شنبه 3 تير 1396 - 8:13
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

ميلاد بهاري

 

شعر در دهه 80 منطقي تر شده است

 

گفت و گو با سعيد بيابانکي درباره شعر دهه هاي بعد از انقلاب

سعيد بيابانكي هم شاعر است و هم منتقد، هم صريح الهجه است و هم زبان خيرخواهي دارد.براي همين او را به صراحت كلام مي‌شناسند، صراحت كلامي كه هيچگاه كسي را آزرده خاطر نمي كند چرا كه او در عين صريح بودن‏، جانب انصاف را هم نگاه مي دارد و هم از مرز اخلاق خارج نمي شود.اگر بخواهيم دوره هاي شعري بعد از انقلاب را به سه دوره  دهه 60،دهه 70 و دهه 80 تقسيم کنيم،بيابانكي در دوره دوم يعني دهه 70 قرار مي گيرد و او البته يکي از شاعران خوب اين دهه است.با او درباره ويژگي هاي شعر دهه هاي اخير و مشكلات و موانع پيش روي شعر و شاعري گفت‌وگو كرديم.

 

آقاي بيابانكي بين شعر امروز و شعر دهه 60 چه تفاوتي مي‌بينيد؟

شعر دهه 60 شعر نوپايي حساب مي‌شود كه هنوز مؤلفه‌هايش تعريف‌نشده و شعري است كه مي‌توان آن را به يك جوانه تشبيه كرد. بخش زيادي از آن، مديون فضاي جنگ در آن زمان است كه وقتي وارد زندگي ما شد فرهنگ و ادبياتي هم با خود آورد. بخش زيادي از شعر دهه 60 را مي‌توان به تاريخ ادبيات نسبت داد. تاريخ ادبياتي كه با جنگ عجين شده بود. به نوعي مي‌توان گفت شعر دهه 60 ، شعر تهييج ‌شده است كه البته در زمان خود خوب است اما تاريخ مصرف دارد. هرچه از جنگ فاصله گرفتيم نوع شعر هم تفاوت پيدا كرده است. جمله‌اي است كه مي‌گويد: «شعر را جامعه به شاعر سفارش مي‌دهد.» جامعه در هر دهه سفارش مخصوص خود را دارد كه اولويت‌هاي آن نيز متغير است. به همين دليل شعر را دهه‌به‌دهه و يا حتي كمتر نيز مي‌شناسند.

خب، با اين تفاسيري که شما بيان کرديد در دهه 80  وضعيت شعر به چه صورت است و آيا در اين دهه، از آن تهييج و هيجاني که شما درباره شعر دهه 60 گفتيد فاصله گرفته ايم؟

در دهه ٨٠ به يك پايداري رسيديم كه شعر، به شعري منطقي نزديك‌تر شده است. گرچه در حوزه زبان و فرم سعي شده تا نوآوري‌هايي انجام گيرد كه بعضي از آن‌ها بازتاب خوبي هم داشته است. به همين دليل به شعري كه سالم است بيشتر بها داده شده است.مانند شعرهايي كه سوره مهر منتشر مي‌كند.

منظور شما از نوپا اين است كه در دهه ٦٠ هيچ شعر و شاعر برجسته‌اي وجود نداشته است؟

ببنيد ادبيات انقلاب اسلامي سال ٦٥ شكل گرفت و شاعران بزرگي هم از آن دهه بيرون آمدند اما شعرهاي بزرگي از اين شاعران بيرون نيامده است. اين خيلي مهم است كه شاعران بزرگ، شعرهاي بزرگ هم داشته باشند.

عده‌اي مي‌گويند كه فهم شعر كلاسيك بسيار راحت‌تر از شعر سپيد است؟

خب طبيعي است چون شعر كلاسيك حدود هزار سال عمر دارد اما شعر سپيد ما  تنها از زمان نيما به وجود آمده است كه در مقايسه با  شعر كلاسيك قابل مقايسه نيست. مردم ما با شعر كلاسيك گذشته اي طولاني را زيسته‌اند و تا بخواهند با شعر سپيد كنار بيايند زمان لازم است.

آقاي بيابانکي در دهه 80 دفترهاي شعري زيادي از شاعران جوان منتشر شد، فکر مي کنيد شعر اين دوره با دوره شما يا همان دهه 70 قابل مقايسه هست؟

شعر جوان در مقايسه با دهة خودمان، دهه ٧٠، قابل مقايسه نيست، چون حتي نصف شاعر و شعري كه امروز هست نيز آن موقع نبود و مهم‌تر اينكه نه اينقدر به شعر اهميت داده مي‌شد و نه تا اين حد به شاعر بها مي‌دادند. حالا خوشبختانه يا متأسفانه فقط در ٣ ماهه پاياني سال تعداد زيادي كتاب شعر چاپ اول در كشور منتشر شده كه البته پيدا كردن شعر خوب در ميان اين تعداد شعر، كار دشواري است.

فكر مي‌كنيد علت آن چيست؟

معتقدم كه شعر در اين سال‌هاي اخير از نظر كمّي رشد داشته و به لحاظ كيفي بسياري از كتاب‌ها از نظر زبان و مضمون‌پردازي به هم شباهت دارند.

فکر مي کنيد علت اين مسئله چيست؟

من فكر مي‌كنم بخشي از اين مسئله به تكنولوژي برمي‌گردد. زماني نشر، يك صنعت پيچيده‌ به شمار مي‌رفت كه با آمدن كامپيوتر‏، نرم‌افزارهاي گرافيكي و تكنولوژي‌هاي پيشرفته ساده‌تر شده است. در نيتجه اين حرفه، گسترش زيادي پيدا كرده كه اين يكي از علل انتشار كتاب به تعداد زياد است. دليل ديگر اينكه بايد كمي سخت‌گيري در انتخاب شعرهاي خوب شود، كه نمي‌شود. مشكل از قانون نشر نيز مي‌تواند باشد. قانون نشر مي‌گويد كه بايد شعر مبري از مواردي كه در آن آمده باشد تا اجازه چاپ پيدا كند. مثلاً قوميت‌ها را با هم درگير نكند يا عليه قانون نباشد و يا مروج فحشا و فساد نباشد كه همه اين‌ها درست،اما هيچ كجا به كيفيت كتاب اشاره نشده است. با اين حساب ديگر نمي‌توان يك كتاب را به صرف اينكه شعر خوبي ندارد منتشر نكرد.

زماني كه سخت‌گيري در قانون نباشد، توليد هم در همان عرصه زياد مي‌شود. اين عرصه مي‌تواند علاوه بر شعر، در مورد موسيقي و يا فيلم نيز صادق باشد كه البته تا حدودي درباره كيفيت فيلم و موسيقي بيشتر سختگيري مي‌شود اما شعر مورد بي‌توجهي قرار گرفته است. به اين ترتيب كتاب‌هاي بي‌كيفيت منتشر مي‌شود.درنتيجه مي‌توان گفت قانون به نفع كيفيت ادبيات پيش نمي‌رود.البته در دهه اخير كنگرة هاي شعري بسياري را ديده‌ايم، به‌عنوان مثال، جشنواره شعر فجر را اخيراً راه‌اندازي كرده‌ايم كه همه در جهت حمايت بيشتر شعر است اما نكته‌ حائز اهميت اين است كه بسياري از اين كنگره‌ها خروجي مي‌خواهند.

آقاي بيابانكي زماني كه جشنواره و كنگره نبود، تعدادي از شاعران اعتقاد داشتند كه اگر با برگزاري جشنواره‌ها از شعر حمايت شود، كيفيت سطح شعري هم بالا مي‌رود اما حالا كه اين اتفاق افتاده شما مي‌گوييد اين مسأله موفقيت‌آميز نبوده و خروجي خوبي نداشته، پس بايد چه اتفاقي رخ دهد؟

نكته اينجاست وقتي به يك پديده بيش از حد اهميت داده شود، ممكن است نتيجة معكوس دشته باشد. لزوماً ازدياد يك مسأله، به معناي پيشرفت در آن جريان نيست. يك جشنواره آن هم بدون دادن موضوعيت جزئي، بايد برگزار شود تا مثبت تلقي شود. اين روزها به جاي اينكه شاعران جشنواره‌ها را هدايت كنند، جشنواره‌ها شاعران را هدايت مي‌كنند.شعر يك پديده ناخودآگاه و دروني است. وقتي يك جشنواره با موضوع محلي برگزار شود باعث مي‌شود شاعران به دنبال توليد آثار بروند و از آنجايي كه شعر يك پديده ناخودآگاه و دروني است با اين جشنواره‌ها، اشعار بي‌كيفيت توليد مي‌شود. درنتيجه مي‌توان گفت موضوع‌بندي شعر، كيفيت آن را پايين مي‌آورد.

 

 

يكشنبه 5 تير 1390 - 13:17


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری