جمعه 1 آذر 1398 - 14:42
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ضياء آراسته

 

تفنگ پدر بر بام‌هاي تهران

 

تفنگ پدر بر بام‌هاي تهران

تاليف : حسن بهرامي

چاپ و شمارگان : اول  / 89 – 2500 نسخه

ناشر : سوره مهر

 

رمان تفنگ پدر بر بام‌هاي تهران نوشته حسن بهرامي از بخش‌هايي با عناوين چكمه‌ها و قنداق‌ها ، قباسبزهاي عاشق  ظلمات و رپ رپ پا بر بام ، دخترك موبور ، عطر ليمو و مزرعه درخت ، دبه‌هاي بنزين و مجسمه گچي ، سوزنبان ،‌ يعني بختيار راست مي‌گويد ؟ عكس ، انبار بطري ،‌ نبش قبر ، يك جفت پروانه شيرازي و همچنين تفنگ پدر بر بام‌هاي تهران تشكيل شده است . ابتداي رمان با فرياد و شليك آغاز مي شود و اضطراب و رپ رپ چكمه‌ها و اشباحي كه در حال دويدن هستند . راوي رمان از سايه‌هايي مي‌گويد كه مي‌دوند ته كوچه و سايه‌اي كه از بين‌ آنها كم مي‌شود. راوي از مشت‌هاي گره‌خورده و سايه‌هايي كه كه مي‌دوند و سايه‌اي كه كم مي‌شود و به خود مي‌پيچد سخن مي‌گويد . رپ رپ و فرياد و شليك و سايه‌هايي كه جمع مي‌شوند و رقص اسپري‌ها و شعارهايي كه مي‌رويند توجه راوي را همچنان به دنبال خود مي‌‌كشاند .

راوي از آتشي مي‌گويد كه انگار به چشمانش فرو رفته است . پلك مي‌زند و گوش تيز مي‌كند و دوباره پلك‌هايش را باز مي‌كند ؛ خروسي روي صندوق شكسته‌اي گردن خود را دراز كرده و قوقولي قوقو مي‌كند . كورمال كورمال بر روي زيلو دست مي‌كشد . جارو را برمي‌دارد و پرت مي‌كند و جارو درست به لنگه نيمه‌باز در مي‌خورد و خروس به طرف ديگر پرتاب مي‌شود . انگاري توپي منفجر مي‌شود . داريوش و نواز از جاي خود مي‌پرند . نواز مثل سرباز آش‌خوري صاف ايستاده و داريوش انگار هنوز خواب است . صداي هردويشان بلند مي‌شود .

در بخش " تفنگ پدر بر بام‌هاي تهران " اين كتاب مي‌خوانيم :

" پا شدم . عكس امام ،‌ قبراق روبه رويم مي‌خنديد . دست گذاشتم روي قلبم و برجستگي عكس را لمس كردم . ده دقيقه به چهار بود . رفتم توي حياط و آبي به سر و رويم زدم . خروس لاي برگ‌ها چينه مي‌كرد و باد شاخه‌هاي انار را به بازي گرفته بود . سيگاري چاق كردم و زل زدم به آسمان بعدازظهر . ابرها گله گله از خورشيد دور مي‌شدند . ياد مادربزرگ افتادم كه دست مي‌كشيد طرف خورشيد و مي‌ساييد به سر و رويم و با نفس مي‌گفت : « بركت ... بركت ... بركت ...

رگه‌‌اي از رنج و اميد ته صدايش بود .  صدايي كه شب‌ها برايمان از قافله جن‌ها مي‌گفت و روزها بر تپه‌هاي بادام و در مزرعه گندم اوج مي‌گرفت . صدايي كه پشت پشه‌بند ، كهكشان راه شيري و دب‌اكبر را نشانمان مي‌داد و لب چشمه قاطي پونه‌هاي وحشي مي‌شد . »

تفنگ پدر بر بام‌هاي تهران نوشته حسن بهرامي در چاپ اول خود با تيراژ 2500 نسخه و با قيمت 1900 تومان توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است .


 

سه‌شنبه 10 خرداد 1390 - 14:6


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری