جمعه 28 دی 1397 - 15:13
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ضياء آراسته

 

ارديبهشتي ديگر

 

ارديبهشتي ديگر / خاطرات فرار عبدالمجيد خزايي از زندان سليمانيه عراق

مصاحبه و تدوين : مهناز فتاحي

چاپ و شمارگان : اول / 1389، 2500 نسخه

ناشر : سوره مهر

 

 مهناز فتاحي در اشاره كتاب خود عبدالمجيد خزايي را همشهري خود معرفي مي‌كند و اينكه هر دو كرمانشاهي هستند . فتاحي اشاره مي‌كندكه آنها روي زميني بزرگ شده‌اند كه در عالم نجابت و راه و رسم جوانمردي نام و آوازه‌اي دارد و اينكه همشهري‌هايش اين ميراث عزيز را ارجمند مي‌دانند و آنقدر تلاش مي‌كنندكه سقف زندگي‌شان بر پايه‌هاي همين ميراث پدري گذاشته شود . وي ادامه مي‌دهد كه زماني كه دانسته آقاي خزايي در زمان اسارتش توانسته از زندان سليمانيه عراق فرار كند و خود را به كرمانشاه برساند ، تصميم گرفته خاطرات زندگي ، اسارت و فرار او را به رشته تحرير در بياورد . حاصل همه گفت و گوهاي مهناز فتاحي با عبدالمجيد خزايي به كتاب « ارديبهشتي ديگر » تبديل مي‌شود .

كتاب حاضر از فصل‌‌هايي با عناوين كودكي و نوجواني ، استخدام در نظام ، آغاز جنگ و اسارت ، روزهاي سخت اسارت  فرار از زندان ، بازگشت به وطن و هچنين عكس‌ها تشكيل شده است . فصل اول كتاب ، عبدالمجيد خزايي شرح حالي از دوران كودكي خود ارائه مي‌دهد و اينكه در يكي از روزهاي ارديبهشت سال 1337 در شهر كنگاور شهري بين كرمانشاه و همدان بدنيا مي‌آيد . مادر عبدالمجيد بعلت بيماري قلبي در سفري درماني به تهران فوت مي‌كند . از آن روز به بعد او غمگين و گوشه‌گير شده و حتي درس‌خواندن برايش مشكل مي‌شود . هم‌كلاسي‌هاي او رضا قليوند و داود موسوي سعي مي‌كنند تنهايش نگذارند ، دوستاني كه بعدها هردويشان شهيد مي‌شوند .

عبدالمجيد پس از مدتي براي استخدام در نظام به تهران مي‌آيد و شش ماه دوره تخصصي را به پايان رسانده و به درجه گروهبان دومي نائل مي‌شود . راوي كتاب ارديبهشتي ديگر در سال 1358 در شيراز ازدواج مي‌‌كند و پس از بازگشت از شيراز به همراه همسرش به كرمانشاه آمده و در سراب نيلوفر در خانه‌هاي سازمان زندگي خود را تا زمان جنگ و اسارت آغاز مي‌كند . فصل سوم كتاب روايتگر اسارت عبدالمجيد است . او كه عضو يك واحد نظامي با نفربر زرهي در گروهان شناسايي است به همراه سه نفر ديگر ، دو سرباز و يك درجه‌دار به اسارت گروه‌هاي رزگاري و كومله و دمكرات درمي‌آيد و پس از مدتي توسط آنها به بعثي‌هاي عراقي تحويل داده مي‌شوند تا دوران سخت و طاقت‌فرساي اسارت را تا زمان فرار از زندان تحمل كنند .

« به طرف يكي از مهاجمين كه ما را تحويل داده بود برگشتم و با تمام كينه و ناراحتي گفتم : چرا ما را به اجنبي فروختيد ؟ ... شما كه گفتيد ما را تحويل ايراني‌ها مي‌دهيد! گفت : اگر ايراني باشم شما را برمي‌گردانم ! برايم جالب بود كه باز هم فريبكاري مي‌كرد . دلم مي‌خواست خفه‌اش كنم . دلم مي‌خواست دست‌هايم باز بود و به آنها مي‌فهماندم خيانت چه معنايي دارد . »

فصل چهارم كتاب ارديبهشتي ديگر مربوط به دوران اسارت راوي از بخش‌هاي خواندني و تاثربرانگيز كتاب است . در اين فصل عبدالمجيد خزايي از منش و كردار بعثي‌هاي عراقي با اسراي مظلوم و بي‌پناه ايراني مي‌گويد و تصويري دقيق از ددمنشي و قساوت متجاوزين عراقي به خوانندگان كتاب ارائه مي‌دهد . «  و دوباره انبر دست را آوردند ، اين‌بار كه به صورتم زدند احساس برق‌گرفتگي شديد داشتم . شوك بود . تمام بدنم مي‌لرزيد . مغزم داشت مي‌تركيد . چندين بار انبردست را به بدنم زدند و دور كردند . نمي‌دانم چند بار مردم و زنده شدم . احساس مي‌كردم تنظيمات بدنم به هم خورده است . احساس درد و سوزشم زياد شده بود . صداي قلبم را توي گوشم مي‌شنيدم . ياد فيلم‌هايي كه ديده بودم افتادم . نقطه‌هاي روشن و قرمزي را ديدم كه به بدنم نزديك مي‌شوند . چشم‌هايم پر از اشك بود . نقطه‌ها به بدنم نزديك شدند . خيلي گرمم شده بود . نقطه‌‌ها سيگارهاي روشن بودند كه بدنم را مي‌سوزاندند . اولين بار روي دستم ، بعد روي گردنم گذاشتند . »

حمله نيروهاي ايراني به محل اسارت راوي كتاب و ديگر اسراي ايراني زمينه فرار از زندان را براي آنها فراهم مي‌كند . عبدالمجيد خزايي با همه مشكلات و دلهره‌هاي دوران فرار در فصل ششم كتاب در نهايت به وطن خود ايران و سپس شهر كرمانشاه و از آنجا به كنگاور زادگاهش بازمي‌گردد . « امروز چه روز زيبايي است . در اين روز دلنشين ارديبهشتي چشم‌هاي پدرم را مي‌بينم كه چشم‌هايم را مي‌بوسد  . اشك‌هايم را پاك مي‌كنم . امروز تولدم است . چرا فراموش كرده بودم ؟ امروز همان روزي است كه بدنيا آمده‌ام . خدايا شكرت دوباره مرا متولد كردي . در روز تولدم . در ارديبهشتي ديگر . »

ارديبهشتي ديگر ، مصاحبه و تدوين مهناز فتاحي در چاپ اول خود با شمارگان 2500 نسخه و با قيمت 1600 تومان توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است .

 

 

 

شنبه 4 تير 1390 - 13:17


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری