پنجشنبه 26 مرداد 1396 - 23:38
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

داود خسروي

 

در جستجوي رفاقت هاي قديمي

 

نگاهي به گروه فيلمسازي جرم (مسعود کيميايي)


فيلمبرداري جرم بيست و هشتمين  ساخته مسعود کيميايي روز چهارشنبه ششم خرداد 1389 در دکوري واقع در جنوب تهران آغاز شد و بعد از 45 روز به پايان رسيد. در سکانس اولي که فيلمبرداري شد، پولاد کيميايي و شبنم درويش بازي داشتند که لوکيشن آن زنداني در ميدان خراسان بود که ايرج رامين فر آن را بازسازي کرده بود.

پرونده فيلمبرداري جرم طي 35 جلسه فيلمبرداري بسته شد و پولاد کيميايي و شبنم درويش در سکانس هاي پاياني جرم هم جلوي دوربين تورج منصوري رفتند. جرم حال و هوايي اجتماعي، سياسي و تاريخي دارد و در فضاي سال هاي پيش از انقلاب مي گذرد و داستان مردي است که نمي خواهد از عقيده اش تخطي کند.

قرار بود دومين همکاري کيميايي با استاد انتظامي پس از فيلم حکم در جرم رقم بخورد. ظاهرا کيميايي نسخه اي از فيلمنامه را به خانه استاد مي برد و انتظامي هم مايل به همکاري بوده، اما در نهايت اين همکاري منتفي مي شود.

داستان فيلم در سال 1355 رخ مي دهد. شواهد و قرائن حاکي از اين است که مسعود کيميايي به سينماي مورد علاقه اش بازگشته: سينماي خياباني پيش از انقلاب.

بازيگر ثابت اکثر سکانس هاي فيلم پولاد کيميايي است و ديگر بازيگران اغلب به صورت تک سکانس جلوي دوربين مي آيند.

نکته جالب درباره فيلم جرم اين است که پس از سال ها در جرم از دوبله استفاده شده و براي اکران دو نسخه از فيلم براي نمايش ارائه شده است: نسخه دوبله شده و نسخه اي با صداي سر صحنه.

مدير دوبلاژ جرم خسرو خسروشاهي بوده که پس از مدت ها يک فيلم ايراني را با مشارکت نام هاي بزرگي چون چنگيز جليلوند و منوچهر اسماعيلي دوبله کرده است.

مسعود کيميايي، بزرگ و پيشکسوت سينماي ايران در مورد آخرين فيلمش به ماهنامه صنعت سينما مي گويد: «فيلم جرم مانده هاي جامانده از فيلم هاي گذشته من است. نه تکرار است و نه تکه شده. فيلمي است که پاي آن هستم، پاي قبلي ها کم تر بودم.»

تورج منصوري، مدير فيلمبرداري با سابقه ايران که در دومين همکاري اش با مسعود کيميايي مديريت فيلمبرداري جرم را بر عهده داشته، مي گويد: «داستان فيلم را که خواندم، درگير اشتياق هاي دروني آقاي کيميايي شدم. از طرفي خودم را يک بچه بازيگوش مي دانم و خيلي دلم مي خواهد هميشه دست به تجربه هاي تازه بزنم. در غير اين صورت کارها حسني برايم ندارد و خسته کننده مي شود»

منصوري در مورد کار در يک لوکيشن(محل فيلمبرداري) به جاي چند لوکيشن مي گويد: «يکي از نکاتي که ما در آن را به دليل وضعيت استراتژي سينما ياد گرفته ايم، اين است که بتوانيم از يک لوکيشن به عنوان چند لوکيشن استفاده کنيم. اين موضوع هزينه هايمان را کاهش مي دهد و دسترسي به لوکيشن را آسان تر مي کند.»

ايرج رامين فر درباره همکاري اش با مسعود کيميايي مي گويد: «آقاي کيميايي جزو کارگردان هايي است که خيلي طراحي صحنه و فضا در آثارش اهميت دارد و شناختي به عنوان کارگردان نسبت به اين حرفه دارد. در نتيجه اين بهترين موقعيت است براي من که با کارگرداني کار کنم که زبان مشترک داريم و قابليت صحبت با يکديگر را داريم. پس اهميت طراحي صحنه را هر دو مي دانيم به همين جهت نتيجه کار خيلي خوب از آب در مي آيد، به خاطر اين که کارگردان، از اين عامل به عنوان يک عامل تأثيرگذار در آثارش استفاده مي کند»

 قصه بيست و هشتمين فيلم کيميايي در سال هاي پيش از انقلاب روايت مي شود. رامين فر درباره طراحي فضاهاي آن دوران مي گويد: «اين فيلم داراي زمان و تاريخ است و ما بايد حدود سال هاي 1355 تا 1357 را بازسازي مي کرديم. با توجه به اين که تهران در سال اخير بسيار تغيير کرده، بايد کاملاً حواس مان جمع بود تا وسايل و آکسوارها نشان دهنده تاريخ آن دوران باشد. اين جز حساسيت هاي کار تاريخي است که اتفاقا خيلي هم اهميت دارد. چون اين تاريخ به ما خيلي نزديک است و نبايد اشتباه کرد، چون اين اشتباه روي پرده سينما بزرگ مي شود و تماشاگر مي تواند پي ببرد که فلان عنصر در آن تاريخ وجود نداشته و متعلق به زمان حال است.

 با توجه به اين توصيفات ما برخي از لوکيشن هارا بازسازي کرديم و حتي در مواردي مثل لوکيشن زندان، آن را از بنيان ساختيم براي لوکيشن زندان ابتدا مکان ديگري مورد نظر بود که به دلائلي حضور در آن مکان ميسر نشد و لوکيشن را در جاي ديگري ساختيم که اتفاقا خيلي هم خوب شد، چون که مدنظر من بود در لوکيشن دوم امکان ساختن به وجود آمد.»

محمدرضا قومي در مورد ويژگي هاي گريم جرم مي گويد: «گريم اين فيلم با کارهاي قبلي اي که با ايشان داشته ام، تفاوت زيادي دارد. فضاي کار متعلق به قبل از انقلاب است و شخصيت هاي آن دوره. بنابراين طراحي هاي انجام شده بر اساس آن دوره است و بر اساس آدم ها و شناسنامه هايي که از آن آدم ها داريم.»

اسحاق خانزادي در مورد سختي ها و ويژگي هاي صدابرداري جرم در گفتگو با صنعت سينما مي گويد: «کار بسيار سختي به لحاظ صدابرداري بود. اين کار لوکشين هاي متعددي داشت که برخي از آنها در شلوغي هاي شهر بود و کار من را سخت کرده بود، اما طي اين چهل پنجاه سالي که در سينما بوده ام، همواره سعي ام بر اين بودکه آن چه در توان دارم در کار بگذارم.

در اين فيلم لوکيشن زندان که اطراف ميدان خراسان بود سختي هاي زيادي براي من داشت. در آن منطقه رستوران هاي زيادي وجود داشت که هواکش هاي بزرگي بالاي پشت بام هايشان بود که صداي آنها در کار من خيلي ناهنجاري ايجاد مي کرد. در خيلي از مواقع با خواهش و تمنا هواکش ها را در لحظات فيلمبرداري خاموش مي کردند اما بعضي جاها که خاموش نمي کردند، کار را بسيار سخت مي کرد. در نهايت سعي کردم از پس اين کار بر بيايم. چون نمي خواستم از آقاي کيميايي و خودم خجالت بکشم.»

پولاد کيميايي(بازيگر) در مورد ويژگي هاي شخصيتش در جرم به صنعت سينما مي گويد: « اين نقش براي من وزنه خيلي بزرگ و سنگيني بود. اولين بار براي من در سينماي کيميايي اتفاق افتاد که بتوانم در يک شخصيت تک محوري از سکانس اول تا سکانس آخر در کل فيلم باشم.

در واقع به فردي نزديک مي شويم با زواياي مختلفي از او آشنا مي شويم. اين آدم تيپيکال نبود، شخصيتي دروني بود. در اين فيلم نوع بازي مهم نبود. مهم اين بود يک بازي يکدست و پخته انجام دهم. بازي او در برخوردش با اطرافيانش، با زنش، خواهرش و ... هر کدام يک جور بازي مي طلبيد. اين کار باعث شد اتفاق خوبي برايم در زمينه بازيگري بيفتد و از قالبي که در کارهاي پدرم يا ديگران در نقش هاي عامي و ضدقهرمان بازي کرده بودم،؛ فاصله گرفتم.»

حامد بهداد پس از درخشش در نقشي کوتاه در محاکمه در خيابان نقش ديگري براي مسعود کيميايي در اين فيلم ايفا کرده است. بهداد در اين باره مي گويد: «آن همکاري منجر به اين شد که آقاي کيميايي تصميم گرفت نقش جدي تر و بلندتري به من بدهد.

 آن جايي که من بايد از سينماي مسعود کيمياي بهره مند شوم و سينماي ناب او را بچشم
، در جرم اتفاق افتاد، هر چند در محاکمه در خيابان در آن يک سکانس هم اين اتفاق برايم افتاد.»

 بهداد در مورد چگونگي هدايت توسط کيميايي مي گويد: «سينماي آقاي کيميايي، سينمايي است مبتني بر سينماي وسترن و اسطوره، که ايشان به بهترين شکل آن را بومي و اين جايي کرده. ضمناً ايشان قهرمان هاي سينماي وسترن را هم بومي کرده. از طرف ديگر چون آقاي کيميايي جزو نسل باسواد دهه چهل است، ادبيات خاص خود را دارد و سينماي درستي را در آن سال ها به سينماي ايران معرفي کرد.

حتي اگر تتمه همان سينما به ما برسد، جز درخشان ترين کارهاي ما خواهد بود. بازيگرهاي بزرگي چون پرويز فني زاده در گوزن ها، جلال مقدم در سرب، مريلا زارعي در سربازهاي جمعه، محبوبه بيات، پروين سليماني و ... تک پلان هاي درخشاني در کارهاي ايشان ايفا کرده اند. ايشان آن قدر تناسب رفتار انسان را در موقعيت را خوب مي شناسد که بازيگر به همان چيزي که مي خواهد مي رسد.

از طرفي بازيگر همزمان با اين که ايشان شعر خودشان را مي سرايند با يک امر نمايشي مواجه است. در ادبيات امروزي شايد چنين ديالوگ بندي هايي نداشته باشيم، اما بايد تمرين کنيم به آن برسيم. آقاي کيميايي دقيقا همان چيزي را مي خواهد که هميشه راجع بهش حرف زده و شعرش را گفته و يک قالبي را در شعرش پيدا کرده و با همان قالب هم مي خواهد، تو همان شعر را بخواني.

 گمان مي کنم از آن دست بازيگراني هستم که با توجه به شناختي که از شخصيت هاي فيلم ايشان دارم، به شدت استعدادش را دارم با توجه به راهنمايي هاي ايشان، ذوق زده شوم و انرژي ايجاد کنم و تا حدي به نحوه اجراي مورد نظر ايشان و به آن اجراي مطلوب ايشان برسم. ايشان همه چيز را توضيح مي دهد. راجع به خودش، راجع به زندگي، راجع به زندگي نقش ها، راجع به حرف زدن شخصيت ها، ايشان به شدت اوضاع خوبي را برگزار مي کند تا بازيگر به آن چه او مي خواهد برسد.»

شبنم درويش، بازيگر جوان و تازه وارد در مورد پيشينه خود مي گويد: «به عنوان هنرجو وارد مدرسه کارگاه آزاد فيلم شدم و دوره هاي بازيگري را به مدت يک سال گذراندم؛ بعد از آن به عنوان بازيگر براي محاکمه در خيابان انتخاب شدم. تا رسيدم به جرم. در اين مدت پيشنهادهاي خوبي بهم نشده و غالب آنها بازي در فيلم هاي طنزي بوده که تا جايي که بتوانم در آن ها بازي نمي کنم.»

درويش در مورد ويژگي هاي نقشش در اين فيلم مي گويد: «زني به اسم مليحه را بازي کرده ام، زني جاافتاده که وقتي خيلي کم سن و سال بوده ازدواج کرده و بچه اش اختلاف سني کمي با او دارد. به خاطر اينکه شوهرش افتاده زندان و بچه را بزرگ کرده روزگار سختي را گذرانده. در واقع طول عمرش کم است، اما عرض زيادي دارد. بره اي است که لباس گرگ تنش کرده و در محله اي زندگي مي کند که خودش و بچه اش معتاد شده اند.»

 درويش در مورد بده بستان با بازيگرهاي مقابلش مي گويد: «بيشتر با پولاد کيميايي همبازي بودم و يک سکانس با مهرداد فلاحتگر. نسبت به محاکمه در خيابان در اين فيلم من و پولاد کيميايي خيلي هماهنگ بوديم. از بازي هم شناخت پيدا کرده بوديم و کاملاً مي دانستيم چه کاري کنيم که نقش مان را بهتر ارائه دهيم.

 در اين کار يک جاهايي من به پولاد کيميايي و جاهايي او به من کمک کرد. نقش هايي که در اين فيلم ايفا کرديم براي هردويمان غريب بود و از خودمان دور بوديم. مقداري آقاي مسعود کيميايي راهنمايي مي کردند و ما به آن پرو بال مي داديم و ساعت ها با هم مي نشستيم و بحث مي کرديم تا رابطه بين اين زن و شوهر بهتر پرداخته شود.»

مشخصات جرم

نويسنده فيلمنامه و کارگردان: مسعود کيميايي. مدير فيلمبرداري: تورج منصوري. صدابردار: اسحاق خانزادي. صداگذاران: اسحاق خانزادي، علي ابوالصدق. تدوين گر: مصطفي خرقه پوش. طراح صحنه و لباس: ايرج رامين فر. چهره پرداز: محمدرضا قومي. جلوه هاي ويژه: حميد رسوليان. موسيقي: کارن همايونفر. مدير توليد: تينا پاکروان. بازيگران: پولاد کيميايي، حامد بهداد، نيکي کريمي، جمشيد مشايخي، داريوش ارجمند، مسعود رايگان، اکبر معززي، جلال پيشوائيان، لعيا زنگنه، شبنم درويش، بهاره رهنما، سيامک انصاري، کيانوش گرامي، محمد مويد. تهيه کنندگان: مسعود کيميايي و مهدي داوري. زمان: 120 دقيقه.

 

 

سه‌شنبه 24 خرداد 1390 - 14:15


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری