پنجشنبه 8 تير 1396 - 15:23
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان اردبيل

 

جايگاه نماز

 


چكيده

نماز تذلّلترين اظهار بندگي و عبادتي است که خداوند بزرگ جهت هدايت و تسکين روح و روان آدمي و بهترين حلقه اتصال بنده به معبود است.

نماز اولين و آخرين فريضه يک مسلمان بوده و اولين چيزيست که در قيامت از انسان سوال مي شود ولي آنچه که به اين فريضه مهم الهي ارزش و بها مي بخشد حضور قلب، خضوع و خشوع است و مهمترين معيار و ملاک در قبولي و صحّت آن توجه قلبي به خالق متعال و اخلاص براي خداي يکتاست. خلاصه کلام اينکه براي نماز، به غير از آن صورت ظاهري، يک معنا و باطني هم وجود دارد که با مراعات آنها به نماز روح ملکوتي بخشيده، به شخص نمازگزار نصيبي از سرّ الهي اعطا شده و او را جزو اهل معرفت قرار مي دهد.

در خصوص خشوع و خضوع و اخلاص در نماز و رعايت آداب باطني نماز کتب و مقالات متعددي به تحرير در آمده، از جمله امام راحل (ره) يادگارهاي گرانبهايي از خود به جاي گذاشته است و آيات و روايات متعددي در اين خصوص موجود است. بهر حال اين شمه ناچيز حاصل تحقيق و گردآوري از گنجينه­هاي گرانبهايي است که جهت سهولت دسترسي علاقمندان مي باشد که اميد است مورد عنايت و قبول آن يگانه معبود بي همتا و مورد استفاده بهينه خوانندگان عزيز قرار گيرد.

واژه هاي کليدي: نماز، خشوع، خضوع، خلوص و حضور قلب

مقدمه

خوشا آنانکه الله يارشـان بي                                    که حمـد و قـل هوالله کارشان بي

خوشا آنانکه دائم در نمازند                           بهشـت جاودان بــازارشــان بي

بدون ترديد در ميان عبادات و مسايل معنوي و ملکوتي، کمتر عبادتي به اندازه نماز از اهميت و ارزش آنچناني برخوردار است و به آن اندازه اي که در دين مبين اسلام چه در آيات و چه در روايات ائمه معصومين (ع) به نماز تاکيد و سفارش شده، به چيزي سفارش نشده است. نکته مهم اينکه نماز در زندگي انسان به اندازه اي اهميت دارد که اولياي الهي براي يک لحظه از آن غافل نبوده و از هر راه ممکن، ديگران را نيز به اين امر مهم عرفاني و ملکوتي دعوت و ترغيب مي نمودند.

نماز، اقرار صادقانه و خالصانه بندگان در مقابل الوهيت پروردگار و سپري است در برابر وسوسه هاي شيطاني.

نماز به انسان مسلمان عزّّت بخشيده و همچون شناسنامه­اي است که ريشه تمامي تعلقاتش، وابستگي­هايش، شرف و حيثيت و احساسش و همه آنچه که به او و دينداري­اش معنا مي بخشد در آن ثبت و ضبط ميگردد.

اين سرود آسماني و شعار همبستگي مومنان به انسان هويت و عزّت مي بخشد و به عنوان ستون و رکن دين جزو بهترين و برترين اعمال عبادي و ميراث گرانبهاي حافظان راستين و مدافعان پاکباز شريعت مي باشد.

 نماز، مستحکم ترين و مستمرترين وسيله و پل ارتباطي بين انسان و خداوند بوده و همه نوع بشر به منظور پيوند و ايجاد انس با محبوب و معشوق حقيقي خويش به آن چنگ مي زند. اين ميدان فراخ و عرصه پهناور عبادت و عرفان و معنويت که روح و انديشه و دل و جهان بشري را به وسعت نامحدود به پرواز در مي آورد، در آسمان وصال به عنوان بالاترين حلقه و معيار اتصال و زيباترين ترانه عشق و بالنده ترين جلوه نيايش به شمار مي آيد.

و در يک بيان و تفسير ادبي عرفاني بايد گفت: نماز زنده کننده جان، ظهور دهنده حيات جاودان، راز و نياز دردمندان، روشني راه رهروان، نور ديده بيداران، سرمايه مستمندان، دواي درد بي دردان، نواي دل بي دلان، راهنماي گمراهان، اميد اميدواران، سرّ حقيقي سحر خيزان، سوز دل سوختگان، حرارت روح افسردگان، مايه بقاي جان و دستگيره نجات انسان از تمام ممالک است.

و نماز، خمير مايه حيات، تزکيه کننده صفات، علاج زشت ترين عادات، آورنده صفات، تبديل کننده سيئات، باعث کرامات، منبع فيوضات و افادات، نگهدارنده انسان از حادثات، مانع سانحات و حقيقت کائنات است.

و بالاخره نماز عشق سالکين، عبادتي آتشين، کاري بي قرين، بهترين معين، خورشيد اهل زمين، مونس اصحاب دين، امنيت جان غمين و رحمت واسعه حضرت ارحم الراحمين است. و اما جهت درک اين حقيقت روحاني، عمل به امر واجب و اين فريضه حضرت سبحاني و گوش جان سپردن به اين نفخة رحماني و حياتبخش جان انساني و شفابخش و برخورداري از نور يزداني ممکن و ميسّر نخواهد بود مگر با توشة خشوع و خلوص و نيز در خلوت يار با حضور قلب و کمال معرفت در نماز.

بنابراين جهت تبرک يافتن به نام مبارک حضرت حق و آراستن به اين ويژگيهايي بارز، جا دارد به تشريح معني لغوي و اصطلاحي و شرح بيان خشوع و خضوع و ... بپردازيم.

- معنا شناسي خشيت يا خشوع در نماز

خشوع يعني تضرّع و زاري. واژه خشوع بيشتر در حالاتي که در اعضاي بدن ظاهر مي شود، بکار مي رود ولي تضرّع در معني زاري و فروتني است و بيشتر در حالتي که در دل و خاطر انسان به وجود مي آيد، بکار مي رود. لذا در روايت گفته شده: «إذا ضَرَعَ ﭐلقَلبُ خَشَعَتِ الجوارحُ» يعني هر گاه دل متاثر شود اعضاي بدن فرمانبردار و خاشع مي گردند.1 چنانکه قران کريم مي فرمايد: «الَّذينَ هُم في صَلاتِهِم خاشعِوُنَ»2

خشوع به معناي تاثير خاصي است که به افراد مقهور دست مي دهد. کساني که در برابر سلطاني قاهر قرار گرفته اند، به گونه اي که تمام توجه آنان معطوف او گشته و از جاي ديگر قطع مي شود و ظاهراً اين عکس العمل حالتي است دروني که با نوعي عنايت به اعضا و جوارح نيز نسبت داده مي شود. مانند سخن پيامبر اکرم (ص) در باره شخصي که در نمازش با ريش خود بازي مي کرد، حضرت فرمود: اگر در دلش خشوع داشت، جوارح او نيز خاشع مي گشت.3 در تفسير قمي در ذيل آيه شريفه از امام (ع) چنين نقل مي کنند: خشوع در نماز اين است که چشم خود به زير بياندازي و همه توجهت به نماز باشد، روشن است که اين تعريف امام (چشم به زير انداختن در حال نماز) از لوازم خشوع است.4

خشوع از جمله ويژگيهاي بارز معصومين (ع) در نماز بوده است به طوري که حضرت علي (ع) در خطاب به کميل بن زياد مي فرمايد: اي کميل؛ مهم اين نيست که نماز بخواني و روزه بگيري و صدقه بدهي. مهم اين است که نماز با دل پاک و عمل خداپسندانه و خشوع راستين صورت گيرد.

و نقل است که امام صادق (ع) در رابطه با خشوع حضرت علي (ع) در نماز مي فرمايد: هر گاه حضرت علي (ع) نماز ميخواند، مي گفت: رو به سوي کسي کردم که آسمانها و زمين را آفريد و رنگش تغيير مي کرد بطوريکه در چهره اش پيدا بوده.

همچنين از صفاتي که خداوند در سوره مؤمنون براي مومنان توصيف فرموده است، دو مورد از آنها مربوط به خشوع در نماز و محافظت در آن است و دو مورد نيز از نتايج آنها بيان شده است. «خشوع» حالت تواضع و ادب جسم و روح است که انسان نمازگزار در برابر يک حقيقت يا يک شخص از خودش بروز مي دهد.

خداوند در آيه شريفه «قد افلح المؤمنون- الذين هُم في صلاتهم خاشعون»5 خشوع را در نماز از حدود و علايم ايمان قرار داده و هر کس در نماز خشوع لازم را نداشته باشد از زمره اهل ايمان خارج است.6 نکته جالب توجه اينکه در سوره مبارکه خاطر اوج اهميت خشوع را متذکر مي شود و مي فرمايد: «اِنَّما يَخشَي اللهُ مِن عبادِهِ العلما»7 که معيار و ميزان شناخت علما را بدين ترتيب بيان ميفرمايد. البته عواملي را که در خشوع نماز موثرند، به شرح ذيل ميتوان بيان کرد:

1. توجه به عظمت خداوند که موجب پيدايش خشوع در انسان مي شود.

2. توجه به صفات جمال الهي که به عبارتي همان راه عشق و محبت پروردگار متعال است موجب ايجاد روحيه دوست داشتني از خداوند در دل بنده نمازگزار و مومن مي­گردد. بنابراين بنا بر يک قاعده کلي که انسان هر چقدر کسي را بيشتر دوست داشته باشد، سعي مي کند تا خود را بيشتر به او نزديک کند و چون از آنجا که انسان نماز را لحظه لقا و ديدار محبوب مي يابد، آتش شوق رحمان در دلش زبانه مي کشد و هنگامي که در نماز به وصال معشوق و محبوب خود مي­رسد، در مقابل او احساس خاکستري و فروشکستگي مي­کند.

3. خداترس که از ديگر عوامل ايجاد خشوع در نماز است و علاوه بر قران کريم که در آيات مختلف بدان اشاره شده است، افزون بر اينها، در سيره عملي پيامبر و اهل بيت اطهار (ع) بهترين و کاملترين حالت خشوع ديده مي شود. بطوريکه حتي در برخي موارد گفته شده که گاهاً حالتي شبيه «بي هوشي» به آنان دست مي داده و از خوف خدا از حال مي رفتند.

تفاوت بين خوف و خشيت

خشيت به معني ترس شديد است. از اين رو در «اقرب الموارد» از کليات ابوالبقاء نقل شده که خشيت از خوف شديدتر است. چون اين واژه بر گرفته از «شجرة خاشعه» است و به درختي گويند که به طور کلي بخشکد. خوف به معناي نقصان و از «ناقه خوفاء» به معناي شتر مريض اخذ شده، يعني مريض است ولي هنوز نمرده است. خشيت در صورتي گفته مي شود که مخوف داراي عظمتي باشد. اما خوف از ضعف خائف است و اين که ميگويد چه خوف از ضعف خائف است، مورد تصديق قران کريم نيست بلکه عکس آن است و خوف در بسياري از موارد قران مدح شده است. مانند «وَ لِمَن خَافَ مَقام رَبّه جنتان»8و «إِني أخافُ الله رب العالمينَ» راغب در مفردات ميگويد: خشيت ترس است آميخته با تعظيم و اکثراً همراه با علم چيزي است که از آن مي ترسند. از اين رو وصف ويژه دانشمندان قرار داده شده است. وصف کليات ندارد و در مواردي چنين نيست، مانند اِنّما يخشي الله من عِباده العلما»

 

 

تفاوت خضوع با خشوع

علامه طبرسي مي گويد:­خشوع و تذلل نظير هم هستند و متضاد خشوع، تکبر و خود پسندي است و خشوع و خضوع­قريب­المعني هستند، مگر آنکه خضوع در تواضع بدني و اقرار به خدمت در تواضع صدا و چشم است و اصل ماده آن از نرمي و آساني است.

راغب در مفردات خضوع و خشوع را به يک معنا دانسته و ميان آن دو تفاوتي قائل نيست. ناگفته نماند که در قران کريم، خشوع به هر دو معنا، يعني تذلل و تواضع دروني و بيروني استعمال شده است:

الف)­استعمال خشوع در تواضع دروني:­«الم يان للذين امنوا اَن تخشع قلوبهم لذکر­الله»9

ب) استعمال خشوع در تواضع بيروني: «و خشعت الاصوات الرحمن»10 و «خاشعه ابصارهم ترهقهم ذلّه»11

گفتني است که خشوع در قران مجيد در وصف موجودات جامد نيز آمده است «و مِن اياتِهِ انّک تري الارضَ خاشعه»12 و همچنين «و انّها لکبيره اِلاّ علي الخاشعين»13

خلوص

در سراسر نماز قصد قربت شرط صحيح بودن آن است حتي اگر حرکت يا کلمه اي از واجبات يا مستحبات نماز را براي غير خدا انجام دهيم نماز باطل مي شود و اگر مکان نماز يا زمان آن را براي غير خدا تعيين نماييم نماز باطل است. اگر حالتي که هنگام نماز به خود مي گيريم براي غير او باشد نماز باطل است. بنابراين عبادت بودن نماز مربوط به آن است که انسان هيچگونه قصد غير خدايي نداشته باشد و اين قصد قربت از لحظه ورود به نماز تا پايان همچنان ادامه يابد.14

ناگفته پيداست که انسان در لابلاي آن همه زرق و برق ها و جاذبه هاي زياد اگر هر روز بتواند از همه چيز دل تهي و کند و ريسمان معنوي روح خود را با ذات مقدس او گره زند و چنان با او خلوت کند که راه نفوذ غير را بگيرد ارزش مهمي را به دست آورده است. ما در نماز با گفتن «اياک نعبدُ و ايّاک نستعين»15 به عبوديت و بندگي خالصانه اعتراف مي کنيم و اين اخلاص را از خداوند ميخواهيم.16

خداوند در خصوص اخلاص مي فرمايد: «اِلا خلاص سرٌ من سرّي أودّعُه في قلب من أجبته» اخلاص رازي از نهان من است که آن را در قلب آن کس که دوستش ميدارم به سپرده مي گذارم.»17

به عبارت ديگر «کسي که اخلاص مي ورزد خردمند است و کسي که از خرد بهره اي ندارد، اخلاص پيشه نيست، از اين رو ريا مي کند»18

«اخلاص که نقش اساسي در نيت دارد، رازي ملکوتي است که جز آن کس که خدا دوستش مي دارد، کسي بدان دست نمي­يازد، و خداوند هيچ کس را دوست نميدارد، جز آن کسي را که با نوافل و مستحبّات به او نزديک گردد و با پيروي از آثار محبوب او- يعني رسول خدا (ص)- به او تقرّب جويد.»19

«بر اين پايه، نيت خود رازي الهي است و جز با طي مراحلي چند، بدان نمي توان دست يافت.

نيت در برخي از اين مراحل به عنوان حال غير پايدار و برخي مراتب ملکه پايدار است، تا سرانجام به مرحله اخلاص که همان سرّ الهي است منتهي گردد. همانطور که محبّ خدا، تنها وقتي از حبيب او پيروي کرد، محبوب خدا ميگردد، انسان مخلص نيز آنگاه به مقام اخلاص کامل مي رسد که از کسي (پيامبر) پيروي کند که خداوند او را براي خويش خالص کرده است، پس او هم به مقام اخلاص محض رسيده و مخلص شده است و کسي که به اين پايه از اخلاص کامل برسد و مخلص شود، داراي اوصاف و احکام و درجاتي است که شايد والاترين آن از اين آيات استفاده شود:

«سبحان الله عمّا يصفون * اِلاّ عبادالله المخلصين»20 يعني هيچ کس توان وصف کردن حق تعالي را ندارد جز بندگان خالص شده، تنها اين گروه خداي متعال را آن گونه لازمه يک شناخت شايسته است، مي شناسد گر چه نتوانند به نهايت شناخت او دست يابند، رسيدن به اين مرتبه از شناخت خود، دست يافتن به گنجينه اي ارجمند و شرافتي بلند است».21

«اخلاص صاف نمودن عمل است».22

همچنين عبارتست از «خالص ساختن قصد از غير خدا، و پرداختن نيت از ما سوي الله و هر عبادتي که قصد در آن اين حد نباشد، از اخلاص عاري است. پس کسي که طاعات اگر به قصد ريا يعني وانمودن به مردم و حصول قدر و منزلت در نزد ايشان باشد، آن * مطلق است و اگر قصد قربت باشد، ليکن با آن، غرض دنيوي ديگري غير از ريا نيز به آن ضميمه باشد؛ مثل اينکه در روزه نيز قصد و پرهيز بکند يا در حج، نيت خلاصي از بعضي گرفتاري هاي وطن يا شرّ دشمنان کند يا در علم، قصد عزت و برتري نمايد يا در وضو و غسل، نيت خنک شدن يا پاکيزگي کند.

پس اخلاص آن است که عمل او از جميع اين شرائب اغراض خالي باشد و از جهت محض تقرب به خدا بوده باشد و بالاترين مراتب اخلاص آن است که در عمل، قصد و عوضي اصلاً نداشته باشد نه در دنيا و نه در آخرت. و صاحب آن، هميشه چشم از اجر در دو عالم پوشيده و نظر او به محض رضاي حق سبحانه و تعالي مقصور است و به جز او مقصودي و مطلوبي ندارد و اين مرتبه، اخلاص ضدّ يقين است و نمي رسد به آن مگر کساني که مستغرق لجَة بحر عظمت الهي گشته، و واله و حيران محبت او باشند و ايشان را التفاتي نه به دنيا و نه به آخرت باشد.

گداي کوي تو از هشت خلا مستغني است      

                                                                        اسير قيد تو از هر دو عالم آزاد است23

ريشه اخلاص

«آنکه گرفتار ريا مي شود، هنوز به مرحله تعيين و باور نرسيده است. علي (ع) مي فرمايد: «اِلا خلاصُ ثمرهُ اليقين»24 اخلاص، نتيجه يقين است. ممکن است انسان به خدا و قيامت و پاداش و ... علم داشته باشد ولي علم انسان، تا به مرحله يقين و باور نرسد، آن تاثير گذاري لازم را نخواهد داشت. همه مي دانند که مرده، قادر بر انجام کار نيست، اما خيلي ها در همان حال، از مرده مي ترسند. ريا کار، هر چند ممکن است به خدا و قيامت و حساب و کتاب آگاه باشد، ولي آگاهي او به مرحله تعيين نرسيده، از اخلاص دور مي شود. اين يقين هم در سايه عبادت بسيار فراهم مي آيد. قران مي فرمايد: «واعبدُ رَبَّکَ حتّي ياتيکَ اليقين»25 آنقدر عبادت کن تا يقين به تو برسد.

اگر يقين داشته باشيم که عالم در محضر خداست، عزّت و ذلّت به دست اوست، دنيا و جلوه هاي آن، سرمايه هاي کم سود و گذرا و فريبنده است، به اخلاص در عمل کشيده مي شويم»26

همچنين قران کريم مي فرمايد: «اِنّا انزلنا إليکَ بالحقُ فاعبد الله مخلصاً لَهُ الدّين، والا الله الدين الخالص...»27

در تفسير ادبي و عرفاني نيز «مراد از «الا الله الدين الخالص» پرستش سزاوار خداوند پاک و منزّه است يعني طاعت به اخلاص است و بي ريا، و گوهر اخلاص را صدف در دل دريا يابند در درياي سينه»28

اخلاص در نماز

در قران و روايات الله، روي سند اخلاص بسيار تاکيد شده است و اينکه اگر عملي همراه با اخلاص نباشد، ارزش نخواهد داشت و عملي ارزشمند است که در آن اخلاص مشاهده شود. معناي اخلاص آن است که انسان در عمل متکي به دستور خداوند باشد و کسب رضاي او و عمل از هر گونه شابة غير الهي پاک و مبرا گردد. چنين حالتي، اخلاص ناميده مي شود و انساني اين چنين، مخلص خواهد بود.

در عبادات به خصوص نماز آن موقع نماز واقعي به شمار مي آيد که از سه چشـمه اخلاص سيـراب شـده باشد و حقيـقت نماز چيزي جز اخلاص نيسـت. چنـانکه خداوند در قران کـريم مي فرمايد:

«فَمَنَ کانَ يَرجوُ لِقاءَ رَبّهِ فليعمل عملاً صالحاً و لا يُشرک بعباده ربّه احداً»29 يعني هر کس اميد ملاقات پروردگارش را دارد بايد عمل صالح انجام دهد و کسي را در عبادت خداوند شريک نگيرد.

عمل خالص تا آن اندازه در اسلام مورد اهميت واقع شده که در حديثي از پيامبر اکرم (ص) مي خوانيم: «مَن اخلص الله اربعين صباحاً جَرَت نيابيعُ الحکمِه مِن قَلبِهِ علي لِسانِهِ»30

کسي که چهل روز اعمال خود را خالصانه انجام دهد، خداوند چشمه هاي حکمت و دانش را از قلبش بر زبانش جاري خواهد کرد.

بنابراين شرط قبولي نماز در پيشگاه خداوند بستگي به خالص يا ناخالص (ريا) بودن آن است و لازم است در نماز واقعاً قصد قربت پروردگار را داشته باشد و چنين نمازي است که موجب رشد، کمال و نزديک شدن بنده نمازگزار به خداوند مي گردد. به طوري که حضرت علي (ع) عبادت ها را به سه دسته تقسيم بندي مي کند:

عبادت بردگان: عبادتي که به دليل ترس از عذاب الهي به جا آورده مي شود.

عبادت تاجران: عبادتي که به اميد رسيدن به ثواب و بهشت انجام پذيرد.

عبادت آزادگان: عبادتي که فقط براي خداوند انجام مي پذيرد. 

البته لازم به ذکر است که خلوص داراي مراتب و درجاتي است و عالي ترين مرتبه آن، خلوص محض و کامل براي خداوند است که هيچ انگيزه و خواست نفساني با آن آميخته نيست و بالاخره اينکه در نتيجه اخلاص:

«ارتباط خالصانه انسان با خدا، نورانيت ضمير و صفاي باطن و بصيرتي به همراه دارد که انسان را در پيچ و خم هاي زندگي و بين بست ها و مشکلات، هدايت مي کند. علي (ع) مي فرمايد: «عنَد تحقيق الاخلاص تستنيرُ البصارئر»31 هر گاه خلوص در دل آيد، نورانيت و بينش به همراه مي آيد.

اين همان «فرقان» است که قران کريم، آن را از نتايج تقوا مي شمارد و نيز مي فرمايد: اگر تقوا داشته باشيد خداوند براي شما نوري قرار مي دهد که با آن راه خود را مي رويد «يَجعل لکم نوراً تمشُونِ بِهِ»32

اخلاص و دوري از هواي نفس و تقوا، اين نتيجه را دارد که روشن بيني انسان را مي افزايد و انسان را از تاريکي هاي شرک و جهل و هوس به فضاي نور و توحيد و علم مي رساند. آنکه اخلاص داشته باشد به فوز و رستگاري مي رسد. «اِن تخلَص تَفُر»33.

اخلاص، ارزش فوق العاده دارد و در عين حال بسيار دشوار است. امام سجاد (ع) در دعاهاي سحرهاي ماه مبارک رمضان از خداوند ميخواهد که دل را از نفاق و عمل را از ريا پاک گرداند: «اللهَّم طَهِّر قلبي مِنَ النفاقِ و عملي من الرّياء» و نيز امام حسين (ع) در دعاي عرفه، از خداوند اخلاص در عمل را مي طلبد: «... والا خلاص في عملي»34

حضور قلب و معرفت در نماز

يکي از مهمترين شرايط قبولي عبادات بخصوص صحت نماز، حضور قلب است و بدون آن نماز ناقص بوده و مورد قبول خداوند نخواهد بود. حضور قلب در نماز تابع حالت انسان است بطوريکه هر کس در مراتب تعيين معرفت کاملتر شود، عظمت معبود را بيشتر مي­شناسد و آداب عبادات از او بيشتر صادر مي شود و در مقام بندگي خود را در مقام خضوع و تذلل قرار مي دهد در غير اين صورت دچار خسران در نماز خواهد بود.

چنانکه از امام جعفر صادق (ع) روايت شده که: «بنده چون در نماز خود التفات کند به جانب در حضور قلب» يا بر روي يا به چشم يا به دل، حق سبحانه و تعالي او را ندا مي­کند که: اي بنده من! به سوي چه کسي التفات مي­نمايي؟ چه کسي بهتر از من براي تو است؟ پس از سه مرتبه التفات به غير، حق تعالي نظر لطف از او بر مي دارد، و بعد از آن، هرگز ديگر نظر به جانب او نمي افکند»35

پيامبر گرامي اسلام (ص) در خصوص نماز بدون حضور قلب مي فرمايد: «لا يُقبَلُ الله صلاهَ عبدٍ لا يحُضُر قلبُهِ مَعَ بدنِهِ». خداوند نماز بنده اي را که در نماز دلش با بدنش همراه نيست، نمي پذيرد.

اهميت حضور قلب در نماز

در مورد اهميت حضور قلب در نماز ابن عباس از نگاه از حضرت علي (ع) مي گويد: براي رسول خدا (ص) دو شتر بزرگ هديه آوردند پس به ياران خود نگريست و فرمود: آيا در بين شما کسي هست دو رکعت نماز بجا آورد که در آن هيچ فکر دنيا به خود راه ندهد تا يکي از اين دو شتر را به او بدهم؟ حضرت اميرالمومنين به پا خواست و مشغول نماز شد. هنگامي که سلام نماز را داد جبرئيل نازل شد و عرض کرد: يکي از اين دو شتر را به حضرت علي (ع) بدهيد. رسول خدا (ص) فرمود: در تشهد که نشسته بود انديشيد کدام را بگيرد؟ جبرئيل گفت: انديشيد چاقتر را بگيرد و آن را بکشد و براي خدا به فقرا بدهد. پس انديشه­اش براي خدا بود نه براي خودش و نه براي دنيا. پس رسول خدا (ص) هر دو شتر را به او دادند و خداوند اين آيه را فرستاد:

«اِنَّ في ذلکَ لذکري لمن کانَ لَهُ قلب او اَلتي السَّمع و هُوَ شهيدٌ»36

در اين مطلب تذکر است براي کسي که قلب هوشياري باشد يا گوش دل به کلام خدا دهد و به حقانيتش توجه کامل کند.

رسول خدا (ص) فرمود: نيست بنده­اي دو رکعت نماز گذارد و در آن انديشيد چيزي از دنيا نکند، مگر آنکه خداوند از او خشنود شده و گناهانش را بيامرزد».37

نتيجه گيري

هدف از آفرينش انسان طبق آيه شريفه «وَ ما خَلَقتُ الجِنَّ وَالإنسَ اِلاّ لِيَعبُدونَ»38 بازگشت به ذات پاک خداوند و در واقع عبادت و پرستش خداي متعال است و خلقت کره خاکي جلوه گر آينه جمال و عظمت خداوند مي باشد با اين تفاوت که موجودات از جمله انسان بار سنگين تکاليف را بر ذمه خود به يدک مي کشند تا در سايه الطاف الهي بتوانند راه تکامل را طي نمايند و وظيفه بندگي را در مقابل خالق بي همتا و بي نياز ادا نمايند و طبيعي است خدايي که غني بالذات بوده، سعادت بشر را در گروه اعمالش قرار مي دهد و اما پرستش و عبادت يعني بندگي کردن براي خدا و تنها براي او.

و اما در ميان عبادات، نماز بهترين، خالصترين و تذلّلترين حالت بندگي کردن براي خداست ولي نمازي که توام با اخلاص، خضوع و خشوع قلبي باشد و پرداختن نيست از ماسوي ا... .

بطور کلي عبادات و در راس آنها نماز، آن گاه نماز واقعي بشمار مي آيند که از سرچشمه اخلاص سيراب شده باشند و داراي حضور قلب و خضوع و خشوع قلبي باشد و آن موقعي حاصل مي شود که به درک عظمت الهي نائل شده باشيم. همان طوري که گذشت در اين مقاله ابعاد مختلف اخلاص، خضوع و خشوع مورد بحث و بررسي قرار گرفت. اميد که بتوانيم با بررسي بيشتر موضوع، به اهميت آن پي برده و در حفظ و تقويت حضور قلب در نماز و اخلاص و خضوع و خشوع در آن کوشا باشيم.

حال در اين مورد سه وجه به نظر مي رسد:

اقامه نمازي اثر بخش و سودمند است که انسان به طور مستمر و مداوم در تمام طول عمر خود اقامه کند و در هيچ شرايطي نماز را ترک نکند.

نماز ذکري دائمي است. ذکر و نيايش الهي است که ذره ذره وجود جهان همواره به آن مشغولند و حمد و تسبيح مي کند.

چون نماز سپاس حق و ستايش او در برابر نعمتهاي پيکران اوست، تمام نفسهاي ما بايستي در نماز فقط براي او باشد.

 

منابع و ماخذ

قران کريم

انصاري، خواجه عبدا... تفسير ادبي و عرفاني (کشف الاسرار)، تاليف احمد ميبري، 1378، چاپ اقبال

جوادي آملي، عبدا...، رازهاي نماز، مرکز نشر اسراء، 1386، قم

خميني (ره)، روح ا...، تفسير و شواهد قراني، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره)

راغب اصفهاني، المفردات في غريب القران، ج 1، انتشارات مرتضوي، 1374، تهران

طباطبايي، تفسير الميزان، دفتر انتشارات، ج 15

عزيزي، عباس، نماز و عبادت حضرت علي (ع)، 1378، انتشارات بلوغ

قرائتي محسن، پرتوي از اسرار نماز، ستاد اقامه نماز، 1386، تهران

مجلسي، علامه محمد باقر، بحارالانوار، ج 67

فراقي، ملا احمد، معراج السعاده، چاپ پيام، 1382، تصحيح رضا مرندي

پي نوشت ها

مفردات راغب/ ج 1 / ص 659

2. مومنون / 2

3. مفردات راغب / ج 1

4. الميزان/ ج 15/ ص 6

5. مؤمنون/ 1 و 2

6. تفسير و شواهد قراني امام (ره)، ص 558

7. فاطر/ 28

8. الرحمن/ 46

9. حديد/ 16

10. طه/ 108

11 . قلم/ 43

12. فصّلت/ 41

13. بقره/ 45

14. مائده/ 28

15. يکصد و چهارده نکته درباره نماز، ص 48

16. همان/ص 49

17. رازهاي نماز/ ص 72

18. همان

19. رازهاي نماز/ ص 72

20. صافات/ آيات 159-160

21. رازهاي نماز/ ص 74

22. معراج السعاده/ ص 727

23. معراج السعاده/ ص 727

24. فهرست غرر الحکم

25. حجر/ آيه 99

26. پرتوي از اسرار نماز/ ص 137

27. زمر/ 2 و 3

28. تفسير ادبي و عرفاني کشف الاسرار، ص 335

29. کهف/ 110

30. بحارالانوار/ ج 67، ص 242، حديث 10

31. فهرست غرر الحکم، واژه خلص، ص 93

32. حديد/ 28

33. فهرست غرر الحکم، ص 92

34. پرتوي از اسرار نماز، ص 146

35. مجلسي، محمد باقر، عين الحيات، 1383، انتشارات کامکار، ص 54

36. ق/ 37

37. نماز و عبادت حضرت اميرالمومنين (ع)، فصل دوم، روح نماز، ص 41

38. الذاريات/ 56

 

 

 

 

 

 حجت الاسلام عزيز صابر

 مسئول دارالقرآن الكريم اداره كل تبليغات اسلامي استان اردبيل

 

 

يكشنبه 5 تير 1390 - 13:56


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری