چهارشنبه 22 آبان 1398 - 8:19
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

اكرم اماني

 

عفاف و حجاب، چرا؟

 

حريم عفاف(1)

عفاف و حجاب، چرا؟(پرسش و پاسخ هاي دانش آموزي)

سيدجعفر حق شناس

انتشارات پژوهشکده باقرالعلوم، 1390

همه کساني که با جوانان و نوجوانان امروز ايران سروکار دارند به خوبي مي دانند که يکي از مهمترين نيازهاي اين قشر پرسش هاي ديني آنان است. در ميان نوجوانان، دانش آموزان مقاطع راهنمايي و دبيرستان، بيشترين سوالات ديني را دارند. بسياري از آنان مي خواهند بدانند چرا مسلمانند؟ حقيقت اسلام چيست؟ دستورات ديني مبتني بر چه حکمت ها و فلسفه هايي است؟ آيا هرچيزي که به نام دين و دين داري در جامعه امروز مطرح است همگي از دين است؟ يا آنکه خرافات و برداشتهاي غلط نيز در آنها وجود دارد؟ و ...

آمارهاي بدست آمده از پرسش هاي دانش آموزان و دانشجويان در طي سالهاي اخير به خوبي نشان از خلا تئوريک و حجم وسيع پرسشها و ابهامات آنان دارد که بايد به شيوه صحيح و منطقي پاسخ داده شود.

نويسنده در مقدمه کتاب در اين باره مي گويد: اعتقاد ما بر اين است که در پاسخ به سوالات ديني بايد صريح شفاف و شجاعانه پاسخ هاي صحيح را با زباني ساده اما با منطقي محکم و مستدل در اختيار مخاطبان گذاشت. از مجمل گويي، قلم فرسايي و به عبارت هاي شعارگونه خودداري کرد. درست است که نوشتن و سخن گفتن با زبان احساس، معمولا به سرعت در مخاطب اثر مي گذارد اما به اعتقاد ما بيان محکم، منطقي و مبتني بر آموزه هاي ديني، بسيار ماندگار و تاثيرگذار است و روح و انديشه مخاطب را به ساحل آرامش رسانده و او را قانع مي کند.

پرسش هاي مطرح شده در نوشتار حاضر، همان سوالاتي است که از سوي مخاطبان مطرح شده اند. در ارائه پاسخ ها ضمن توجه به اختصار و رواني کوشش شده است پاسخ ها مستدل و مستند بوده و تفکر اسلامي محور اساسي پاسخ ها باشد؛ هرچند که تکيه بر دانش هاي عقلي و تجربي بشر نيز مورد توجه بوده است.

عفاف و حجاب از ديرباز از موضوعات اساسي جامعه بوده و امروز تا از تازه ترين موضوعات مورد توجه همگان است. تنظيم روابط زنان و مردان براساس الگوي اسلامي عفاف و حجاب يکي از بهترين شيوه هاي سلامت اخلاق جنسي جامعه است. در ميان جوانان و نوجوانان نيز بخش وسيعي از پرسشها و ابهامات به حوزه عفاف و حجاب اختصاص دارد.

کتاب عفاف و حجاب چرا از سري مجموعه کتابهاي حريم عفاف مي باشد که پرسشها و پاسخ هايي است که به حکمت و چرايي هاي عفاف و حجاب مي پردازد.

نويسنده عناوين را در دوفصل تقسيم کرده است و فصل اول به مباني اعتقادي احکام اسلامي و فصل دوم به پرسش هاي اساسي درباره حجاب اختصاص دارد.

نگارنده در ابتداي فصل مي گويد: براي شناخت ديدگاه اسلام در زمينه فلسفه و حکمت هاي حجاب و عفاف قبل از هر چيز مي بايست با برخي از مباني اعتقادي اسلام که تاثير بسيار اساسي در فهم و تحليل حکمت احکام الهي دارند آشنا شويم. اين مباني پايه و اساس شناخت و تفسير احکام الهي هستند و بدون درک صحيح و دقيق آن ها نمي توانيم حکمت ها و فلسفه هاي احکام الهي را بخوبي تبين نمود.

وي در ادامه هدف از آفرينش انسان را چنين بيان مي کند: هدف از آفرينش انسان زيستن در جهان محصوص و مادي  در پايان نابودي و مرگ نيست؛ عاقلانه نيست که خداوند جهان عظيم هستي و انسان را با اين همه توانايي بيافريند و در پايان همه را محو و نابود سازد. براساس تعاليم انبياي الهي، انسان پس از آفرينش هرگز نابود نمي شود و تا ابد و براي هميشه باقي خواهد بود و زندگي و حيات دنيا، حيات مقدماتي اوست . بنابراين هدف نهايي و منزل گاه پاياني انسان تقرب به خداوند در جهان ابدي و جاودانه است. چنانکه خداوند در قرآن مي فرمايد: جن وانس را نيافريدم مگر براي آنکه مرا بندگي کنند.

نگارنده در ادامه به اين موضوع اشاره مي کند که مهمترين موضوع در زندگي هر انسان هدف از زندگي است. هرکس براساس اهدافي که دارد تلاش مي کند تا به هدف مطلوب خويش که آن را مايه سعادت خود مي داند دست يابد برخي سعادت خويش را در لذت، رفاه و شادکامي  در اين دنيا مي دانند و همه تلاش آنان در مسير آبادسازي دنيا قرار مي گيرد. به اعتقاد ايشان زندگي انسان محدود به زندگي دنياست و پس از مرگ نيستي و نابودي است. اما گروهي ديگر زندگي انسان را محدود به جهان مادي نمي دانند. آنان معتقدند زندگي اين جهان مقدمه و زمينه ساز حيات آخرت است.

مولف در پاسخ به اين سوال که براي دستيابي به بهترين روش و شيوه زندگي در اين دنيا بايد به چه کسي و چه منبعي مراجعه کنيم و سعادت و خوشبختي چگونه بدست بياوريم مي گويد: هرچند انسان با داشتن عقل و فطرت پاک مي تواند بسياري از بديها و خوبي ها را شناخته و حق را از باطل بازشناسد و راه پاک زيستن را تا حدودي بشناسد ...

مولف مي گويد برخلاف قوانين بشري که فلسفه و حکمت هاي محدود و جزئي دارند احکام و قوانين الهي مبتني بر حکمت هاي فراوان و بسيار عميقي است که انسان توانايي شناخت و احاطه بر همه آنها را ندارد. براي دستيابي به حکمت ها و مصلحت هاي نهفته در احکام الهي در برخي موارد عقل انسان مي تواند راهگشاي او باشد به عنوان مثال انسان با توانايي عقل خود به خوبي درمي يابد که يکي از حکمت هاي تحريم مشروبات الکلي مست کننده بودن آنها ست و نيز ممنوعيت دروغ دزدي فحشا و مانند آنها آثار نامطلوب اين اعمال در زندگي فردي و اجتماعي انسان است.

نگارنده در پاسخ اين سوال که آيا همه احکام و معارف دين در قرآن آمده است مي گويد: برخي گمان کرده اند که همه معارف شريعت اسلام در قرآن آمده است از اين رو هرآنچه در قرآن کريم بيان نشده است  را از دين نمي دانند اين گمان ناشي از تخصص نداشتن کافي در حوزه انديشه اسلامي است. زيرا قرآن کريم کتابي است که در بيشتر موارد کليات و مسائل اساسي هدايت بشر را بيان نموده است. اين کتاب آسماني هرچند در برخي موارد به مباحث و مسائل جزئي نيز پرداخته است اما بيان بسياري از جزئيات معارف و برنامه هاي ديني به پيامبر اسلام واگذار شده است.

قرآن در اين زمينه مي گويد: اي پيامبر ما قرآن را بر تو نازل کرديم تا آن را براي مردم تشريح و تبين کني.

فصل دوم به حکمت ها و فلسفه هاي عفاف و حجاب اختصاص دارد. و اساسي ترين  پرسش هايي که در مباحث عفاف و حجاب مطرح است فلسفه ها و حکمت هاي حجاب و يا همان دلايل و چرايي هاي حجاب است که نويسنده معتقد است پاسخ به پرسش هاي اين فصل بسياري از ديگر سوالات و پرسش ها را روشن ساخته و مبناي پاسخ به ديگر پرسش ها قرار خواهد گرفت. اولين پرسشي که نويسنده در اين فصل مطرح کرده است اين است که حجاب و عفاف چه تفاوتي با هم دارند؟ و در پاسخ به آن مي گويد واژه حجاب از ريشه حجب به معناي مانع شدن چيزي در مقابل چيز ديگر است. حاجب به معناي دربان در مورد کسي که مانع ورود افراد مي شود به کار مي رود. واژه عفاف به معناي خودنگهداري و خويشتن را مهار کردن در مقابل به تمايل به گناه است. کسي که عفيف است از انجام کارهاي ناشايست خودداري مي کند عفاف و خويشتن داري در ابعاد مختلف براي انسان مطرح است. خويشتن داري در لذ ت هايي همچون مقام، قدرت، خوردن، آشاميدن و مانند آنها مطرح مي شود. براي دستيابي به حجاب بايد از درون آغاز کرد و به درون سازي حجاب پرداخت. البته حفظ حجاب ظاهري نيز در افزايش طهارت و عفت درون موثر است. نگارنده در ادامه اين فصل پرسش هايي در مورد ضرورت پوشش حکمت هاي حجاب و عفاف در قرآن اصول و مباني تنظيم روابط زن و مرد در اسلام، پاکي دل، حجاب و التهاب افزايي، فطري بودن پوشش و ... مي پردازد و هريک را به طور مختصر پاسخ مي دهد.

نگارنده معتقد است که مساله حجاب در اسلام برآمده از يک مساله مهم و اساسي ديگر يعني لزوم حفظ حريم در روابط زن و مرد است. از نظر تعاليم اسلام روابط زن و مرد مي بايست در چارچوب حدود و ضوابط خاصي باشد. اسلام بي بند و باري و رهايي در روابط زن و مرد را بر خلاف مصالح جامعه اسلامي مي داند و حجاب نيز از جمله به تدبيرهاي اسلام براي حفظ حريم هاي زن و مرد است. و ي در ادامه پيامدهاي بي بندوباري و نفي حجاب و عفاف را چنين برمي شمارد:

کاهش تمايل به ازدواج و تشکيل خانواده

سردي روابط خانوادگي

به هدررفتن قواي جامعه

التهاب و ناآرامي رواني

انحطاط اخلاقي و معنوي

گسترش انحرافات جنسي

خشونت و مزاحمت جنسي عليه زنان

استفاده ابزاري از زيبايي هاي زنان

مولف سپس بعد از بيان و تشريح مسائل بالا در انتهاي بحث چنين نتيجه گيري مي کند که: با آنچه از پيامدهاي ويران گر بي بندو باري جنسي بيان شد روشن مي شود که چرا اسلام خواهان ضابطه مندي و قانون مندي در روابط زن و مرد است. در حقيقت فلسفه و حکمت قوانين و احکام حريم ميان زن و مرد پيشگيري از پيامدهاي ناگوار بي بندوباري جنسي و حفظ سلامت فرد و جامعه و خانواده است.

نويسنده سپس اصول و مباني تنظيم روابط زن و مرد در اسلام پنج اصل؛ محدود نگاه کردن، پوشش بدن زن و مرد، پوشش و حجاب زنان، منع اختلاط زنان و مردان و خودداري از رفتارهاي جلب توجه کننده را بعنوان اصول تنظيم روابط زن و مرد در تفکر اسلامي و براساس آيات و قرآن و روايات پيامبر و معصومين بيان مي کند.

نگارنده در پاسخ به اين سوال که آيا بي حجابي و بدحجابي به معناي بي ديني است چنين مي گويد: اگر مقصود از بي ديني اين است ک فرد را کاملا خارج از ضوابط ديني بدانيم و او را آموزه هاي اسلامي بطور کامل جدا نماييم بي حجابي و بدحجابي نمي تواند دليل بي ديني افراد باشد، زيرا دين داري به معناي داشتن عقايد ديني و مجموعه اي از رفتارهاي ديني است و به صرف اينکه فردي يکي از رفتارهاي ديني را بجا نياورد نمي توان او را بي دين دانست. بسياري از بدحجاب ها و يا بي حجابها به اسلام و انديشه ها و آموزه هاي اسلامي اعتقاددارند و به بخشي از تکاليف ديني خود نيز عمل مي کنند. تکاليفي همچون نماز، روزه، حج،

در پايان کتاب نويسنده پيامدهاي ترک حجاب و عفاف را بيان کرده و مي گويد: بي بندو باري همان گونه که حيات دنيوي انسان را آلوده ساخته و شخصيت معنوي و اخلاقي انسان را تحت تاثير قرار مي دهد حيات اخروي را هم دربر مي گيرد. از آنجا که رعايت حجاب و عفاف از فرمان هاي الزامي خداوند است، نافرماني از آن گناه بوده و عقوبت و مجازات الهي را که همان سختي هاي حيات اخروي است بدنبال خواهد داشت.

پيامبر مي فرمايند: زن هنگامي که با زينت و آرايش و بوي خوش از منزل خارج شود و شوهرش به اين کار او راضي نباشد با هر قدمي که اين زن برمي دارد خانه اي براي شوهرش در آتش ساخته مي شود.

 

يكشنبه 22 خرداد 1390 - 8:20


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری