پنجشنبه 2 شهريور 1396 - 13:17
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

در هواي نوجواني

 

نگاهي به مجموعه داستان نوروزي ديگر، اثر روح الله درويشي

مجموعه داستان نوروزي ديگر، اثر روح الله درويشي، اثري متشکل از چهار داستان کوتاه است که همه آن ها در فضاي سني مشابهي روي مي دهد و شخصيت هاي اصلي و مخاطب هر چهار اثر را نوجوانان شکل مي دهند. در اين بررسي مي کوشيم نگاهي به ويژگي ها و نقاط ضعف و قوت هر يک از اين آثار داشته باشيم.

طعم توت

اولين داستان اين مجموعه را نويسنده طعم توت ناميده است. داستان در منطقه اي روستايي روايت مي شود و وجود درخت توتي در پشت ديوار باغ مش ابوالفتح دست مايه روايت داستان قرار گرفته است. داستان نيز از توصيف باغ مش ابوالفتح و درخت توت آن شروع مي شود و اشاره هايي نيزز به شخصيت او مي کند. فضاي اصلي داستان در همين دو صفحه ابتدايي به خوبي ترسيم شده و نويسنده توانسته علاوه بر توصيف خوب و موجز از باغ و وضعيت آن و نيز ارائه دلايل مناسب براي هر نکته اي (مثل علت حساسيت مش ابوالفتح روي درخت توت و...)، به شخصيت پردازي مناسبي از مش ابوالفتح نيز دست يابد. ويژگي مثبت روايت در اين خطوط ابتدايي توصيفات خلاصه و ارتباط مستحکم ما بين توصيفات و بازنمايي شخصيت ها است. پس از اين روايت وارد فاز اصلي خود شده و با ورد چند شخصيت نوجوان به عنوان دوستان يکديگر ماجرا جلو مي رود. يکي از اين شخصيت ها به نام نبي قصد دارد تا هر طور شده خودش را به درخت توت برساند و علي نيز به عنوان يکي ديگر از شخصيت هاي اين حلقه به روايت ماجرا در کل داستان مي پردازد. ماجراي داستان در ادامه از پيچيدگي خاصي برخوردار نيست و روايت با افتادن نبي در چاه و پيدا شدنش بعد از چند روز و نجاتش از چاه پايان مي يابد؛ و در داستان بجز حواشي همين ماجراي کلي محتواي خاص ديگري مشاده نمي شود. بازيگوشي چند نوجوان درگير شدن با يک اتفاق تلخ و در نهايت به خير و خشوي تمام شدن حادثه کليت ماجرا را شکل داده است. با نگاهي به اين محتوا علاوه بر سادگي آن، نکته اي که به ذهن متبادر مي شود نبود پيوندي منطقي در انتهاي داستان است. به اين صورت که نويسنده نتوانسته در مورد افتادن نبي در چاه دلايل و يا حتي توصيفات باور پذيري بياورد که چرا براي دوستانش اين موضع تا چند روز قابل حدس نبوده است. از اين زاويه داستان در ذهن مخاطب تا حدود تصنعي و غير قابل باور مي گردد.

اما نبايد از شخصيت پردازي هاي خوب اثر غافل شد. جاي که با وجود سنت خاص داستان کوتاه در توصيفات کوتاه و مختصر، تقريبا مي تواند نماي واضحي از هر شخصيت را به عنوان مخاطب اث در ذهن تصوير کرد. شخصيت مش ابوالفتح، نبي و علي هر سه به خوبي پرورش يافته اند و ارتباط خوبي با زمينه داستان برقرار کرده اند. همچنين زبان ساده اثر از ديگر امتيازات آن است که بدور از بازي هاي زباني پيچيده در يک روايت خطي و ساده و با استفاده از گفتگوهاي تابع شکل مشخص، توانسته به خوبي به بيان آنچه مي خواهد بپردازد. در نهايت بايد گفت اثر با توجه به طيف مخاطبانش و مشخصات ساختاري و محتوايي که ذکر آن رفت؛ اثري آبرومند و مناسب است.

نوروزي ديگر

دومين داستان اين مجموعه که عنوان کلي اثر نيز برگرفته از است طبعا مي تواند اثر برگزيده اين مجموعه باشد. اين اثر که رد فضا و حال و هواي جنگ مي گذرد. در پي نمايش گوشه از شکل ارتباط نوجوانان رزمنده با اين واقعه مي باشد. نگاه نوجوان داستان به ماجراي پيش آمده در اثر و آمادگي او يا ناآماده بودنش در مقابل وقايع و نيز درگيري ذهني او در انتخاب بين سختي ها و آساني ها، از اصلي ترين مضامين بيان شده در محتواي اين داستان است. البته نمي توان انکار کرد که نوشتن تخصصي در بازه ادبيات جنگ، به دليل تعدد آثار و تکرر اتفاقات، کمي مشکل و سهل ممتنع شده است؛ و آنچه در اين اثر نيز مشاهده مي شود در خيلي از موارد توصيف نو و تازه اي از فضاي آن روزها و جبهه ها نيست. اما بيان حس زيبايي شناسانه نگاه يک نوجوان به وضعيت توصيف شده و نوع ارتباطاتش با همرزمان و... از ويژگي هايي است که در اين اثر به چشم مي خورد. شخصيت هاي داستان نيز از برتري خاصي نسبت به يکديگر برخوردار نيستند و همگي در سطحي معمول معرفي و شناخته شده اند و نمي توان ويژگي خاصي را جز روايت گري و حضور پررنگ تر در اثر، به شخصيت اصلي داستان نسبت داد.

به اعتقاد نگارنده در نهايت آنچه از داستان نوروزي ديگر بايد مورد توجه بيشتر باشد محتوا و مضمون آن است. چرا که ساختار اثر از وضعيتي معمول برخودار است و اگرچه نقطه ضعف روشن و محسوسي را نمي توان به آن نسبت داد و قلم نويسنده از شيوايي کافي در روايت برخوردار است؛ اما ويژگي منحصر به فرد يا حتي به سنبت برتري را هم ارائه نمي کند. در مقابل محتواي اثر با ايجاد يک وضعيت تناقض، و کشمکش ذهني شخصيت اول داستان در مورد آن و نيز پايان بندي مناسب براي تمام شدن اين کشمکش ها و درگيري هاي ذهني توانسته به ارائه محتواي مناسبي دست يابد. در نهايت بايد گفت نوروزي ديگر اگرچه برتري خاصي نسبت به ساير آثار اين مجموعه ندارد؛ اما اثري است در خور توجه که در حدود ثقور يک داستان کوتاه رضايت مخاطبان نوجوان خود را بدست خواهد آورد.

هواي کوه

سومين داستان اين مجموعه نيز داراي فضاهاي توصيفي و ذهني مشترکي با دو اثر قبلي است و فصول مشترک تعريعي مشخصي با آن ها دارد. وجود نوجواني به عنوان شخصيت اصلي، توصيف روستا و روستايي بودن را مي توان از اين فصول مشترک دانست که در نهايت نيز همچون باقي آثار اين مجموعه اثري است براي نوجوانان و نوشته شده براي اين طيف خاص سني. هواي کوه را بايد داستان بزرگ شدن ناميد. اين شکل از آثار را قبلا نيز بارها در آثار مختلف مشاهده کرده ايم. عبور از مراحل سني مختلف و بلوغ و بزرگ شدن از موضوعاتي است که در ادبيات کودک و نوجوان بسيار مورد توجه بوده است. هر بار نيز نوعي از زبان و دست مايه اي از اتفاق براي بيان اين موضوع در يک موقعيت خاص بکار رفته است. وقوع يک حادثه و بر عهده گرفتن مسئوليت هاي سنگين تر از آن چه به نظر قابل تصور مي نمايد؛ و يا حضور در فضايي خاص و هر تغيير ممکن ديگري که بتواند نويسنده را به مقصود نظر خويش برساند. در هواي کوه نيز نويسنده شخصيت اصلي داستانش را نوجواني قرار داده که براي اولين بار همراه با پدرش براي راي گله به کوه مي رود و شب را آن جا مي ماند. وقوع حوادث غيرمترقبه و عجيب در اين سفر کوتاه و ارتباط پيدا کردن آن ها با شخصيت اصلي داستان، زمينه اي است که نويسنده براي اين موضوع در نظر گرفته است. از نظر محتوايي مي توان هواي کوه را به نسبت ضعيف دانست. چراکه اگر نگوييم فاکتورهاي کمي در جذب مخاطب ايجاد کرده است، حداقل مي توان گفت داستان در توالي خود به درستي و در جاي مناسب به انتها نمي رسد. اتفاق خاصي رخ نمي دهد و حتي در جايي تمام مي شود که با ذهن مخاطب بازي نکرده و او را به تفکر وا نمي دارد. هرچند در کل بايد گفت توانسته موضوع خودش را بيان کند.

از نظر شخصيت پردازي با توجه به حجم داستان و تعداد شخصيت هايش مي توان گفت تصاوير موجز و مختصر اما مفيدي از شخصيت هاي داستان شکل گرفته است و به نسبت اين شخصيت ها داراي تعريف خاص خود گشته اند و مخاطب مي تواند آن ها را در نقش خود قبول کند.  نکته ديگر مورد توجه در اثر توصيفات شکل گرفته در آن است که با توجه به فضاي داستان که در کوهستان مي گذرد بيشتر به توصيفات جغرافيياي اختصاص يافته است. در اين زمينه نيز هرچند نمي توان امتياز و برتري خاصي را به اثر نسبت داد اما در حدود معمول چنين اثري توصيفات خوب و پخته اي را شاهد هستيم. در نهايت بايد گفت داستان هواي کوه اگرچه تا حدودي به سنبت دو داستان قبلي ضعيف تر نشان مي دهد؛ اما به طور کلي هنوز هم در حد و حدود مجموعه خود خواهد بود و مي توان آن را با نمره قبولي اثري موجه در مجموعه نوروزي ديگر دانست.

آرزوهاي قديمي

آخرين داستان اين مجموعه با عنوان آرزوهاي قديمي به نسبت سه اثر بلي زاز فضايي نو تر و بديع تر بهره مي برد. شايد بتوان تفاوت اصلي داستان آروزهاي قديمي را در زمينه اثر مشاهده کرد. داستان در فضايي شهري مي گذرد و اين برا شخصيت اصلي ماجرا نوجواني شهري است. کوچه و پس کوچه هاي شهر و مدرسه محل رخ دادن اتفاقات اثر است؛ و ماجرا تلاش نوجواني براي خريدن سري قديمي مجله هاي کيهان بچه هاست. استفاده از عناصر به اصطلاح نوستالژيک در چنين اثري شايد براي مخاطب بزرگسال اتفاقي اثر مورد بررسي جالب باشد. چرا که روزگاري کيهان بچه ها مجله محبوب کودکان و نوجوانان بوده است؛ و طبعا در ايجاد خاسطره هاي جمعي مشترک از سال هاي نوجواني يک نسل از کودکان و نوجوانان اين مرز و بوم نقاش و مثمر بوده است؛ اما اينکه چنين عنصري به عنوان خط ربط و بهانه اصلي حوادث رخ داده در روايت چقدر براي نوجوان امروز قابل درک و حتي علاقه است به نظر جاي بحث دارد. دقت ر استفاده از چنين عناصري در داستان نيازمند سنجش دقيقي از اتفاق رخ داده در اثر حضور آن در داستان است و به نظر مي رسد با وجود زيبايي اين انتخاب نويسنده آنچنان به کارکرد آن دقت ننموده است. به هر روي به اعتقاده نگارنده اگر مخاطب اين داستان نوجوانان اموز هستند؛ آنچنان که بايد و شايد درکي از ويژگي هاي اين عنصر ندارند. مگر اتينکه آرزوهاي قديمي مخاطب ديگري را برگزيده باشد.

اما اگر نگاهي داشته باشيم به ساختار اثر مي توان همان ويژگي هاي مثبت و گاه ضعف هاي کوچک موجود در سه اثر قبلي را در اين جا نيز مشاهده کرد. نکته قابل ذکر در اين باره، کم شدن ميزان توصيفات از شخصيت ها و شناساندن آن ها در فاضاهاي داستان است. به صورتي که هر شخصيتي با توجه به زمان و مکان حضورش در داستان و نقشي که بر عهده دارد شناخته مي شود. نويسنده نکوشيده هر شخصيت را با توجه به ويژگي هاي لازمش معرفي کند و تنها با قرار دادن آن شخصيت در فضايي خاص از داستان، تصوير سازي ذهني از ويژگي هاي او را بر عهده مخاطب گذاشته است. البته اين موضوع در مورد شخصيت اصلي داستان با مقدار کمي تفاوت روبرو است.  در نهايت بايد داستان آرزوهاي قديمي را اثري آبرومند معرفي کرد که توانسته با ايجاد جذابيت هايي خاص خود که متفاوت از سه داستان قبلي است، جايگاه خوبي در اين مجموعه داشته باشد.

با تمام شدن بررسي چهار اثر موجود در مجموعه داستان نورورژي ديگر و با نگاهي کلي به آثار منتشر شده در آن مي توان گفت قلم روح الله درويشي، قلمي لطيف و روان است که خوب مي تواند براي اين طيف سني خاص به نويسندگي بپردازد. سادگي زبان و بيان داستان از ذهني نوجوانانه از ويزگي هاي مثبتي است که براي نشوتن در اين حيطه مورد نياز است و اين چيزي است که به نظر نويسنده اين اثر از ان برخوردار است و براي پخته تر شدن آثار خود بيشت از هرچيز نيازمند باز کردن گوشه هاي پنهان ذهن و پيدا کردن راه ها و حرف هاي بديع تر بر گفتن و نوشتن است.

با آرزوي موفيت براي روح الله درويشي در انتشار آثار مشابه و تشکر از مرکز آفرينش هاي ادبي حوزه هنري و انتشارات سوره مهر، براي انتشار مجموعه داستان نوروزي ديگر.

 

 

يكشنبه 22 خرداد 1390 - 8:27


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری