دوشنبه 30 بهمن 1396 - 13:44
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

يادداشت

 

حجت الاسلام داود كميجاني

 

انسان و اميد به آينده

 

تاريخ بشريت پر از حوادث دردناک و تلخ بوده است، وقايعي از قبيل حوادث هولناک طبيعي، جنگهاي جهاني، فقر و ظلمهاي گسترده و فراگير و ...، هر يک از اين وقايع ميتوانست حيات انساني را در روي اين کره خاکي در تاريکي نااميدي به تباهي بکشد و از بين ببرد؛ اما اميد به آينده آن نيروي حيات بخشي بوده است که هميشه بشريت را به تلاش براي ادامه حيات سوق داده است. در حقيقت بايد گفت، اميد به آينده يکي از بزرگترين نعمتهاي خداوند بر انسان مي­باشد که عاملي براي تداوم حيات و تلاش سازنده در جامعه بشري شده است. شايد يکي از تعبيرهاي واقعي اين سخن پيامبر(ص) که فرمود: «الفضل الاعمال الانتظار الفرج»، «برترين (و مهمترين) کارها انتظار بهروزي است» همين نکته باشد.

قرآن نيز در آيات متعددي مسلمانان را به اين اميدواري ترغيب نموده و آن را يک هدف واقعي قابل دسترس مي­داند (الجمله سوره قصص آيه 5)؛ آنچه اين اميد را پاسخ مي­دهد اعتقاد به ظهور منجي است. تمام اديان آسماني پيروان خود را به ظهور شخصيتي معنوي بزرگي در آينده خبر مي دهند، که باعث سعادت عمومي، صلح جهاني و خير و برکت براي همگان مي شود.

- چنانکه در آئين زرتشت از او به نام «سوشيانت» يا «سوشيانس» (نجات دهنده بزرگ جهان) نامبرده شده،

- در ميان يهوديان از او به نام «ماشيع» (مهدي بزرگ) سخن به ميان آمد؛

- در مسيحيت خود عيسي (ع) منجي خواهد بود که در آخر خواهد آمد،

- در دين مبين اسلام نيز نام بلند آوازة «مهدي» اميد بخش آينده نيکوي جهان است؛

- در آئين انساني مانند هنديسم به نام « آواتارا »؛

- در آئين بودايي به نام «بوداي پنجم»؛

- در ميان برهماييان به نام «ويشنو» و در کتاب «شاکموني» از کتب مقدس هنديان به نام «فرزند سيد دو جهان» و در کتاب مقدس «دادتک» برهماييان به نام «آخرين وصي ممتاطا» (محمد) و در کتاب «پاتيکل» آنان از وي به نام «راهنما» (هادي،مهدي) تعبير نموده اند.

اين وجه اشتراک آنچنان فراگير مي­باشد که تقريباً همه جوامع کنوني و گذشته جهان را در بر گرفته است، مثلاً ايرانيان باستان در انتظار «گرزاسپه» بوده­اند؛ يا يونانيان در انتظار «کالويبرگ» مي­بوده­اند، همچنين اقوام اسکانديناوي در انتظار «اودين» مي­باشند، يا اهالي صربستان در انتظار «مارکوکراليويچ» هستند، ساکنان جزاير انگلستان نيز در انتظار «ارتور» مي­باشد، اقوام اروپايي مرکزي در انتظار «بوخص» و اقوام آمريکاي لاتين در انتظار «کوتزلکوتل» هستند، و يا چيني­ها که در انتظار «کرشنا» به سر مي برند. اين امر نشان از آن دارد که اين اميد يک باور فطري است و انسان با آن متولد مي­گردد، لذا حتي برخي از اين احساس مبنايي براي اثبات وجود منجي ساخته اند.

آنان بر اين قائلند که خداوند اميد بر آينده را در وجود انسان نهاده و انسان اين احساس نيکو را هميشه دنبال مي­نمايد، آيا مي شود تصور کرد که خداوند به آدمي تشنگي دهد اما آبي ندهد که او را سير آب کند!؟، آيا مي­توان تصور کرد که خداوند به انسان گرسنگي دهد اما غذايي به او ندهد که او را سير نمايد!؟ از حکمت خداوند بدور است و بر خلاف قاعدة لطف است که خدا انسان را نيازمند سازد اما براي ارضاي آن چيزي مهيا نکرده باشد؛ پس حتماً بايد منجي وجود داشته باشد و انسان را نجات دهد.  

 

 

 

يكشنبه 19 تير 1390 - 9:37


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری