پنجشنبه 8 تير 1396 - 13:39
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

روايت مهاجرت

 

نگاهي به کتاب اشکهاي پيازي اثر ديانا کيد

ديانا کيد نويسنده معروف و صاحب آثاري چون اشک هاي پيازي، يک جاي آبدار و گوشتالو، و دوستت دارم جيسون ويلان، برنده جايزه کتاب کودک استراليا وکانديداي دريافت جايزه ادبي کتاب کودک ويکتورين درسال 1990مي باشد. اثري که هم اکنون به نقد و بررسي آن مي پردازيم کتاب اشکهاي پيازي خلق شده توسط همين نويسنده به تصويرگري مي يام لو و ترجمه فرهمر منجزي که در سال1389توسط انتشارات اميرکبير به چاپ رسيده است مي باشد. قبل از هر چيز ذکر اين نکته مهم به نظر مي رسد که در آثاري که به زبان فارسي يا به طور کلي به هر زبان ديگري ترجمه مي شود نبايد نقش مترجم را در روايي و شيوايي اثر ناديده گرفت. که در اين مورد اشاره اي خواهيم داشت.

اشک هاي پيازي داستان پناهندگي و زندگي کودک ويتنامي، از جنگ و گريز او به همراه پدربزرگش به کشور ناشناخته به نام استرالياست. به لحاظ محتوي، روايت خاص اين کتاب باعث مي شود تا مخاطب تفاوت ها و پيوندهاي فرهنگي دو کشور را همزمان در يک اثر به همراه داستان ها و ماجراهاي کوتاه درون کتاب يافته و مخاطب را مجبور به کشف اين تفاوت ها و پيوندها و استفاده از ذهن تصويرساز خود مي کند. همانطور که از نام اثر پيداست نام_هونگ شخصيت اصلي داستان در پشت پرده اي از اشک هاي تصنعي، دردها و احساسات خود را پنهان کرده و در طول داستان به بروز اين احساسات و کشف دروني  خود مي پردازد. محيط پيرامون داستان نيز به دليل وجود شخصيت هاي کودکانه زيادي که نويسنده خلق کرده مملو از داستان ها و ماجراهاي کودکانه و بعضا ترس آور مي باشد. در واقع ماجرا در هاله اي از روياها و داستان سرايي هاي کودکانه شکل مي گيرد.

ساختار داستان کاملا ساده و به دور از هر گونه اصطلاحات و جملات پيچيده مي باشد.لازم به ذکر است براي برقراري و ايجاد چنين شاخصه اي در نويسندگي،کمک و همراهي مترجم و نويسنده به طور همزمان و تعاملي لازم مي باشد. در واقع راوي داستان همان شخصيت اصلي آن يعني نام_هونگ است. شکل روايت داستان بدين گونه بوده که شخصيت اول داستان با استفاده از نامه هايي که به پرنده کوچک خانگي اش که قبل از مهاجرت در خانه نگهداري مي کرده به گذشته بازگشت کرده و داستان را تعريف و روايت ميکند.در واقع داستان از اواسط مهاجرت شروع شده،با توصيفات راوي به گذشته بر مي گردد و در انتها داستان را به گونه اي زيبا خاتمه مي دهد. استفاده هوشمندانه و زيرکانه نويسنده از اين روش بسيار آشکار و دل انگيز بوده و مخاطب را به گونه اي آرام با خود همراه مي کند. استفاده از اين سبک نوشتاري در فيلمنامه نويسي نيز مرسوم بوده که باعث جذب بيشتر خواننده مي شود.

نام_هونگ شخصيت اصلي داستان مي باشد گرچه وجود شخصيت هاي مکمل را در کنار او نبايد ناديده گرفت اما پايه هاي داستان بر روي انزوا و گوشه گيري و به طور کلي مشکلات و کمبود هاي او شکل مي گيرد. خواننده در طي داستان همراه با نام_هونگ پي به دردها و دليل اين انزوا مي برد، سفر ناگهاني در خلال از دست دادن پدربزرگ و دوري او از خانواده، دليل عمده و اصلي اين مشکلات مي شود. ارتباط حساس و اثرگذار نام_هونگ با معلم مدرسه، خانم ليلي و شخصيت مکمل او در اثر کاملا به چشم مي خورد. خانم ليلي در طي مهاجرت نام_هونگ به او کمک مي کند تا بر ترس هاي خود غلبه کرده و باعث مي شود نام_هونگ بتواند احساسات دروني خود را آشکار کند و زندگي جديدش را در استراليا بپذيرد و به بهترين شکل بر مشکلاتش چيره شود. به عنوان مثال ترس نام_هونگ از بالا رفتن از درخت و يا ترس او از دريا در اين تعامل دو طرفه ما بين او و معلمش در انتها تبديل به لحظات زيبا در زندگي نام_هونگ شده و به او کمک مي کند تا بهتر زندگي کردن را بياموزد. در مورد شخصيت خانم ليلي مي توان به نکاتي توجه کرد. اولا آنکه شخصيت به طور کاملا آهسته وارد داستان شده و در اواسط داستان اثر خود را بر شخصيت اصلي به طور کامل نشان مي دهد. به عبارت ديگر تاثير شخصيت خانم ليلي بعد از آشنايي مختصر مخاطب با داستان و روايت کلي داستان بروز کرده و تا انتها داستان همراه با نام_هونگ پيش مي رود تا جايي که به اصطلاح نويسندگان گره اصلي داستان باز شده و بخش پاياني داستان آغاز مي شود. ثانيا بايد توجه داشت که در ابتدا به نظر مي رسد خانم ليلي ارتباطي با داستان اصلي نداشته و در حاشيه قرار خواهد گرفت اما در اواسط داستان نتيجه گيري به نقطه اي مي رسد که نقض قضيه فوق را شامل مي شود. همينطور که مي دانيد نبايد از نقش تاثيرگذار ساير شخصيت ها که موجب پيش برد داستان شده گذشت.

رابطه تنگا تنگ نام_هونگ با چومينه، کارگر رستوراني که او در آن زندگي مي کند باعث جذابييت هر چه بيشتر اثر شده است. چومينه پسر کارگر ساده ايست که به نظر مي رسد عالم و داستاني جدا دارد که همين ويژگي او را تقريبا به قهرمان زندگي نام_هونگ مبدل کرده است. گرچه در طي اثر سخن و ديالوگ هاي کمي از او به چشم مي خورد اما با وجود اين خصيصه در چومينه تاثير شگرف او را در بروز شخصيت پنهان نام_هونگ نمي توان ناديده وکم ارزش دانست. در ارتباط با شخصيت عمه داستان که از ابتدا با شدت خاصي به توصيف او پرداخته شد، نکته اي نهفته است و آن اينکه به نظر مي رسد نويسنده در ايجاد نقش براي او اندکي کوتاهي کرده و فراز و فرود شديدي را به نقش تحميل کرده است. زيرا همانطور که گفته شد اين شخصيت در ابتداي داستان پررنگ بوده به و طريقي به خواننده القا مي کند که در امتداد داستان او بايد يکي از سه شخصيت اصلي داستان باشد اما به دليل اينکه هر چه به انتهاي داستان نزديکتر مي شويم تاثير و نقش عمه ي داستان کمتر شده و اين نکته او را از نيروي بلقوه اي که مي توانست نقش را تبديل به شخصيت دوم يا سوم اثر کند دور مي نمايد.

همانطور که در سطرهاي بالاتر به آن اشاره شد نقش هاي ديگر متن از جمله دوستان و همکلاسي هاي نام_هونگ نيز به خواننده کمک مي کند تا مشکلات و رنج هاي او را بهتر درک کرده و در همراهي طيف خوانندگان به سادگي و شايستگي حضوري چشم گير دارند.

نکته لازم به ذکر، همانطور که قبلا گفته شد سهم بسزاي مترجم در شيوايي و سادگي متن مي باشد. استفاده به جا از کلمات و جملات کوتاه همراه با صداقت کودکانه و به دور از هر گونه پيچيدگي باعث زيبايي اثر شده در واقع نقش مترجم در اين اثر به خوبي آشکار مي باشد زيرا يک ترجمه خوب از پراکندگي و سردرگمي مخاطب جلوگيري مي کند و خوشبختانه مي توان گفت اين شاخصه ترجمه در اين اثر به خوبي نمايان است و مترجم توانسته از فنون ترجمه متون با ذکاوت کامل استفاده کند. تصويرگري بسيار زيبا که همراهي هماهنگي با تک تک لحظه هاي داستان داشته اين نکته را در ذهن مخاطب روشن تر مي کند که توازن نسبي بين انتخاب عوامل تهيه اين کتاب برقرار شده به طوري که همه اين عوامل در کنار هم مهر تاييدي است براي کتاب حاضر و جوايزي که دريافت کرده است.

در انتها با توجه به کليت داستان و شخصيت پردازي هاي عالي آن و همچنين چشم پوشي از کاستي هاي اندک، مي توان گفت اشک هاي پيازي اثر ديانا کيد ،موفق و در خور تحسين مي باشد و دريافت جايزه کتاب کودک استراليا شايسته و برازنده اين کتاب و خالقش بوده است.

با آرزوي توفيق روز افزون براي مترجم اثر و به اميد انتشار مجدد کتاب هايي از اين دست توسط انتشارات امير کبير.

 

 

يكشنبه 8 خرداد 1390 - 14:22


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری