چهارشنبه 20 آذر 1398 - 23:51
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ضياء آراسته

 

يك وجب و چهار انگشت

 

يك وجب و چهار انگشت / خاطرات شفاهي عظيم حقي

مصاحبه و تدوين : محمد پرحلم

چاپ و شمارگان : اول / 89 ،2500  نسخه

ناشر : سوره مهر

 

واحد ادبيات پايداري حوزه هنري استان گيلان در ابتداي كتاب به تاريخ شفاهي و ويژگي‌هاي آن اشاره مي‌كند و اينكه تاريخ شفاهي حكايت تلخ و شيرين و شرح حال شادي و غم نيست ، نقبي است به جامعه‌شناسي ، مردم‌شناسي ، بوم‌شناسي ، اقتصاد ، سياست و مذهب .  آنچه كه در تاريخ شفاهي اهميت دارد جزيي‌نگري ، دنبال‌كردن گام به گام رخدادها و شناخت هرچه بيشتر پديده‌هاست كه مي تواند كمكي براي تحليل درست تاريخ قلمداد گردد . واحد ادبيات پايداري حوزه هنري استان گيلان ادامه مي‌دهد كه نوشتن از دفاع مقدس ، نوشتن از ارزش‌ها و حماسه‌هاست . يادآوري جانفشاني‌هاي روزگاري نه چندان دور كه جوان‌ترها همه چيز را رقم مي‌زدند .

از ديدگاه اين واحد كتاب « يك وجب و چهار انگشت » كودكي را به تصوير مي‌كشد كه مثل همه‌ي مردم روستا انزلي محله با سختي‌هاي زندگي دست و پنجه نرم ‌كرده است . نوجواني كه انقلاب را از دريچه‌ي كوچك شهر كوچك خود نگريسته ، جواني كه با جعل‌ امضاي پدر سر از جبهه درآورده است و سرانجام عمليات ، جراحت ، اسارت و فاتحه‌هايي كه بر مزار بي‌جنازه‌اش خوانده مي‌شود .

محمد پرحلم ، گردآورنده اين كتاب در يادداشت آغازين كتاب ، تاريخ شفاهي را صريح و عريان مي‌داند . تاريخي كه تاريخ حكومت‌ها و سلسله‌ها نيست كه گاه دستخوش كاسه‌ليسي‌ كاتبان حكومتي باشد . تاريخ شفاهي از نظر او زندگي بي‌پيرايه مردم است از زبان مردم كه بي‌دوز و كلك بيان مي‌شود . پرحلم ادامه مي‌دهد كه در « يك وجب و چهار انگشت » تمام تلاش خود را براي ترسيم واقعيت‌ها از راه مصاحبه با افراد مختلف ، پژوهش‌هاي ميداني ، مراجعه به منابع بكار گرفته است تا چگونگي رخدادها و زمان و مكان آنها به درستي مشخص شود . وي تاكيد مي‌كندكه در اثر خود براي ارتباط بيشتر مخاطبان در تنظيم گفتگوها از زبان محاوره استفاده كرده و در گفتار سربازان و نيروهاي عراقي كلام از سمت محاوره به سمت نوشتار در نوسان بوده است . از نظر گردآورنده ، كتاب « يك وجب و چهار انگشت» حاصل هفتاد ساعت مصاحبه با عظيم حقي ، جانباز و آزاده‌ي جنگ تحميلي است كه از خاطرات روزهاي دور خود صحبت كرده است .

به زنان شاليزار و آوازهاي اندوه ، به پدرم و دل‌نگراني‌هاي هميشه‌اش ،‌ به مادرم كه حسين را به من آموخت ، به آوارگان جنگ و اهالي روستاي شيار ،‌ به معصوم قاسم‌نژاد كه معصوم معصوم بود ، به چشمان منتظر و مادران شهداي مفقود ، به نعش‌كش‌هاي آسماني ، كربلاي دو كربلاي گيلاني‌ها ، به مهدي خوش‌سيرت و روشنايي نگاهش از جمله عناوين كتاب « يك وجب و چهار انگشت » است كه در 39 بخش تنظيم شده است . آخرين بخش كتاب هم شامل عكس‌هايي از عظيم حقي است .

در بخشي از اين كتاب مي‌خوانيم :

« مادرم كه از دوري همزمان من و كاظم ناراحت بود ، آمده بود تا هرجور هست مرا با  خودش ببرد ، به من گفت :  «عظيم يك چيزي بهت بگم مبادا به من نه بگي ! » من كه حدس زده بودم چه مي‌خواهد بگويد سرم را پايين انداختم گفت : « شب اينجا مي‌مونيم و فردا صبح با هم مي‌ريم كومله ! » داشت ادامه مي‌داد كه حرفش را قطع كردم و گفتم : « مادرجان من راه خودمو انتخاب كردم و مي‌خوام برم جبهه !» مادرم به گريه افتاد ، من كه از گريه‌اش ناراحت شده بودم ، در حالي كه همه سكوت كرده بودند گفتم : « اصلا ً تقصير خودته !  مگه شما نبوديد كه دستمو مي‌گرفتي و مي‌گفتي بگو حسين حسين ! حالا من حسيني‌شده شدم و مي‌خوام در راه آقا امام حسين بجنگم . » مادرم گريه‌اش را خورد و ساكت شد و ديگر چيزي نگفت . اذان صبح از خواب بيدار شدم و از خانه‌ي حنفي راه تقريباً طولاني تا پادگان را پياده آمدم . صبح فردا در حالي كه چهره‌ي گريان مادرم جلو چشمم بود ، با بي‌حالي سر كلاس عقيدتي نشستم تا بخشي از توضيح‌المسائل را به خاطر بسپارم ؛ بعد از كلاس عقيدتي هم خط الراس نظامي ، جغرافيايي ، شيب و ضد شيب را به ما ياد دادند . »

كتاب « يك وجب و چهار انگشت » مصاحبه و تدوين محمد پرحلم در چاپ اول خود با شمارگان 2500 نسخه و قيمت 5500 تومان توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است .

 

 

سه‌شنبه 7 تير 1390 - 10:45


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری