پنجشنبه 8 تير 1396 - 13:40
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

شش نمايشنامه کوچک

 

بررسي مجموعه نمايشنامه پشت چراغ قرمز

مجموعه نمايشنامه پشت چراغ قرمز نوشته مسلم قاسمي است که توسط انتشارات سوره مهر  حوزه هنري در هفدهمين مجموعه نمايشنامه ماه منتشر شده است. اين مجموعه همانطور که در زير عنوان اثر نيز آمده، مجموعه اي آموزشي است. از اين رو بايد آن را مطابق با مقتضيات خود و ويژگي هاي خود مورد بررسي قرار دهيم. چنانکه نه از آن انتظار ويژگي هاي خاص يک نمايشنامه خاص را داشته باشيم و نه آن را با چنين نگاهي بررسي کنيم. در هر صورت نگاه موشکافانه نقد نيز در مورد اين اثر در صورتي که بخواهد به نتيجه اي برسد نيازمند نوعي تغيير است. در واقع لازمه بررسي درست پشت چراغ قرمز نگاه به ان از دريچه آموزشي بودن است. چرا که در غير اين صورت نتيجه مثبتي حاصل نمي شود و همان نتيجه نيز از واقعيت اثر و هدف آن دور خواهد بود.

مجموعه هاي آموزشي هميشه بيش از آن که به دنبال ارائه اثري صرف باشند به دنبال آموختن نکات و تکنيک ها هستند. به طوري که آموزش نکات و تکنيک ها بر اثر ارجحيت مي يابد و نويسنده اثر کوشش ابتدايي خود را بيش از هر چيز بر ارائه تکنيک ها و نکات مختلف در غالب اثر خود، قرار مي دهد. از مجموعه نمايشنامه پشت چراغ قرمز ينز چنين انتظاري مي رود. هرچند که نمي توان گفت اين موضوع به طور کامل مورد توجه قرار گرفته است. و حقيقتا بجز سادگي محتوا و ساختار در نمايشنامه هاي آورده شده نکته فراتري که نشان از آموزشي بودن اثر باشد، وجود ندارد.

در ادامه به بررسي موردي هر نمايشنامه مي پردازيم و در مورد هريک به توضيحات مختصري بسنده مي کنيم.

نمايشنامه اول به نام پشت چراغ قرمز، که عنوان کتاب نيز بر گرفته از آن است را مي توان نمونه کاملتري نسبت به ساير آثار اين مجموعه دانست. وجود هفت شخصيت مختلف در اين نمايشنامه خود نشانگر پردازش بيشتر صورت گرفته بر آن است. البته نمي توان براي هريک از اين شخصيت ها تعريفي جداگانه و خاص داشت و به ويژگي هاي خلقي آن شخصيت پرداخت. چرا که سه شخصيت آن يعني مرد 2 و سه و نيز دختر بچه سه ساله، تنها به عنوان اضطرار در بطن قصه حضور دارند و شايد نتوان از آن ها به عنوان يک شخصيت کامل که پيشبرده جريان نمايش هستند نام برد. اما دو شخصيت مرد و مرد اول را مي توان شخصيت هاي اصلي اين نمايشنامه دانست. جايي که نويسنده کوشيده با آوردن دو فرد از دو قشر کاملا متفاوت جامعه و نشان دادن اين تفاوت ها در خلقيات و پوشش آن ها حرف خود را بزند. گذاشتن اين دو شخصيت در پشت چراغ قرمز و در يک صحنه تصادف و برخورد يک سان آن ها با مسئله و درگير شدن با يکديگر از مواردي است که به خودي در اثر توصيف شده است. از سويي شخصيت سوم ماجرا يعني مرد شماره دو براي حل دعواي رخ داده وارد صحنه مي شود. در مورد اين شخصيت نويسنده ترجيح مي دهد بدون قضاوت و نمايش ويژگي هاي او تنها او را به عنوان يک فرد عاقل و داناي صحنه به نمايش بگذارد. حال اين شخصيت مي تواند از هر قشري از جامعه باشد. در نهايت نيز شخصيت زن حضور دارد؛ که هرچند داراي ديالوگ هاي به نسبت زيادي است و عملکرد ويژه اي در نمايشنامه بر عهده دارد؛ اما معرفي و خلق آن ويژگي خاصي را دنبال نمي کند و حضور وي تنها داستان را داراي کش و قوس کرده است. در واقع شخصيت زن با وجود آنکه اشکالي در حضورش مشاهده نمي شود؛ ضرورتي نيز براي حضورش وجود ندارد. در نهايت پشت چراغ قرمز از نظر محتوايي نيز اثري است با مضمون اخلاقي، که به مسائل حاشيه اي، روزانه، سطحي و هميشگي جامعه مي پردازد و زمينه اثر در خيابان شکل گرفته است.

دومين نمايشنامه مورد بررسي با عنوان تا سيدخندان، نيز از نظر محتوايي داراي همان ويژگي هاست و اثر در محيط خيابان و با نگاهي ويژه به مسئله حمل و نقل و دستمايه قرار دادن آن براي ارائه موضوعات اخلاقي شکل گرفته است. در اين نمايشنامه شش شخصيت با نام هاي مرد يک و دو ، راننده و زن يک و دو و سه حضور دارند. در اين نمياشنامه برعکس نمايشنامه قبلي همه شخصيت ها با هم در صحنه حضور ندارد و حضورشان از ترتيبي خاص پيوري مي کند. هر کدام از آن ها وارد جمع حاضر در صحنه مي شوند، به ايفاي نقش خود مي پردازند و مي روند و در اين ميانه نمي توان گفت کدام شخصيت وظيفه محوري تري در داستان بر عهده دارد. هرچند مثلا شخصيت راننده بيشتر از سايرين به چشم مي آيد و حضور مستمري در داستان دارد. در مقابل شخصيت يکي از مردها اثر گذاري بيشتري بر روند نمايشنامه گذاشته است. و از سويي جرقه شروع و شکل گيري موضوع اثر را يکي از شخصيت هاي زن نمايشنامه زده است. به هر روي شخصيت پردازي تا سيد خندان داراي نکته ويژه اي نيتس و تنها نمايش همين تفاوت هاي نوع شکل دادن به شخصيت ها مي توان معرف شيوه هاي گوناگون شخصيت سازي در اثر باشد. نکته ديگر در مورد نمايشنامه تا سيدخندان موضوع اثر و شکل پرداختن به آن است. موضوع اثر را مي توان خوب توصيف کرد و ارائه آن را متوسط رو به ضعيف دانست. به اعتقاد نگارنده اثر در موارد به سمت غيرواقعي شدن مي رود و شرايطي به نمايش کشيده مي شود که کمتر مي توان ان را در جامعه مشاهده کرد. هرچند دور از ذهن نخواهد بود اما ارائه آن نيازمند طرحي و بياني است که آن را باورپذير بنمايد.

سومين نمايشنامه مورد بررسي حق تقدم نام دارد. راننده يک و دو، جوان، مرد يک و دو، سروان سرهنگ و زن آدم هاي اين نمايشنامه هستند. اين اثر را از نظر شخصيت پردازي نمي توان داراي ويژگي خاصي برشمرد. آدم هاي داستان حضوري به ضرورت در متن نمايشنامه دارند و دليل حضورشان تنها پيشبرد داستان مطرح شده است و روايت هيچ گاه از اين شخصيت ها در جهت ارائه پيام خود استفاده محوري نمي نمايد. بعضي از شخصيت ها حضور پررنگ تري دارند و بعضي ديگر کم رنگ تر و تنها تفاوت همين است. حق تقدم را اما مي توان از زاويه اي ديگر نيز مورد نقد قرار داد؛ و آن بررسي محتوا و شکل توصيف اين محتوا است. همانطور که از نام اثر نيز پيداست اين نمايشنامه نيز در زمينه خيابان شکل مي گيرد و بحث و جدل بر سر جاي پارک شکل دهنده ديالوگ هاي اطلي بين طرفين است. اما نکته قابل ذکر در اين اثر قار دادن يک جوان ساده در مقابل شخصيتي مملکتي و سياسي است. اين موضوع علاوه بر آنکه باور پذيري اثر را کم کرده و نکته اخلاقي اثر را در حاله اي از جذابيت تصنعي فرو برده؛ از سويي غير ضروري بنظر مي رسد. به عبراتي ضرورت وجود چنين شخصيتي و ايجاد چنين موقعيتي از سوي نويسنده درک نمي شود. نکته ديگر وارد بر اين اثر نيز گنگ بودن روند داستان است که با وجود سادگي اثر گاهي مخاطب را دچار سردرگمي در خواندن گفتگو ها مي کند.

چهارمين اثر مورد بررسي افشاگري نام دارد. مرد يک و دو، خانم يک و دو و راننده پنج شخصيت شکل دهنده اين نمايشنامه هستند. اين اثر را مي توان نمايشنامه اي کاملا گفتگو محور دانست که دايلوگ ها در آن نقش ويژه اي بازي مي کنند. در اين نمايشنامه بر خلاف اثر قبلي مي توان شخصيت مرد دو را شکل دهنده داستان دانست و اثر بر روي ويژگي هاي اوست که شکل گرفته و داستان خود را بيان مي کند. در واقع مي توان او را شخصيت اول داستان معرفي کرد که علاوه بر محوري بودن نقش داراي ويژگي هاي يک شخصيت کامل نيز هست. به عنوان مثال نيوسنده توانسته به خوبي به شخصيت پردازي در مورد او دست بزند و با به نمايش گذاشتن ويژگي هاي اخلاقي او در کنار اعمال و سکنات ظاهريش (مانند به سرعت تسبيح گرداندن به عنوان يک ويژگي بارز) و نيز نوع پوششش، وابستگي وي را به طبقه خاصي از اجتماع به خوبي معرفي کند. در مقابل او نيز وجودساير شخصيت ها از چنين مزايايي بهره مي برند و به طور کلي نويسنده در اين اثر شخصيت پردازي را منحصر به هر کدام از آدم هاي قصه نموده و با توصيفات مناسب در اين امر موفق نيز بوده است. چرا که توانسته نوع ديگري از ايجاد شخصيت در نمايشنامه را به تصوير بکشد. در نهايت محتواي داستان نيز با عطر و بويي سياسي اجتماعي داراي جذابيت هاي ويژه اي است که مي تواند با ديالوگ هاي تند خود حواس هر مخاطبي را جمع کند.

فقر کاذب عنوان پنجمين نمايش نامه اين مجموعه است. دکتر، پرستار، مرد، مادر، پيرزن و کودک يک و دو مجموع شخصيت هاي اين اثر هستند. اين اثر را نمي توان در جايگاه يک اثر معمول بررسي کرد چرا که ذاتا به نظر مي رسد براي آموزش و معرفي شيوه اي از نمايشنامه نويسي آورده شده است. اثري که دو تن از شخصيت هايش هيچ حضوري در آن ندارند و از سويي در ميانه راه داستان نيمه تمام مي ماند. همچنين اين نمايشنامه را مي توان تنها نمايشنامه مجموعه دانست که در فضاي خيابان شکل نمي گيرد. هرچند که داراي چنان پس زمينه اي هست و همچنان اتفاقي قبل از شروع اثر در خيابان رخ داده است. نکته انتهايي در مورد فقر کاذب نيز ساده بودن بيش از حد ديالوگ ها است که در مواردي اثر را اثري کودکانه جلوه مي کند؛ که اين مورد بر باورپذيري اثر و جذابيت آن براي مخاطب اثر منفي دارد.

آخرين اثر مورد بررسي اين مجموعه و آخرين نمايشنامه آن با عنوان ام آر آي، تنها سه شخصيت دارد. مرد يک و دو و راننده. در اينجا نيز شخصيت ها تقدم و تاخر خاصي نسبت به يکديگر ندارند و حضور هر سه آن ها در حدود ثابتي الزامي به نظر مي رسد. تعداد کم شخصيت ها باعث شده است که اثر از نظر گفتگو هاي رد و بدل شده داري قوام بيشتري به نظر برسد و  ماجراي اثر نيز تا حدود بيشتري نسبت به ساير آثار مجموعه مورد توجه و تفصيل قرار گرفته است. البته مي توان گفت شخصيت مرد يک و راننده به نسبت مرد يک از نقش حياتي تري در نمايشنامه برخوردار هستند. اما نمي توان چنين نظري را منجر به حذف مرد دو دانست. اين اثر نيز ماننده ساير آثار اين مجموعه در خيبان و وسائل حمل و نقل شکل مي گيرد و قدم به دغدغه هاي روزمره مردم مي گذارد.

در نهايت بايد گفت مجموعه نمايشنامه پشت چراغ قرمز مجموعه اي است از نمايش هاي کوتاه قالبا آموزشي که در هر جايي از جمله خيبان مي توان آن را اجرا نمود و از نظر محتوايي نيز زمينه شکل گيري همه داستان هاي آن در خيابان است. اين مجموعه يقينا براي علاقمندان به تئتار به عنوان نمونه اي براي عمل خواندني خواهد بود و اثر داراي مخاطبان و کاربرد خاص خود در اين حوزه است.

با آرزوي توفيق روز افزون براي مسلم قاسمي و تشکر از نشر سوره مهر

 

 

چهارشنبه 28 ارديبهشت 1390 - 10:24


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری