دوشنبه 30 مرداد 1396 - 1:34
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

داود خسروي

 

شور و شعور و معنويت در آواها

 

نگاهي به تاريخچه موسيقي مذهبي در ايران


مراسم و نيايش هاي مذهبي نخستين خاستگاه موسيقي در ايران بوده اند، چنان که هرودوت مورخ معروف يونان باستــان (سده ي 5 قبل ازميلاد) مي گويد، مغها در دوران هخامنشي آوازهايي يا نيايش هايي بدون ساز براي خدايان اجرا مي کردند يا در نيايشگاه هاي ماني، نوعي آهنگ به صورت دسته جمعي خوانده مي شده است اگر چه بعضي به استناد اجرا شدن مراسم ستايش مهر(ميترا) بر روي سکو؛ يا به قول نرشخي در تاريخ بخارا، که به نوحه هاي مردم بخارا در کشتن سياوش(کين سياووش) اشاره هايي دارد تا آنجا پيش رفته اند که سر آغاز تعزيه را در ايران به هزاران سال پيش از اين رسانده اند، ولي اين قبيل اظهار نظرها بيشتر جنبه حدس و گمان دارد.

نکتۀ ديگر، پيشينۀ بسيار کهن نوحه سرايي در تاريخ و فرهنگ عرب است و بعيد نيست که بر اثر اتفاقاتي که در سده هاي نخستين هجري در کشورهاي اسلامي به وقوع پيوست، ايران هم تا حدي تحت تأثير قرار گرفته باشد در رسالۀ «موسيقي» اخوان الصفاء، از آثار نيمۀ سدۀ چهارم هجري مي توان توجه به جنبۀ معنوي موسيقي را به خوبي مشاهده کرد، چنان که عبارت «وليس غرضنا من هذه الرسالة تعليم الغناء و صنعة الملاهي» ثابت مي کند که منظور اخوان الصفا از تدوين رسالۀ «موسيقي» اين نبوده است که مطربي و نوازندگي بياموزند بلکه خواسته اند از آن به عنوان راهگشاي عالم معني استفاده کنند. اين است که در فصلي با عنوان«ان اصل صناعة الموسيقي للحکماء» گفته اند: صناعت يا هنر موسيقي زاييدۀ حکمت و دستاورد حکما است و اضافه کرده اند که مي توان از موسيقي به صورت هاي مختلف استفاده کرد.

اين که مولوي به برگزاري مراسم سوگواري شيعيان در شهر حلب مربوط به روز عاشوراي نيمۀ دوم قرن هفتم هجري اشاره کرده است يا سيف فرغاني در يکي از اشعار خود از «کشتۀ کربلا» ياد مي کند، نشان مي دهد که ياد فاجعۀ کربلا همواره در ايران زنده بوده است، ولي چنين به نظر ميرسد که بلوغ آن را بايد در دوران آل بويه دانست ، احمد معزالدوله که موفق به فتح بغداد در سال 334 هـجري (945 ميلادي) شد نخستين کسي بود که مراسم عزاداري دهۀ اول محرم را معمول کرد و دستور داد در بغداد دکانها را ببندند و لباس سياه بپوشند اين مراسم به قول ابن کثير در بين شيعه تا انقراض سلسلۀ ديالمه و در بغداد تا اوايل سلطنت طغرل سلجوقي باقي بود.

ملا حسين کاشفي سبزواري معاصر سلطان حسين بايقرا از سلاطين تيموري کتابي موسوم به «روضة الشهداء» به فارسي تأليف کرد که در ايام محرم خوانده مي شد و اصطلاح روضه خواني يا «روضه خوان» يادگار آن کتاب است ولي رواج کامل روضه خواني در دوران شاه عباس صفوي صورت گرفت

موسيقى مذهبى دوران صفويه

ظهور سلسله صفوى در تاريخ ايران از وقايع مهم است. با تشکيل دولت صفويان، مذهب تشيع رواج يافت و  علوم دينى در مرکز توجهات قرارگرفت. با تشکيل دولت صفويه وحدت ملى ايران در چارچوب وحدت سياسى و مذهبى تجديد شد و در زمان شاه‌عباس بزرگ به دولتى کاملاً ايرانى تبديل گرديد.  

شاه‌اسماعيل بنيان‌گذار سلسلهٔ صفويه به دستيارى و حمايت مديران ترک‌نژادِ شيعه ‌مذهب پدر و اجداد خود يعنى صوفيان قزلباش در تبريز به تخت سلطنت نشست و مذهب شيعه را مذهب رسمى ايران شمرد.

در روزگار صفويه صنعت و تجارت در ايران رو به پيشرفت نهاد و به‌واسطه شايستگى و کاردانى برخى از پادشاهان اين سلسله چون شاه‌عباس و شاه‌ عباس دوم امنيت و آسايش به کمال رسيد. برخى از هنرهاى زيبا راه ترقى و تکامل پيمود. يادگارهاى معماري، نقاشي، خط، تذهيب، پارچه‌بافي، قالى و ديگر آثار هنرى که از آن زمان به يادگار مانده، بيانگر توجه کامل سلاطين صفوى به ترويج هنرهاى زيبا و تشويق ارباب هنر از سوى آنان است.

 برپا کردن مجلس عزادارى در روزهاى محرم و صفر از رسومى است که صفويه آن را معمول داشتند برپا کردن اين مراسم موجب تشويق کسانى شد که داراى صوتى خوش بودند. اين گروه به روضه‌خوان معروف شدند و به شناخت دقايق نغمه‌ها و الحان موسيقى پرداختند. رفته رفته بر شمار مداحان، روضه‌خوانان افزوده شد.  

 عزادارى شيعيان براى خاندان نبوت و امامان و شهداى کربلا به‌صورت نوحه‌خوانى و سينه‌زنى و دسته‌گردانى از دورانى شروع شد که آل‌بويه بر بخش بزرگى از ايران و عراق عرب دست يافتند. و در اواسط سده چهارم هجرى بزرگ‌ترين دولت ايران پس از اسلام را تشکيل دادند. آل‌بويه شيعه‌مذهب بودند و در زمان آنان اين مذهب در ايران رسميت پيدا کرد.  

 در زمان پادشاهان آل‌بويه در دهه اول محرم شيعيان به عزادارى حضرت سيدالشهداء پرداختند. در سدهٔ هفت و هشت هجرى که تشيع در ايران قوت گرفت و رو به پيشرفت نهاد، مراسم عزادارى شيعيان در روزهاى سوگوارى گسترش يافت.  

خواندن نوحه‌ و زدن به سينه در ايام سوگوارى در ميان اعراب مرسوم بود و در دورهٔ اسلامى در ايران رايج گرديد. هر زمان که شيعيان ايران قدرت مى‌يافتند، نوحه‌خوانى و سينه‌زنى و دسته‌گردانى رواج مى‌گرفت چنانکه در دورهٔ صفويان عموميت يافت و بسيار رايج گشت و پادشاهان صفوى به‌ويژه شاه‌عباس علاقه بسيارى به اين نوع عزادارى داشت و خود در اين مراسم شرکت مى‌کرد و با يکى از دسته‌ها به‌راه مى‌افتاد.

 شعر نوحه را براى سينه‌زنى مى‌ساختند. يکى نوحه مى‌خواند و ديگران به نوا و آهنگ و وزن شعرهاى نوحه‌خوان سينه مى‌زدند. ولى شعرهاى مرثيه را در مجالس سوگوارى براى به گريه انداختن و اظهار تأسف شنوندگان بر قتل شهدا مى‌خواندند.  

 شيعيان کتاب روضةالشهدا را در روزهاى سوگوارى مى‌خواندند و عزادارى مى‌کردند. کم‌کم کسانى که اين کتاب را مى‌خواندند به مناسبت نام کتاب به روضه‌خوان معروف شدند و به ‌تدريج روضه را از بر مى‌خواندند. در دوره صفويان، جماعتى که آواز خوش داشتند، روضه‌خوانى را پيشهٔ خود کردند.

 هر ساله از روز نوزدهم تا بيست و هفتم ماه رمضان به مناسبت شهادت اميرالمؤمنين على (ع) و در ده روز اول ماه محرم به مناسبت شهادت امام حسين (ع) از سوى شاه و دولتمردان و بزرگان کشور در پايتخت و شهرهاى ديگر مجالس روضه‌خوانى برپا مى‌شد و در شب عاشورا و در روز بيست و يکم رمضان دسته‌هاى سينه‌زن با مراسم و تشريفاتى که هنوز در بسيارى از شهرهاى ايران کم و بيش رايج است به راه مى‌افتادند.  

در دوره‌اى که اهل موسيقى مطرود بودند و موسيقى خلاف شرع شمرده مى‌شد و از رونق و اعتبار افتاده بود، برپا داشتن مراسم عزادارى چون دسته‌گردانى و روضه‌خوانى و نوحه‌سرايى و سينه‌زنى جلوه‌گاه الحان و نغمات موسيقى شد و شعر و موسيقى در اين مراسم نقش مؤثرى داشت. ظهور خوانندگانى با نام روضه خوان که داشتن صداى خوش و دانستن دقايق فنى خوانندگى سبب رونق کارشان بود، در رواج خوانندگى و حفظ الحان و نغمه‌هاى ملى تأثير به‌سزايى داشت و اين فن را تا حدود زيادى از دستبرد حوادث و فراموشى نجات بخشيد. بر پايى مجالس روضه و دسته‌گردانى و نوحه‌خوانى و سينه‌زنى که در تمام عصر صفويه رواج داشت از زمان شاه‌عباس گسترش يافت و عموميت پيدا کرد. در نتيجه تعليم و تعلّم فن خوانندگى ميان خوانندگان منبرى و نوحه‌خوان‌ها رواج و رونق گرفت و دامنه آن به دوره‌هاى پس از صفويه و عصر قاجاريه نيز کشيده شد. 

در پايان براي آنکه حق مطلب ادا شود فهرست روضه خوان هاي معروف را مرور ميکنيم:

تاج نيشابوري (اول) مشهور به تاج الواعظين  اهل نيشابور که با آمدن به تهران به اوج شهرت رسيد و تحريرهاي زيبايي مخصوص به خود داشت. داستانهايي هم از هنرمنديهاي او نقل کرده اند. تاج ديگري هم نيشابور داشته است که به او در خراسان ( مشهد مقدس) تاج ثاني مي گفتند ولي صدايش به خوبي تاج اول نبود.

شيخ علي زرگر ، شيخ طاهر خراساني ( ضياء الذاکرين) ، شيخ عبدالحسين سردادور ، عبدالله تاج کاظميني شاگرد تاج نيشابوري ، سيد حسين عندليب ، علي خان نايب السلطنه متخصص اذان و مناجات ، قربان خان قزويني  وابسته به در بار ناصري ، سيد حبيب الله چاله حصاري ملقب به ضياء خلوت و .... اگر چه تعزيه و شبيه جنبۀ نمايشي دارد اما چون ايفا کنندگان نقشهاي مذهبي مي بايست اشعاري را به مناسبت با آواز بخوانند تا موثرتر باشد، بنابراين تعزيه خواني وشبيه خواني به نوبه خود گونه اي موسيقي  مذهبي به شمارمي آيد. هريک ازنقش ها داراي آهنگ يا آواز مخصوصي  بوده است؛ مثلا شبيه حضرت عباس(ع) بايد چهار گاه بخواند و ....

از تعزيه خوانهاي مشهور مي توان از سيد زين العابدين قراب کاشي، رضاقلي تجريشي ، سيد عبدالباقي بختياري ، ملاحسيني ، ميرزا غلام حسين ، جهانگير ، حاج بارک الله و ... نام برد.

منابع:

1-تاريخ مختصر موسيقي ايران، تاليف: تقي بينش، نشر هستان، چاپ ششم 1387

2-بخش موسيقي سايت آفتاب

 

سه‌شنبه 10 خرداد 1390 - 8:59


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری