سه‌شنبه 25 تير 1398 - 15:25
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ضياء آراسته

 

قيام توابين

 

قيام توابين

تاليف : سيدابوفاضل رضوي اردكاني

چاپ و شمارگان : اول  / 89 – 3000 نسخه

ناشر : شركت چاپ و نشر بين‌الملل

 

سيد ابوفاضل رضوي اردكاني در كتاب خود از مجموعه قيام‌هاي حق‌طلبانه شيعه با عنوان قيام توابين به طرح مسائلي همچون قيام توابين ، قيام در كوفه ، شكل‌گيري نهضت توابين ، اولين جلسه سران قيام ، نامه سليمان بن صرد به شيعيان مدائن و بصره ،‌ خلع استاندار كوفه و نصب استاندار جديد ، عزيمت سپاه به كارزار ، اجتماع بر سر تربت امام حسين (‌ع ) ،‌ نامه فرماندار كوفه سليمان بن صرد و پاسخ او ، توقف در منطقه قرقيسيا ، مصاف با لشكر ابن زياد ، پايمردي توابين ، بازگشت به كوفه و همچنين پيام مختار از زندان مي‌پردازد . مقدمه كتاب با آيه169 از سوره آل عمران آغاز مي‌شود : « ولا تحسبن‌الذين قتلوا في سبيل‌الله امواتا ً بل احياء عند ربهم يرزقون » .

سيدابوفاضل رضوي اردكاني در مقدمه كتاب به اين مساله اشاره مي‌كند كه كوفه شهر هسته مركزي جنبش شيعه به شمار مي‌آمد و موضعش نسبت به امويان با بصره متفاوت بود . بصره موضعي محافظه‌كارانه داشت ، در حالي كه موضع كوفه تند و انقلابي بود . از اين رو ، قاطعانه عمرو بن حريث ، نماينده نظام اموي را طرد كرد و عامر بن مسعود را برجايش نشاند ، سپس بعضي از مردم اين شهر به ابن زبير نامه نوشتند و نسبت به او اعلام وفاداري كردند ؛ زيرا ابن زبير مدعي خونخواهي امام حسين (‌ع ) و دشمن نيرومندي براي اموي‌ها بود .

از ديدگاه نويسنده بافت انساني  - قبيله‌اي و سياسي شهر ميان سه نيروي انساني شيعيان خالص و عناصري كه سخت در پي اتخاد موضعي شتاب‌زده و خشن بودند ، هواخواهان حكومت اموي و همچنين طرفداران مقاومت منفي تقسيم مي‌شده است . رضوي از قول مسعودي ؛‌ مورخ شهير اسلام آورده است كه در سال 65 ه . ق شيعيان به حركت درآمدند و همديگر را به دليل ياري ندادن امام حسين (‌ع ) سرزنش كردند و از اين كار خود ، اظهار ندامت و پشيماني نمودند . آنان دريافتند كه چه خطاي بزرگي مرتكب شده‌اند ؛ زيرا امام حسين ( ع ) را دعوت كرده بودند ولي او را ميان آن همه دشمن تنها گذارده و به ياري‌اش نرفته بودند . آنان دريافتند كه اين خطا ، نابخشودني و ننگي بزرگي است كه دامنشان را گرفته و جز با دادن جان و كشته شدن در اين مسير ، پاك نخواهد شد ؛ معتقد بودند كه بايد آنقدر از دشمنان بكشند كه خود نيز كشته شوند تا شايد خداوند از خطاي آنان درگذرد . سليمان بن صرد خزاعي ، عبدالله بن وال تميمي ،  رفاعه بن شداد بجلي ، عبدالله بن سعد ازدي و همچنين مسيب بن نجبه فزازي هسته قيام شيعي توابين و سران سالخورده شيعه عراق را تشكيل مي‌دادند .

سليمان  نامه‌اي به رهبر شيعيان مدائن ، سعد بن حذيفه نوشت و او را كه از علاقه‌مندان به خاندان اهل ‌بيت‌ ( ع ) و مخلصان شيعه بود و نفوذ زيادي در مردم مدائن داشت به انتقام خون شهداي كربلا و قيام بر ضد امويان دعوت كرد . سليمان بن صرد نزد سران ياران خويش فرستاد و تصميم خود را به آنها خبر داد و از آنان خواست كه در ماه ربيع‌الاخر سال 65 ه . ق با بزرگان و سران قوم به سوي شام حركت كردند . توابين حركت كردند و در محله نخيله اردو زدند . سليمان از لشكر خود سان ديد ، اما تعداد آنان را كافي ندانست ؛ زيرا از بيعت‌كنندگان ، جمع زيادي غايب بودند . لذا دو نفر از ياران خود به نام حكيم بن منفذ كندي و وليد بن عصير كنان را به كوفه فرستاد كه يا لثارات الحسين را فرياد زدند .

لشكر توابين و خونخواهان امام حسين (‌ع ) براي تجديد عهد و اظهار ندامت و توبه و تصميم قاطع بر قيام ، راه كربلا پيش گرفتند و به سوي تربت پاك آن حضرت و شهداي كربلا حركت كردند . نويسنده از قول ابن اثير نوشته است كه توابين وقتي چشمشان به قبر امام حسين ( ع ) افتاد ، صداي ناله و ضجه‌شان بلند شد و همه با يك آهنگ ، سرود توبه سر دادند ،‌ و آن قدر بر مزار شهيدان گريستند كه نظيرش تا آن روز ديده نشده بود . آنان همانند حاجيان در طواف كعبه و تجمع در كنار حجرالاسود  ، بر قبر امام حسين ( ع ) ازدحام نموند  ، آنان بر آن حضرت و ديگر شهداي كربلا ورود نمودند ، بر آن حضرت و ديگر شهداي كربلا درود فرستادند و همان جا بر عزم و توبه خود ميثاق بستند و يك روز و يك شب را با آه و ناله و توبه به دعا گذراندند .

لشكر توابين مسير را به طرف دشمن طي كرده تا به منطقه قرقيسيا مي‌رسند . لشكر شاميان به فرماندهي ابن زياد به طرف اردوگاه توابيين كه در غرب عين‌الورده بود پيش رفتند و در موضعي كه فاصله آنان تا عين‌الورده يك روز راه بود  اردو زدند . دو لشكر حق و باطل در مقابل هم قرار مي‌گيرند و موازنه قدرت در ميان آنها مدام به هم مي‌خورد گاهي به نفع سپاه سليمان و گاهي به نفع لشكريان ابن زياد .اما ابن زياد با ارسال مداوم نيروهاي كمكي بسوي لشكريانش كار را بر نيروهاي توابين دشوارتر مي‌كرد . سليمان بن صرد خزاعي ؛‌ پيرمرد قهرمان و خونخواه امام حسين ( ع ) با روحيه‌اي حيرت انگيز از هر طرف به قلب دشمن حمله‌ور مي‌شد . با وجود زخم‌هاي فراوان ،‌ همچون شير غران به كسي امان نمي داد  ، اما از هر طرف مورد حمله بود . ناگهان مورد اصابت تير دشمن واقع شد و بر زمين افتاد ، دوباره برخاست تا حمله كند ولي زخم‌كاري و خون‌ريزي شديد او را توان نداد و نقش بر زمين شد . سليمان فرمانده لشكر توابين به شهادت مي‌رسد . باقيمانده توابيين همچنان مردانه مي‌جنگيدند  و تعداد زيادي از شاميان را به هلاكت رساندند و آنها را به عقب راندند اما دشمن ، كه تعدادش بسيار بود ، حمله‌اي سنگين را تدارك ديد و آنان را زير فشار قرار داد . به ناچار توابين مجبور به عقب نشيني شدند .

تعداد اندك توابين به دستور رفاعه ، خود را براي فرار و بازگشت مهيا نمودند . زخمي‌ها را جمع‌آوري كردند و هركس را به رزمنده‌اي از قوم خودش تحويل دادند تا همراه خود بياورد . آنان شبانه با مجروحان خود ، صحنه را ترك كردند  وخود را به منطقه قرقيسيا رساندند.  مختار ، قهرمان خونخواه و مرد مصمم انتقام ، آنزمان كه رفاعه و يارانش از جبهه بازگشتند در زندان كوفه بود و پيامي محرمانه براي آنان ارسال كرد .

" مرحبا و آفرين بر شما ؛ گروهي كه خداوند ثواب و اجر آنان را بس عظيم داشته و از كار آنان خوشنود است ! به خداي كعبه سوگند ، قدمي كه برداشتيد و به هر محلي كه رسيديد يا هر فراز و نشيبي را كه در اين مسير درنورديديد ، خداوند براي آن ،  اجري عظيم و ثوابي بي‌مانند منظور داشته . اين ثواب از يك دنيا بزرگ‌تر و فزون‌تر است . "

سليمان ، آن پيرمرد بزرگ به ديار باقي مي‌شتابد و باقيماندگان توابين با مختار ارتباط پيدا كردند و بعدا  در قيام مختار شركت نمودند و او را ياري دادند . مورخين تاريخ شهادت سليمان بن صرد خزاعي و توابيين را در ماه ربيع‌الاخر سال 65 ه . ق مي‌دانند .

قيام توابين نوشته سيدابوفاضل رضوي اردكاني در چاپ اول خود با تيراژ 3000 نسخه و با قيمت 9000 ريال توسط شركت سهامي چاپ و نشر بين‌الملل انتشار يافته است .

 

سه‌شنبه 10 خرداد 1390 - 14:12


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری