جمعه 27 مرداد 1396 - 9:39
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني

 

يک کتاب تحقيقي قابل تامل

 

نقد کتاب سال شمار تاريخ سينماي ايران(نوشته هما جاوداني-نشر قطره)


دو دليل عمده را مي توان بر ضرورت گردآوري و تاليف کتابي چون سالشمار تاريخ سينماي ايران ذکر کرد که بررسي خود کتاب هم ما را به اين دو دليل رهنمود مي سازد. دليل اول آنکه، اصولاً به کتابهاي تاريخ سينماي ايران نمي توان رجوع سريع براي يافتن وقايع وجزئيات تاريخي هرسال وحتي ماه هاي هرسال داشت. عملي که به سرعت رجوع به يک فرهنگ يا دائرة المعارف سينمايي باشد. با مطالعۀ کتاب درمي يابيم که عنوان سال شمار به خوبي زيبندۀ اين کتاب است و اين عنوان به خوبي و به دقت درکتاب تحقق يافته به طوري که در فهرست کتاب مي توانيم به هرسالي که دلمان بخواهد رجوع کنيم و درهر سال يکي از دوازده ماه را انتخاب کنيم وببينيم چه اتفاقي درآن رخ داده است؛ ولي اين کار را با تاريخ سينما ها نمي توان انجام داد.

چرا که تاريخ سينماها در هر بخش خود يک مقطع زماني را به صورت کلي بررسي مي کنند و براي يافتن تاريخ دقيق يک اتفاق سينمايي بايد تمام آن مقطع زماني خوانده شودتا بدان دست يافت. دليل دوم که شايد مهم تر از دليل اول باشد اين است که درتاريخ سينماها گاه به دليل کلي ديدن وقايع، جزئياتي که درسال شمارها ديده مي شود از دست مي رود مثلاً اينکه در 13 دي 1309 اولين نقد سينماي ايران بدون امضاء ودر روزنامه اطلاعات چاپ شده است يا اينکه فلان سينماي تهران يا شهرستاني درچه ماهي از چه سالي تأسيس شده است. اينها از جزئيات مهمي است که تنها درچنين کتابي مي توان يافت و کندوکاو درجزئيات کوچک تر هم يکي از جنبه هاي مهم کتاب است.که اين جزئيات اکثراً از روزنامه ها و مجلات وبه طور کلي نشريات مختلف گردآوري شده ويافتني درهيچ تاريخ سينمايي نيست، آن هم با اين دقت وجزئيات.

جزئياتي که تنها در يک سال شمار مي توان يافت مثل آغاز به کار نشريات مختلف سينمايي با ذکر صاحب امتياز و سردبير، حوادث در سينما هامثل تعطيلي يا بازگشايي آنها، فعاليت کمپانيهاي خارجي فيلم در ايران، روش هاي تبليغي مختلف براي فيلم هاي اکران شده، اولين حوادث سينمايي در زمينه هاي مختلف مثل ساخت اولين فيلم مشترک با خارجي ها يا اولين فيلم دوبله شده و......و اين پرداختن به جزئيات گاهي شگفت انگيز مي شود مثلاً مي خوانيم که در مهر 1358 در سينماشهر فرنگ (بعدها آزادي) تابلويي نصب مي کنند که روي آن نوشته شده است :« طبق دستور کميتۀ انتظامات انقلاب اسلامي خواهشمند است از بردن اسلحه به داخل سينما خودداري کنيد.»که دستيابي به چنين اطلاعاتي نشان از دقت و وسواس خانم جاوداني دارد و اينگونه موارد در کتاب کم نيستند.

دراينجا بايد به بخش هاي اوليه سال شمار که به سال هاي آغازين پيدايش سينماي ايران مي پردازد هم اشاره اي بکنم که با خواندن آن مي توان خلاصه اي موجز ولي دقيق از تاريخ سينماي ايران درسال هاي اوليه را از نظر گذراند.

وقايعي مثل سفر مظفرالدين شــاه بــه فرنگ و ديــدار از تصاوير متحرک و دستور او براي خريد سينماتوگراف، اولين تصاويري که ميرزا ابراهيم خان عکاسباشي فيلمبرداري کرده است و اشاراتي مفيد به شخصيت هايي مثل ميرزا ابراهيم خان صحافبـــاشي، خـان بابا معتضدي،روسي خان و...که جوانان را با چکيده اي از سالهاي اوليه تاريخ سينماي ايران آشنا مي کند و براي محققين هم از جهت رجوع سريع به تاريخ وقايع، بسيار مفيد است.

در بخشهاي بعدي کتاب با آغاز توليدات سينماي ايران کمتر توضيحات تاريخي ذکر مي شود وحوادث آگاهانه به تبع زيادتر بودن توليدات و حواشي سينمايي آنها به صورت پاراگرافــهاي کوتاه تر ذکر شده است.

خانم جاوداني با وسواسي درخور ستايش هرچيزي که مربوط به تاريخ سينماي ايران بوده است در کتاب جمع آوري کرده است مثل ذکر تاريخ تولد ومرگ شخصيت هاي سينمايي ،کتاب هاي انتشاريافته، اساسنامه ها وآئين نامه ها، اسامي برندگان جشنواره هاي سينمايي وحتي برنامه هاي کانون هاي مختلف فيلم در ايران را با ذکر نام و... البته نگارنده ضرورت ذکر اسامي فيلم هاي نمايش داده شده در کانون هاي فيلم مثل فيلمخانه ملي، خانه سينما و ارتباط آن را با تاريخ سينماي ايران درنيافته است. اما به هرحال اين بخش براي کساني که فيلم ها را درآن زمان ديده اند حالتي نوستالژيک و خاطره انگيز دارد و ضرورت ذکر اين بخش را هم بايد در وسواس خانم جاوداني درپرداختن به جزئيات جستجو کرد.

البته خانم جاوداني هرچند به جزئيات دقيق و موشکافانه پرداخته اند ولي با مرور کتاب در مي يابيم که ايشان از اطلاعات غيرلازم واتفاقات بي اهميت و ژورناليستي نظير آنچه درنشريات زرد چاپ مي شوند و درکتاب سازيهاي رايج که در بازار نشر هم به چشم مي خورد، اجتناب کرده وبدين ترتيب اعتماد خواننده را به خود جلب مي کند و علاقه مندان جدي سينما را در پي گيري مطالب کتاب راسخ تر مي سازد.

به هرحال بعداز خواندن سال شمارتاريخ سينماي ايران، وسواس ودقت در جزئيات به خواننده هم سرايت مي کند بخصوص اگربخواهد نگاهي ناقدانه به کتاب داشته باشد. با مقايسۀ سال شمار با تاريخ سينماهاي آقايان مسعود مهرابي و جمال اميد اطلاعات نادرستي در کتاب نيافتيم.کاستي هاي کتاب بيشتر مربوط به جا افتادن معدودي از اطلاعات مهم وبرخي اطلاعات جزئي تر مي شود و بخشي هم به مسئله چگونگي رجوع به مطالب کتاب برمي گردد.

 از اطلاعات مهمي که از کتاب جاافتاده اند مي توان به ساخت اولين آنونس فيلم درتاريخ سينماي ايران براي فيلم دختري از شيراز(ساموئل خاچيکيان) در سال 1322 يا وارد کردن نوازنده وداير کردن بوفه درسينماها براي اولين بار توسط اردشيرخان ارمني در سال 1291 اشاره کرد که البته اين نوع اطلاعات جا افتاده درمقايسه باحجم اطلاعات مفيد ذکرشده درکتاب بسيار ناچيز است ولي به هرحال يکي از اطلاعاتي که درسراسر کتاب با وسواس به ما منتقل مي شود مربوط به اولين پديده هاي سينماي ايران مي شود،  بنابراين ذکر موارد ياد شده در کتاب لازم مي نمايد.

درمقايسه اي با دوجلدکتاب، کتابشناسي سينما در ايران گردآوري شده توسط آقاي مسعود مهرابي با کتابهاي ذکرشده درسال شمار، متوجه مي شويم فهرست تقريباً کامل است ولي فيلمنامه فردوسي وامير ابوعلي سيمجور چاپ شده درسال 1335 به چشم نمي خورد و چندکتاب که آقاي مهرابي در مقدمه جلد اول کتابشناسي سينما در ايران ذکر کرده اند که به آنها دسترسي نداشته ولي نام نويسنده وتاريخ انتشار آنها را ذکر کرده اند و از کتابهاي سينمايي پيش از انقلاب هستند جايشان در سال شمار خالي است،از جمله کتاب چارلي چاپلين نوشتۀ ابوتراب شايگان ملايري چاپ شده به سال  1331 يا کتاب سينماي جديد امريکا چاپ انجمن فرهنگي ايران و امريکادر سال 1347 و... با توجه به اينکه اين کتاب ها چاپ شده در سالهاي دور هستند ذکر آنها مي توانسته براي کتاب بسيارمفيد باشد.

يکي از مسائل ديگري که يکدستي کتاب خانم جاوداني را از بين برده اين است که در برخي از سالها پرفروش ترين فيلم سال با ذکر رقم فروش نام برده شده است.ولي برخي سالها اصلاً فروش ذکر نشده است.البته اين مسئله تا حدي به دشواري دستيابي به برخي از اطلاعات و نبود آرشيوهايي که در کشور ما بتوان به
آنها رجوع کرد، برمي گردد.

از جمله ضرورياتي که براي چنين کتابي بايد برآورده مي شد اين بود که بايد درانتهاي کتاب، فهرستي از اسامي فيلم ها و نام اشخاصي که درکتاب آمده با مشخص شدن صفحۀ مربوطه، ذکر مي شد تا رجوع کننده به کتاب علاوه براين که براساس تاريخها به مطالب دسترسي دارد بتواند مثلاً از روي نام يک کارگردان يا منتقد به سالي که به دنياآمده يا درگذشته است دست پيدا کند،يا مثلاً رجوع سريع براي اينکه فلان فيلم درچه سالي ساخته شده واکران آن چه حواشي داشته است.

به هرحال کاستي هاي کتاب به اين موارد اغلب کوچک محدود مي شودکه براي يک کتاب اول،اندک مي نمايد البته راهنماييهاي آقاي رحيميان و استاد خسرو دهقان هم گويي براي خانم جاوداني بسيار مفيد بوده، ولي به هرحال با بررسي کتاب متوجه مي شويم که خودخانم جاوداني هم زحمت زيادي کشيده اند وسخت کوشي و وسواس فراواني به خرج داده اند و با تلاشي پنج ساله کتابي قابل تأمل را گردآوري کرده اند. اين کتاب وکتابهايي نظير آن نويد پيدايش نسل جديدي از محققان سينماي ايران درکنار نسلهاي قبلي وکساني مثل زنده ياد حميد شعاعي، مسعود مهرابي، جمال اميد، غلام حيدري و....مي دهد. به هرحال اين کتاب براي تمامي علاقه مندان تاريخ سينماي ايران و محققين و پي گيران اين سينما منبعي بسيار مفيد است.

 

دوشنبه 9 خرداد 1390 - 8:26


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری