جمعه 2 تير 1396 - 16:42
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

احمد محمد اسماعيلي

 

ناصر يک کلاهبردار باهوش است

 

گفتگو با هومن برق نورد بازيگر مجموعه تلويزيوني ساختمان پزشکان

 

مقدمه : هومن برق نورد بيش از يک دهه است که در عرصه تئاتر، تلويزيون و سينما حضور اثر گذار و متفاوتي دارد . همکاري برق نورد در تئاتر با محمد يعقوبي و حسن فتحي در سينما و تلويزيون در اشک ها و لبخندها و کيفر کارهاي ماندگار اين بازيگر هستند . برق نورد در مجموعه تلويزيوني ساختمان پژشکان در قالب يک شخصيت لمپن ، خلاف و البته زبر و زرنگ بازي متفاوتي ارائه مي کند .

 

نقش ناصردر ساختمان پزشکان به چه ميزان با نقشي که در مجموعه اشک ها و لبخندها بازي کرديد متفاوت است ؟ 

نقشي که در اشکها و لبخندها بازي کردم خيلي متفاوت از نقش ناصر است و باصطلاح شخصيت لات تر و خلاف تر بود . آدمي بود که دارو دسته و نوچه داشت . خانواده ناصر از سطح فرهنگي بالايي برخوردار مي باشند . برادرش دکتر است و از خانواده اش نکات مثبت و سازنده را آموخته است . خيلي هم کم سواد و کم دانش نيست .

 

آيا ناصر زيرک تر نيست ؟

بله ، ناصر زيرک و با هوش تر است . آدمهاي کلاهبردار و شارلاتان ذهن خلاقي دارند تا بتوانند به خواسته هايشان برسند و سر مردم را کلاه بگذارند.  در نوع بازيم هم تلاش کردم که متفاوت کار کنم .

 

در حين بازي در نقش ناصر چه ويژگي هايي را به آن اضافه کرديد ؟

متن فيلم نامه آنقدر خوب و پر و پيمان بود که نياز چنداني براي اضافه کردن نکات تازه به نقش وجود نداشت. متن نوشته هاي پيمان و محراب قاسم خاني هميشه کامل و خوب هستند و با صحبتهايي که با اين دو داشتم توانستم ويژگي هاي مختلف نقش را کشف کنم .

 

آيا گفته نيما مبني بر اينکه ناصر به او حسادت مي کند . ادعاي درستي است ؟

نيما از سوي همه مورد بي مهري و کم توجهي قرار مي گيرد . اين بي مهري از جانب مادر ، پدر، برادر ، زن ، همکارانش و سايرين انجام مي شود و اين تصور را دارد که پدر و مادرش ناصر را از او بيشتر دوست دارند  . بنابراين ناصر هيچ نوع احساس حسادتي به نيما ندارد .

 

آيا نکات متفاوت در ويژگي هاي ناصر و نيما باعث ايجاد موقعيت کمدي مي شود ؟

درست است که هر دو برادر از يک خانواده هستند اما پنج تا انگشت هيچ وقت يکي نمي شوند . يکي بلند است و ديگري کوتاه در بسياري از خانواده ها هم چنين شرايطي ديده مي شود و دو برادر و يا دوخواهر خيلي با يکديگر متفاوت مي شوند.  نيما با برنامه تر عمل کرده و داراي تحصيلات عاليه است و ناصر برنامه خاصي در زندگيش نداشته و مدام در راه زندان و خانه به علت کلاهبرداري در حال رفت و آمد است . ناصر بچه کوچه است و درخيابان بزرگ شده است .

 

خلافکاريهاي ناصر هم ( شرکت هاي هرمي) به روز است . آيا اين ويژگي ناصر را آدمي امروزي نشان مي دهد ؟

نوع خلافکاري هاي ناصر با خلافکارهاي سال هاي گذشته متفاوت است .  ناصر هم آدم باهوشي است و بر خلاف برادرش از هوشش در کارهاي خلاف و نادرست بهره برداري کرده است .

 

در بخشي که باعث بر هم خوردن موقعيت هاي ازدواج نيما مي شود آيا اين کار ناصر از سر بدجنسي است و يا از سر خير خواهي؟

اظهار نظر قطعي به دليل نوع خط داستاني کمي دشوار است . بهرحال ناصر در جاهايي به برادرش حسادت مي کند . اما جنس حسادتش مخرب و ويران کننده نيست . ناصر کلا آدم اهل حسودي نيست و حتي خيلي خودش را بالاتر از نيما مي داند . هميشه دوست دارد در مراحلي که بايد تصميمي گرفته شود خودش تصميم گيرنده اول و آخر باشد. ناصر به ليدر بودن عقيده  دارد .

 

يكشنبه 22 خرداد 1390 - 8:16


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری