چهارشنبه 7 تير 1396 - 1:13
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

ترجمه: غزال حسين زاده

 

عامل تحول در نقاشي ايراني

 

نگاهي به زندگي و آثار کمال‌الدين بهزاد


کمال‌الدين بهزاد مينياتوريست بزرگ ايراني و متعلق به مکتب هرات در نگارگري، اهل هرات در قرن دهم هجري بود. تاريخ تولد و وفاتش معلوم نيست، اما به روايتي در۹۴۲ ه‍ . ق. درگذشت.

او طي دوره طلايي فعاليت هنري خود در اواخر دوره تيموري و اوايل دوره صفوي آثار شاخصي را پديد آورد. بهزاد يتيم بود و شخصيت هنري او تحت سرپرستي ميرک نقاش(کتابدار سلطان حسين بايقرا) و امير علي شير نوايي شکل گرفت. مهم ترين مشوق بهزاد سلطان حسين بايقراي تيموري بود. چيزي نگذشت که بهزاد در دربار سلطان حسين بايقرا در هرات تقرب يافت.

 بعد از سقوط سلسله تيموريان، بهزاد به دربار شاه اسماعيل صفوي در تبريز راه يافت و باعث رونق و توسعه نقاشي در عصر صفوي شد. او در ۹۲۸ ه‍ . ق. به رياست کتابخانهٔ سلطنتي منصوب گرديد. در دورهٔ شاه طهماسب صفوي نيز در کمال عزت و احترام مي زيست، و سرانجام در تبريز درگذشت. و در همانجا در جوار کمال‌الدين خجندي شاعر مدفون شد.

ويژگي آثار بهزاد

يکي از شيوه هايي که بهزاد در آثارش به کار مي برد، استفاده از فضاهاي خالي در زمينه اشياء متحرک است. حالت اشياء و فيگورها در نقاشي هاي او نه تنها واقعي، بلکه بسيار زنده و گوياست. نقاشي هاي بهزاد چشم بيننده را ناخود آگاه در متن خود به حرکت در مي آورد تا زيبايي هاي پنهان اثر را بجويد.

يکي ديگر از ويژگي هاي آثار بهزاد، حالت روايتگرانه آنان است. اين روايت ها تجسمي متنوع و ظريف و حيرت انگيزي از خصلت هاي انساني مي باشند. برخي کارشناسان معتقدند که بهزاد ويژگي هاي ناتوراليستي(طبيعت گرايانه) را به نقاشي ايران وارد کرد. بهزاد در آثارش بيشتر از کنتراست هاي تيره-روشن استفاده مي کرد و اين روش را به نحو موثرتر و قاعده مندتري از نقاشان عصر خود به کار مي بست.

بهزاد از قواعد هندسي در ساختار آثارش بهره مي برد. به کمک اين روش، او توانست رابطه اي منطقي و تاثير گذار ميان مردم، اشياء و فضاي نقاشي هايش به وجود آورد، که يک موفقيت جديد در نقاشي ايراني بود.

شيوهٔ بکار بردن رنگ هاي گوناگون و درخشان از حساسيت عميق بهزاد نسبت به رنگ ها حکايت مي‌کند. از اين تصويرها چنين برمي‌آيد که بهزاد بيشتر به رنگ هاي به اصطلاح «سرد» (مايه‌هاي گوناگون سبز و آبي) تمايل داشته، اما در همه جا با قرار دادن رنگ هاي «گرم» (به ويژه نارنجي تند) در کنار آنها، تعادل ايجاد کرده است. تناسب يک يک اجزاي هر تصوير با مجموعهٔ آن تصوير شگفت‌انگيز است. شاخه‌هاي پرشکوفه و نقش کاشي‌ها و فرشهاي پرزيور زمينهٔ تصويرها نشان دهنده خلاقيت و ظرافت فراوان آثار بهزاد است.

تفسير واقع گرايانه حوادث تاريخي و توجه به جنبه هاي واقعي زندگي يکي ديگر از ويژگي هاي مهم آثار بهزاد است. او ظرافت فراواني در به تصوير کشيدن زندگي و حرفه مردم از خود نشان داد.(شير دادن ماديان ها به کره‌ها در مزرعه، تنبيه کسي که به حريم ديگري تجاوز کرده، خدمتکاراني که خوراک مي‌آورند، روستائيان در کشتزار و...)

 به دليل همين سبک واقع گرايانه، در نقاشي هاي بهزاد صورت آدم ها به صورت عروسک‌وار و يکنواخت نقاشي هاي پيش از آثار او  نيست. بلکه هر صورتي نمودار شخصيتي است و حرکت و زندگي در آن ديده مي‌شود.

در آثار بهزاد احساس و تفکر به گونه اي خلاقانه با هم ترکيب شده اند. نگرش خاص بهزاد به انسان به همراه شيوه استفاده از رنگ ها وخطوط و به طور کلي ساختار آثارش بي رقيب است. بهزاد با توانايي هاي فوق العاده اش در ترکيب بندي، هارموني رنگ ها و توازن تصاوير، تغييري اساسي در روش هاي سنتي نقاشي ايراني ايجاد کرد.

مروري بر آثاري که بهزاد خلق کرده است

آثار زيادي به بهزاد نسبت داده شده، اما 32 اثر به طور قطعي از آثار او هستند. اين آثار، طي ده سال از بهترين سال هاي فعاليت هنري او خلق شده اند. کارشناسان 6 اثر او در بوستان سعدي را مهم ترين آثار وي مي دانند. همچنين 18 اثر بهزاد در دو مجموعه خمسه نظامي که در کتابخانه بريتانيا وجود دارد، از آثار شاخص او هستند.

نظر به شهرت بهزاد، طي قرن ها افراد بسياري کارهاي او را تقليد کرده و نامش را بر تصويرهاي بيشماري گذاشته‌اند. از اينرو تميز دادن تصويرهاي اصلي او کار دشواري است. اين تحقيقات مخصوصاً پس از برپا شدن نمايشگاه هنر ايراني در لندن (۱۹۳۱ م.) تا حدي به نتيجه رسيد. اساس اطلاعاتي که از کار او در دست است، تصويرهايي است که با امضاي اصيل او در نسخه‌اي از بوستان سعدي وجود دارد، و در حال حاضر در کتابخانهٔ ملي قاهره نگهداري مي شود

بر کارهايي که به بهزاد منسوب است امضاي مطمئني ديگري هم ديده مي‌شود. آن هم سبک تصويرها است. (ترکيب بيمانند نقش هاي تزئيني با صحنه‌هاي واقعي) که مي‌تواند راهنمايي دقيق براي تميز دادن کارهاي اصيل او به شمار آيد.

در ميان تصاوير بيشماري که در کتاب ها يا جداگانه به نام بهزاد موجود است، اختلاف عقيده زيادي ميان کارشناسان وجود دارد. اما بهرحال بسياري از اين کارها، اگر هم از آن بهزاد نباشند، وابسته به مکتب او هستند. برخي از کتاب هايي که تصويرهاي منسوب به بهزاد در آنها به چشم مي خورند، ازين قرارند:

خمسهٔ امير عليشير نوائي (مورخ ۸۹۰ ه‍ . ق.، در کتابخانهٔ بودليان)، گلستان (مورخ ۸۹۱ ه‍ . ق. جزء مجموعهٔ روچيلد پاريس)، خمسهٔ نظامي (مورخ ۸۴۶ ه‍ . ق. موزهٔ بريتانيائي) و...

ميراث بهزاد

نفوذ بهزاد بيش از هر چيزي در کار شاگردان او ديده مي‌شود. برخي از شاگردانش، مانند قاسم‌علي و آقا ميرک، در کار خود بيش و کم به پاي استاد خود رسيدند. با آنکه در زمان صفويه مينياتور بار ديگر دچار تحول شد، نزديک نيم قرن پس از بهزاد نفوذ او در کار نقاشان به چشم مي‌خورد.

نقاشان هراتي سبک بهزاد را به بخارا بردند و آنرا در دربار خاندان شيباني پرورش دادند. کتابي بنام مهر و مشتري که در ۹۲۶ ه‍ . ق. در بخارا نگارش شده، نمودار آن است که سبک بهزاد در بخارا، بهتر از تبريز  به کار گرفته شده‌است. مهاجرت برخي از نقاشان سبب اشاعهٔ سبک بهزاد در هندوستان نيز گرديد.

نگاهي کوتاه به مکتب هرات:

پايه گذاري مکتب هرات به دوره تيموريان و دوره زمامداري شاهرخ بر مي‌گردد. اين سبک در دوره سلطان حسين بايقرا پيشرفت زيادي مي‌کند. اما در سال ۱۵۰۷ ميلادي با حمله ازبک‌ها رشدش متوقف مي‌شود. از مشهورترين نقاشان مکتب هرات مي‌توان به کمال الدين بهزاد اشاره کرد.

مکتب هرات بعدها با کمک نقاشان بسياري چون آقا رضا جهانگيري که به دربار جهانگير شاه در هند رفته بودند،  مکتب مينياتور هندي را تحت تاثير قرار داد. مکتب هرات را يکي از زمينه سازهاي مهم مکتب تبريز و مکتب اصفهان مي‌دانند.

شاهزاده بايسنقر ميرزا و پدرش شاهرخ از جمله مشوقان بزرگ سبک هنري يا مکتب هرات بود. بايسنقر گرايش شديدي به ماندن در هرات داشت و مورخان يکي از دلايل ماندگاري بايسنقر در هرات را، شکوفايي حيات فرهنگي در آن شهر مي‌دانند.

 پس از آنکه بايسنقر از نبردِ پيروزمندانه با ترکمن ها در ۸۲۳ بازگشت و مولانا جعفر تبريزي، بعدها ملقّب به جعفر بايسنقري، استاد مسلّم خط نستعليق و ساير استادان فن را از تبريز به همراه آورد، هرات تبديل به مرکز هنر خوشنويسي شد.

 با اينهمه مرکز نگارگري به حمايت ابراهيم، برادر بايسنقر، چندگاهي شيراز و مدّتي نيز اصفهان بود؛ امّا عاقبت توفيق شاهرخ در تسخير قدرت در هرات و توجّه وي و بايسنقر به هنر، بسياري از هنرمندان را از اقصي نقاط ايران به هرات کشاند و سبب شد که مراکز مهم پيشين اهميت و اعتبار خود را از دست بدهد و در مرتبه‌اي نازلتر قرار گيرد.

تحت حمايت او چهل نفر کاتب و خطاط به راهنمائي مولانا جعفر تبريزي معروف به جعفر بايسنقري که خود او نيز شاگرد عبدالله بن مير علي است به استنساخ کتب مشغول بودند. وي بوسيله پرداخت دستمزدهاي گزاف و اعطاء انعام فراوان و شاهانه، هنرمندترين استادان خوشنويسي و تذهيب را نزد خود نگاه مي‌داشت و آنان براي وي ظريف‌ترين آثار هنري را درخط، تذهيب، جلدسازي و صحافي به وجود مي‌آوردند.

کانون هنري بايسنقر در هرات به‌نام دارالصنايع کتاب سازي معروف بود و کتاب‌هاي پديدآمده در دوره بايسنقري شامل نفيس‌ترين مينياتورها و استادانه‌ترين خوشنويسي‌ها هستند که به زيبايي تمام صحافي و جلدآرايي گشته‌اند.

هنرمندان نقاش و خوشنويس و خطاط که در کتابخانه بزرگ شاهي هرات به امر بايسنقر ميرزا مشغول به کار بودند، آثار زيادي همچون کتاب‌هاي شاهنامه، ليلي و مجنون، بوستان و گلستان سعدي را مصوّر ساختند. مجموع اين آثار سبک جديدي را پديد آورد که در تاريخ هنر ايران به «مکتب هرات» معروف است. در مکتب هرات تصاوير انسان‌ها به صورت ريز وکوچک ترسيم گشته و مينياتورها با خطوط ساده و بي پيرايه اجرا شده‌اند.

مکتب هرات ويژگي خود را داشت. يکي از ويژگيهاي آن، وجود عناصر شرق دور بود که احتمالاً ازمبادلهٔ سفير ميان ايران و چين ناشي مي‌شد. مشهور است که هنرمندان هرات همراه هيئتهاي سياسي به خانبالق (پکن) آمد و شد داشته‌اند؛ يکي از آنان، به نام غياث الدين نقاش، که بايسنقر او را برگزيده بود، بعدها شرح سفر خود را نوشت که اين شرح در تاريخ حافظ ابرو آمده‌است.

 

 

 

 

 

چهارشنبه 1 تير 1390 - 9:35


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری