دوشنبه 27 آذر 1396 - 18:6
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

پاي منبر معرفت

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان اصفهان

 

سجود و وجود

 

به بهانه ميلاد حضرت علي(ع) و روز پدر


 

احسان به پدر و مادر بعد از پرستش خداوند

اينکه بعد از امر به عبادت خداوند، نيکي به پدر و مادر ذکر شده است، به چند جهت است.

اوّل- نعمتهاي خداوند، بالاترين نعمتها بر بنده است و بعد از پروردگار عالم، پدر و مادر، سبب وجود فرزند هستند.

دوم- خداوند، مؤثّر واقعي و حقيقي در وجود انسان است و پدر و مادر به حسب ظاهر در وجود او مؤثّرند. در جايي که مؤثّر حقيقي ذکر شده است، بعد از آن، مؤثّر ظاهري ذکر مي شود.

سوم- خداوند، در مقابل نعمتهايش از بنده اش چيزي نمي خواهد. پدر و مادر هم در مقابل نعمت خود، از فرزند چيزي طلب نمي کنند؛ حتي پدر و مادر غير مسلمان به فرزند خود مهرباني مي کنند. لذا اين نعمت آنها شبيه نعمت خداوند است.

چهارم- خداوند نعمت خود را از بنده اش دريغ نمي کند؛ اگر چه بنده داراي گناهان زياد باشد؛ همچنين پدر و مادر، فداکاري هاي خود را از فرزند دريغ نمي دارند، اگر چه به آنها بد کرده باشد.

پنجم- پدر مهربان، در مال فرزند تصرف مي کند تا سود بيشتري عايد فرزندش شود و از ضايع شدن مال او جلوگيري مي کند. خداوند نيز اعمال عبادي بنده اش را از آفت دور مي سازد و زياد مي کند و اعمال فاني او را جاوداني مي سازد.

ششم- نعمت وجود خداوند، بالاتر از نعمت پدر و مادر است و با دليل و برهان، ثابت مي شود؛ امّا نعمت والدين از جهت ضرورت، معلوم و مشهود است؛ امّا در مقايسه به نسبتِ نعمت خداوند، کم است.

وَ اعْبُدُوا اللّه وَ لا تُشْرِکوا بِهِ شَيئاً و بِالْوالِدَينِ اِحْساناً. ( نساء/36)

"و خداوند را بپرستيد و هيچ چيز را شريک او قرار ندهيد، و به پدر و مادر نيکي کنيد."

خداوند متعال، نخست، مردم را به عبادت و بندگي پروردگار، دعوت مي کند. سپس به حقّ پدر و مادر اشاره مي کند که نسبت به آنها نيکي کنيد.

حقّ پدر و مادر، از مسائلي است که در قرآن مجيد، بسيار روي آن تکيه شده است و در چند مورد، در قرآن بعد از دعوت به توحيد قرار گرفته است.

از اين تعبيرهاي مکرّر استفاده مي شود که ميان اين دو، ارتباط و پيوندي است؛ چون بزرگترين نعمت، نعمت هستي و حيات است که در درجه اوّل، از ناحيه خداست و در مراحل بعد به پدر و مادر بر مي گردد. پس ترک حقوق پدر و مادر، همدوش شرک به خداست.

ألاّ تُشْرِکوا بِهِ شَيئاً وَ بِالْوالِدَينِ اِحْساناً. ( انعام/ 151)

"چيزي را شريک خدا قرار ندهيد، و به پدر و مادر نيکي کنيد."

پروردگار عالم، از تحريم شرک شروع کرده است که در واقع، سرچشمه همه مفاسد اجتماعي و محرّمات الهي است و بعد بلافاصله، بعد از مبارزه با شرک، حقّ پدر و مادر در دستورهاي اسلامي آمده است. در اين آيه به جاي تحريمِ آزار پدر و مادر (که هماهنگ با ساير تحريمهاي اين آيه است) موضوع احسان و نيکي کردن ذکر شده؛ و جالب تر اينکه کلمه احسان به وسيله «ب» متعدي شده و آمده: و «بالوالدين احسانا» که معناي آن، نيکي کردن به طور مستقيم و بدون واسطه است. اين آيه تأکيد مي کند که موضوع نيکي به پدر و مادر، آن قدر اهمّيت دارد که شخصاً و بدون واسطه به آن اقدام شود.

وَ قَضي رَبُّک اَلاّ تَعْبُدُوا اِلاّ اِياهُ وَ بِالْوالِدَينِ اِحْساناً ( اسراء / 23)

"پروردگارت فرمان داده جز او را نپرستيد و به پدر و مادر، نيکي کنيد."

در اين آيه هم خداوند متعال بعد از فراخواندن به اصل توحيد، به يکي از اساسي ترين تعليمات انساني انبيا، يعني نيکي به پدر و مادر اشاره مي کند. که «قضي»، مفهوم مؤکدتري از «امر» دارد و فرمان قطعي و محکم را مي رساند و قرار دادن توحيد در کنار نيکي به پدر و مادر، تأکيدي است بر اهمّيت اين دستور اسلامي.

مطلق بودن احسان که هرگونه نيکي را در برمي گيرد و همچنين اطلاق والدين که مسلمان و کافر را شامل مي شود، اينها همه تأکيد در اين مسئله را مي رساند و نکره بودن احسان در اين گونه موارد (احساناً) براي بيان عظمت آيه مي آيد. قرطبي در تفسير خود، در ذيل آيه شريفه 23 سوره اسراء شانزده مسئله را بيان کرده که ما بعضي از آنها را به طور اختصار بيان مي کنيم:

1 - کلمه «قضي» در آيه به معناي امر و لزوم و وجوب است. پس «قضي» به معناي امر است و خداوند، امر فرموده که نسبت به پدر و مادر، احسان و نيکي کنيد.

2 - در اين آيه شريفه، خداوند سبحان به عبادت و توحيد امر فرموده و نيکي به پدر و مادر را قرين اين امر مهم قرار داده؛ کما اينکه شکر والدين را قرين شکر خودش قرار داده است:

ان اَشکر لي و لوالديک الي المصير.

و در روايتي آمده است:

سئلت النبي صلي الله عليه و آله : «أي العمل احبّ الي اللّه عزّ و جلّ؟» قال: «الصلاة علي وقتها»، قال: «ثم اي؟»، قال: «ثم برّ الوالدين»، قال: «ثم اي؟»، قال: «الجهاد في سبيل الله»؛ فأخبر صلي الله عليه و آله اَن برّ الوالدين أفضل الأعمال بعد الصلاة التي هي أعظم دعائم الاسلام، و رتّب ذلک «ثم» التي تعطي الترتيب و المهلة.

شخصي از پيامبر صلي الله عليه و آله سؤال کرد: «محبوبترين عمل نزد خداوند متعال کدام است؟». فرمود: «خواندن نماز در وقت خودش و بعد از آن، نيکي به پدر و مادر و بعد از آن، جهاد در راه خدا است»؛ و پيامبر صلي الله عليه و آله خبر داد که نيکي به پدر و مادر، افضل اعمال است بعد از نماز که نماز از بزرگترين ارکان اسلام است.

3 - از نيکي به پدر و مادر و احسان نسبت به آنان، اين است که فرزند، آنان را دشنام نگويد و مورد عاق قرار ندهد که اين عمل، از گناهان کبيره محسوب مي شود.

4 - نيکي و احسان به پدر و مادر، فقط به اين نيست که آنها مسلمان باشند، بلکه اگر کافر هم باشند، بايد به آنها مهرباني نمود.

5 - محبّت و مودّت به والدين در سن پيري بايد بيشتر باشد، چون در اين زمان به نيکي فرزند بيشتر نياز دارند.

6 - گرچه در اين آيه خطاب به نبي اکرم صلي الله عليه و آله است؛ ولي مراد، امّت پيامبر صلي الله عليه و آله است.

7 - در اين آيه، خداوند، تربيت فرزند را متذکر شده تا تذکري باشد براي فرزند که پدر و مادر در تربيت او زحمت و مشقّت هاي زيادي متحمّل شده اند.

وَ وَصَّينَا الاِْنْسانَ بِوالِدَيهِ حُسْناً. ( عنکبوت/8)

"ما به انسان توصيه کرديم که به پدر و مادرش نيکي کند."

خداوند متعال، نيکي به پدر و مادر را به صورت يک قانون کلّي براي همه انسانها بيان مي کند. لذا تعبير به انسان در اين آيه مي فهماند که اين قانون، مخصوص مؤمنان نيست؛ بلکه بر همه انسانهاست احترام و نيکي به آنها را در برنامه زندگي خود قرار دهند، هر چند با اين اعمال هرگز نمي توانند دِين خود را به آنها ادا کنند.

در دنبال اين آيه براي اينکه تصوّر نشود که پيوند با پدر و مادر مي تواند بر پيوند انسان با خدا حاکم گردد، يک استثنا را در اين زمينه روشن شده که:

وَ اِنْ جاهَداک لِتُشْرِک بي ما لَيسَ لَک بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما. ( عنکبوت/8)

" اگر آنها (پدر و مادر) تلاش کنند که براي من شريکي قائل شوي که بر آن علم نداري، از آنها اطاعت مکن."

در شأن نزول آيه مذکور آمده است که سعد وقّاص، نسبت به مادر خود خيلي مهربان بود و به او نيکي مي کرد. وقتي که خورشيد تابناک اسلام ظاهر شد، سعد هم از کساني بود که برخلاف آيين مادرش بتها را ترک کرد و مسلمان شد؛ ولي باز هم به خدمت و نيکي به مادرش ادامه مي داد؛ امّا مادرش که از مسلمان شدن فرزندش ناراحت شده بود، هر چه اصرار کرد که پسرش دست از اسلام بردارد، سودي نبخشيد. او سرانجام دست به ابتکار تازه اي زد.

مادر سعد، وقتي ديد پسرش از اسلام بر نمي گردد، ولي نسبت به او خيلي مهربان است، از راه تحريک عواطف او وارد شد و دست به اعتصاب غذا زد و ديگر نه آب مي آشاميد و نه غذا مي خورد.

روز اوّل و دوم گذشت و چيزي نخورد و چون از گرسنگي بي حال شد، گفت: فرزندم! اکنون که از اسلام بر نمي گردي، من چيزي نمي خورم تا بميرم. آن وقت مردم تو را ملامت کنند که باعث مردن مادرت شده اي.

سعد که نور اسلام در دلش تابيده بود و سخت به اسلام علاقه داشت، با لحني جدّي گفت: مادر جان! اگر صد جان داشته باشي و در اثر غذا نخوردن همه آنها را از دست بدهي و بميري، من دست از اسلام بر نمي دارم.

مادر سعد وقتي اين استقامت فرزندش را در راه اسلام مشاهده کرد، اعتصاب خود را شکست و آب و غذا خورد. آن گاه اين آيه نازل شد.

اساس دعوت انبيا بر اين است که انسانها را به توحيد و خداشناسي دعوت کند و آنها را از پرستش غيرخدا بپرهيزند. در مقام و عظمت پدر و مادر مي بينيم که خداوند، در چند جا پس از دستور به يکتاپرستي، مسئله نيکي به پدر و مادر را پيش مي کشد و به آن فرمان مي دهد.

 

منابع

* تفسير فخر رازي، ج 1، ص 100.

* مجمع البيان، ج 8، ص 430 (ذيل آيه 7 سوره عنکبوت).

حجت الاسلام حسن بابايي

مسئول تشکلهاي ديني تبليغات اسلامي استان اصفهان

 

 

سه‌شنبه 24 خرداد 1390 - 9:0


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری