زمينه براي گزينش مديران.

-10 رفع اشكالات قانوني در نحوه توليد،‌ توزيع و عرضه پوشاك داخلي و خارجي.

-11 پيگيري نحوه اجراي طرح گسترش فرهنگ عفاف به صورت مستمر در جلسات شوراي فرهنگ عمومي استان‌ها و ارائه گزارش‌هاي منظم به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي (رئيس كميته.(

-12 ارزيابي دقيق از اجراي طرح‌ها توسط دستگاه‌هاي فرهنگي، انتظامي و قضايي براي مقابله با مظاهر بدحجابي و يافتن راهكارهاي مناسب توسط كميته توسعه و ترويج فرهنگ عفاف.

-13 نظارت و ارزيابي عملكرد رسانه‌ها - خصوصاً صدا و سيما - در ارتباط با الگوهاي تبليغي آنها و تأثير آن در جامعه.

-14 احياء سنت حسنه «امر به معروف و نهي از منكر» درمورد حجاب و عفاف.

-15 فراهم كردن زمينه‌هاي لازم براي تهيه كتب، نشريات و توليدات علمي - فرهنگي به منظور ترويج فرهنگ عفاف و پاسخگويي به شبهات موجود در مورد آن.

-16 انجام سياست‌هاي تشويقي درباره مديران و كارگزاراني كه در محيط كار خود اصول عفاف و پوشش اسلامي را رعايت مي‌كنند.

 

نتيجه:

حساسيت آموزه‏هاي ديني به اخلاق و تربيت جنسي و تأثيرات فردي، خانوادگي و اجتماعي عفاف يا ابتذال جنسي، مسئوليت خطيري بر عهده نظام اسلامي، نهادهاي تخصصي، حوزه‏هاي علوم ديني و کارشناسان، پژوهشگران و مبلغان نهاده است.

در قدم اول، تشکيل گروه کارشناسي زير نظر مستقيم رياست قوه مجريه ضروري است تا تحليلي جامع از وضعيت موجود به دست دهد؛ سرفصل‏هاي اصلي موضوع را ترسيم کند و با ترسيم نقشه راهبردي، جايگاه نهادهاي دولتي و غير دولتي را در هر بخش به وضوح مشخص نمايد و با اين کار زمينه هماهنگي ثمربخش نهادها را در حوزه اخلاق جنسي بر عهده گيرد.

از سوي ديگر، جامعه کارشناسي کشوردر پيوند با نهادهاي رسمي نظام، بايد مسئوليت‏هاي خود را به خوبي ايفا کند و بهاي لازم را در تدوين سياست‏ها و برنامه‏ها به دست آورد. حوزه‏هاي علوم ديني نيز لازم است با ورود به عرصه‏هاي کاربردي و پرهيز از کلي‏گويي، در تعامل با جامعه کارشناسي و نهادهاي دولتي، با نقد عالمانه ساختارها و ديدگاههاي علمي رايج و با تحليل‏هاي موضوع‏شناسانه به تبيين روشمند آموزه‏هاي ديني بپردازند تا همکاري ثمربخش اين نهادها به ترسيم شاخص‏هاي رشد اخلاقي جامعه اسلامي، تحليل جامع وضع موجود، افق‏هاي پيش رو و برنامه عمل ملي نظام در زمينه اخلاق و سلامت جنسي منجر شود

 

منابع

. آيا حجاب ضرورت دارد؟، دكتر شهريار روحانى-1

. 20,19,18حجاب در اديان، على محمدى، ماهنامه پيام زن شماره هاى -2

. نگاه پاك زن و نگاه هاى آلوده به او، آيين بهزيستى اسلام، ج 3، دكتر احمد صبور اردوبارى-3

. قرآن كريم، اعراف/ 22:«فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَ تُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ»-4

. قرة العين «در آمدى بر تاريخ بى حجابى در ايران»، ص 40، سينا واحد، مؤسسه انتشاراتى نور-5

برداشت آزاد، از آيه 30 و 31 سوره نور: «قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَـرِهِمْ وَ يَحْفَظُواْ فُرُوجَهُمْ ذلکَ-6 أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرُ بِمَا يَصْنَعُونَ * وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَـتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَـرِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ

قرآن كريم، نور/ 31: «وَ لاَ يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ... وَلاَ يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ...َ»، ترجمه آزاد -7

قران كريم، احزاب/ 32: «فَلاَ تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِى فِى قَلْبِهِ مَرَضٌ... » ترجمه آزاد -8

محاسن التأويل، ج 13، ص 349، محمد جمال الدين قاسمى، يكى از معانى تبرج را لباس نازك، ذكر-9  کرده است.

قرآن كريم، احزاب/ 33: «وَ لاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَـهِلِيَّةِ الاُْولَى» ترجمه آزاد-10

دعائم الاسلام، ج 2، ص 202: «النظرة سهم من سهام ابليس مسمومٌ-11

وسائل الشيعه، ج 14، ص 138: النظُر سهم من سهام ابليس مسموم و كم نظرة اَوْرَثَت حَسْرَةً طويلةً-12

غرر الحكم و درر الكم، ج 5، ص 195: «من اطلَقَ طَرْفه كَثُرَ اَسَفُ-13

همان، ج 4، ص 549: «كَم مِن نظرة جلبت حسرة-14

همان، ج 1، ص 262: «اللحظ رايدُ الفِتَن-15

همان، ج 1، ص 335: «العيون مصائدُ الشيطان-16

همان، ج 1، ص 100: «العين بريد القلب-17

ر.ك: آيين بهزيستي، ج 3، ص 219-18

. احزاب‎/ ۵۹-19

غلامعلى حداد عادل، فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى، ص 7069-20

وسائل الشيعه، ج ،۳ ص ۹-21

ر. ک: مسأله حجاب، استاد مطهري، ص ۹۴-22

. سفينه البحار، ج ،۱ ص ۶۵ -23

گردآورنده: مهدي حاجيلري 

 

دوشنبه 20 تير 1390 - 11:48


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری