جمعه 27 مرداد 1396 - 20:55
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

نيما نوربخش

 

ساخت فيلمي در فضايي جنجالي

 

نگاهي به گروه فيلمسازي پايان نامه(حامد کلاهداري)


حامدکلاهداري مجوز ساخت پايان نامه را به تهيه کنندگي روح الله شمقدري (موسسه فرهنگي هنري مرات هنر) اوايل سال1389 دريافت کرد. او و گروهش به رغم شايعات فراوان پيرامون داستان فيلم، چند هفته اي را در سکوت خبري مشغول انتخاب بازيگران پايان نامه بودند و حتي بدون عنوان کردن فهرست بازيگران کليد خوردن فيلم را اعلام کردند.

جنجال ها از همان زمان شروع ساخت فيلم آغاز شد. البته کلاهداري جنجال هاي پيرامون اين فيلم را در گفتگو با مجله صنعت سينما خنده دار دانست. و گفت: «داستان اين فيلم هيچ ربطي به ماجراي شخصيت خاصي ندارد. انتشار چنين خبرهايي فقط باعث سرخوشي گروه سازنده شد. داستان فيلم يک واقعه پليسي/اجتماعي است و بهاره افشاري در فيلم نقش دانشجويي که در رشته باستان شناسي تحصيل مي کند را بازي مي کند و چون دير به کلاس مي رسد، نمي تواند استاد خود را ببيند و به دنبال او مي گردد.»

 کلاهداري درباره انصراف برخي از بازيگران براي حضور در فيلم به ماهنامه فيلم مي گويد: «من براي اين فيلم حضور تعدادي از بازيگران مطرح سينما را پيش بيني کرده بودم. اولين کسي که با پروژه قرارداد بست، امير آقايي بود. او چون قصد سفر داشت، اصرار کرد زودتر قراردادش بسته شود. من بازي آقايي را دوست دارم و او را بازيگر توانايي مي دانم اما او پس از گذشت سه روز از زمان فيلمبرداري، تحت تاثير شايعاتي که پيرامون فيلم وجود داشت، تصميم گرفت نقش را به گونه اي که خودش تحليل مي کند اجرا کند.

اين در حالي است که فيلمنامه نهايي، پانزده روز قبل از شروع فيلمبرداري در اختيار عوامل بود و آنها بر اساس آن فيلمنامه قرارداد بسته بودند. من مانع تراشي نکردم و آقايي کار خودش را کرد تا اين که روز چهارم فيلمبرداري، بدون اعلام قبلي به دفتر من رفت و نامه اي نوشت مبني بر انصرافش از ادامه کار.

اين کار او، حدود صد ميليون تومان ضرر براي پروژه به دنبال داشت. ليلا اوتادي هم جزو کانديداهاي نقش مکمل ما بود که او هم به دليل جو ايجاد شده و شايعه هاي موجود، از کار کنار کشيد.

درباره هانيه توسلي، ماجرا از اين قرار بود که پس از خواندن فيلمنامه، يک گفتگوي تلفني با هم داشتيم که به هر حال اعلام کرد که نمي تواند در اين پروژه حضور داشته باشد. ماجراهاي مربوط به ممنوع الکار شدن او در پي رد اين نقش نيز، کذب محض است.»

داستان فيلم درباره چهار دانشجو است که براي رساندن پايان نامه به استاد، به طور ناخواسته درگير ماجرايي پيچيده مي شوند. اين داستان در ماه هاي پس از انتخابات سال 88 اتفاق مي افتد و برخي زواياي پنهان آن را به تصوير مي کشد.

کلاهداري در مورد کليت فيلم مي گويد: «پايان نامه صريح ترين فيلم سياسي اي است که تابه حال در سينماي ايران ساخته شده است. البته توليد کار و انتخاب عوامل حاشيه هاي زيادي داشت، که به پايان رسيد.»

اين کارگردان جوان در مورد ايده اوليه پايان نامه مي گويد: «اين فيلم در حد نيم سطر به ذهنم خطور کرده  بود. بعد از حوادث انتخابات دغدغه داشتم فيلمي بسازم. ايده ام را به برادرم که او هم در اين باره دغدغه داشت گفتم و ايده بارور شد و در نهايت تبديل شد به فيلم نامه پايان نامه.

 فيلم نامه بالغ بر چهار يا پنج نسخه و نوع مختلف نوشته شد. وقتي فيلم نامه آماده شد مشخص بود فيلم به لحاظ اجرا با شرايط بسيار سختي روبه رو خواهد بود و سينماي ايران بضاعت توليد چنين فيلمي را ندارد. ما هشتاد جلسه شب کاري داشتيم. در تمام خيابان هاي شهر تهران، فيلم بسيار پرپلان و بالغ بر دوهزار نما است که از اين نظر کار سختي بود.»

او درباره فيلمنامه مي افزايد: «البته در مجموع اين فيلمنامه کاملا زاييده تخيل است و مستند نيست. تنها نکته آشنايش، شلوغي هاي پس از انتخابات 88 است. البته فيلم داوري هم درباره آن دوران دارد.

 من به تک تک حرف ها و جمله هاي سياسي فيلم معتقدم و اين چيزي نيست که از بيرون به من ديکته کرده باشند. در پايان نامه حرف دل همه جناح هاي سياسي مطرح مي شود و موضع اين فيلم معلوم نيست. نگاه جانبدارانه اي نداريم.»

کلاهداري ادامه مي دهد: «فيلمبرداري کار ما برخلاف گفته ها و شايعات، در سخت ترين شرايط انجام شد. از قديم مي گويند آواز دهل شنيدن از دور خوش است. فيلم با عجله پيش رفت و با وجود تمام ضربه هايي که برخي از اهالي سينما و دوستان به اين فيلم زدند، اما دست خدا پشت فيلم بود و به طريقه معجزه آسايي صحنه هاي سختش را گرفتيم و با دشمنان بزرگي که اين فيلم داشت، کار را به سرانجام رسانديم.»

کلاهداري در مورد دلايل اين حرفش مي گويد: « دليلش اين بود که اين دوستان اذيت مي شدند. خيلي از دوستاني که مي دانستند ماجراي فيلم سياسي است و فيلمي است که مي خواهد وقايعي را بگويد و دوستان شان از بيرون دستي در ماجرا داشتند، به تحريک آنها سعي در جوسازي و مشکل ساختن براي اين فيلم داشتند.

برخي از سينماگرها بي دليل مقابل موضوع ايستادند که همين مرا بيشتر تحريک مي کرد تا فيلم را ثابت قدم بسازم. من فيلم را براي مردم ساخته ام و ايمان دارم تماشاگران اين فيلم راضي خواهند بود.»

کلاهداري در مورد کارگرداني فيلم مي گويد: « يکي از مشکل ترين مسائل اين فيلم در کارگرداني، حفظ ريتم کلي فيلم بود. فيلم ريتم تندي دارد و صحنه هاي بسيار حساس و حسي که در عين اين که نگاه لانگ شات گونه(نگاهي از نماي دور) به کل ماجرا بايد مي بود، نبايد معماري کل قصه را به هم مي ريخت و بايد يک فضاي حسي در اين ريتم تند به وجود مي آمد.

 در اين فيلم صحنه هاي مرگ و از بين رفتن چند تا از شخصيت هاي فيلم وجود دارد که صحنه هاي بسيار حسي و عجيب به لحاظ اجرا بود. در جاهايي از فيلم خشونت زيادي وجود دارد. اما در جاهايي به شدت احساس مي شود که سعي کرديم کنترل شده باشد.

در مجموع معماري کار و لحن کار سخت بود. بايد بگويم که براي کار دوم به اندازه پنج فيلم سينمايي کسب تجربه کردم و فکر نمي کنم در عمرم فيلمي از اين سخت تر بسازم. فکر مي کنم با پايان نامه سخت ترين فيلم عمرم را ساخته ام.»

فيلمبرداري پايان نامه شانزدهم آبان 89 در تهران کليد خورد و پس از هفتاد جلسه فيلمبرداري در اوايل بهمن ماه به پايان رسيد. در زماني که شکلات داغ(فيلم اول کلاهداري) به اکران عمومي درآمد، عده اي شايع کردند که ميان کلاهداري و سجاد پور تهيه کننده اين فيلم نسبتي وجود دارد.

کلاهداري درباره اين موضوع مي گويد:«اين هم از آن شوخي هايي است که هيچ وقت منبعش را نفهميدم. بين ما هيچ نسبت فاميلي وجود ندارد، در عين حال من به ايشان علاقه و اعتقاد قلبي دارم.»

بهروز معاونيان، صدابردار درباره حضورش در پايان نامه به صنعت سينما مي گويد:« وقتي فيلم نامه را خواندم، متوجه شدم بحث و حديث هايي که در مورد فيلم وجود دارد شايعه است. من وظيفه خودم که اجراي کار بود را انجام دادم و در خدمت گروه بودم.»

معاونيان در مورد شرايط کار و شناختن از کلاهداري مي گويد: « کار بسيار سختي بود. نزديک 80 جلسه شب کاري بدون قطع داشتيم و چند روز آخر روزکار شديم. کلاهداري در شکلات داغ از گروه بازيگران قوي اي استفاده کرده بود و به نظر من براي کار اول يک کارگردان، کار خوبي بود.

اما اصولاً روي کارهاي بعدي کارگردان بايد قضاوت کرد. کار اول ممکن است کار خوبي باشد، اما در کارهاي بعدي معلوم مي شود که کارگردان چه توانايي هايي دارد.

داشته ايم کارگرداني هايي که فيلم اولشان خوب بوده، اما در ادامه از مسير سينما خارج شده اند. فکر مي کنم پايان نامه از شکلات داغ بهتر باشد و در بعضي از  موارد و صحنه ها و پرداخت ها خيلي بهتر از فيلم هاي ديگر سينماي ما است و کار حرفه اي تري شده است.»

 معاونيان که از صدابرداراني است که کار صدارگذاري هم انجام مي دهد، اما در اين فيلم فقط با عنوان مدير صدابرداري فعاليت کرده. او در اين مورد مي گويد: «به خاطر فشردگي پروژه به صداگذاري نمي رسم. به همين خاطر سيد محمود موسوي نژاد را معرفي کردم که شناخت بيست ساله از او دارم.

تلاش کردم مراقب امور صدا و کارهاي خودم در موقع صداگذاري باشم. در مورد عنوان مدير صدابرداري هم بايد بگويم که به عنوان صدابردار مديريت تام داشتم و فقط کار صدابرداري انجام مي دادم.»

او در مورد سختي هاي اين فيلم مي گويد: «بيشتر اين فيلم در اتومبيل و خيابان و جنگ و گريز و درگيري و ... است. در داخلي ها هم تيراندازي و درگيري داريم. ضمن اين که تمام داستان از غروب تا صبح اتفاق مي افتد و زمان فشرده اي هم داشتيم.

بايد در خيابان هاي خلوت مي بوديم که زمان کمي براي فيلم برداري داشتيم. معمولاً از دوازده شب تا پنج صبح. بعضي از خيابان ها را هم در اختيارمان نمي گذاشتند. به همين خاطر زمان فيلمبرداري بالا رفت.

اين شب کاري هاي زياد و استرس کار در خيابان و استرس رسيدن فيلم به جشنواره همه و همه باعث شد با يک کار سنگين و سخت براي همه مواجه باشيم.»

معاونيان در مورد صداهاي بازيگران و اين که از تن صداي آنها براي صدابرداري رضايت کامل داشته، مي گويد: «فيلم خيلي رئاليستي(واقع گرايانه) و خوب ساخته شده و پرداختن فيلم به ديالوگ هاي محاوره اي خوب انجام شده و سعي نشده زياد حالت کليشه اي داشته باشد. 

شخصيت هاي اصلي فيلم، کار را خوب انجام دادند. همه بازيگرها تئاتري و قوي و با صداي آنچناني نبودند، ما هم سعي کرديم کلام محاوره اي و معمولي يک آدم معمولي را بگيريم.

از اين بابت موفق بوديم. نه از طريق زيبايي شناسي بيان تئاتري و دراماتيک. در يک کار که در خيابان و اتومبيل و با تيراندازي نمي شود شيک صحبت کرد، بايد يک جوري طبيعي باشد رعايت اين لحن و بيان و ... را سعي کرديم با کمک کارگردان به نحو احسن در فيلم انجام دهيم.

فکر مي کنم که در اين زمينه موفق بوديم و تصورم اين است که تماشاگر مي رود در دل فيلم و فکر نمي کند دارد فيلم مي بيند.»

بهاره افشاري که با سريال او يک فرشته بود (عليرضا افخمي) شناخته شد در مورد حضورش در پايان نامه به صنعت سينما مي گويد: «مثل همه کارهاي ديگر از من دعوت شد، فيلم نامه را خواندم و تصميم گرفتم در اين فيلم حضور داشته باشم. به جرات مي توان بگويم پايان نامه متفاوت ترين فيلمنامه اي است که در پنج سال اخير بازيگري ايم در سينما خوانده ام.

يک هفته قبل از اين که بازي در اين فيلم به من پيشنهاد شود شکلات داغ را ديدم که به نظرم در شرايط فعلي سينماي ايران بسيار خوب بود و در نهايت فکر کردم پايان نامه نمي تواند فيلم بدي باشد و نقش بي نظير آذر را بازي کردم.»

افشاري در مورد سختي هاي ايفاي نقش آذر مي گويد: «هشتاد جلسه شب کاري داشتم و کار بسيار سخت و طاقت فرسايي بود. البته اگر در شرايط درست کار سنجيده شود، بايد بگويم که در سينماي ما اين متداول شده که فيلم بيست روزه جمع مي شود و به آن افتخار مي کنند، اما به نظر من براي چنين فيلم نامه اي حدود هشتاد روز طبيعي است.»

افشاري در مورد اين که براي رسيدن به نقش تحقيق انجام داده ، مي گويد: «به تحقيق در مورد نقش اعتماد ندارم. من نقشي را که بازي مي کنم باور شخصي خودم است از شخصيت. قرار نيست من نقش را، تيپ بگيرم. من سعي مي کنم آن چه هست را در ذهنم براي ارائه يک شخصيت بسازم.

اگر از عوامل بپرسيد به شما خواهند گفت که قبل از فيلمبرداري هر سکانس نمي نشينم و فکر کنم تا تحث تاثير نقش باشم. اصولا اين شوها و نمايش ها را دوست ندارم.»

يادداشت کلاهداري در زمان برگزاري جشنواره فيلم فجر:

خداوند عدل مطلق است و آن چه از اوست جز عدل نيست. سخت ترين فيلمي را که مي توانستم بسازم، ساختم، پايان نامه.

عجيب ترين حرف هايي را که مي توانستم بشنوم، شنيدم. ناعادلانه ترين قضاوت هايي را که مي توانستم ببينم، ديدم. سنگين ترين فشارهايي را که مي توانستم تحمل کنم، تحمل کردم.

و اما هوشمند ترين و محجوب ترين تهيه کننده، معتقد ترين نويسنده، استوارترين عوامل و غيرتي ترين بازيگران را داشتيم. و از همه عجيب تر نيروي قدرتمندي بود که در کنار خودم و پايان نامه مي ديدم، نيرويي که گاهي در سخت ترين شرايط، معجزه آسا به کمکمان مي آمد و با همه فشارها و سختي ها، پايان نامه به پايان رسيد، پس عدل مطلق است و آن چه از اوست، جز عدل نيست.

مشخصات پايان نامه:

کارگردان: حامد کلاهداري. نويسنده: هادي کلاهداري. مدير فيلم برداري: شاهپور پورامين. صدابردار: بهروز معاونيان. طراح صحنه و لباس: علي وطن دوست. چهره پرداز: ايمان اميدواري. صداگذار: سيد محمود موسوي نژاد. تدوين گر: داود يوسفيان. موسيقي: سيد بهنام ابطحي. جلوه هاي ويژه: داود يوسفيان. مدير توليد: مجتبي متولي، مهدي ورفايي. بازيگران، بهاره افشاري، حامد کميلي، کامران تفتي، چکامه چمن ماه، هادي ديباچي، محمد  صادقي، با حضور: داريوش ارجمند، احمد نجفي، محمدرضا شريفي نيا و جمشيد هاشم پور. تهيه کننده: موسسه فرهنگي هنري مرات هنر، زمان:100 دقيقه.

 

 

يكشنبه 5 تير 1390 - 13:21


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری