چهارشنبه 3 بهمن 1397 - 10:28
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

بيراهه(4) وهابيت

 

بيراهه (4)     

 وهابيت                

مؤلف : احمد با وقار زعيمي                       

 انتشارات پژوهشکده باقرالعلوم (ع)

چاپ اول     بهار 1390

کتاب حاضر در ارتباط باموضوع وهابيت و مسائل انحرافي پيرامون آن به پرسش و پاسخ در خصوص پيشينه و هدف از بوجود آمدن آن مي پردازد.

نوشتار حاضر در سه گفتار تهيه و تنظيم شده است. در گفتار اول، زمينه ، نحوه شکل گيري ،و هويتمؤسسان و مروجان وهابيتمورد بحث و بررسي قرار مي گيرد: وهابيت نام جرياني فکري- سياسي است که در قرون اخير ظهور و بروز پيدا كرده است و در واقع پيرو انديشه هاي افراطي قرون سوم و چهارم اسلامي است كه همان پيروان مذهب حنبلي هستند که معتقد به تجسم خداوند بوده و پرچم دشمني با اهل بيت را افراشته اند. اگرچه وهابيت در پاره اي از مسائل با مذهب حنبلي مخالف‌اند اما همگي در تشبيه و تجسم و دشمني با اهل بيت هم سخن هستند.

در بخشي از اين گفتار در رابطه با بنيان گزارآن آمده است: بنيان گزار وهابيت شخصي به نام محمد بن عبدالوهاب است. وي در زمان حيات پدرش که از علماي حنبلي بود مجالي براي دعوت به سوي انديشه هاي تند و غير منطقي خويش نيافت اما پس از درگذشت پدر توانست با طرح مبحث بي اساسي درباره ي توحيد و شرک و به تبع آن مشرک و کافر خواندن مسلمانان و بزرگ نمايي باورهاي خرافي موجود در نجد، در ميان مردمان ساده و گرسنه و بدوي آن منطقه نفوذ يافته و پس از مهاجرت به  درعيه و برخورداري از حمايت سياسي و نظامي حاکم آن ديدگاه هاي نادرست خويش را در سر تا سر عربستان گسترش دهد. محمد بن سعود، بزرگ آل سعود و نياي پادشاهان کنوني عربستان است که توانست از نفوذ مذهبي محمد بن عبدالوهاب و تبليغات وي به سلطه بر منطقه دست يابد. پس از محمد بن عبدالوهاب برخي از فرزندان و نوادگان او در عربستان که به ال شيخ معروف اند، راه وي را ادامه دادند و با تأليف کتاب هاي مختلف و استفاده از روش هاي خشونت آميز، در تحکيم و گسترش ديدگاه هاي وهابي در ميان سرزمين هاي اسلامي نقش به سزايي داشتند.

نيز در روايتي درباره ي وهابيان آمده است: وهابيت فرقه اي است که از قديم منسوب به محمد بن عبدالوهاب بوده و در واقع آغاز دعوت وهابيان نجد همان شروع حرکت تبليغي محمد بن عبدالوهاب بود.بخاري از رسول خدا نقل مي کند که فرمود: مردماني از طرف مشرق زمين خروج مي کنند که قرآن مي خوانند ولي قرآن از حنجره هاي آنان تجاوز نمي کند آنان از دين خارج مي شوند همان گونه تير از کمان خارج مي شود.

در ادامه اين فصل به مروجان و مؤسسان وهابيت نظير: بربهاري، ابن تيميه، ابن قيم، محمد بن عبد الوهاب، اشاره شده و درباره هر کدام از آنها به عنوان مؤسس يا مروج به اجمال بحث شده است: برخي محققان معتقدند که ريشه افکار پليد وهابيت را بايد در سده هاي نخستين تاريخ اسلام جستجو نمود. از اين روست که "بربهاري" را کهن ترين شخصيت سلفيه مي نامند. وي بزرگ حنبليان در بغداد بود از جمله اساتيد وي ابوبکر مروزي است. واقع مطلب اين است که بربهاري را به سختي مي توان يک شخصيت علمي يا فقيه صاحب نظر به شمار آورد او در واقع فردي آشوب طلب بود که بيش از اشتغال به تدريس و تأليف، درگير مسائل سياسي و علمي جنجال برانگيز بود، چنان که تنها تأليف او کتابي است با عنوان شرح السنه که مجموعه اي از پراکنده گويي هايي وي کتاب خود را در رديف کتاب خدا قرار داده، ادعا مي کند که هر کس حتي يک چيز بر خلاف آنچه در کتاب وي آمده را روا بدارد. خدا را بر هيچ ديني نپرستيده و در واقع همه کتاب او را رد کرده است...

گفتار دوم نوشتار حاضر به بررسي اعتقادات وهابيان اختصاص دارد عقيده تشبيه و تجسيم درباره ي خداوند متعال، بي احترامي به پيامبر (ص) و اهل بيت پاک آن حضرت و دشمني با آنها و عقيده متفاوت آنها درباره ي توحيد و شرک.

بر اين اساس آمده است: توحيد واژه مقدسي است که از فطرت پاک انسان برخاسته و نه تنها همه مذاهب اسلامي که همه اديان آسماني را  به هم پيوندي دهد توحيد به معناي يگانه شمردن خداوند در آفرينش، تشريع و تدبير جهانيان است بدون شک اساس دعوت انبيا، توحيد و نفي شرک و بت پرستي بوده است.

در قسمت ديگري از اين گفتار مي خوانيم: در نزد شيعه واجب است که طاعات و عبادات فقط براي خداوند باشد. بنابراين اگر همراه با خدا يا به غير از خدا، چيز ديگري را پرستش کنند و يا حتي اگر براي نزديکي به خداوند به چيز ديگري مستقل از خداوند، تقرب جويند، کافر شمرده مي شوند. اين در حالي است که وهابيان نه تنها در مورد شيعه که درباره ي همه مسلمانان بر اين باورند که آنها توحيد را اشتباه تفسير کرده اند و فهمي که درباره توحيد دارند با واقع منطبق نبوده و آنها را از حقيقت شرک خارج نمي سازد. همه مسلمانان به آنچه فهميده اندعمل مي کنند و بدين ترتيب تمام مسلمانان مشرک اند هر چند که نمي دانند...

در دنباله اين مبحث به موضوعات ديگري اشاره شده است: كه سخنان بزرگان وهابيت در مورد شرک و نقد ديدگاهشان و اعتقاد آنان درباره تکفير مسلمانان از جمله آنهاست.

نيز مسئله ديگري که مطرح شده، اشاره به اين نکته است که ريشه اعتقادات وهابيت به کجا بر مي‌گردد و چرا اعتقادات آنها با مسلمانان تعارض دارد، هم چنين علت قتل و کشتار مسلمانان توسط وهابيان که در ذيل اين مسئله به قتل عام مردم طائف، کشتار حجاج در سال 1366 ه.ش، تخريب قبور مکه، کشتار شيعيان کربلا و ...پرداخته شده است.

يکي از جنايات هولناک آل سعود وهابي، کشتن زائران بي گناه در مراسم حج ابراهيمي بود که تفصيل اين ماجرا همراه با اسامي کشته شدگان و ديگر مسائل پيرامون در کتاب هاي مختلف آمده است. علاوه بر آن وهابيان در طول تاريخ خود جنايات بزرگ ديگري نيز مرتکب شده اند که ذکر آن ها تفصيل زيادي مي طلبد.

امروزه نيز در کشورهايي چون عراق، پاکستان و حتي در ايران شاهد کشتار مسلمانان مظلوم و بي گناه هستيم که همه روزه در گوشه و کنار شنيده مي شود. در اثر انفجار يا عمليات انتحاري يا... عده اي از مردم بي گناه که زنان و کودکان نيز در بين آن ها مشاهده مي شوند به خاک و خون کشيده مي شوند.از ديدگاه وهابيان هرکس که وهابي نيست را بايد به قتل رساند هر چند که او مسلمان واقعي، پيرو دين مبين اسلام، موحد و يکتاپرست باشد و وهابيان اين مسئله را در مرحله عمل به اثبات رسانده اند.

در گفتار سوم اين مجموعه، وهابيت و سوالات و نکته هاي پيرامون آن بررسي شده است. از سؤالات مطرح شده در اين گفتار: نظر علماي مسلمان درباره وهابيت و وظيفه ما در مقابل وهابيت، مي باشد که نگارنده ضمن پاسخگويي به آن ها، حکايت هايي را نيز از زبان برخي از شخصيت ها ذکر مي‌کنند.

در قسمتي از اين گفتار مي خوانيم: از ابتداي شکل گيري وهابيت، علماي مسلمان به نقد افکار آن پرداخته و در برابر آن ها موضع گرفتند. چنان که معروف است از جمله کساني که با اين انديشه مقابله کردند پدر و برادر محمد بن عبدالوهاب بودند چرا که انديشه هاي افراطي وهابيت در طول تاريخ ضربه هاي مهلکي را بر پيکره دين مبين اسلام و مسلمانان وارد ساخته است.

نکته ديگري که در ادامه به آن اشاره شده است، نصيحت "ذهبي" به "ابن تيميه"، است: معروف است که شمس الدين ذهبي از علماي شافعي مذهب نصيحتي به ابن تيميه داشت که به "النصيحه الذهبيه" معروف شده است که در آن آمده است: خوشا به حال کسي که عيب هايش او را از عيوب مردم باز داشته است تا چه زماني خار و خاشاک را در چشم برادرت مي بيني ولي تنه ي درخت در چشمان خودت مشاهده نمي کني؟ تا به کي خود و مطالبي را که مي پراني را مدح مي کني؟ و در مقابل علما را مذمت کرده و به دنبال عيوب مردم هستي؟ در حالي که مي داني پيامبر (ص) از اين کار نهي کرده؟ آري دانم که تو براي اين که خودت را قانع کني مي گويي من کساني را تنقيص مي کنم که هرگز بويي از اسلام استشمام نکرده و از سنت پيامبر (ص) آگاهي ندارند و اين در حقيقت جهاد به حساب مي آيد و...

کتاب حاضر وهابيت و افکار آلوده آنها را به جوانان و نوجوانان مي شناساند و از نزديک شدن به آنان بر حذر مي دارد.

 

يكشنبه 29 خرداد 1390 - 9:57


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری